<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	version="2.0">
<channel>
	<title>ماهنامه‌ نهاد بین‌المللی سکارنای من</title>
	<link>https://mysekarna.blogix.ir</link>
	<atom:link href="https://mysekarna.blogix.ir/rss.xml" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<description>این وبلاگ از پایگاههای نشر ماهنامه تنور وابسته‌ به《نهاد بین‌المللی سکارنای من》بنیان شده توسط دکتر اسماء دگلی در سال ۲۰۲۰ است.</description>
	<language>fa</language>
	<ttl>60</ttl>
	<generator>https://blogix.ir</generator>
	<lastBuildDate>Sun, 18 Oct 2026 01:48:21 +0330</lastBuildDate>
	<item>
		<title>شروع پیش‌نویس شماره‌ی هفتم/صفحه شروع</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/140</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/140</guid>
		<pubDate>Sun, 18 Oct 2026 01:16:53 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[۷ تنور روشن ... 
ماهنامه‌ تنور
وابسته‌ به
نهاد بین‌المللی سکارنای من
My Sekarna International Organization
MSIO 🌱
Beyond NGO
By Dr.Asma Dagali in 2020
ماهنامه‌ی اینترنتی نهاد بین‌المللی سکارنای من با نام دوم تنور و نام پیشین گیتی با هفتمین شماره‌ی خود به حیات و نشر ادامه می‌دهد.
سردبیر: دکتر اسماء د...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>۷ تنور روشن ...</h4><p> </p><p><a href="%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%20%D8%AA%D9%86%D9%88%D8%B1" rel="nofollow">ماهنامه‌ تنور</a></p><p>وابسته‌ به</p><p><a href="%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%20%D8%A8%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C%20%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D9%86" rel="nofollow">نهاد بین‌المللی سکارنای من</a></p><p><a href="https://My%20Sekarna%20International%20Organization" rel="nofollow">My Sekarna International Organization</a></p><p><a href="https://MSIO" rel="nofollow">MSIO</a> 🌱</p><p>Beyond NGO</p><p>By <a href="https://Dr.Asma%20Dagali" rel="nofollow">Dr.Asma Dagali</a> in <a href="https://2020" rel="nofollow">2020</a></p><p>ماهنامه‌ی اینترنتی <a href="%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%20%D8%A8%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C%20%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D9%86" rel="nofollow">نهاد بین‌المللی سکارنای من</a> با نام دوم <a href="%D8%AA%D9%86%D9%88%D8%B1" rel="nofollow">تنور</a> و نام پیشین <a href="%DA%AF%DB%8C%D8%AA%DB%8C" rel="nofollow">گیتی</a> با هفتمین شماره‌ی خود به حیات و نشر ادامه می‌دهد.</p><p>سردبیر: <a href="%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1%C2%A0%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%A1%20%D8%AF%DA%AF%D9%84%DB%8C" rel="nofollow">دکتر اسماء دگلی</a></p><p>سایر اعضاء: تنور تیم</p><p>زمان نشر <a href="%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%20%D8%AA%D9%86%D9%88%D8%B1" rel="nofollow">ماهنامه‌ی تنور</a> یکم هر ماه به وقت شامگاه ایران میباشد.</p><p>لینک عناوین جهت سهولت در دسترسی به مطالب پیشکش می‌شود:</p><p><a href="https://mysekarna.blogix.ir/posts">https://mysekarna.blogix.ir/posts</a></p><p>فهرست:</p><p>عنوان.........صفحه</p><p>هنگامه کنیم .........۱</p><p>آبان چیست؟ ...............۲</p><p>با هوشمان کلنجار برویم ............۳</p><p>به عضلاتمان شوک و رهایی بدهیم ................۴</p><p>یک مقاله‌ی فرهنگی بخوانیم .................۵</p><p>یک مقاله‌ی حقوقی بخوانیم ..............۶</p><p> در پیرامون خود قرار یابیم ................۷</p><p>سیاست را ورق بزنیم ...............۸</p><p>جامعه‌شناسی را ورق بزنیم ............۹</p><p>معجر شعر روشن باید ...............۱۰</p><p>پژوهشی در علوم اجتماعی بخوانیم ..............۱۱</p><p>در پیرامون خود قرار یابیم ............۱۲</p><p>با علوم نوین همراه شویم ............۱۳</p><p>ترفند هنری بیاموزیم .................۱۴</p><p>به عضلاتمان شوک و رهایی بدهیم ...........۱۵</p><p>مطلبی در حوزه‌ی فرهنگی بیاموزیم ..............۱۶</p><p>مطلبی در حوزه‌ی پزشکی بیاموزیم .............۱۷</p><p>داستان دنباله‌دار .................۱۸</p><p>دادخواه باشیم ...............۱۹</p><p> </p><p>📰جهت تماشای بهتر هر عکس روی آن کلیک کنید(ضربه بزنید و نگه دارید) و گزینه‌ی open image</p><p>(preview image) را انتخاب نمایید.</p><p>📩تنها پل ارتباطی با <a href="%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%20%D8%AA%D9%86%D9%88%D8%B1" rel="nofollow">ماهنامه‌ی تنور</a> بخش ارسال نظر در همین صفحه(صفحه شروع) است.</p><p>🌱به احترام خانه‌یمان زمین و به پاسداشت درخت <a href="%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%20%D8%AA%D9%86%D9%88%D8%B1" rel="nofollow">ماهنامه‌ی تنور</a> نسخه‌ی کاغذی نخواهد داشت. این نشریه صرفاً اینترنتی(مجازی) و در آدرس درج شده در زیر منتشر می‌شود:</p><p><a href="https://mysekarna.blogix.ir">https://mysekarna.blogix.ir</a> </p><p>🔋powerful</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1280/852;" src="https://dl.blogix.ir/20261014070942953161.webp" width="1280" height="852"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/140/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>دکتر اسماء دگلی</category>
		<category>powerful</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی هفتم/صفحه یک</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/139</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/139</guid>
		<pubDate>Sun, 18 Oct 2026 01:10:51 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[هنگامه کنیم ... 
مقداری نیوز:
خبر اول⬅️ آیا اشیاء پرنده در آسمان ایران UFO بیگانگان فضایی ست؟
از دو قرن پیش انسان‌ها از دیسک‌های پرنده برای جاسوسی و امور نظامی استفاده می‌کرده‌اند. این پرنده‌ها جدید نیستند علاوه‌بر آن از جهت ساختاری برای سفر فضایی مناسب نیستند و اشکال شکافنده ارجعند. تنها در صورتیکه...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>هنگامه کنیم ...</h4><p> </p><p>مقداری نیوز:</p><p>خبر اول⬅️ آیا اشیاء پرنده در آسمان ایران UFO بیگانگان فضایی ست؟<br>از دو قرن پیش انسان‌ها از دیسک‌های پرنده برای جاسوسی و امور نظامی استفاده می‌کرده‌اند. این پرنده‌ها جدید نیستند علاوه‌بر آن از جهت ساختاری برای سفر فضایی مناسب نیستند و اشکال شکافنده ارجعند. تنها در صورتیکه سفر از طریق کرمچاله انجام شود پرنده‌های دیسکی قابلیت ویژه‌ای دارند.<br>نکته: مطابق بررسی‌های نهاد بین‌المللی سکارنای من بزرگترین تحقیقات علمی در زمان جنگها و سایر اتفاقات پر سر و صدا رخ می‌دهند. بشقاب‌پرنده‌ها نیز از زمان جنگ جهانی استفاده‌ می‌شده‌اند و در واقع سوژه‌ای کهنه و سوخته‌اند. پس اتفاق بزرگتر و جدیدتری از حمله‌ی فرازمینیان در حال وقوع است. خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.<br>خبر دوم⬅️ آیا مردگان به برزخ میروند؟<br>تمامی مردگان نه! زیرا مطابق تیم خبرگزاری نهاد بین‌المللی سکارنای من عده‌ای از مردگان از این شهر به آن شهر نقل مکان می‌کنند و زن و زندگی جدیدی در آنجا اختیار می‌کنند!<br>خبر سوم⬅️ آیا گیاهان می‌توانند جهان ما را تسخیر کنند؟ جواب بله است. مطابق تحقیقات تیم پژوهشی نهاد بین‌المللی سکارنای من در واحد فستیوال علمی_پژوهشی اسماء دگلی، گیاهان ما را به چشم منبع تغذیه‌ای خود می‌بینند خصوصاً که قبلاً طعم ما را از طریق اجساد و فضولات حل شده در خاک چشیده‌اند و با ما همنفس بوده‌اند. آنها حتی ما را دنبال می‌کنند و بر ما در راستای غلبه‌ی خود اثر گذارند.<br>خبر چهارم⬅️ آیا باید از حیات وحشی که در آن زندگی می‌کنیم بترسیم؟ نظر خانم دکتر اسماء دگلی در این خصوص این است که لذتی که در جنگیدن است در آسایش نیست اما اگر توانش را ندارید بجنگید به زندگی گوسفندی پناه ببرید.</p><p>👩‍🦰خانم گل</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:405/474;" src="https://dl.blogix.ir/20260922194838485706.webp" width="405" height="474"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/139/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>خانم گل</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی هفتم/صفحه دو</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/138</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/138</guid>
		<pubDate>Sun, 18 Oct 2026 01:06:11 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[آبان چیست؟ ... 
آبان هشتمین ماه سال خورشیدی (۲۳ اکتبر تا ۲۱ نوامبر) به معنای آبها یا هنگام آب است زیرا در این ماه شاخص بارش باران در اوج میانگین خود است.
در این ماه به معابد آناهیتا الهه‌ی آب رفته و نیایش کنید یا رسوماتش را در خانه اجرا کنید تا پیوندتان با طبیعت و اصالت عمیقتر شود.
در این ماه آب بار...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>آبان چیست؟ ...</h4><p> </p><p>آبان هشتمین ماه سال خورشیدی (۲۳ اکتبر تا ۲۱ نوامبر) به معنای آبها یا هنگام آب است زیرا در این ماه شاخص بارش باران در اوج میانگین خود است.<br>در این ماه به معابد آناهیتا الهه‌ی آب رفته و نیایش کنید یا رسوماتش را در خانه اجرا کنید تا پیوندتان با طبیعت و اصالت عمیقتر شود.<br>در این ماه آب باران بنوشید. در این ماه سوپ، آش و انواع رقیقه بپزید و میل کنید. در این ماه برای پرندگان و سایر جانوران ولگرد و بی مکان فکر جا و خوراک باشید.<br>آبان ماه تفکر و افزایش قدرت ذهنی ست. از این ماه مطالعه را شروع کنید و تا پایان زمستان امتداد دهید.<br>دهم آبان جشن بزرگ آبانگان است. در این روز ایرانیان کنار رودخانه، چشمه، آبانبار، دریاچه، دریا و یا حوض جمع شده و این نیایش آبانیشت خوانده می‌شود:<br>«ای آناهید، ای نیک، ای تَواناترین، اینک مَرا این كامیابی فَراز دِه كه به اَرجمندی به یک خوشبختیِ بُزرگ دَست یابم. آن خوشبختی‌یی كه هر كس دَست یابد به هَر آنچه دوست می‌دارد و هَر آنچه زندگی خوش و خُرّم را به‌كار می‌آید».<br>آناهیتا الهه‌ی قدرتمندی است که در اسطوره‌ها یک ارابه (گردونه) با چهار اسب سفید دارد و در بلندترین طبقه‌ی آسمان است. چهار اسب سفید او ابر، باران، برف و تگرگ هستند.<br>در روز آبانگان آجیل لُرک خورده می‌شود که نوعی آجیل هفت مغز مخلوط است و به آن قاطی پاتی هم گفته می‌شود.<br>نماد این ماه عقرب است. سنگ آبان فیروزه است و روز آن در ایام هفته دوشنبه‌ است. رنگ آبان آبی و گل آن داوودی ست. عدد شانس آبان ۱۷ و سیاره‌ی آن ناهید است.<br>هوش، حسادت و غرور از خصلت‌های متولدین این ماه است.<br>و اما مناسبت‌های آبان ماه:<br>۴ آبان روز شکلات<br>۷ آبان روز کوروش کبیر<br>۹ آبان روز هالووین<br>۱۱ آبان روز قدم زدن عاشقانه<br>۱۵ آبان روز دختران زیر ۱۵ سال<br>۱۸ آبان روز افرادی که نامشان با حرف ر شروع می‌شود<br>۲۱ آبان روز ساندويچ آماده<br>۲۷ آبان روز رازهای مگو<br>آبانتان خوش قدم باد.</p><p>🐒 به کوشش تاریخوار</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:456/672;" src="https://dl.blogix.ir/20261013023026393086.webp" width="456" height="672"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/138/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>تاریخوار</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی هفتم/صفحه سه</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/137</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/137</guid>
		<pubDate>Sat, 17 Oct 2026 04:32:42 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[با هوش خود کلنجار برویم ... 
زنجیرهای زیر را کامل کنید:
پنکه، فرزانه، پلیکان، ...
جانی و الکسیس، بهداد و باران، پندون و ...
۱۲۳ ،۲۳۴ ،۳۴۵، ...
۶، ۷۸، ۵، ...
با استفاده از شکل‌نگارهای هر ردیف عبارت مورد نظر را حدس بزنید:
🌏💋🍁♥️🪳
💃🍑🥕👨‍👩‍👧
🦧☎️🗽🌈
🎭🪡👟⚰
🦥 توسط مهوش]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>با هوش خود کلنجار برویم ...</h4><p> </p><p>زنجیرهای زیر را کامل کنید:<br>پنکه، فرزانه، پلیکان، ...<br>جانی و الکسیس، بهداد و باران، پندون و ...<br>۱۲۳ ،۲۳۴ ،۳۴۵، ...<br>۶، ۷۸، ۵، ...</p><p>با استفاده از شکل‌نگارهای هر ردیف عبارت مورد نظر را حدس بزنید:<br>🌏💋🍁♥️🪳<br>💃🍑🥕👨‍👩‍👧<br>🦧☎️🗽🌈<br>🎭🪡👟⚰</p><p>🦥 توسط مهوش</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:375/606;" src="https://dl.blogix.ir/20260419090532130097.webp" width="375" height="606"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/137/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>مهوش</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی هفتم/صفحه چهار</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/136</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/136</guid>
		<pubDate>Sat, 17 Oct 2026 04:28:12 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[به عضلاتمان شوک و رهایی بدهیم ... 
ورزش عجیب این شماره《آگار بالانبال》نام دارد که مخفف Ugaarsiga Balanbaalis به معنای شکارچی شاپرک است.
خواستگاه آگاربالانبال قاره‌ی آفریقا ست و در انتخاب جفت جهت ازدواج ریشه دارد و در واقع نوعی مراسم خاستگاری سنتی ست.
شاپرک نماد دختران دم بخت است و در بعضی قبایل قاره‌...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>به عضلاتمان شوک و رهایی بدهیم ...</h4><p> </p><p>ورزش عجیب این شماره《آگار بالانبال》نام دارد که مخفف Ugaarsiga Balanbaalis به معنای شکارچی شاپرک است.<br>خواستگاه آگاربالانبال قاره‌ی آفریقا ست و در انتخاب جفت جهت ازدواج ریشه دارد و در واقع نوعی مراسم خاستگاری سنتی ست.<br>شاپرک نماد دختران دم بخت است و در بعضی قبایل قاره‌ی آفریقا مرسوم است پسرانی که خواهان ازدواج با شاپرک خانم هستند باید بزرگترین و زیباترین شاپرکها را در تعداد ده عدد شکار کنند. اما این پایان راه نیست. با قسمت گوشته‌ی شاپرک نوعی اسنک پخته می‌شود که با ادویه برشته می‌شود و آنهایی که خورده‌اند معتقدند لذیذ است و مزه‌ی میگوی کبابی می‌دهد و با قسمت بالهای زیبا نیز نوعی سربند ساخته میشود. این هدایا که نماد عشق و کوششند باید توسط خواستگار تدارک دیده شده و به شاپرک خانم پیشکش شوند. حال هر کدام از پیشکشها را که شاپرک خانم بپسندد نشان انتخاب داماد خواهد بود.</p><p> سپس جشن کوچکی با باقی اسنکها و سربندها برگزار می‌شود که تا بعد از غروب آفتاب ادامه خواهد داشت.<br>کل این پروسه‌ی جذاب غیر از عروس بران، در مسابقه‌ی سالانه‌ی شکارچی شاپرک انجام می‌شود و به جای عروس خانم، داوران تصمیم می‌گیرند چه کسی برنده است. برنده نیز به جای عروس خانم تندیس چوبی شاپرک دست ساز و نوعی ردای محلی هدیه می‌گیرد.<br>این مسابقه شرط جنسیتی یا رده‌بندی سنی ندارد و خانم‌ها و آقایان می‌توانند در آن شرکت کنند.</p><p>🌻نقل از Golden body </p><p>🎩 به کوشش امیر سام</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:588/342;" src="https://dl.blogix.ir/20261005030258203773.webp" width="588" height="342"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/136/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>امیرسام</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی هفتم/صفحه پنج</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/135</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/135</guid>
		<pubDate>Sat, 17 Oct 2026 04:01:10 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[یک مقاله‌ی فرهنگی بخوانیم ... 
همه‌ی ما خصوصاً متولدین دهه‌ی ۶۰ به پایین مکالمات زیادی در خصوص طبقه‌بندی اجتماعی شنیده‌ایم. مکالماتی که به‌ تفکر و رفتار عمومی جامعه رنگ و نقش زده‌ و در موارد بسیاری پی فرهنگی بر مبنای آنها بنا گشته است.
همین موضوع سبب ایجاد سطح و در اصطلاح لول در طبقات مختلف جامعه گش...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>یک مقاله‌ی فرهنگی بخوانیم ...</h4><p> </p><p>همه‌ی ما خصوصاً متولدین دهه‌ی ۶۰ به پایین مکالمات زیادی در خصوص طبقه‌بندی اجتماعی شنیده‌ایم. مکالماتی که به‌ تفکر و رفتار عمومی جامعه رنگ و نقش زده‌ و در موارد بسیاری پی فرهنگی بر مبنای آنها بنا گشته است.<br>همین موضوع سبب ایجاد سطح و در اصطلاح لول در طبقات مختلف جامعه گشته است. طبقات خانوادگی، مادی، نژادی، تحصیلی، ظاهری، هوشی، جغرافیایی و ...<br>آنچه مسلم است این است که تمامی سطوح در ابتدا برابرند و صرفاً دسته‌های متفاوت بشری وجود دارد اما میزان توانایی‌شان در بقاء و چیرگی در راستای پیشرفت فرهنگی بشر، آنها را از یکدیگر متمایز می‌کند. اینجا ست که سطح یا لول خلق می‌شود. پس سطح یا لول اجتماعی وجود دارد اما ملاک آن باید همواره در راستای ارتقاء فرهنگ باشد زیرا قرار است بشر از بی‌ثباتی و نافرهیختگی و به طبع آن جانورخویی فاصله گرفته و نسبت بدان رشد کند.</p><p>توجه شود که شاخصها میزان، هدف یا مقصود اهمیت نيستند بلکه فقط برای این هستند که مرزهای مختلف جهت بهبود جامعه ایجاد کنند. اینجا ست که قانون خلق می‌شود تا آسیب ایجاد نشود و در صورت ایجادِ رقابت، ورطه به نابودی ختم نگردد بلکه ریسکی پر ثمر با تحوّلی خوش‌آیند پیش آید. این مسئوليت انقلاب‌های فرهنگی در تقابل با باتلاقهای بی‌فرهنگی ست.<br>آنچه غایت این مطلب است این است که قرار نیست از دسته‌بندی‌های اجتماعی در جهتی غیر از رشد انسانی استفاده شود پس هر گونه بهره‌برداری فخرگونه یا منفعت‌طلبانه‌ی دیگر غیرانسانی بوده و باید به سرعت و با قدرت با آن برخورد شود و گرنه شاخص و به معیّت آن دسته سقوط خواهند کرد.<br>جالب است که با ورود به دنیای ديجيتال و شبکه‌های مجازی اهمیت دسته‌بندی‌های اجتماعی و سطوح مختلف آن در هر زمینه‌ای از بین رفته است برای همین است که نسل امروزی و جهان نو چنین مسیری را نپذیرفته و از حیث دمدگی و حماقت پس می‌زند و حتی در مواردی با آن به جدال برمی‌خیزد. پس در واقع پیشروی و تکامل فرهنگی طبقه‌بندی را رد می‌کند. در حقیقت طبقه‌بندی‌ از سستی، تخطی و اشتباه خلق می‌شود و نیازمند کنترل و هدایت است تا بدون آسیب این مرض از بدنه‌ی جامعه زدوده شود.<br>بشر در نهایت امر خود در کژروی فرهنگی طبقاتی و شاخصهای آنان به این بیت زیبا می‌رسد که حضرت خیام می‌فرماید:<br>گر در طبع جهان وفایی بودی<br>نوبت به تو خود نیامدی از دگران</p><p>🖋به قلم سردبیر و 🦭به پیشنهاد پنبه جون</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:680/1024;" src="https://dl.blogix.ir/20261011172358929103.webp" width="680" height="1024"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/135/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>پنبه جون</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی هفتم/صفحه شش</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/134</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/134</guid>
		<pubDate>Sat, 17 Oct 2026 03:53:09 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[یک مقاله‌ی حقوقی بخوانیم ... 
از شروط ازدواج چه در ازدواج دائم و چه موقت برای بانوان ایرانی داشتن اجازه‌ی پدر(و یا قیّم در صورت فوت پدر)، اختیار و بلوغ است. اختیار و بلوغ برای آقایان نیز لازمه است.
متأسفانه به این نکات در بسیاری موارد توجه نمی‌شود و به جای ازدواج آدم‌ربایی و تجاوز صورت میگیرد. پس لا...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>یک مقاله‌ی حقوقی بخوانیم ...</h4><p> </p><p>از شروط ازدواج چه در ازدواج دائم و چه موقت برای بانوان ایرانی داشتن اجازه‌ی پدر(و یا قیّم در صورت فوت پدر)، اختیار و بلوغ است. اختیار و بلوغ برای آقایان نیز لازمه است.<br>متأسفانه به این نکات در بسیاری موارد توجه نمی‌شود و به جای ازدواج آدم‌ربایی و تجاوز صورت میگیرد. پس لازم است طرفین خصوصاً آقایان از رضایت و اختیار طرف مقابل خود اطمينان حاصل کنند تا ازدواج صورت پذیرد. مد نظر داشته باشید که تحت تأثیر قرار دادن و جلب نظر جنس مخالف با ایجاد اجبار متفاوت است.<br>در بسیاری موارد خصوصاً ازدواج‌های موقت دیده شده که به جای ازدواج اجبار و درواقع تجاوز صورت می‌گیرد. پس اگر متشرع هستید به این موضوع توجه ویژه نشان دهید و گرنه بین شما و یک لاابالی متجاوز و آدم‌ربا فرقی نخواهد بود. خود را نفریبید.<br>نکته‌ی مهم دیگر شنیده شدن خطبه‌ی عقد و رضایت به آن از سوی هر دو طرف ازدواج است. در موارد بسیاری دیده شده فرد خطبه را خودش می‌خواند بدون آنکه سوی مقابل بفهمد یا کامل بفهمد. این نوع عقد نیز باطل است و در آن زنا صورت می‌گیرد.<br>مورد مهم دوم اثبات هویت است. دروغ نگویید و خودتان را صادقانه در جلسات آشنایی و ازدواج معرفی کنید. در غیر این صورت علاوه‌بر بطلان عقد کلاه‌برداری و تجاوز جرایم شما خواهد بود.<br>برای مثال خانمی با آقایی از کشور انگلیس آشنا شده و با یکدیگر قرار ازدواج دارند. بعد از عقد مکشوف می‌شود که این آقا ایرانی ست و دروغ گفته است. این عقد به علت مخدوش بودن هویت داماد باطل است زیرا فردی که عروس به او بله گفته فرد حاضر در خطبه‌ی عقد نبوده است و مسئله‌ی اختیار نیز زیر سوال رفته است.<br>توجه شود که در قرآن نیز عنوان شده ازدواج با زن آزاد صورت پذیرد. از وجوب زن آزاد دارایی اختیار است. حتی ازدواج با برده نیز باید با اجازه‌ی صاحبش باشد و او دوست پنهانی نداشته باشد.<br>ازدواج چه دائم باشد و چه موقت ساده نیست و مسئله‌ای مهم و پرشأن است که کوچکترین تخطی از قوانینش آن را باطل می‌کند و علاوه‌بر زنا و تجاوز فرزند حرامزاده نیز حاصل می‌گرداند.<br>دقت کنید، ساده نبینید و سرسری نگیرید.<br>متأسفانه بسیاری از ازدواج‌های صورت گرفته خصوصاً در نوع موقت بعلت عدم رعایت آداب و قوانین مربوطه باطلند و عقدنامه‌ها به قراردادهای کاری شبیهند که با روسپیان و سایر خدماتچیان جنسی بسته می‌شود.</p><p>🖋به قلم سردبیر و 🐺به پیشنهاد هیرام</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1280/853;" src="https://dl.blogix.ir/20261011124508773099.webp" width="1280" height="853"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/134/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>هیرام</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی هفتم/صفحه هفت</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/133</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/133</guid>
		<pubDate>Sat, 17 Oct 2026 03:44:13 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[در پیرامون خود قرار یابیم ... 
استايل این شماره که مورد توجه افراد ماجراجو و جسور است War style یا استايل جنگی نام دارد. همانطور که نامش گویا ست هر آنچه از ادوات، حالات و رفتار جنگی به ذهنتان می‌آید مورد توجه و دربرگیرنده‌ی این سبک است که حامیانش را به خود جلب کرده و راضی نگه می‌دارد.
سبک جنگی از لح...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>در پیرامون خود قرار یابیم ...</h4><p> </p><p>استايل این شماره که مورد توجه افراد ماجراجو و جسور است War style یا استايل جنگی نام دارد. همانطور که نامش گویا ست هر آنچه از ادوات، حالات و رفتار جنگی به ذهنتان می‌آید مورد توجه و دربرگیرنده‌ی این سبک است که حامیانش را به خود جلب کرده و راضی نگه می‌دارد.<br>سبک جنگی از لحاظ حسی مجموعه‌ای از حواس شجاعت، جسارت، غم عمیق، هیجان و خشم است. همچنین از جهت ریزش در رنگ گستره‌ی خاکی، سرمه‌ای، خاکستری، طوسی، سبز تیره و اندکی مشکی و قرمز خونی را شامل می‌شود. در کنار همه‌ی این‌ها انظباط لازمه است که باید خود بنمایاند هر چند می‌توان از به‌هم‌ریختگی نیز در این دیزاین بهره جست.<br>زیر شاخه‌های مختلف این سبک میتوانند از هر نوع رده‌ی جنگی چه تاریخی، چه مدرن، چه زمینی، چه دریایی، چه هوایی و چه فضایی اقتباس شوند.<br>در سبک جنگی اشکال واضح و از پیش تعيين شده‌اند. اشکال و حالات کپی عینی و یا برداشتی از ادوات و افزار، میادین، استراتژی‌ها، مشاهیر و... جنگی هستند. برای مثال استفاده از طرحهای پلنگی در پارچه و انواع مدل فشنگ و نارنجک در ظروف آشپزخانه از مصادیق شکل بندی هستند.<br>از نگاه بیرونی و در مجموع از این استایل قدردانی، پاسداشت، ایثار و مهرورزی در کنار خشکی و خشونت استنباط می‌شود که معمولاً مورد استفاده‌ی دختران و پسران جوان و مردان پرشور پا به سن گذاشته است اما سایر افراد نیز به آن متمایل می‌شوند و نشانه‌هایی از آن را در زندگی خود دارند و از حیث برآورد نیاز از آن استفاده می‌کنند. نیاز به محافظت شدن و یا حضوری قوی، حمایتگر و مطمئن در نزدیکی خود. پس اگر یک War style در اطراف خود ندارید و یا خودتان این سبکی نیستید میتوانید طرحهای کوچکی از آن را در استایلتان بگنجانید و حس امنیت و ارزشمندی را در زندگیتان افزایش دهید.</p><p>🏵به کوشش ماندانا</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1280/852;" src="https://dl.blogix.ir/20261013023824125255.webp" width="1280" height="852"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/133/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>ماندانا</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی هفتم/صفحه هشت</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/132</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/132</guid>
		<pubDate>Sat, 17 Oct 2026 03:37:30 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[سیاست را ورق بزنیم ... 
مبحث سیاسی این شماره را با دو خبر از غرب دور پر سر و صدا یعنی ایالات‌متحده آمريکا شروع میکنم و با سیاق خودم یعنی خلاصه‌ گرایی و تیترگویی پیش میبرم.
خبر اول:
وزارت امنیت داخلی ایالات متحده (DHS) پس از آنکه اداره مهاجرت و گمرک ایالات متحده (ICE) هفته گذشته تعداد بیشتری از بدتری...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>سیاست را ورق بزنیم ...</h4><p> </p><p>مبحث سیاسی این شماره را با دو خبر از غرب دور پر سر و صدا یعنی ایالات‌متحده آمريکا شروع میکنم و با سیاق خودم یعنی خلاصه‌ گرایی و تیترگویی پیش میبرم.<br>خبر اول:<br>وزارت امنیت داخلی ایالات متحده (DHS) پس از آنکه اداره مهاجرت و گمرک ایالات متحده (ICE) هفته گذشته تعداد بیشتری از بدترین مجرمان غیرقانونی، از جمله محکومان به قتل، قاچاق انسان، تجاوز جنسی به افراد زیر سن قانونی، آتش‌سوزی عمدی و تجاوز جنسی شدید و سایر جرایم فجیع را اخراج کرد، بیانیه‌ای منتشر کرد.<br>خبر دوم:<br>دونالدترامپ و هیئت حکومتی او مجدداً تأکید می‌کنند جمهوری اسلامی را نابود، محو و کنترلی همه‌جانبه خواهند کرد. آنها قول داده‌اند کار جمهوری اسلامی را یکسره کنند.<br>قبل از شروع تحلیل خبر یک اصل اساسی در سیاست و یا يک تعریف کلی از آن خصوصاً در سیاست بین‌الملل را شرح میدهم. سیاست در لغت یعنی رام کردن اسب و در مفهوم یعنی تدبیر، اصلاح، تربیت و حکمرانی. به فرمول زیر توجه کنید:<br>سیاست=تدبیر+اصلاح +تربیت+حکمرانی<br>اگر در این پروسه‌ی چهار کلمه‌ای موردی شکست بخورد، لو برود یا بخوبی عمل نکند به جای سیاست نتیجه خدعه، بلاهت، خیانت و عجز خواهد بود.<br>به خبر بازگردیم. سیاست ضد مهاجران غیرقانونی در حالی در ایالات‌متحده آمریکا پرقدرت و پرشور پیگیری می‌شود که از سویی دیگر داعیه‌ی نابود کردن جمهوری اسلامی داد می‌شود. اینجا ست که باید گفت قسم خروس یا دم حضرت عباس؟!<br>ایالات‌متحده آمریکا با مهاجران غيرقانونی برخورد شدیدی دارد و مهاجرت را فقط قانونی و از طریق اجرای پروتکلهای مشترک بین‌المللی مقبول می‌داند. این پروتکلها نشان مرافقت، نزدیکی، همکاری و احترامگذاری طرفین به یکدیگرند. یعنی دو طرف همدیگر را مقبول میدانند به‌گونه‌ای که با هم وارد معامله‌ی انسانی می‌شوند. حال سؤال اینجا ست ایالات‌متحده آمریکا و جمهوری اسلامیی که همدیگر را برنمی‌تابند چطور می‌توانند معامله‌ی انسانی داشته‌ باشند؟ آن هم بگونه‌ای که مهاجر غیرقانونی به بدترین شکل از ایالات‌متحده آمريکا ترد میشود؟<br>صریح میگویم بالاخره میخواهید یکدیگر را نابود کنید یا نه؟ بالاخره با یکدیگر در جدال هستید یا نه؟ وقتی با جمهوری اسلامی در تضادید نباید از او مهاجر آن هم قانونی بپذیرید زیرا این بمعنای پذيرش جمهوری اسلامی و مرافقت و همکاری با او ست. این یک نمود علنی و بی‌نقص از دوستی عمیق پشت پرده و جنگ زرگری ست.<br>و اما اخراج بدترینِ بدترینها از ایالات‌متحد آمريکا! آیا این اخراج بدترینِ بدترینها ست یا پاپوپشی برای آواره کردن عده‌ای و یا کوبیدن بر طبلی کهنه با صدایی مسخره؟ حال این اخبار را با سیاست معاهده‌ی صلح ابراهیم درآمیزید تا ببینید که این‌ جنگ زرگری در حقیقت به شکل جشن و دورهمی دیده می‌شود.<br>نشاندن این دو خبر در کنار هم نمونه‌ی خوبی از سیاست شکست‌خورده، لو رفته و عمل نکرده است.<br>خانه‌ و دوستانت برای خودت زپرتی!👎🏻</p><p>🖋به قلم سردبیر و 🐺به پیشنهاد هیرام</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1248/832;" src="https://dl.blogix.ir/20261012053325376877.webp" width="1248" height="832"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/132/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>هیرام</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی هفتم/صفحه نه</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/131</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/131</guid>
		<pubDate>Sat, 17 Oct 2026 03:26:16 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[جامعه‌شناسی را ورق بزنیم ... 
از موضوعات مهم در هر دسته‌ یا گروه وجود ضد دسته یا پادگروه است. بعبارت بهتر بسیار محتمل است که هر اجماعی یک یا چند مخالف بنیادین داشته باشد که تحت عنوان دشمن تعبیر میشود.
مسئله‌ی مورد بررسی این مطلب این است که آیا دشمن همیشه وجود دارد؟ جواب خیر است. گاهی جهت کنترل بهتر...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>جامعه‌شناسی را ورق بزنیم ...</h4><p> </p><p>از موضوعات مهم در هر دسته‌ یا گروه وجود ضد دسته یا پادگروه است. بعبارت بهتر بسیار محتمل است که هر اجماعی یک یا چند مخالف بنیادین داشته باشد که تحت عنوان دشمن تعبیر میشود.<br>مسئله‌ی مورد بررسی این مطلب این است که آیا دشمن همیشه وجود دارد؟ جواب خیر است. گاهی جهت کنترل بهتر اعضاء، حفظ یا ارتقاء دسته و یا تحقق اهدافی خاص دشمن توسط رهبر یا تیم رهبری ایجاد می‌شود یا وجود آن تلقین می‌گردد. به این روند دشمن تراشی یا دشمن فرضی گفته می‌شود.<br>دشمن تراشی یعنی دشمنی وجود ندارد اما بگونه‌ای عمل شود که دشمن ایجاد شود و دشمن فرضی یعنی در حالی که دشمنی وجود ندارد وجود آن تخیّل شود.<br>از دیر باز و در تمام عقاید خصوصاً با پایه‌ی مذهب، دشمن تراشی و دشمن فرضی وجود داشته و دارند. شیطان، گنهکاران، اجنه، فرشتگان سقوط کرده، کافران، زنان مو قرمز، بطور کلی زنان، سیاهان، پیروان ادیان و مذاهب دیگر، یهودیان، مسیحیان، مسلمانان، اعراب، بنی‌اسرائیل، افرادی خارج از نژاد ابراهیم پیامبر تاریخی و ... موارد دشمنان تراشیده شده و فرضی توسط ادیان ابراهیمی هستند. توجه شود که دستورالعمل این عقاید به شدت و با قدرت و در سطحی گسترده و بین‌المللی در حال اجرا بوده و است.<br>روانشناسی این متد یعنی دشمن تراشی و دشمن فرضی را ماژ، ساد، اقسام مالیخولیا و خودشیفتگی می‌داند در حالی که سیاست آن را راهبرد حمله یا دفاع لحاظ می‌کند تا سیطره‌ی قدرت افزایش یابد و جامعه‌شناسی که بوته‌ی این مطلب است آن را استراتژی توان و بقاء خطاب میکند.<br>مدتی ست توسط شرکت‌های بزرگ علمی_صنعتی و خبرگزاری‌های وابسته‌ به آنها موارد مذکور یعنی دشمن تراشی و دشمن فرضی در خصوص هوش مصنوعی اعمال می‌شود.《هوش مصنوعی میخواهد ما را نابود کند.》جمله‌ای که سرتیتر خبرهای سیاسی_اجتماعی و حتی علمی قرار گرفت. به راستی چرا باید بزرگترین و بهترین عصای دست بشر نوین تا این اندازه مورد اجحاف قرار بگیرد؟ علت‌ها را بررسی میکنم. به ذیل مطلب توجه کنید:<br>۱. احتمال خطر وجود دارد اما بیشتر و بزرگتر از حماقت و ولع انسان نیست. علاوه‌بر آن منفعتش بر زیانش بسیار میچربد.<br>۲. پوست سرخ شده‌ی مرغ را نخورید زیرا سرطان‌زا ست. این خبر در حالی محافل سلامت خانواده را سال‌ها درنوردید و همگان را در اطاعت از آن بسیج کرد که لذیذترین بخش مرغ با ارزش تغذیه‌ای بالا بود. پس هدف از ارائه‌ی این متد در خصوص هوش مصنوعی می‌تواند انحصار این تکنولوژی نرم‌افزاری در ید عده‌ای خاص و محروم کردن سايرين از آن باشد.<br>۳. هدف می‌تواند ترس از شروع دوره‌ی جدید و پسا نو باشد. از دست دادن بخش بزرگی از جامعه‌ی بشری که به شدت به الحاق به مدرنیته‌ی جدید متمایل است.<br>۴. هدف می‌تواند حفظ چارچوب‌ها و به طبع آن دسته‌های خرافی پیشین باشد که اغلب ریشه در مذهب و سنن هزاره‌های گذشته دارند. این هدف حفظ و ارتقاء حکومت‌ها به شکل سنتی که تا به امروز نیز شاهد آنیم را خواهان است.<br>5. علت می‌تواند حماقت یا اشتباه باشد. این مورد را نباید نادیده گرفت. در بسیاری موارد قائل شدن به دشمن فرضی یا دشمن تراشی می‌تواند در نادانی یا کژفهمی ریشه داشته باشد.<br>۶. شما می‌توانید یک ساعت شماته‌دار بخرید و صبح‌ها سر ساعت مد نظرتان بیدار شوید به جای اینکه به فردی مزد بدهید تا در آن تایم بیدارتان کند اما ناگهان خبردار میشوید که ساعتسازان اعلام کرده‌اند ساعت شماته‌دار شما را می‌کشد! از بین رفتن بسیاری مشاغل و عدم نیاز به آنها از دست‌آوردهای هوش مصنوعی ست پس جنبه‌ی مادی و اجتماعی که مسلماً سایرین را گوسفند یا قربانی می‌بیند نه بیشتر، لازم می‌بیند آحاد جامعه را از هوش مصنوعی محروم نگاه دارد تا کاستی خود را در دو بخش اقتصادی و اجتماعی جبران نماید.<br>نتیجه‌گیری اینکه من به شخصه خود را عضو اجماعی که من را با وجود قابلیتهایم و منطبق بر آن در نظر نمی‌گیرد یا بخاطر سايرين قربانی می‌کند و بطور کلی اجحاف یا تبعیض حواله‌ام میدارد نمی‌دانم زیرا اگر بدانم ارزشم در آن، در حد گوسفندی جهت تغذیه‌ و رشد اسپشیالها، پایین آورده خواهد شد. علاوه‌بر آن برای من جنگیدن از زیستن در آسايش لذت‌بخش‌تر است. یک نمونه دشمن تراشی موفق!</p><p>به قلم 🖋سردبیر و به درخواست 👱‍♀️مادمازل نجوا</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1248/832;" src="https://dl.blogix.ir/20261012053223106553.webp" width="1248" height="832"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/131/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>مادمازل نجوا</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی هفتم/صفحه ده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/130</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/130</guid>
		<pubDate>Wed, 14 Oct 2026 03:02:28 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[معجر شعر روشن باید ... 
در این شماره با اسماء دگلی همصدا شویم:
بانوی
مادر موجود عجیبی ست...
چه آن زمان که دختربچه‌ی خانه‌ی پدری ست
چه آن هنگام که بانوی خانه‌ی شوهر
در تکاپوی چیزی ست که نمی‌داند
دلتنگ کسی ست که نمی‌شناسدمادر موجود عجیبی ست...
در خودکامگی افسارگسیخته‌ی بودن
چه آرزویی می‌تواند داشته با...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>معجر شعر روشن باید ...</h4><p> </p><p>در این شماره با اسماء دگلی همصدا شویم:</p><ul><li>بانوی<br>مادر موجود عجیبی ست...<br>چه آن زمان که دختربچه‌ی خانه‌ی پدری ست<br>چه آن هنگام که بانوی خانه‌ی شوهر<br>در تکاپوی چیزی ست که نمی‌داند<br>دلتنگ کسی ست که نمی‌شناسد</li></ul><p>مادر موجود عجیبی ست...<br>در خودکامگی افسارگسیخته‌ی بودن<br>چه آرزویی می‌تواند داشته باشد<br>جز شادی، سلامتی، پیروزی و مهر برای فرزندانش<br>یک زن باید مادر شود تا درک کند متعلق به کسی دیگر بودن یعنی چه<br>یک زن باید مادر شود تا در خمودگی لحظه‌ها نمیرد<br>یک زن باید مادر شود تا زنانگیش را به عرش برساند<br>فلسفه‌ی وجودیش را!</p><p>و اگر نشد چه؟<br>آنوقت در آرزوی کودک خیالی خود پر می‌زند<br>شیرش می‌دهد<br>می‌بوسدش<br>لالایی‌اش می‌خواند<br>مادر خیالی می‌شود</p><p>مادر موجود عجیبی ست...<br>من دختری دیدم که زنانگی نکرده مادر بود<br>و تاجی از نور بر سر داشت<br>و فرشته‌ای از برین بال‌هایش را پیشکش او می‌کرد<br>دخترِ مادر شده گفت:<br>من به بالهای تو نیازی ندارم<br>من به جای پریدن میخزم<br>و تمامت دنیا را خواهم کاوید<br>من به فرزندانم نور و شور و سور خواهم خورانید<br>و جهانیان را زیر گامهایشان خواهم گذاشت حتی اگر گام نزنند<br>فرشته اشک ریخت و تعظیم کنان محو شد<br>دخترِ مادر شده قهقهه‌ای زد<br>و یک‌باره به خریدن افتاد<br>و رفت<br>او تا ابد گم شد</p><p>🐯به کوشش مرد جان</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1254/1254;" src="https://dl.blogix.ir/20261014024250981860.webp" width="1254" height="1254"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/130/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>مرد جان</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی هفتم/صفحه یازده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/129</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/129</guid>
		<pubDate>Wed, 14 Oct 2026 02:57:13 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[پژوهشی در علوم اجتماعی بخوانیم ... 
بازیکنان تیم ملی فوتبال ایرلند با همتایان اسرائیلی خود طی مسابقات لیگ ملت‌های اروپا به نشان اعتراض به سیاست‌های وزارت جنگ کشور اسرائیل در قبال غزه، دست ندادند.
علی شاه حسینی بدمينتون کار ایرانی از رویارویی با همتای اسرائیلی خود طی مسابقات آزاد اسپانيا به حمایت از...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>پژوهشی در علوم اجتماعی بخوانیم ...</h4><p> </p><p>بازیکنان تیم ملی فوتبال ایرلند با همتایان اسرائیلی خود طی مسابقات لیگ ملت‌های اروپا به نشان اعتراض به سیاست‌های وزارت جنگ کشور اسرائیل در قبال غزه، دست ندادند.<br>علی شاه حسینی بدمينتون کار ایرانی از رویارویی با همتای اسرائیلی خود طی مسابقات آزاد اسپانيا به حمایت از تروريسم اسلامی_عربی فلسطین امتناع کرد.<br>و ...<br>متأسفانه از این دست نمونه‌های انحرافی و ضد قانون در زمینه‌های مختلف ورزشی، فرهنگی، هنری و علمی بسیار است که از سوی نهادها و اشخاص مختلف انجام می‌شود. مسئله کشور اسرائیل و یا فلسطین، اسلام و یهودیت، عرب یا غیر عرب نیست بلکه هدف بررسی رذیلت اخلاقی و حماقتی افسارگسیخته‌ است که حمایت، تشویق و تشدید می‌شود.<br>شاید لازم باشد بی‌پرده و صریح بگویم که یک نفر باید به این دون کیشوتهای سیاسی حالی کند هر میدانی عملگر خود را می‌طلبد و اگر غیر از این انجام شود تمسخرآمیز و قانون شکنانه است علاوه‌بر آن بی‌حرمتی به عرصه‌ی فعالیتی خودشان نیز است. این افراد باید بدانند حتی اگر از آنان خواسته شود که موضع سیاسی در میدان ورزشی، هنری و ... اتخاذ کنند نباید بپذیرند و برای اعاده‌ی حیثیت شغلی و عملی خود و عرصه‌ی مزبور با آن قاطعانه برخورد کنند.<br>از منظر حقوقی عمل این دون کیشوتهای سياسی جرم، از منظر علوم مدنی بربریت و توحش، از منظر روانشناسی خودشیفتگی و شیزوفرنی، از منظر جامعه‌شناسی ضد اجماع بشری و از منظر فلسفه حماقت است. زیرا تمدّن که اجتماعاتی مانند کشور، مذهب و رقابت‌های ورزشی یا گردهمایی‌های هنری یا همایش‌های علمی و ... را مسبب می‌شود اینگونه اعمال را برنمی‌تابد و مردود می‌داند.<br>این افراد نظمشکن حتی اگر در مشاغل سیاسی در کنار فعالیت‌های هنری، ورزشی و ... خود مشغول باشند هم حق ندارند دو عرصه‌ی مجزا را با هم مخلوط کنند. سیاست دسته‌های مختلف اجتماعی و قائل بودن به آن را می‌طلبد اما هنر، ورزش، علم و فرهنگ نه تنها نه، که میدانی برای اتحاد انواع بشر بدور از هر نوع دسته‌بندی ست.<br>من اولین انگشت اتهام را به سمت برگزارکنندگان رقابت‌ها و گردهمایی‌ها دراز میکنم که به شدت و با قدرت با دسته‌ی دون کیشوتهای سیاسی برخورد نمی‌کنند. این افراد درنده باید اخراج، محاکمه و درمان شوند همچنین مجبور به عذرخواهی گردند.<br>متأسفانه آنچه تا کنون شاهد بوده‌ایم و هستیم نه تنها ورزش، علم، هنر و فرهنگ نبوده که ورزش سیاسی، علم سیاسی، هنر سیاسی و فرهنگ سياسی بوده است. ما در نهاد بین‌المللی سکارنای من می‌کوشیم در مفهوم واقعی این کلمات بمانیم و فعالیت کنیم. هنر برای هنر، ورزش برای ورزش، علم برای علم، فرهنگ برای فرهنگ و سیاست برای سیاست.</p><p>🖋به قلم سردبیر و 🐭ایده‌پردازی پندون</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1248/832;" src="https://dl.blogix.ir/20261012053348020584.webp" width="1248" height="832"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/129/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>پندون</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی هفتم/صفحه دوازده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/128</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/128</guid>
		<pubDate>Wed, 14 Oct 2026 02:53:55 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[پژوهشی در تاریخ بخوانیم ... 
در تاریخ معاصر تجزیه‌ی کشورهای بزرگ برای نفوذ بهتر و اعمال قدرت سریعتر همواره در دستور کار سازمان‌های مدون، ریشه‌دار و پر قدمت بوده و است. این سازمان‌ها دول و احزاب مختلف را خلق و جهت‌دهی می‌کنند زیرا ارجع برای آنها اجرای اهدافشان در سطحی گسترده یا جهانی ست.
ایران نیز از...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>پژوهشی در تاریخ بخوانیم ...</h4><p> </p><p>در تاریخ معاصر تجزیه‌ی کشورهای بزرگ برای نفوذ بهتر و اعمال قدرت سریعتر همواره در دستور کار سازمان‌های مدون، ریشه‌دار و پر قدمت بوده و است. این سازمان‌ها دول و احزاب مختلف را خلق و جهت‌دهی می‌کنند زیرا ارجع برای آنها اجرای اهدافشان در سطحی گسترده یا جهانی ست.<br>ایران نیز از این متد یعنی تجزیه‌ی مرزی در امان نبوده است.<br>مسئله‌ی مهم این است که آیا تجزیه‌ی کشورهای بزرگ به نفع مردمشان است یا به ضررشان؟ آنچه مسلم است این است که قرار نیست چیزی به ضرر آحاد جامعه رقم بخورد زیرا این سازمان‌های اغلب مخفی معمولاً مردم را در اولویت قرار می‌دهند. اما در قبال ایران این نکته نیز وجود دارد که بعد از تجزیه چیزی به نفع مردم ایران نخواهد شد زیرا روحیه‌ی ايرانيان اینگونه است که در عین نژادپرستی ماجراجو و دلبازند. بر هیچکس پوشیده نیست که به علت سیاست‌های خارجی و داخلی جمهوری اسلامی در ایران این کشور کانون عملگرای شرارت جهانی محسوب می‌شود. پس بهتر است به جای طرح تجزیه‌ی ایران از قدرت ضد بشری نظام جمهوری اسلامی کاسته شود.<br>《 اولین نقشه تجزیه ایران را انگلیس و روسیه تزاری در سال ۱۲۸۶ شمسی کشیدند که قرارداد سن‌پترزبورگ نام داشت و البته در ایران به قرارداد ۱۹۰۷ معروف است. طبق این نقشه ایران به سه تکه یعنی دو منطقه نفوذ و یک منطقه میانی بی‌طرف تقسیم می‌شد. جنوب برای نفوذ انگلیس و شمال برای نفوذ روسیه تزاری. براساس همین نقشه هم بود که ایران در جنگ جهانی اول اشغال شد.<br>نقشه دوم را که متکی بر جدایی قومیت‌های ایرانی بود جیمز فرانسیس برنز وزیر خارجه آمریکا پس از جنگ جهانی دوم کشید. این همان نقشه‌ای است که در خاطرات اسدالله علم وزیر دربار پهلوی هم به آن اشاره شده است: شاه به من فرمودند [جیمز] برنز، وزیر خارجه آمریکا، پس از جنگ دوم پیشنهادی به روس‌ها داده بود که ایران به سه منطقه ترک و کردنشین، عرب‌نشین و فارس‌نشین تقسیم شود 》<br>این متنی ست که از منبع مورخان پهلوی و جمهوری اسلامی به من رسیده است و با دست نوشته‌ای در این خصوص که من در ایام نوجوانی از عمویم حاج مهدی دگلی پیش از فوت یکباریشان دریافت کردم فرق دارد‌.<br>آن زمان که این طرح از سوی دول پرقدرت و پرنفوذ آن دوران یعنی انگلیس و روسيه تزاری ارائه شد و از سوی پهلوی و بعدها از طرف جمهوری اسلامی مورد حمله واقع گشت، صد به یقین به نفع مردم ایران بود زیرا علاوه‌بر اینکه آن دوران قوم‌گرایی حرف اول را می‌زد و عملاً چیزی به نام کشور یکپارچه‌ی ایران وجود نداشت و همچنان خوانین با قدرت ویژه‌ی خود حکمرانی می‌کردند، همگان به رفاه و حقوق شهروندی و اجتماعی دسترسی یکسان نداشتند و شکاف طبقاتی چشمگیر بود. بعد از انقلاب ۵۷ نیز عملاً این موارد رعایت نشد و سلسله مراتب به قوت خود باقی ماندند اما دست مردم در یاری رسانی به یکدیگر بازتر شد که این هم هیچ ربطی به جمهوری اسلامی نداشت و ندارد.<br>طی دست‌نوشته‌ای که من از عموی مرحومم دریافت کردم انگلیس و روسیه‌ی تزاری از سر مرافقت و نوع‌دوستی به معیّت بهبود رفاه جهانی طرح تفکیک ایران را به چند کشور ارائه کرده بودند که قرار بود بین خوانین بزرگ ایران به شور گذاشته شود و یک کپی از این متن نیز به ریاست 《خاندان دَگَل》 یعنی جدّم 《بَگلَر خان》 تعلّق گرفته بود تا نظرشان را اعلام کنند.<br>پسر بگلر خان یعنی پدربزرگ من با نام کامل 《قدرت‌الله خان پسر بگلر خان پسر دگل》 متن پیشنهادی را رد می‌کنند زیرا معتقد بودند حتی کشورهای آن سوی خلیج فارس تا بخش‌هایی از آفریقا متعلق به قلمرویشان است و تا چیزی را پس نگیرند چیزی از دست نخواهند داد. لازم است بگویم بسیاری از خوانین ایران از جمله پدربزرگم قدرت‌الله خان برخلاف آنچه پهلوی و جمهوری اسلامی خوراندند این طرح را بواسطه‌ی عِرق شدید وطنی رد می‌کنند. اصولاً یک خان غیر از خودش را صاحب ایران نمی‌داند حتی خانی دیگر را. پس حاضر نمی‌شود چیزی از دست بدهد.<br>اما جدّم بگلر خان نظر دیگری داشتند. ایشان در ذیل نامه عنوان کرده بودند《اگر زمین‌های آن طرف آب شور(کشورهای حاشيه‌ی خلیج فارس) هم خاک ما شود و ما در بهار ابدی مانند شما زندگی کنیم من موافقت میکنم و دوک (...) نظر من را می‌داند و مهر کند.》<br>این نامه به انگلستان می‌رود و با یک مُهر برجسته به نشان دریافت جواب به جدّم بازمی‌گردد.<br>من دست‌نوشته و متن کامل نامه را مدتی پیش خود نگاه داشتم اما بعدها مجبور به فوت آن شدم.<br>خلاصه که ایران تجزیه نشد و با تدبیر ارائه شده در حزب ایرانِ ایرانی هیچگاه هم نخواهد شد اما کشور انگلستان به سه کشور مجزا تفکیک گشت و از روسیه‌ی تزاری عملاً جز مسکویش چیزی نماند.</p><p>🖋به قلم سردبیر و 🐝خبررسانی شیدا</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1280/853;" src="https://dl.blogix.ir/20261013023844514769.webp" width="1280" height="853"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/128/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>شیدا</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی هفتم/صفحه سیزده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/127</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/127</guid>
		<pubDate>Wed, 14 Oct 2026 02:52:48 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[به سنن عجیب سرکی بکشیم ... 
در گیلان قدیم مرسوم بوده با آب باران و شکوفه‌های خوشعطر مربای 《تی تی باران》 میپختند که در عصرهای بارانی در کنار چای سرو می‌شده است. این سنت به یاد دختری به نام تی تی انجام می‌شود. تی تی در گویش گیلانی به معنای شکوفه است.
در روزگاران قدیم دختری تنها زندگی می‌کرد که به سختی...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>به سنن عجیب سرکی بکشیم ...</h4><p> </p><p>در گیلان قدیم مرسوم بوده با آب باران و شکوفه‌های خوشعطر مربای 《تی تی باران》 میپختند که در عصرهای بارانی در کنار چای سرو می‌شده است. این سنت به یاد دختری به نام تی تی انجام می‌شود. تی تی در گویش گیلانی به معنای شکوفه است.</p><p>در روزگاران قدیم دختری تنها زندگی می‌کرد که به سختی از پس مشکلات و معیشت خود برمی‌آمد. پدر و مادر او زود هنگام فوت شده بودند و او کسی را نداشت.</p><p>در یکی از روزهای بارانی، دلتنگ و غمگین روی ایوان خانه‌ی قدیمیش نشست و به سرنوشت نامعلومش اندیشید. همین که خواست گریه کند قطره‌ای باران روی سرش افتاد و از خنکی و شوک آن یکباره به خود آمد. تبسمی بر چهره‌اش نشست و با خودش گفت:</p><p>_ تنهایی تی تی را فقط باران فهمید.</p><p>سرش را چرخاند و به شکوفه‌های خوشعطر گیاهان حیاط که زیر باران جلا خورده‌ بودند خیره شد. باز با خودش گفت:</p><p>_ تی تی و باران. تی تی باران!</p><p>ناگهان جیغ کوتاهی کشید و به داخل خانه دوید. طولی نکشیده با سبدی کهنه به حیاط بازگشت و شروع به چیدن شکوفه‌های ریز و درشت کرد. یک ساعت بعد او سبدی خوشرنگ و خوشعطر از چندین نوع شکوفه وحشی داشت. سپس به ایوان رفت و از آب باران جمع شده در سطل زیر ناودان چند لیوان برداشت و مشغول پختن مربا شد.</p><p>مربای تی تی خوش‌عطر و خوش‌رنگ و خوش‌طعم بود و وقتی چند شيشه از آن را برای فروش به بازار برد توجه همه را به خود جلب کرد. کم‌کم کار و بارش رونق گرفت و زندگیش سامان یافت. او مدتی بعد در یک قنادی مشغول به کار شد و مسئول پختن شیرینی‌های مربایی تی تی باران شد که طرفداران پر و پا قرص زیادی داشت.</p><p>افراد مسن معتقدند تی تی هیچگاه فرمول اصلی مربای تی تی باران را به کسی نگفت و این راز با او به خاک سپرده‌ شده است.</p><p>《تی تی باران زاد》 صاحب قنادی تی تی باران واقع در محله‌ی قدیمی فرانسوی‌ها در ضلع جنوبی رشت، که این افسانه به او منسوب می‌شود بیست و سه سال پیش در سن هشتاد و یک سالگی فوت کرد.</p><p>🐔 برگرفته از خاطرات گیله‌زن</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1280/853;" src="https://dl.blogix.ir/20261013023802669371.webp" width="1280" height="853"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/127/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>گیله زن</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی هفتم/صفحه چهارده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/126</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/126</guid>
		<pubDate>Mon, 12 Oct 2026 08:10:32 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[مطلبی در حوزه‌ی علوم مدنی بیاموزیم ... 
خاویر میلی رئیس‌جمهور آرژانتین در صحن سازمان ملل متحد علاوه‌بر زیر سوال بردن فعالیت‌های این سازمان و گلایه از دوری از هدف ایراد داشت که اعضای این سازمان متکبرند.
میخواهم در این شماره از علوم مدنی صحبتش را واکاوی کنم.
تکبر خصلتی ست که می‌تواند در اندیشه و رفتار...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>مطلبی در حوزه‌ی علوم مدنی بیاموزیم ...</h4><p> </p><p>خاویر میلی رئیس‌جمهور آرژانتین در صحن سازمان ملل متحد علاوه‌بر زیر سوال بردن فعالیت‌های این سازمان و گلایه از دوری از هدف ایراد داشت که اعضای این سازمان متکبرند.<br>میخواهم در این شماره از علوم مدنی صحبتش را واکاوی کنم.<br>تکبر خصلتی ست که می‌تواند در اندیشه و رفتار وجود داشته باشد و به معنای کبر ورزیدن است. بعبارت بهتر خود بزرگ بینی را تکبر گویند. این ویژگی را هر کسی و به هر عنوانی می‌تواند دارا باشد. برای مثال من به واسطه‌ی خال پشت گردنم متکبرم. به نظرم خاص و زیبا ست و متعلق به من است. تا اینجا همه چیز عادی ست و آزادی و حقوقم این اجازه را به من می‌دهند. اما مشکل از آنجایی شروع می‌شود که نیاز به کبر ورزیدن شکل می‌گیرد. چرا باید فرد یا افرادی در جامعه و محیط جمعی به تکبر نیازمند باشد؟ در حقیقت احساس نیاز به خاص و ویژه بودن خصلت افراد خودگرا در سطوح مختلف آن است. فرد نمی‌خواهد با پیرامونش درآمیزد و از بودن با خود یا زیستن در دایره‌ی محدودش بسیار راضی ست قطعاً هر آنچه در آن است در نظرش اسپشیال است.<br>پس کبر از زیستن در جامعه‌ای کوچک و محدود نشئت می‌گیرد و نسبت به سایر افرادی که در آن مرز قرار ندارند اعمال می‌شود. این مرزبندی می‌تواند جغرافیایی، عقیدتی، ظاهری، مادی، صنفی و ... باشد.<br>درست است که هر کسی در جامعه در اِعمال حدود تکبر خود آزاد است اما برای قرار گرفتن در بعضی جایگاه‌ها و یا به دست آوردن بعضی موارد این حدود باید تغییر کنند و حتی جا به جا شوند. برای مثال وقتی ازدواج می‌کنید خانواده‌ی اول شما از والدین در ایام تجرد به همسر و فرزند در ایام تأهل تغییر می‌کند و یا وقتی وارد شغلی مانند پرستاری می‌شوید چرخه‌ی خواب یا میزان مهم بودن بیماران بیمارستان محل کارتان در نظرتان دستخوش تغییری اجباری می‌شوند. اگر قبل از استخدام بعنوان پرستار در بیمارستان پارسوت درد کشیدن بیماران آن برایتان ایجاد مسئولیت نمیکرد قطعاً بعد از استخدام و در تایم کاریتان برای شما مسئوليت و وظيفه ایجاد می‌کند.<br>پس تکبر اعضای سازمان‌ ملل متحد در محل کار بعنوان نمایندگان مردم از کشورهای مختلف بی‌جا ست و شأن شغل و اهمیت جایگاهشان را زایل می‌کند.<br>و اما موضوع مهمتر! چه می‌شود که یک فرد برای خود دایره‌ای محدود و غیرهمگانی میتند و دلایل مختلفی در توجیح آن برمی‌شمرد؟ برای رسیدن به جواب به ذیل مطلب توجه کنید.<br>از یک سو رفاه و منفعت می‌تواند دلیل باشد و از سویی دیگر سرخوردگی و انزجار و یا هر دو.<br>گاهی فرد یا اجماع به حدی در دایره‌ی محدودشان دارای رفاه و منفعتند که غیر را برنمی‌تابند. در مقابل گاهی فرد یا اجماع به حدی از خارج از دایره‌ی محدودشان سرخورده و منزجرند که غیر را برنمی‌تابند. گاهی نیز هر دو دلیل را در نظر می‌گیرد.<br>هر چهار عنوان دلیل یعنی رفاه، منفعت، سرخوردگی و انزجار برای مشاغل و جایگاه‌های اجتماعی خصوصاً در رده‌های بالا شأن شکن و قبیح بوده و نشان ضعف است در مقابل برای بعضی مشاغل و جایگاه‌های پرریسک و پرخطر لازمه‌اند. بعبارت بهتر هر چه بیشتر در جامعه حل میشوید لازم است دایره‌یتان گسترده‌تر شود و گرنه هم شما و هم جایگاهتان بطور خودکار دچار تنزل خواهید شد. چیزی به نام عوام فریبی یا زرنگ بازی وجود ندارد. این یک روند عامل و ناگزیر است.<br>این لازم‌الاجرا اکسیژنی ست که برای موجوديت مدنیّت باید توسط افراد و دسته‌های جامعه استنشاق شود و گرنه اجبار خواهد شد.</p><p>🖋به قلم سردبیر و 🐝خبررسانی شیدا</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1280/853;" src="https://dl.blogix.ir/20261013023916332158.webp" width="1280" height="853"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/126/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>شیدا</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی هفتم/صفحه پانزده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/125</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/125</guid>
		<pubDate>Mon, 12 Oct 2026 08:01:27 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[مطلبی در حوزه‌ی علوم شناختی بخوانیم ... 
در این شماره و در مبحث علوم شناختی به یک پرونده‌ی جنجالی قتل می‌پردازم که هنوز باز و بدون نتیجه است.
در ۲۴ ژانویهٔ ۲۰۲۳، لیندزی کلنسی سه فرزند خود کورا پنج‌ساله، داوسون سه‌ساله و کالن هشت‌ماهه را در خانه‌شان در داکسبری ماساچوست در ایالات متحده آمریکا با خفه‌ک...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>مطلبی در حوزه‌ی علوم شناختی بخوانیم ...</h4><p> </p><p>در این شماره و در مبحث علوم شناختی به یک پرونده‌ی جنجالی قتل می‌پردازم که هنوز باز و بدون نتیجه است.<br>در ۲۴ ژانویهٔ ۲۰۲۳، لیندزی کلنسی سه فرزند خود کورا پنج‌ساله، داوسون سه‌ساله و کالن هشت‌ماهه را در خانه‌شان در داکسبری ماساچوست در ایالات متحده آمریکا با خفه‌کردن به قتل رساند. او سپس با بریدن مچ دست‌ها و گردن خود و پریدن از پنجره‌ی طبقه‌ی دوم اقدام به خودکشی نمود و در اثر جراحاتی که متحمل شد از کمر به پایین فلج شد. لیندزی بعداً اظهار کرد که یک توهم شنیداری را شنیده که به او دستور می‌داده این اعمال را انجام دهد و احساس می‌کرد قادر به مقاومت در برابر آن نیست. لازم به ذکر است که لیندزی یک مادر تنها بود.<br>دلایل اقدام به قتل توسط والدین خصوصاً مادر به قرار زیرند:<br>۱. اوج و شدت علاقه‌ی والد به فرزند که به اقدام به آسیب زدن یا قتل فرزند می‌انجامد.<br>۲. پدوفیلیا<br>۳. ترس از آینده‌ی نامعلوم و آسیب دیدن فرزندان در جامعه‌ای که والد قاتل در آن برای خود یا فرزندش و یا هر دو احساس ناامنی می‌کند.<br>۴. اقسام جنون مانند جنون آنی، ادواری، سببی، ایجاد و اجبار شده<br>۵. عدم مسئولیت‌پذیری و خودکامگی که والد را به حذف فرزندش سوق می‌دهد.<br>۶. والد در سلامت کامل عقل، خودخواسته و بدون دلیل فرزند خود را به قتل می‌رساند.</p><p>نکته: در بعضی قوانین اگر والدین مرتکب قتل شوند مجازات قاتل برای آنان در نظر گرفته نمی‌شود.<br>به پرونده‌ی لیندزی بازگردیم. من آن را در چهار سطح بررسی میکنم:<br>سطح اول: بدون شک و فوراً اعدام زیرا لیندزی کلنسی مرتکب قتل عمد از نوع درجه‌ی یک شده است.<br>سطح دوم: حبس و درمان زیرا لیندزی کلنسی دچار فروپاشی شده و علت قتل، بیماری و عدم ثبات او بوده است. مثل اینکه فرد دیگری عمل مذکور را مرتکب شده باشد نه لیندزی!<br>سطح سوم: اعدام به این علت که لیندزی کلنسی موجودی خطرناک‌ و ضعیف العقل است که هم دچار فروپاشی شده و هم در حین آن به عمل قبیح قتل آن هم فرزندان خود دست زده است. به احترام زنان قوی، کوشا و صبور که دست بر قضا تعدادشان در جامعه کم هم نیست لیندزی باید حذف شود. او لایق زنده ماندن نیست.<br>سطح چهارم: درمان و آموزش زیرا جریانی مخفی و پر قدرت لیندزی کلنسی را درهم شکسته و فرزندان او را به دستان او به قتل رسانده و حالا هم می‌خواهد خودش را بعنوان مجرم حذف کند. پس درمان و آموزش لیندزی بزرگترین ضربه به این اهريمن نهفته‌ی اجتماعی ست زیرا لیندزی نیز مانند فرزندانش و حتی شدیدتر از آنها قربانی، برده و دستآویز آن بوده است.<br>من فقط مورد آخر در ۶ دسته‌ی بالا را در سطح اول قرار داده و حکم باقی موارد را در سطح چهار قائل شده و اعلام می‌کنم. و در نهایت مطلب را با سخنی به لیندزی کلنسی پایان میدهم: اگر یک مشت محکم حواله‌ی صورت همسایه‌ات میکردی و یا مادر یا مادرشوهرت را مفصل کتک میزدی مسلماً ژنومها و پرورشت لایق زنده ماندن بودند و خودت نیز سرنوشتی سرفراز داشتی اما حالا موشی در آزمایشگاه علوم اجتماعی جهانی هستی چون لایق بیش از این نیستی.</p><p>به قلم 🖋سردبیر و به درخواست 👱‍♀️مادمازل نجوا</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:356/484;" src="https://dl.blogix.ir/20261003060439446454.webp" width="356" height="484"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/125/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>مادمازل نجوا</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی هفتم/صفحه شانزده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/124</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/124</guid>
		<pubDate>Mon, 12 Oct 2026 07:59:25 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[با علوم نوین همراه شویم ... 
چندی پیش در رسانه‌ها عنوان شد زنی که به داشتن فرزند زیاد (جهت ازدیاد نسل شیعه به دستور رهبر جمهوری اسلامی ایران سید علی خامنه‌ای) میان نسل y ایران شهره است، در توجيه عمل خود عنوان کرده ایلان ماسک نیز فرزندان زیادی دارد پس فرزندآوری بد نیست و عملش پسندیده است.
می‌خواهم در...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>با علوم نوین همراه شویم ...</h4><p> </p><p>چندی پیش در رسانه‌ها عنوان شد زنی که به داشتن فرزند زیاد (جهت ازدیاد نسل شیعه به دستور رهبر جمهوری اسلامی ایران سید علی خامنه‌ای) میان نسل y ایران شهره است، در توجيه عمل خود عنوان کرده ایلان ماسک نیز فرزندان زیادی دارد پس فرزندآوری بد نیست و عملش پسندیده است.</p><p>می‌خواهم در این مقاله پاراگراف بالا را در بوته‌ی علم نوین بررسی کنم.</p><p>در سنوات آینده و نه‌چندان دور کمیت ماهیت خود را از حیث اهمیت بیشتر از دست می‌دهد و آنچه مد نظر خواهد بود صرفاً کیفیت است و این مهم با پیشرفت علم در هر زمینه‌ای از جمله فرزندآوری قوت می‌گیرد.</p><p>چیزی که تا کنون بصورت عمومی شاهد بوده‌ایم تکثیر گونه‌های شرایط مطلوب بوده است نه موارد خوب یا خاص. این مهم مانند تفاوت پرورش گونه‌ی گوسفند زرد به جای سفید به واسطه‌ی سهل بودن شرایط زاد و ولد، نگهداری و رشد سریع آن است نه کیفیت گوشت، پوست و شیر آن. در موارد نادری نیز به فرزندآوری نیاز نداشته‌ایم بلکه ژنومهای برتر مخفیانه تکثیر می‌شده‌اند. این نوع تکثیر محدود حتی توسط بعضی دول با ربایش ژنومی از افراد مد نظرشان انجام می‌شده است.</p><p> اما آنچه در آينده در پیش است و هم اکنون در حدود محدود انجام می‌پذیرد، فراگیری کدنویسی ژنومی ست که عملاً فرزندآوری را به عملی ناکافی، سنتی و دمده تبدیل می‌کند. ایجاد نسل‌های برتر و خاص یا متفاوت از جهت میزان هوش، توان جسمی و زیبایی ظاهری به طریق کدنویس ژنومی می‌تواند پک کاملی تولید کند که رسماً فرزندآوری را حذف می‌کند. تفاوت این دو مثل این است که شما با توانایی کم و مواد نامرغوب در خانه نان بپزید یا از نانوایی مرغوب و حرفه‌ای در شهرتان نان بخرید. حالا شما دو نوع نان دارید. اولی دست‌پخت خودتان است و کیفیت مطلوبی ندارد و دومی دست‌پخت نانوای حرفه‌ای شهر است و کیفیت مطلوبی دارد. کدام را انتخاب میکنید؟ مسلماً چندباری برای تجربه و ایجاد تنوع خودتان نان میپزید اما در کل ترجیح می‌دهید از نانوایی مشهور شهر خرید کنید. تفاوت فرزندآوری سنتی و فرزندآوری مدرن نیز در همین است.</p><p>علاوه‌بر آن می‌توان روی دستورالعمل تغییرات ژنومی کار کرد و فرضاً کل مردم ایران را فرضاً با تابش‌های فرکانسی به فرزندان روزولت تبدیل نمود. پس از حیث کمیت در نفرات بشری هم فرزندآوری به طریق سنتی عملی بدرد نخور است.</p><p>بد نیست این را هم بگویم عنوان می‌شود ‌که با ویرایش ژنومی می‌توان بعضی بیماری‌های مادرزادی را کنترل یا درمان کرد. توجه شود که در بسیاری از این موارد در واقع فرد قبلی به قتل رسیده و فرد دیگری از او حاصل می‌شود. ظرافت این مسئله اهمیت تکثیر صنعتی یا آزمایشگاهی را از طریق کدنویسی بهینه‌ی ژنومی در گونه‌ی بشر آشکارتر می‌کند.</p><p>نتیجه اینکه علم نوین میگوید فرزندآوری آن هم در تعداد زیاد در این روزگار کاری احمقانه، ریسک‌پذیر، بدوی و تحلیلبر است چه از سوی ایلان ماسک باشد چه از سوی مُکثران نسل شیعه.</p><p>البته به این دستگاه جنین‌کشی شیعی  نیز باید گفت به جای رقابت با آلت ایلان ماسک بهتر است مواظب باشد همسرش یک بسته‌ی دهتایی دیگر در جایی دیگر نچیده باشد.</p><p> </p><p>نکته‌ی جالب اینکه به عقیده‌ی من شاید دهه‌ی شصتیها خوشبخت‌ترین نسل بشر باشند زیرا همه چیز را تجربه کرده‌اند و یا به چشم دیده‌اند. کف سنت و ته مدرنیته!</p><p>📄چکیده‌ی مقاله‌ی  "گذار بشر" نویسنده و پژوهشگر دکتر اسماء دگلی</p><p>🧸به کوشش مستر تدی</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1280/853;" src="https://dl.blogix.ir/20261011124451827820.webp" width="1280" height="853"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/124/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>دکتر اسماء دگلی</category>
		<category>مستر تدی</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی هفتم/صفحه هفده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/123</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/123</guid>
		<pubDate>Mon, 12 Oct 2026 07:57:45 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[یک فنجان روان‌شناسی بنوشیم ... 
موضوع مورد بحث این شماره در صفحه‌ی روانشناسی، بیماری پیکا pica یا هرزهخواری ست. طی این بیماری فرد به خوردن یک یا چند خوراکی به شکلی غیر مفید و یا اشیاء غیر خوراکی مداومت روانی دارد.
پیکا نباید با خوردن جهت رفع نیاز به ویتامینی خاص و یا شکم بارگی افراد خوشخوراک اشتباه...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>یک فنجان روان‌شناسی بنوشیم ...</h4><p> </p><p>موضوع مورد بحث این شماره در صفحه‌ی روانشناسی، بیماری پیکا pica یا هرزهخواری ست. طی این بیماری فرد به خوردن یک یا چند خوراکی به شکلی غیر مفید و یا اشیاء غیر خوراکی مداومت روانی دارد.<br>پیکا نباید با خوردن جهت رفع نیاز به ویتامینی خاص و یا شکم بارگی افراد خوشخوراک اشتباه گرفته شود.<br>افراد هرزهخوار معمولاً به جای طعم از حالت جویدن، بلعیدن و یا مکیدن موارد مصرفیشان لذت می‌برند و برایشان راضی کننده است.<br>گاهی هرزهخواران از بو و طعم موارد مصرفیشان لذت غیرقابل رفع می‌برند و این نیاز دائم و رفع نشونده آنان را در زمره‌ی این بیماران قرار میدهد.<br>گاهی افراد هرزهخوار از ایجاد آسیبی که به اندام‌های خود می‌زنند لذت می‌برند که این مورد شدید و نیازمند توجه ویژه است. برای مثال خوردن اقلامی که سوزش معده، سردرد یا تهوع ایجاد می‌کنند.<br>استرس و اضطراب، خشم و عصبیت عوامل ایجاد پیکا هستند. این بیماری در بسیاری نمونه‌ها در کودکان و نوجوانان از جهت استرس و اضطراب مازاد و غالب، و در بزرگسالان از جهت خشم و عصبیت مازاد و غالب دیده می‌شود.<br>درمان پیکا همان درمان استرس، اضطراب، خشم و عصبیت است. بیمار باید به نقطه‌ی امن روانی برسد سپس قدرت یابد و بیماری را کنار بگذارد. اجبار در کنار گذاشتن بیماری او را مریضتر خواهد کرد.<br>نمونه‌های پیکا عبارتند از:<br>خوردن گچ دیوار، خاک، کاغذ، باروت، مو، فضولات<br>لیسیدن فلزات مختلف<br>جویدن سنگ، شیشه، شن، چوب، یخ<br>مکیدن انگشت، مو، اسفنج خیس<br>پایکا کلمه‌ای لاتین به معنای زاغ است و از آنجایی که این پرنده به خوردن چیزهای گوناگون مشهور است نام این اختلال از نام او اقتباس شده است‌.<br>توجه شود که در بعضی فرهنگها بصورت سنتی خاک خورده می‌شود و خاک خوراکی به فروش می‌رسد که این مورد با پیکا فرق دارد.</p><p>🖋به قلم سردبیر</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1248/832;" src="https://dl.blogix.ir/20261012053257569647.webp" width="1248" height="832"></figure><p> </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/123/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی هفتم/صفحه هجده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/122</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/122</guid>
		<pubDate>Mon, 12 Oct 2026 07:32:27 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[داستان دنباله‌دار ... 
ماه مغربی/ژانر درام_معمایی_جنایی
قسمت هفتم:
_ من بدون تو میمیرم بهمنیار. ته دلم ... 
_ هیششش!
بهمنیار لب‌هایم را بوسید طوری که ساکت شدم، طوری که نفس کم آوردم، طوری که تمام دلهره‌هایم فرو ریختند و رفتند. نفهمیدم چه شد که در آغوشش خوابم برد. به حدی آرام بودم که اگر جان میدادم شی...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>داستان دنباله‌دار ...</h4><p> </p><p>ماه مغربی/ژانر درام_معمایی_جنایی<br>قسمت هفتم:</p><p>_ من بدون تو میمیرم بهمنیار. ته دلم ... <br>_ هیششش!<br>بهمنیار لب‌هایم را بوسید طوری که ساکت شدم، طوری که نفس کم آوردم، طوری که تمام دلهره‌هایم فرو ریختند و رفتند. نفهمیدم چه شد که در آغوشش خوابم برد. به حدی آرام بودم که اگر جان میدادم شیرین‌ترین مرگ هستی بود. مثل پر سبک بودم. درست است که ساحل خنک و مواج زیر مهتاب فراوان دلکشی بی‌مانندی داشت اما بهمنیار و آغوش و بوسه‌هایش که بی‌دریغ پیشکشم می‌شدند بی‌تأثیر نبودند.<br>تنها چیزی که از آن شب وصف ناشدنی به‌یاد دارم صدای خش خش گام‌های بهمنیار روی شنهای ساحل بود که من را کول گرفته بود و به سمت ویلا می‌برد. همان ویلای پر خاطره‌ و پرماجرایمان، همان ویلای لبریز از عشق و شورمان، همان ویلای دنجی که دوتایی در آن بهشت و جهنم را به نهایت بردیم، همان ویلای زیبا و لوکسی که بهمنیار خودش روی قطعه زمین به ارث برده از پدربزرگ مرحومش ساخته بود، همان ویلای ترسناکی که جسدش در آن پیدا شد و او را برای همیشه از من گرفت.</p><p>خدای من! آن شب شوم هم هوا خنک و صاف بود و هم مهتاب فراوان. اما چرا چنین شد؟ چرا بهمنیار را از من گرفت و به فرشته‌ای آسمانی سپرد؟ جسم لاغر و ورزیده‌اش مثل خورشید می‌درخشید. دو چشم سبز فراخش زیر مژگان پرپشت مردانه‌اش تا به ابد پنهان ماندند و من بعد از او نه دنیا را خواستم و نه حتی خودش را! طوری رفت که از خودش هم دلزده شدم، از آسمان، از مهتاب فراوان، از شبهای خنک و آرام و دلکش ساحلی، از همه‌چيز و همه‌کس. بهتا آنقدر گریست که نزدیک بود جان بدهد و مامان سفت به آغوش میفشردش که بماند. بابا در طول مراسم ختم چندباری حالش بد شد و روزها سوخت و درون سینه‌اش ریخت. قدم میزد و میگفت ای کاش نشناخته بودمش، چه جوانی بود! دو ماه بعد که سکته کرد و به کما رفت همه می‌دانستیم علتش فوت جانسوز بهمنیار بوده است.</p><p>آتش موجود عجیبی ست. می‌سوزد و می‌سوزاند و رفتن بهمنیار مانند آتش بود.<br>من و بهمنیار دو روز قبل از جشن عروسی امیران و پرلین در یک مراسم کوچک و خصوصی که فقط پدر و مادرهایمان حضور داشتند به عقد هم در آمدیم. فردای عقد، مامان با همه تماس گرفت و خبرشان کرد. فامیل به هیجان آمد که چه خوب! هم امیران سامان می‌گیرد و هم مهرو جفتش را یافته است. اما دل من از همان لحظه‌ای که بهمنیار گفت با حریر به جایی نرسیده و از هم خوششان نیامده و خواست دوباره با هم باشیم و من می‌دانستم بخاطر من آن دختر باکمالات از چشمش افتاده، هی لرزید و هی لرزید.<br>گاهی آدمها خواهان چیزی که بهتر است نمی‌شوند بلکه جذب آنچه می‌گردند که متعلق به کسی نیست یا دور از دسترس نگاه داشته است. وگرنه بهمنیار باوجود حریری که حتی همجنسانش را میخکوب می‌کرد نباید سمت من نیم نگاهی میانداخت. گاهی یک کاغذ تا خورده از یک کتاب بیشتر کشش خواندن می‌آفریند. وگرنه مهروی احمق و ترسو کجا حریر بانو کجا! حریر بعد از فوت شوکه کننده‌ی بهمنیار به ترکیه و سپس به اروپا رفت تا شغلش یعنی سوپر مدلینگ را آنجا پی بگیرد. او هم از این فقدان کم نسوخت. خبر را که شنیده بود صورت خود را چنگ زده بود. در بعضی از عکس‌ها رد چنگهایش نمایان بودند.<br>_ چرا من بهمنیار؟<br>_ تو مال خودمی مهرو! از اول بودی<br>_ از حریر ترسیدی؟<br>_ نه بابا! نمیساختیم با هم. دعوامون می‌شد.<br>_ با منم دعوات شده<br>_ آره ولی این دو تا دعوا فرق داشت.<br>و من می‌دانستم آنچه بهمنیار را به من چفت کرده جذبه‌ی جنسی عمیقی ست که نمی‌تواند از آن خلاص شود. خیلی مرد بود. خیلی مردانه بود. برعکس فرداد که گاهی دوگانه میزد. کاش بهمنیار می‌دانست برای من کافی ست همین‌که هست، وجود دارد، مدتی من را خواسته، مدتی با من بوده. این تجربه‌ی خوب خیلی برای من ارزش داشت.<br>_ من از حریر خیلی کمترم<br>_ نه مهرو! اشتباه نکن او زودتر و محکمتر از تو شروع کرده<br>_ خیلی قوی و لول بالا ست!<br>_ نه عزیزم. اگر آن روز از ویلا بیرونت نکرده بودم چند ماه بعد تو هم لنگه‌ی او می‌شدی. شاید هم قوی‌تر و لول بالاتر.<br>_ پس چرا بیرونم کردی؟<br>بهمنیار جوابم را نداد. فقط من را بوسید و همان جذبه‌ی جنسی شوریدن گرفت. به فاصله‌ی چند روز بعد به تور کویر دعوت شدیم و حرارتش آنجا باوجود بهتا دو چندان شد.</p><p>بهتا پیشنهاد داد برنامه‌ی جشن کوچکی بریزیم و برای زندگی کردن به آمریکا برویم. من و بهمنیار جشن کوچک را پذیرفتیم اما مهاجرت را نه.<br>_ داداش اینجوری که میگم برای هر دوتون بهتره<br>_ برنامه دارم سیستر کوچولو. میخوام پریانک رو درون ایران رو فوق حرفه‌ای بسازمش و بعنوان سوپر مدل ایرانی_ایرانی بفرستمش میادین خارجی. اینطوری گیراتره. از همه مهمتر بچه میخوام. پسرمو اینجا میخوام.<br>_ عزیزم داداشم! بچه‌دار شدن رو جلو بنداز<br>_ همین تصمیم رو دارم<br>_ مبارک باشه. دختر خوبیه. پدر و مادر خوبی هم داره. بی دردسر و آرومن<br>_ آره. کجا رفت؟<br>_ اونجا ست. داره نوشیدنی انتخاب میکنه<br>_خوشکله. اما کم تجربه ست. میوه‌ی کاله<br>_ اگه به سبک تو برسه نوبره! حریر رو روز اول یادت میاد؟ از یه توله سگ ولگرد کمتر بود<br>_ مهرو جلوش اعتماد بنفس نداشت. می‌گفت از من سره!<br>_چی؟! جدی میگی؟ نوش جونت واقعاً!<br>_ گلرخ رو بگو! اونو دیدی؟<br>_ می‌شناسمش بابا! موش بود به مهرو رسید چه زبونی وا کرد. انگار دوپین کرده باشه!<br>_ با فرداد جفتی زدن ریختن سر مهرو. اینم کم نمیآورد. اون دو تا هم جلز و ولز میکردن<br>_ کجا رفت زن داداشم؟ گمش کردم. نیست!<br>_ ماکان این دور و بره؟<br>_ چی؟ ماکان؟</p><p>"ماهک" روی پای من خوابیده بود. دختربچه‌ی بانمکی بود. پوست سبزه و اندامی لاغر داشت. به ماکان گفتم بزرگ شود چشمها و ذهنها و دلها را از آن خود می‌کند و او گفت اجازه نمی‌دهد وارد شغل من شود. من آرام و پنهانی برای ماهک گریستم. با خودم اندیشیدم چقدر بد است آدم پدری مانند ماکان داشته باشد. بابای من تا چه اندازه خوب بود و دوستم داشت اما ماکان خودکامه‌ای سرگردان بود. طفلک ماهک معصوم.<br>می‌دانستم اگر بهمنیار من را کنار ماکان ببیند بلوا به پا می‌شود اما حاضر بودم بخاطر چشمان معصوم ماهک هر عذابی به جان بخرم. طفلک بی‌گناه بی‌مادر بی‌پناه.<br>در حال نوازش موهای ماهک بودم که بهمنیار و بهتا مضطرب سر رسیدند و همانطور که حدسش را میزدم بلوا به پا شد.<br>_ تو چی از جون نامزد من میخوای؟ اون دیگه عقد منه. زن منه نامرد<br>_ کاریش ندارم. باهاش درد دل کردم. ماهک پیشش آروم بود<br>_ توی مهمونی کاروانی هم درد دل میکردی حرومزاده؟<br>_ اون موقع فرق داشت. تنها بود. الان نه. الان مثل خواهره برام<br>ماهک بیدار شد و جیغ کشید. فوراً بغلش کردم و دور شدم. همینکه دور شدم آن دو به جان هم افتادند و من در آن لحظه دلمشغولی دیگری جز ماهک نداشتم. به کافه‌ بردمش و برایش خوراکی خریدم و تا صبح در آغوشم گرداندمش بعد هم به اتاقم بازگشتم و کنار خودم خوابید. مطمئن بودم بهمنیار طلاقم می‌دهد و من در ذهنم برنامه داشتم با ماهک به خانه‌ی پدرم بازگردم. میخواستم خودم بزرگش کنم. همانطور که مامان و بابا خودم را پرورده بودند. آرام، پر مهر، سنتی، بیخیال. اینهمه درد برای ماهک خیلی زیاد بود و از شدت سنگینیش دل من می‌ترکید.<br>دمدمای ظهر بهمنیار با صورتی پانسمان شده به اتاقمان بازگشت. چند زخم سطحی روی گونه و چانه‌اش با چسبهای سبک پوشیده شده بودند. همینکه من را دید فوراً ماهک خواب‌آلود را از آغوشم بیرون کشید و به بهتا سپرد. تا آمدم حرف بزنم بهتا رفت و در پشت سرش بسته شد و من ماندم و بهمنیاری که کوه آتش بود. چند دقیقه بعد دست و پایم از شدت درد توان تکان خوردن نداشتند. کتکم زد. در سکوتی سنگین زیر ضربات محکم و سریعش له شدم.<br>_ دلم برای ماهک سوخت. اون گناهی نداره<br>_ بچه میخوای؟ آره؟ باشه!</p><p>یک ساعت بعد جسمم از شدت لهیدگی به حدی سنگین بود که هر آن انتظار داشتم تخت بشکند و چوبهای شکسته‌اش میان دنده‌هایم فرو بروند. اما این یکی اتفاق نیوفتاد! بهمنیار بالای سرم نشسته بود و با موهایم ور میرفت و سفارش نهار میداد. طوری عادی بود که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده باشد. این حالتش من را تا سر حد مرگ می‌ترساند. دفعه‌ی قبل هم همینطوری آرام بود. مدتی نگهم داشت و بعد بیرونم کرد‌.<br>_ میخوای بیرونم کنی؟<br>_ نه<br>_ طلاقم میدی؟<br>_ نه<br>_ ولم میکنی؟<br>_ فکر بهتری برات دارم<br>_ هنوز فکر و دلم پیش ماهکه<br>_ ساده‌ای مهرو. خیلی صاف و پاکی. تو آدمی یا فرشته؟<br>_ یعنی چی به سرش میاد. ماکان آدم نیست. مثل حیوونه. پدر نیست.<br>_ اگه ماکان ازت میخواست حاضر بودی بخاطر ماهک باهاش راه بیای. مطمئنم. یا خیلی مرد بود که این کار رو نکرد یا احمق!<br>بهمنیار راست می‌گفت. آن لحظه حاضر بودم بخاطر ماهک هر کاری بکنم. <br>با نوازشهای بهمنیار باز به خواب رفتم. خسته بودم. به اندازه‌ی یک عمر خسته بودم. غم ماهک معصوم داشت جانم را می‌گرفت. طفلک خیلی تنها بود. خوابش را دیدم. دنبالش میدویدم و او جیغ میزد. همینکه گرفتمش و بغلش کردم صدای بهتا بیدارم کرد.<br>_ مهرو جان؟ خوبی عزیزم؟ خجالت میکشم از چشمات. داری ناله میکنی این مسکن رو بخور راحت بخوابی.<br>_ بهمنیار کجاست؟<br>_ اینجام عزیزم. دارم ناهار میخورم. برات کمپوت و آبمیوه سفارش دارم.<br>_ گرسنه نیستم. خوابم میاد.<br>دوباره خواب من را برد و در خود کشید و باز صدای جیغ ماهک و نگاه‌های خسته و غمگینش از یک سو و پچ‌پچ نامفهوم بهمنیار و بهتا از سویی دیگر سرم را پر کردند. طولی نکشیده وارد لایه‌های عمیقتر رؤیا شدم و همگی محو گشتند. رؤیای بابا، بابای مهربان و دلسوز خودم، بابایی من که جز من کسی را در زندگی نمی‌دید و نمیشناخت هر چند خیلی بینا بود.</p><p>_ حواست بهش باشه<br>_ نگران نباش داداش<br>_ همینکه جواب تستش مثبت شد میبریش پیش خودت. به خانوادش میگی درگیری کاریه. این وسط چندتا کار سبک هم براش بتراش.<br>_ منو دست کم گرفتی یا از چیزی ترسیدی یا شدت عشقه؟<br>_ بچه‌مون که به دنیا اومد برش می‌گردونی پیش خانواده‌ش. بهش میگی بچه مرده و تمام.<br>_ اگه دختر بود؟<br>_ اگه دختر بود پیش مهرو میمونه.<br>_ هر جور تو بخوای داداش<br>_ بهتا!<br>_ بله داداش<br>_ ناراحتی؟<br>_ نه! دلم می‌خواست جشنتون رو ببینم. برنامه‌ریزی داشتم.<br>_ زخم و کبودیهای دوتامون خوب بشه به روی چشمم. فراموشش نکردم.<br>بهمنیار و بهتا یکدیگر را به آغوش گرفتند و همانجا کنار مهرو به خواب رفتند. خواهرانه و برادرانه‌ای که عمقش را فقط خواهرها و برادرها می‌دانند بین آن دو موج میزد. سهم بهتا و بهمنیار از ترسها و تنهایی‌های کودکی یکدیگر بودند و بس.</p><p>🦢هلی آ</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1280/853;" src="https://dl.blogix.ir/20261014024327767063.webp" width="1280" height="853"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/122/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>هلی آ</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی هفتم/صفحه نوزده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/121</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/121</guid>
		<pubDate>Mon, 12 Oct 2026 07:16:24 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[🌐بیانیه ... 
نهاد بین‌المللی سکارنای من
My Sekarna International Organization
MSIO
به نمایندگی از تمام زنان موفق خودساخته، زیباروی مادرزاد، خردمند و عامل، ایثارگر و مفید از جوامعی که آنان را ندارد و یا در تعداد معدود دارند، عذرخواهی می‌کند و سپاسگزار ابدی ست. باشد که تنشهای جهان به یمن وجودشان کم شو...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>🌐بیانیه ...</h4><p> </p><p>نهاد بین‌المللی سکارنای من<br>My Sekarna International Organization<br>MSIO<br>به نمایندگی از تمام زنان موفق خودساخته، زیباروی مادرزاد، خردمند و عامل، ایثارگر و مفید از جوامعی که آنان را ندارد و یا در تعداد معدود دارند، عذرخواهی می‌کند و سپاسگزار ابدی ست. باشد که تنشهای جهان به یمن وجودشان کم شود.<br>MSIO,<br>معتقد است این زنان ویژه که مولدان برترند متعلق به هستی‌اند و موهبتهای جهانی به شمار می‌آیند. بدون مرز، بدون عقیده و بدون نژاد ستون‌های دنیایند.</p><p>MSIO,<br>همچنین مفتخر است بدین وسیله و طی این بیانیه اعلام بدارد ریاست، مدیریت و نظارت اصلی نهاد بین‌المللی سکارنای من که اکنون بر عهده‌ی خانم دکتر اسماء دگلی بنیانگذار این نهاد است بعد از فوتشان نیز به همین منوال ادامه خواهند داشت و بر عهده‌ ایشان خواهند ماند همچنین قابلیت انتقال یا شراکت نداشته و ندارند.<br>در دنیایی که برای کسب قدرت و سیطره‌ی جهانی، از نیکان جهان کشتار و غارت می‌کنند پیروزی با نوه‌ی قدرت‌الله خان دگل بود که نه کشت و نه غارت کرد بلکه به جای بربریت مسیر تمدن را در پیش گرفت و به هوش مسلح بود. باشد که در تاریخ ثبت شود. باشد که بشریت بتواند در تمام زمینه‌ها بر توحش افسارگسیخته‌ی آنان فائق آید همانطور که اجدادمان طبیعت را رام کردند و کار به ما رسید ما نیز از سد این بوزینگان انسان‌نما خواهیم گذشت و جهان را از لوث وجود ناخوشآیندشان پاک خواهیم کرد. آن هنگام زمان جشن جهانی شکوه تمدن است.<br>هیچ نمی‌ماند جز مهر 🌱</p><p>🖋اسماء دگلی(هلی آ، هیاهو، آی هو) بنیانگذار، مدیر و ناظر اصلی نهاد بین‌المللی سکارنای من</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1248/832;" src="https://dl.blogix.ir/20261014064109687651.webp" width="1248" height="832"></figure><p> </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/121/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>اسماء دگلی</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی ششم/صفحه شروع</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/120</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/120</guid>
		<pubDate>Thu, 17 Sep 2026 00:52:24 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[۶ تنور روشن ... 
ماهنامه‌ تنور
وابسته‌ به
نهاد بین‌المللی سکارنای من
My Sekarna International Organization
MSIO 🌱
Beyond NGO
By Dr.Asma Dagali in 2020
ماهنامه‌ی اینترنتی نهاد بین‌المللی سکارنای من با نام دوم تنور و نام پیشین گیتی با ششمین شماره‌ی خود به حیات و نشر ادامه می‌دهد.
سردبیر: دکتر اسماء دگ...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>۶ تنور روشن ...</h4><p> </p><p><a href="%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%20%D8%AA%D9%86%D9%88%D8%B1" rel="nofollow">ماهنامه‌ تنور</a></p><p>وابسته‌ به</p><p><a href="%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%20%D8%A8%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C%20%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D9%86" rel="nofollow">نهاد بین‌المللی سکارنای من</a></p><p><a href="https://My%20Sekarna%20International%20Organization" rel="nofollow">My Sekarna International Organization</a></p><p><a href="https://MSIO" rel="nofollow">MSIO</a> 🌱</p><p>Beyond NGO</p><p>By <a href="https://Dr.Asma%20Dagali" rel="nofollow">Dr.Asma Dagali</a> in <a href="https://2020" rel="nofollow">2020</a></p><p>ماهنامه‌ی اینترنتی <a href="%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%20%D8%A8%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C%20%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D9%86" rel="nofollow">نهاد بین‌المللی سکارنای من</a> با نام دوم <a href="%D8%AA%D9%86%D9%88%D8%B1" rel="nofollow">تنور</a> و نام پیشین <a href="%DA%AF%DB%8C%D8%AA%DB%8C" rel="nofollow">گیتی</a> با ششمین شماره‌ی خود به حیات و نشر ادامه می‌دهد.</p><p>سردبیر: <a href="%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1%C2%A0%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%A1%20%D8%AF%DA%AF%D9%84%DB%8C" rel="nofollow">دکتر اسماء دگلی</a></p><p>سایر اعضاء: تنور تیم</p><p>زمان نشر <a href="%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%20%D8%AA%D9%86%D9%88%D8%B1" rel="nofollow">ماهنامه‌ی تنور</a> یکم هر ماه به وقت شامگاه ایران میباشد.</p><p>لینک عناوین جهت سهولت در دسترسی به مطالب پیشکش می‌شود:</p><p><a href="https://mysekarna.blogix.ir/posts">https://mysekarna.blogix.ir/posts</a></p><p>فهرست:</p><p>عنوان.........صفحه</p><p>هنگامه کنیم .........۱</p><p>بوی ماه مهر ...............۲</p><p>با هوشمان کلنجار برویم ............۳</p><p>یک مقاله‌ی سیاسی بخوانیم ................۴</p><p>یک مقاله‌ی روانشناسی بخوانیم .................۵</p><p>به سنن عجیب سرکی بکشیم ...............۶</p><p>پژوهشی در مردم‌شناسی بخوانیم ................۷</p><p>پژوهشی در جامعه‌شناسی بخوانیم ...............۸</p><p>معجر شعر روشن باید ............۹</p><p>یک فنجان علوم مدنی بنوشیم ...............۱۰</p><p>یک فنجان علوم اجتماعی بنوشیم ..............۱۱</p><p>در پیرامون خود قرار یابیم ............۱۲</p><p>با علوم نوین همراه شویم ............۱۳</p><p>ترفند هنری بیاموزیم .................۱۴</p><p>به عضلاتمان شوک و رهایی بدهیم ...........۱۵</p><p>مطلبی در حوزه‌ی فرهنگی بیاموزیم ..............۱۶</p><p>مطلبی در حوزه‌ی پزشکی بیاموزیم .............۱۷</p><p>داستان دنباله‌دار .................۱۸</p><p>دادخواه باشیم ...............۱۹</p><p> </p><p>📰جهت تماشای بهتر هر عکس روی آن کلیک کنید(ضربه بزنید و نگه دارید) و گزینه‌ی open image</p><p>(preview image) را انتخاب نمایید.</p><p>📩تنها پل ارتباطی با <a href="%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%20%D8%AA%D9%86%D9%88%D8%B1" rel="nofollow">ماهنامه‌ی تنور</a> بخش ارسال نظر در همین صفحه(صفحه شروع) است.</p><p>🌱به احترام خانه‌یمان زمین و به پاسداشت درخت <a href="%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%20%D8%AA%D9%86%D9%88%D8%B1" rel="nofollow">ماهنامه‌ی تنور</a> نسخه‌ی کاغذی نخواهد داشت. این نشریه صرفاً اینترنتی(مجازی) و در آدرس درج شده در زیر منتشر می‌شود:</p><p><a href="https://mysekarna.blogix.ir">https://mysekarna.blogix.ir</a> </p><p>🔋powerful</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1168/740;" src="https://dl.blogix.ir/20260922201126516518.webp" width="1168" height="740"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/120/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>دکتر اسماء دگلی</category>
		<category>powerful</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی ششم/صفحه یک</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/119</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/119</guid>
		<pubDate>Thu, 17 Sep 2026 00:47:57 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[هنگامه کنیم ... 
☄ با شروع فصل سرما و افزایش بیماری‌های ویروسی به چند نکته جهت پیشگیری و درمان توجه کنید:
لباس و غذای گرمخواب و استراحت کافینوشیدن اقسام دمنوشهاخوردن غذاهای رقیق، نرم و مقوی در دفعات زیادمکیدن دوغ یخ زده و شور هنگام گلودردکم کردن میزان قند و چربی در طول بیماریخوردن غذاهای جاافتاده و...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>هنگامه کنیم ...</h4><p> </p><p>☄ با شروع فصل سرما و افزایش بیماری‌های ویروسی به چند نکته جهت پیشگیری و درمان توجه کنید:</p><ul><li>لباس و غذای گرم</li><li>خواب و استراحت کافی</li><li>نوشیدن اقسام دمنوشها</li><li>خوردن غذاهای رقیق، نرم و مقوی در دفعات زیاد</li><li>مکیدن دوغ یخ زده و شور هنگام گلودرد</li><li>کم کردن میزان قند و چربی در طول بیماری</li><li>خوردن غذاهای جاافتاده و گرم در دوران نقاهت</li><li>مالیدن روغن نعنا، پونه، اوکالیپتوس و یا بابونه به پشت گوشها و زیر بینی</li><li>استحمام و شستشوی مرتب دستها و دهان خصوصاً هنگام بیماری<br>هنگامه از این بهتر؟ سلامت باشید.</li></ul><p>💣 ماهنامه‌ی تنور الحاق مرزهای کشور ایالات‌متحده آمريکا را به مرزهای کشور ایران (طی ابلاغیه‌ی دفاع در مقابل تعدی مرزی، وضع و ابلاغ شده توسط حزب ایرانِ ایرانی) را تبریک گفته و آن را خوش‌یمن می‌داند. این سیاست ویژه می‌تواند مانند واکسنی در مقابل توحش بین‌المللی کارآمد باشد. علاوه‌بر آن این یکپارچگی مرزی می‌تواند از اختلافات بکاهد و صلح جهانی را به ارمغان آورد.</p><p>🔥 بد نیست بدانید،<br>برنامه‌ی کاری ماهنامه‌ی تنور به قرار زیر است. یازدهم تا بیستم هر ماه زمان کاری کادر پژوهش و نویسندگی ست و از بیست و یکم تا بیست و پنجم بارگذاری اولیه توسط تیم ادمین انجام می‌شود. بیست و پنجم تا آخرین روز ماه پیش‌نویس زنده در تمامی پلتفرمها ارائه می‌شود. یکم هر ماه نیز زمان انفجار است! تنور انتشار رسمی شماره‌ی جدید خود را آغاز می‌کند. یکم تا سوم تنور تیم منتظر میماند تا پشتیبان گیری و استقرار از طرف تیم فنی تأیید شود. چهارم تا دهم تعطیلات کاری شروع می‌شود و بهترین زمان برای مراجعه شما به منشی یا ربات منشی نشریه است.</p><p>👩‍🦰خانم گل</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:852/1280;" src="https://dl.blogix.ir/20260914120146362748.webp" width="852" height="1280"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/119/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>خانم گل</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی ششم/صفحه دو</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/118</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/118</guid>
		<pubDate>Thu, 17 Sep 2026 00:43:32 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[بوی ماه مهر ... 
هفتمین ماه سال برای هر کس رنگ و بویی دارد. بوی ماه مهر در دهه‌های مختلف متفاوت گزارش شده اما بطور کلی و مطابق آخرین تحقیقات از مخلوط موارد زیر حاصل گشته است:
چوب و فلز نمناک + ساندویچ پنیر و گوجه + آش+ چای تازه دم + دود گازوئیل و نفت + گچ + پاک‌کن و دفتر نو + عفونت سینوزیت
بوی ماه م...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>بوی ماه مهر ...</h4><p> </p><p>هفتمین ماه سال برای هر کس رنگ و بویی دارد. بوی ماه مهر در دهه‌های مختلف متفاوت گزارش شده اما بطور کلی و مطابق آخرین تحقیقات از مخلوط موارد زیر حاصل گشته است:<br>چوب و فلز نمناک + ساندویچ پنیر و گوجه + آش+ چای تازه دم + دود گازوئیل و نفت + گچ + پاک‌کن و دفتر نو + عفونت سینوزیت<br>بوی ماه مهر از دو بخش دلنشین و عذاب‌آور تشکیل شده است که بخش عذاب‌آور آن به بوی مدرسه اختصاص دارد و غروب آن عمیق توأم با غمی دلنشين عنوان شده است.<br>شانزدهم مهرماه روز مهرگان و جشن بزرگ آن است که بعلت تعادل هوا بسیار محبوب است. علاوه بر آن جشن پیروزی کاوه و فریدون بر ضحاک نیز در این ماه برگزار می‌شود.<br>نشان مهرماه میزان، سنگ آن سنگ ماه، رنگ آن نارنجی، گل آن کاملیا، جفت آن خرداد، عدد شانس آن ۲۳، روز هفته‌ی آن شنبه و سیاره‌ی آن مریخ است.<br>در ایران باستان مرسوم بوده تا این ماه انبار ادویه، غلات و خشکبار در خانه‌ها باید پر شده باشد.<br>اقسام حلوای پاییزی مانند حلوای هویج در کنار چای میخک در این ماه پخته شده و بعنوان عصرانه یا در دورهمی ها سرو می‌شوند.<br>این ماه شروع تحول تاریخی سالیانه است. برای همین در بسیاری فرهنگها مقدس بوده و مراقبه و مدیتیشن در آن بیشتر انجام می‌گیرد.<br>زوآنگی بنیانگذار مکتب زآنگ و فعال در طب و عرفان آفریقایی در این ماه متولد شده و فوت کرده است.<br>شروع پاییز مبارک.</p><p>🐒 به کوشش تاریخوار</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:548/993;" src="https://dl.blogix.ir/20260914115846079769.webp" width="548" height="993"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/118/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>تاریخوار</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی ششم/صفحه سه</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/117</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/117</guid>
		<pubDate>Wed, 16 Sep 2026 01:59:32 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[با هوش خود کلنجار برویم ... 
حدس بزنید:
الف) یک ضرب‌المثل فارسی که مناسب چینی‌ها ست.
ب) از مشاهیر هنری که با انگور غرابت دارد.
ج) تاب آگاهی و کندوی خیال.
د) عاشق دلتنگ و عبوس.
ه) عدد بعد در زنجیره‌ی زیر چیست؟
۲، ۷ ،۲۳، ۷۲، ...
ی) کلمه‌ی بعد در چیدمان زیر چیست؟
پلیکان و پروانه، صنوبر و صدف، مار و ......]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>با هوش خود کلنجار برویم ...</h4><p> </p><p>حدس بزنید:<br>الف) یک ضرب‌المثل فارسی که مناسب چینی‌ها ست.<br>ب) از مشاهیر هنری که با انگور غرابت دارد.<br>ج) تاب آگاهی و کندوی خیال.<br>د) عاشق دلتنگ و عبوس.<br>ه) عدد بعد در زنجیره‌ی زیر چیست؟<br>۲، ۷ ،۲۳، ۷۲، ...<br>ی) کلمه‌ی بعد در چیدمان زیر چیست؟<br>پلیکان و پروانه، صنوبر و صدف، مار و ...<br>و) چیستان: گاو واوش را خورد. آنچه ماند را سپردند به ری‌رای بی را. اسب آن را کشید و برد.</p><p> </p><p>🦥 توسط مهوش</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:375/606;" src="https://dl.blogix.ir/20260419090532130097.webp" width="375" height="606"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/117/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>مهوش</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی ششم/صفحه چهار</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/116</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/116</guid>
		<pubDate>Wed, 16 Sep 2026 01:46:34 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[یک مقاله‌ی سیاسی بخوانیم ... 
شاید نیازی نباشد در خصوص این موضوع اظهر من الشمس دست به قلم شوم! اما بخاطر شیدای عزیز صاحب نظر خواهم بود.
از سری روشهای جویدن مغز ايرانيان به دست ضحاکیان این است که گاهی در رسانه‌های جمهوری اسلامی ایران بعنوان برگ برنده گفته می‌شود فلان سلبریتی مهاجر قصد دارد به کشور با...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>یک مقاله‌ی سیاسی بخوانیم ...</h4><p> </p><p>شاید نیازی نباشد در خصوص این موضوع اظهر من الشمس دست به قلم شوم! اما بخاطر شیدای عزیز صاحب نظر خواهم بود.</p><p>از سری روشهای جویدن مغز ايرانيان به دست ضحاکیان این است که گاهی در رسانه‌های جمهوری اسلامی ایران بعنوان برگ برنده گفته می‌شود فلان سلبریتی مهاجر قصد دارد به کشور بازگردد. از آنجایی که تمامی افراد شاغل در مشاغل ارائه شده توسط جمهوری اسلامی در واقع عضوی از بدنه‌ی آنند، درصورت مهاجرت آن هم به کشورهای دشمن و کفرآمیز در تعبیر این نظام، علامت سؤال در اذهان ناجویده و سلامت ایجاد میشود که قسم خروس یا دم حضرت عباس!؟ این علامت سؤال که دست بر قضا خوش‌آیند جمهوری اسلامی نیز نیست حس سردرگمی، انزجار، خشم و عدم اطمینان می‌آفریند و سبب می‌شود جامعه آرام آرام از بردگی فکری و سپس عملی رهایی یابد. به طبع آن قدرت نظام مزبور کاهش یافته و دچار افول و فروپاشی می‌شود. مسلماً این چیزی نیست که سازمانی چون جمهوری اسلامی ایران و کشورهای مقصد مهاجرت و البته خود مهاجران بخواهند.<br>بطور کلی این اخبار معمولاً در کش و قوس‌های چپاولهای اقتصادی و یا در سایر بحران‌ها عنوان می‌شوند تا از حجم تنش‌ها کاسته شود و ایرانیان به کشور و شرایط خود امیدوار گردند و یا بدنبال راهی متفاوت و حتی بهتر نباشند.<br>این در حالی ست که آمد و شد افراد مذکور به راحتی به ایران انجام می‌شده و می‌شود فقط تا پیش از این مسکوت بوده است.<br>علاوه‌بر آن مهاجرت معکوس در هر جامعه‌ای امکان دارد رخ دادن دهد و دلایل مختلفی میتواند داشته باشد.<br>امور شغلی، نارضایتی از کشور جدید و ضایعات عاطفی مهمترین علت‌ها در مهاجرت معکوسند.</p><p>بسیاری از مهاجران طی سفرها و ارتباطات مختلف خود با کشور اولیه برای کشور جدیدشان خدماتی انجام می‌دهند که این خدمات می‌تواند اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و حتی جاسوسی باشند. پس مهاجرت معکوس همیشه نقطه‌ی قوّت برای کشور اولیه نیست زیرا می‌تواند تله‌ای برای آن و مردمش نیز باشد. در کنار آن مهاجرت معکوس اگر پروپاگاندای نباشد می‌تواند به دلایل بسیاری ایجاد ناهنجاری، عدم امنیت و تنش کند.<br>برای مثال در مهاجرت معکوس تعدادی از سلبریتیهای سینمایی عنوان شده که هدف ارتقاء سطح هنری ایران است! جالب است این افراد در حیطه‌ی کاری خود بنجول محسوب می‌شوند و با فرهنگ عمومی ایران سازگاری ندارند بگونه‌ای که همین تفاوت سبب مهاجرتشان بوده است و اگر پستی بلندیهای سیاسی_اجتماعی_عقیدتی در ایران و خاورمیانه نباشد کلاً محو خواهند شد و محل کارشان روسپیخانه خواهد بود.<br>بیایید واقعگرا باشیم و تمام علت‌ها را در نظر بگیریم و خواب خرگوشی را به چرت عصرانه واگذاریم. مهاجرت معکوس به نفع آحاد مردم نیست اما به نفع مهاجران مذکور و نظام و دولی که آبشخور مهاجران است، از جهت حفظ و ارتقا قدرت، قطعاً است.</p><p>اینجاست که باید گفت چه خوش گفت شاعر:<br>دیگی که برای ما نجوشه<br>سر سگ توش بجوشه</p><p> </p><p>🖋به قلم سردبیر و به 🐝خبررسانی شیدا</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:576/442;" src="https://dl.blogix.ir/20260916015505144708.webp" width="576" height="442"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/116/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>شیدا</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی ششم/صفحه پنج</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/115</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/115</guid>
		<pubDate>Wed, 16 Sep 2026 01:42:44 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[یک مقاله‌ی روانشناسی بخوانیم ... 
من این صحنه را قبلاً دیده‌ام!
تقریباً همه‌ی ما یک یا چندبار این حالت را تجربه کرده‌ایم و در عده‌ای از ما مزمن است. نام این اختلال دژاوو ست.
در این صفحه می‌خواهم پژوهشی را در خصوص اختلال روانی دژاوو déjà vu ارائه‌ دهم. بیماری تقریباً شایعی که من نیز گاهی تجربه‌اش می‌...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>یک مقاله‌ی روانشناسی بخوانیم ...</h4><p> </p><p>من این صحنه را قبلاً دیده‌ام!<br>تقریباً همه‌ی ما یک یا چندبار این حالت را تجربه کرده‌ایم و در عده‌ای از ما مزمن است. نام این اختلال دژاوو ست.<br>در این صفحه می‌خواهم پژوهشی را در خصوص اختلال روانی دژاوو déjà vu ارائه‌ دهم. بیماری تقریباً شایعی که من نیز گاهی تجربه‌اش می‌کنم.<br>معادل دژاوو در فارسی، آشناپنداری یا قبلاً دیده شده است. مفهوم دژاوو همانطور که از معادل فارسیش یعنی آشناپنداری استنباط می‌شود، یعنی فرد به صورت ناگهانی و در کوتاه مدت احساس می‌کند موقعیتی که در آن قرار دارد را قبلاً تجربه کرده است. در حالی که واقعاً همچین تجربه‌ای نداشته است. افرادی که دژاوو را تجربه کرده‌اند، معتقدند این پدیده یک حس آشنایی شدید نسبت به چیزی است که در اصل نباید برایشان آشنا باشد.<br>مطابق تجربه‌ی من دژاوو خیلی آنی اتفاق می‌افتد و تا بیمار بخواهد تجزیه و تحلیلش کند در حافظه‌اش جاخوش می‌کند و زمينه‌ساز وهم، ظن، افسردگی و خودشیفتگی می‌شود. درست است که‌ دژاوو را بسیاری روان‌پزشکان اختلال یا بیماری نمی‌دانند و آن را یک حالت یا حس اشتباه زودگذر قلمداد می‌کنند اما به عقیده‌ی من دژاوو اگر مزمن و عمیق باشد نتیجه‌اش سکته‌ی مغزی و حتی مرگ است، اگر بیمار قبل از آن خودکشی نکند. کافی ست در حس اشتباه خود غرق شود و آن را باور کند. مغز به سرعت داده‌های جدید بر مبنای حس اشتباه خلق می‌کند و حافظه پر از اطلاعات غیر واقعی می‌شود. دژاوو بیماری آدمهای باهوش، متفکر و پر کار است. آنهایی که به سرعت میفهمند و تجزیه و تحلیل می‌کنند. اما گاهی عدم هماهنگی ایجاد اخلال می‌کند.<br>و اما علت دژاوو چیست؟<br>۱. عدم همزمانی در پردازش اطلاعات در مغز<br>۲. شباهت بین موقعیت دژاوو و خاطره‌ای در گذشته<br>۳. اختلال در فعالیت‌های الکتریکی مغز خصوصاً لوب گیجگاه<br>۴. امیال یا خاطرات سرکوب‌شده‌ای که در قسمت ناخودآگاه مانده‌اند<br>۵. درک ناقص یا اشتباه از موقعیت به همراه پردازش سریع. مثلاً دیدن مرضیه به جای راضیه و خبر دادن موضوع به زهرا<br>من به این لیست خستگی جسمی، پرفکری، کم تحرکی، کم خوابی، شوک زدگی، نوسانات قند و فشارخون را نیز اضافه میکنم. احساس سرخوشی یکباره یا وهم ناشی از این دلایل می‌توانند به راحتی در کنار تمرکز ضعیف دژاوو را ایجاد کنند.<br>عده‌ای دژاوو را پیش علامت صرع می‌دانند اما به عقیده‌ی من صرع از نتایج دژاووی پیشرفته است. هرگاه مغز توان انطباق با بستر اطلاعاتی جدید بر مبنای دژاوو را نداشت بیماری غالب شده و صرع ایجاد میشود. بعبارت بهتر مغز تا جایی که بتواند با دژاوویش پیش میرود و هر جا کم بیاورد صرع و حتی سکته یا مرگ مغزی رخ میدهد.</p><p> </p><p>🖋به قلم سردبیر</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:379/890;" src="https://dl.blogix.ir/20260915020008592349.webp" width="379" height="890"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/115/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی ششم/ صفحه شش</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/114</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/114</guid>
		<pubDate>Wed, 16 Sep 2026 01:38:13 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[به سنن عجیب سرکی بکشیم ... 
《پیچا فسنجانِ ویشکا》از سنن قدیمی گیلان است که به سرو غذایی با همین نام اشاره دارد. پیچا در زبان گیلکی به معنای گربه است و پیچا فسنجان یعنی فسنجان گربه!
در خصوص این عبارت که ضرب‌المثلی برای روزهای ناخوشی و شکست‌های عاطفی ست، روایت زیر نقل شده است.
روزی دختری زیبا و جوان در...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>به سنن عجیب سرکی بکشیم ...</h4><p> </p><p>《پیچا فسنجانِ ویشکا》از سنن قدیمی گیلان است که به سرو غذایی با همین نام اشاره دارد. پیچا در زبان گیلکی به معنای گربه است و پیچا فسنجان یعنی فسنجان گربه!<br>در خصوص این عبارت که ضرب‌المثلی برای روزهای ناخوشی و شکست‌های عاطفی ست، روایت زیر نقل شده است.<br>روزی دختری زیبا و جوان در راه بازگشت از دانشکده با حیوان نحیف و کوچکی میان برگهای خشکیده چنار روبه‌رو شد. یک گربه‌ی کوچک بینوا درحال جان دادن بود. دختر که ویشکا نام داشت توله گربه را برداشت و با خود به خانه برد. ویشکا شبانه روز از حیوان بیمار و نارس مراقبت کرد تا اینکه بعد از دو سال به گربه‌ای قوی و بالغ تبدیل شد.<br>ویشکا نام گربه‌اش را به یاد مادربزرگ فوت شده‌اش پیچا نهاد زیرا پیرزن مهربان گیلکی صحبت می‌کرد و گربه را پیچا صدا میزد.<br>پیچا کم‌کم میان اهل خانه و محل محبوب و شناخته شد و او را پیچای ویشکا صدا می‌زدند زیرا ویشکا دلبستگی عجیبی به گربه‌اش داشت. زندگی راحت و شاد پیچا آرزوی هر گربه‌ای بود.<br>اما پیچا هرچه‌ بزرگتر می‌شد از ویشکا بیشتر فاصله می‌گرفت و دلش می‌خواست با هم‌نوعانش باشد و ویشکا روزگارش را با دلتنگی و دلواپسی می‌گذراند.<br>روزی که مطابق معمول پیچا یواشکی از پنجره بیرون پریده بود، هنگام بازیگوشی با گربه‌ای ولگرد درگیر شد و به شدت آسیب دید. خود را به زحمت به خانه رساند اما از شدت جراحت جلوی در خانه جان باخت.<br>پدر ویشکا هنگام بازگشت از محل کارش پیچای مرده را دید و برای اینکه ویشکا نفهمد و دق نکند پوست گربه را کند و دوید تا آن را در حیاط چال کند. او میخواست به اهل خانه بگوید پیچا با یک گربه‌ی ولگرد درگیر شده و آن را کشته است و خودش برای همیشه رفته است و جسد بدون پوست هم گربه‌ی ولگرد است که جلوی در خانه افتاده.<br>مادر ویشکا سفارش گوشت مرغابی برای فسنجان شام داده بود. همینکه در را باز کرد با تکه‌ای گوشت جلوی در مواجه شد. غرغر کنان و متعجب به خیال اینکه گوشت مرغابی ست و پدر ویشکا خریده و جلوی در گذاشته، آن را برداشت و به داخل برد.<br>ویشکا به آشپزخانه رفت و برای اینکه از دلتنگی به درآید خود را مشغول پختن فسنجان کرد. اینچنین شد که فسنجان پیچای ویشکا طبخ شد و《پیچا فسنجانِ ویشکا》ضرب‌المثل روزهای ناخوشی بعد از خوشی و بی‌مبالاتی گشت.<br>مردم گیلان در روزهای مشابه به این ضرب‌المثل فسنجان می‌پزند و بعنوان شام در عزاداریها نیز فسنجان سرو می‌کنند.</p><p>🐔 برگرفته از خاطرات گیله‌زن</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:719/747;" src="https://dl.blogix.ir/20260914153051825818.webp" width="719" height="747"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/114/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>گیله زن</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی ششم/صفحه هفت</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/113</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/113</guid>
		<pubDate>Wed, 16 Sep 2026 01:35:32 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[پژوهشی در مردم‌شناسی بخوانیم ... 
حدود روابط پیش از ازدواج در ایران برای هر فرد تعریفی دارد زیرا هدف از ازدواج و پر کردن سوراخهای خالی در افراد مختلف متفاوت است‌. پس انتخاب‌ها نیز یکسان نخواهند بود.
حدود روابط پیش از ازدواج بطور کلی در دو دسته‌ی زیر تقسیم میشوند که مبنای آن انجام و یا عدم انجام زناش...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>پژوهشی در مردم‌شناسی بخوانیم ...</h4><p> </p><p>حدود روابط پیش از ازدواج در ایران برای هر فرد تعریفی دارد زیرا هدف از ازدواج و پر کردن سوراخهای خالی در افراد مختلف متفاوت است‌. پس انتخاب‌ها نیز یکسان نخواهند بود.<br>حدود روابط پیش از ازدواج بطور کلی در دو دسته‌ی زیر تقسیم میشوند که مبنای آن انجام و یا عدم انجام زناشویی ست:<br>۱. خانمی که قبلاً با فردی در رابطه‌ بوده و با رعایت موازین قانونی و شرعی مدتی را با او گذرانده است و ارتباطی کامل سپری کرده است.<br>۲. دختر خانمی که قبلاً با افراد زیادی وارد رابطه شده و بدون رعایت موازین قانونی و شرعی عمل نموده اما رابطه‌ی کامل طی نکرده است.<br>هر دو دسته کاندیدا و خورده‌گیران خودشان را دارند و تمام دلایل قابل توجهند. بعبارت بهتر دلایل بیانگوی شخصیت و دیسیپلین محیطی_خانوادگی افرادند و همگی در نوع خود محترمند.<br>عده‌ای طی شدن رابطه‌ی کامل برای یک خانم را ضعف دانسته و خواستار همسری اصطلاحاً دست نخورده‌اند. با توجه به مسئله‌ی بکارد و لذت مردِ اول همسر خود بودن، باید گفت نظر این دسته قابل قبول است. پس خانمهایی که قصد ازدواج با افراد ماجراجو، جوان و پرشور را دارند بهتر است مراقب حدود روابط پیش از ازدواج خود باشند. از طرفی عده‌ای از افراد که اغلب سن‌شان بالا ست، نیازمند سکون و آرامشند، پر کارند، ترجیح می‌دهند با خانمی با تجربه‌تر ازدواج کنند و یا رعایت موازین قانونی و شرعی برایشان پر اهمیت است دسته‌ی یک را ترجیح می‌دهند.<br>از سویی دیگر عده‌ای دختری با روابط متعدد را نمی‌پسندند و به این علت دسته‌ی دو را رد می‌کنند. عده‌ای دیگر نیز دلیلشان در رد دختران دسته‌ی دو این است که رابطه‌ی ناکامل در شماره‌ی دو همان دوران نامزدی و پیش از عروسی در بسیاری از خانواده‌های متشرع و چارچوبمدار یا اصیل و سنتی ست. پس مسئله‌ی دختر دست‌نخورده اینجا هم باز طرح میشود. در مقابل عده‌ای دیگر که متجدد و جوانپسندند از سرزندگی و اجتماعی بودن دسته‌ی دو لذت برده و آنان را برمی‌گزینند.<br>خانمهای دسته‌ی یک اغلب گزینه‌ی آقایان و دسته‌ی دو گزینه‌ی خانواده‌هایشان هستند.<br>شما جزء کدام دسته‌اید؟<br>چارچوبمداری که روالی آرام و پخته می‌طلبد و دسته‌ی یک را می‌پسندد؟ یا تابوشکنی که پویایی و نوگرایی می‌طلبد و دسته‌ی دو را برمی‌گزیند؟ بگذارید واضحتر صحبت کنم. هدفتان از ازدواج چیست؟ برآورده کردن شور عاطفی یا شور جنسی؟ اگر شور جنسی نیاز شما ست دسته‌ی یک و اگر شور عاطفی مقصودتان است دسته‌ی دو مناسبند.<br>نظرشخصی من دسته‌ی اول است زیرا من معتقدم دست‌خورده، دست‌خورده است چه در رابطه‌ی کامل بوده باشد چه ناکامل. اما آنکس که در چارچوب‌های قانونی و فقط با یک نفر در رابطه بوده شخصیتی قابل اعتمادتر و خانواده‌دوست‌تر دارد. شخصیت او قطعاً منطبق بر روابط دودویی و زوجیت است. این در حالی ست که دسته‌ی دوم روحیه‌ی روابط دودویی را ندارند و درواقع عکس دسته‌ی اولند. اگر خواستید دوست یا همکار انتخاب کنید دسته‌ی دو مناسب‌تر است اما برای ازدواج که موضوع این مطلب است دسته‌ی یک ارجعند. آمارها از درصد طلاق و مشاوره‌های ازدواج نیز بیانگوی همین مطلبند.</p><p>به قلم 🖋سردبیر و به درخواست 👱‍♀️مادمازل نجوا</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:712/448;" src="https://dl.blogix.ir/20260922194727871497.webp" width="712" height="448"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/113/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>مادمازل نجوا</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی ششم/ صفحه هشت</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/112</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/112</guid>
		<pubDate>Wed, 16 Sep 2026 01:27:10 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[پژوهشی در جامعه‌شناسی بخوانیم ... 
دختران دهه‌ی شصت ایرانی! زنانی کامل و بی‌نقص یا دیوانه‌هایی غيرقابل تحمل؟
دو عقیده‌ی کاملاً متضاد در خصوص این نسل از زنان ایرانی وجود دارد. و اما چرا؟
دهه‌ی شصت برهه‌ای ست که تفکرات انقلابی_شیعی ۵۷ و خمینی گرایی به ثبات رسیده و در اوج خود است. از این رو متولدین این...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>پژوهشی در جامعه‌شناسی بخوانیم ...</h4><p> </p><p>دختران دهه‌ی شصت ایرانی! زنانی کامل و بی‌نقص یا دیوانه‌هایی غيرقابل تحمل؟<br>دو عقیده‌ی کاملاً متضاد در خصوص این نسل از زنان ایرانی وجود دارد. و اما چرا؟<br>دهه‌ی شصت برهه‌ای ست که تفکرات انقلابی_شیعی ۵۷ و خمینی گرایی به ثبات رسیده و در اوج خود است. از این رو متولدین این دهه خصوصاً دختران به دو دسته‌ی متضاد از جهت فرهنگی_تربیتی تقسیم میشوند.<br>دسته‌ی اول تحت اجبار، بایکوت و خفقان شدید رشد کرده و تربیت می‌شوند و دسته‌ی دوم تحت آزادی و رفاه کامل.<br>بعبارت بهتر تفاوت این دو دسته در بهرمندی از رفاه و حقوق شهروندی ست. به این صورت که از دسته‌ی اول دریغ می‌شود و به دسته‌ی دوم ارزانی می‌گردد.<br>مطابق بررسی‌های من هر دو مورد به عمد و حتی با دخالتهای غیرقابل کتمان بین‌المللی صورت می‌پذیرد. بگونه‌ای که به یک تست اجتماعی در آزمایشگاهی غیر انسانی شبیه است. عده‌ای همواره در مشقت و عده‌ای همواره در آسایش! میخواهم از دلایل آزاردهنده‌ی سیاسی_مذهبی_بین المللی این موضوع بگذرم زیرا بسیار دهشناکند و به همان شوخی دختران لوند و دیوانه‌ی دهه‌ی شصت بازگردم.<br>ترساندن از هر گونه آزادی و بهرمندی از رفاه، دختران دسته‌ی اول را به شدت محتاط و با سقف کوتاه اعتمادبه نفس و آزادی اندیشه پرورانده است. جسمها و ذهن‌های ضعیفتر نسبت به حالت بهینه‌ی خود نتیجه‌ی این رویه برای آنان است. گربه‌هایی ملوس و دست‌آموز!<br>این موجودات دوست‌داشتنی با گذشت زمان و به محض آشکار شدن کوچکترین تضاد(همین که میفهمند جایی سرشان کلاه رفته)، دچار عصبیت و خشم شدید ناشی از انباشت انرژی میشوند و فروپاشی عمیق اتفاق می‌افتد. حال دیگر آن موجود نحیف به هیولایی غیرقابل تحمل تبدیل شده که همگان را فراری می‌دهد. اینجاست که لوند و دیوانه خلق می‌شود. بعبارت بهتر مانند وارد کردن شوک الکتریکی به فردی در قفس است. ناگهانی میپرد و چون دستش به جایی بند نیست در خود فرومیپیچد. اکنون مورد مزبور واقعاً باید در قفس باشد زیرا فروپاشیده و خطرناک است! کاراکتر خلق شده بی‌دست و پا و سرشار از خشم بوده و با وجود افزوده‌های شخصیتی مورد سرزنش و بی‌توجهی ست.<br>دسته‌ی دوم که در رفاه و آزادی پرورش یافته‌اند هم از شرایط خوب خود بهرمند بوده‌اند و هم از پلکانی به نام افراد بد شرایط و یا دسته‌ی اول استفاده کرده‌اند. سقف بلند اعتمادبنفس و بی‌پروایی در کنار جسمها و ذهن‌های قوی‌تر نسبت به حالت نرمال خود محصول مستقیم این رویه برای آنان است. ببرهای درنده‌ی خوش خط و خال! اما مشکل از آنجا شروع می‌شود که در قیاس با روند متغیّر و متنوع جامعه خصوصاً در قیاس بین‌المللی دیر یا زود جا می‌مانند و فروپاشی ناشی از عدم ثبات شرایط بهینه‌ی سابق روی می‌دهد. کاراکتر خلق شده همیشه لوند، همیشه قابل استناد و مورد تمجید باوجود اشتباهات و کاستی‌های شخصیتی ست.<br>حال اگر به جامعه بنگرید مخلوط این دو دسته را می‌بینید. لوندهای دیوانه و دیوانه‌های لوند! بعبارت بهتر این تضاد طبقاتی دو نوع دختر خلق کرده است که یکی با برخورداری از رفاه و حقوق شهروندی (لوند دیوانه) و دیگری با عدم برخورداری از آن (دیوانه لوند) و در قیاس با هم، هر دو آسیب دیده‌اند. در حقیقت در دو طرف این تضاد طبقاتی دو نوع بیماری نهفته است و هر دو را به دو نوع مختلف درهم شکسته است. کمتر کسی در این جامعه از آسیب دور مانده و یا دیرتر مجروح شده است. آنچه حاصل شده نیز بطور کلی میکس لوند و دیوانه است.<br>پس افسانه‌ی دختران لوند و دیوانه‌ی دهه‌ی شصت حقیقت دارد.</p><p>به قلم 🖋سردبیر و به درخواست 👱‍♀️مادمازل نجوا</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1280/852;" src="https://dl.blogix.ir/20260922195229710162.webp" width="1280" height="852"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/112/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>مادمازل نجوا</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی ششم/صفحه نه</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/111</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/111</guid>
		<pubDate>Wed, 16 Sep 2026 01:22:25 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[معجر شعر روشن باید ... 
در این شماره با سیمین دانشور همصدا شویم:
من زنم …
با دست هایی که دیگر دل خوش به النگو هایی نیست که زرق و برقش شخصیتم باشد
من زنم و به همان اندازه از هوا سهم می برم که ریه های تو
میدانی ؟
درد آور است من آزاد نباشم که تو به گناه نیفتی
قوس های بدنم به چشم هایت بیشتر از تفکرم می...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>معجر شعر روشن باید ...</h4><p> </p><p>در این شماره با سیمین دانشور همصدا شویم:</p><p>من زنم …<br>با دست هایی که دیگر دل خوش به النگو هایی نیست که زرق و برقش شخصیتم باشد<br>من زنم و به همان اندازه از هوا سهم می برم که ریه های تو<br>میدانی ؟<br>درد آور است من آزاد نباشم که تو به گناه نیفتی<br>قوس های بدنم به چشم هایت بیشتر از تفکرم می آیند<br>دردم می آید باید لباسم را با میزان ایمان شما تنظیم کنم<br>دردم می آید ژست روشنفکریت تنها برای دختران غریبه است<br>به خواهر و مادرت که می رسی قیصر می شوی<br>دردم می آید در تختخواب با تمام عقیده هایم موافقی<br>و صبح ها از دنده دیگری از خواب پا می شوی<br>تمام حرف هایت عوض می شود<br>دردم می آید نمی فهمی<br>تفکر فروشی بدتر از تن فروشی ست<br>حیف که ناموس برای تو…<br>حیف که فاحشه مغزی بودن بی اهمیت تر از فاحشه تنی است<br>من محتاج درک شدن نیستم<br>دردم می آید خر فرض شوم<br>دردم می آید آن قدر خوب سر وجدانت کلاه می گذاری<br>و هر بار که آزادیم را محدود می کنی<br>می گویی من به تو اطمینان دارم اما اجتماع خراب است<br>نسل تو هم که اصلا مسئول خرابی هایش نبود<br>میدانی؟<br>دلم از مادر هایمان می گیرد<br>بدبخت هایی بودند که حتی می ترسیدند باور کنند حقشان پایمال شده<br>خیانت نمی کردند نه برای اینکه از زندگی راضی بودند<br>نه خیانت هم شهامت می خواست<br>نسل تو از مادرهایمان همه چیز را گرفت جایش النگو داد<br>مادرم از خدا می ترسد<br>از لقمه‌ی حرام می ترسد<br>ازهمه چیز می ترسد <br>تو هم که خوب می دانی ترساندن بهترین ابزار کنترل است <br>دردم می آید این را هم بخوانی می گویی اغراق است <br>ببینم فردا که دختر مردم در بیرون به جرم موی بازش کتک می خورد<br>باز هم همین را می گویی<br>ببینم آنجا هم اندازه‌ی درون خانه غیرت داری ؟<br>دردم می آید که به قول شما تمام زن‌های اطرافتان خرابند<br>و آنهایی هم که نیستند همه فامیل های خودتانند<br>دردم می آید از این همه بی کسی دردم می آید</p><p>🐯به کوشش مرد جان</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:156/242;" src="https://dl.blogix.ir/20260914115419455625.webp" width="156" height="242"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/111/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>مرد جان</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی ششم/ صفحه ده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/110</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/110</guid>
		<pubDate>Sun, 13 Sep 2026 00:16:38 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[یک فنجان علوم مدنی بنوشیم ... 
شرایط اجتماعی بعنوان عامل بیرونی، جسم و روان را تغییر و تشکیل می‌دهند. اما آیا با پیشرفت‌های جهانی و ورود به دنیای پسا نو، بشر به اجتماع نیازمند است؟
این غیر قابل انکار یا چشم‌پوشی ست که دنیای پسا نو فردگرایی را از حیث بی‌نیازی و سهولت به اجتماع ترجیح می‌دهد.
یکی از کل...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>یک فنجان علوم مدنی بنوشیم ...</h4><p> </p><p>شرایط اجتماعی بعنوان عامل بیرونی، جسم و روان را تغییر و تشکیل می‌دهند. اما آیا با پیشرفت‌های جهانی و ورود به دنیای پسا نو، بشر به اجتماع نیازمند است؟<br>این غیر قابل انکار یا چشم‌پوشی ست که دنیای پسا نو فردگرایی را از حیث بی‌نیازی و سهولت به اجتماع ترجیح می‌دهد.<br>یکی از کلیدی‌ترین کشف‌های این مسیر، بازتعریف نظام پاداش (دوپامین و آدرنالین) در مغز است. ذهن‌های باهوش و خلاق، پکیجی از فعالیت‌های فردی و پیش‌بینی‌پذیر را جایگزین رابطه‌ی دوطرفه می‌کنند.<br>برای مثال همکلامی با هوش مصنوعی که نیاز به چالش‌های فکری، تحلیل عمیق و شنیده شدن بدون قضاوت را تأمین می‌کند.<br>سکس ذهنی یا شبیه‌سازی آن استفاده از قدرت تصویرسازی ذهنی و خودارضایی در کنار ابزارهای حسی ست که تجربه‌ی لذت خالص عاطفی و جنسی را بدون تحمل درد، بیماری، خیانت یا تنش‌های فیزیکی پارتنر و محیط فراهم می‌کند.<br>ورزش، هنر و تغذیه نیز برای بازسازی انرژی روانی، تخلیه ی خشم گذشته و دریافت پاداش‌های حسی سریع و امن بسیار کارآمدند.<br>این چیدمان، کنج تنهایی فرد را به امن‌ترین و لذت‌بخش‌ترین نقطه‌ی جهان تبدیل می‌کند. جایی که لذت‌ها خالص‌تر و عمیقتر از بازی‌های پرریسک عاطفی و جنسی طی تعاملات اجتماعی به راحتی فراهمند.<br>برای اینکه این خدایی و خودکفایی درون دوام بیاورد، دنیای بیرونی باید به یک ساعت مکانیکی دقیق تبدیل شود تا جهان پسا نو بتواند حیات یابد. ابعاد ساختاری جهان پسا نو عبارتند از:<br>حاکمیت مطلق قانون: وجود قانونی که امنیت و حریم خصوصی فرد را تضمین کند و مانع ورود دیگران به قلمرو او شود.<br>استقلال اقتصادی و تکنولوژیک: ماشین‌ها، مسکن، غذا و ابزارها برای همگان فراهم باشند تا نیاز به باج دادن عاطفی یا جنسی به انسان‌های دیگر برای همیشه از بین برود.<br>در نهایت فردگرایی به اجتماع گرایی میچربد. زیرا زیر سایه‌ی دنیای پسا نو تنهایی به معنای درد، ناراحتی، پسزدگی و آسیب نیست بلکه به معنای دستیابی به رفاه بهتر و بیشتر است.<br>با ورود به دنیای پسا نو باید از مدنیّت با مفهوم پیشینش که بر پایه‌ی اجتماع است خداحافظی کرد و به نوع جدید آن سلام گفت.</p><p>🖋به قلم سردبیر و با همکاری AI</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:652/400;" src="https://dl.blogix.ir/20260914115156633531.webp" width="652" height="400"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/110/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>AI</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی ششم/صفحه یازده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/109</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/109</guid>
		<pubDate>Sun, 13 Sep 2026 00:14:09 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[یک فنجان علوم اجتماعی بنوشیم ... 
در اجماع بشری دسته‌بندی‌های مختلف از جهات متفاوت ظاهری، جغرافیایی، عقیدتی، نژادی و ... ایجاد می‌شوند. دسته‌بندی‌ها به شناخت بهتر و تحلیلِ گونه‌یمان کمک می‌کنند و اکوسیستم را به نحوی بهینه ارتقاء می‌دهند.
میخواهم در این صفحه موضوعی که برای خودم بسیار مهم است و ایده‌ی...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>یک فنجان علوم اجتماعی بنوشیم ...</h4><p> </p><p>در اجماع بشری دسته‌بندی‌های مختلف از جهات متفاوت ظاهری، جغرافیایی، عقیدتی، نژادی و ... ایجاد می‌شوند. دسته‌بندی‌ها به شناخت بهتر و تحلیلِ گونه‌یمان کمک می‌کنند و اکوسیستم را به نحوی بهینه ارتقاء می‌دهند.<br>میخواهم در این صفحه موضوعی که برای خودم بسیار مهم است و ایده‌ی پژوهشیم نیز بوده را ارائه دهم تا شما خوانندگان تنور هم مستفیذ شوید.<br>دسته‌بندی و بررسی گونه‌ی بشری براساس‌ خصلت رفتاری مهمی تحت عنوان نظم، سوژه‌ی این شماره‌ی من است که تلنگرش از تزلزلهای اجتماعی سنوات اخیر در ایران به ذهنم زده شد.<br>نظم چیست؟ نظم حاصل عمل به یکسری مقررات است. هدف از نظم در زندگی روزمره این است که‌ بخش‌های جزئی و کم اهمیت در زندگی پرکار و پراهمیت هر فرد به خوبی قرار و ثبات یافته و وقت و توان به موارد مهمتر اختصاص یابند. علاوه بر آن نظم که از قاعده نشئت می‌گیرد سبب می‌شود پیرامون بهتر و بیشتر تحت کنترل بشر درآید و علاوه بر شناخت افزون‌تر از آن، حفاظت و ارتقاء گونه‌یمان نیز در این ميان حاصل می‌شود. بی‌نظم محکوم به تغییر و نابودی ست پس اگر منظمید جنگجویی در هستی بیکران محسوب میشوید که برای خود ارزش قائل است و بر منیّتش پافشاری دارد.<br>من طی پژوهش‌هایم پی بردم همیشه رعایت قاعده به معنای منظبت بودن نیست. یعنی درست است که رعایت قاعده و ایجاد نظم نشان‌دهنده‌ی این است که فرد منظم است اما در بسیاری موارد صرفاً حل شدن فرد در شرایط محیطی ست که طوطی وار عملی را تقلید می‌کند و از قاعده و لزوم رعایتش درکی ندارد. این مورد خطرناک است زیرا بالاخره در جایی این بی‌قاعدگیِ در ظاهر منظم فرومی‌پاشد و فاجعه می‌آفریند. مطلب را واضحتر میکنم.<br>از حیث بسامانی و نابسامانی افراد به گروه‌های زیر تقسیم میشوند:<br>۱. بسامانی در ظاهر و باطن<br>۲. بسامانی در ظاهر و نابسامانی در باطن<br>۳. نابسامانی در ظاهر و بسامانی در باطن<br>۴. نابسامانی در ظاهر و باطن<br>مورد اول و آخر واضحند. فرد منظم و فرد نامنظم. اما موارد دوم و سوم بحث‌برانگیزند.<br>مورد دوم فرد بی‌نظم موقت یا اجباری ست که دلایلش می‌تواند بیماری جسمی و روانی فرد، اجبار عامل خارجی و یا تظاهر فرد باشد.<br>مورد سوم فرد منظم موقت یا اجباری ست که دلایلش می‌تواند انجام وظیفه، اجبار عامل خارجی و یا تظاهر فرد باشد.<br>رعایت قاعده و الزام به آن افرادی منظم، منطقی، پیشرو، امن و قوی‌تر از جهت جسمی و روانی می‌سازد. برای این است که انظباط، حسن رفتاری محسوب می‌شود. گاهی افرادی سرآمد در جامعه حضور دارند که قاعده می‌آفرینند و یا قواعد قبلی را اصلاح کرده و متد بهتر و کاملتری ارائه‌ می‌دهند. مخترعین، مکتشفین و مبتکرین در علوم و عرصه‌های مختلف در این دسته‌اند.<br>با دو نکته مبحث را پایان میدهم:<br>هدایت توان به عرصه‌های مختلف مدنیت نشان هوش وافر و تکامل است و کژروی و بی‌مبالاتی نشان کند ذهنی. بعبارت بهتر برای مورد دوم یعنی اشتباه کردن و یا بهترین مسیر را برنگزیدن همیشه وقت هست.<br>یادمان باشد که رفتار طوطی وار ما را به کبک شدن می‌کشاند. پس به چند و چون قواعدی که ارائه می‌شوند دقت کنیم و هر چیزی را نپذیریم.</p><p>🖋به قلم سردبیر</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:574/573;" src="https://dl.blogix.ir/20260914124950317176.webp" width="574" height="573"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/109/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی ششم/صفحه دوازده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/108</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/108</guid>
		<pubDate>Sun, 13 Sep 2026 00:11:13 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[در پیرامون خود قرار یابیم ... 
تیتول استايل Titolo stile سبکی در ایده، طراحی و اجرای هنری_معماری ست. در توضیح آن باید گفت هر گاه نماد یا لوگو و یا شکلی خاص اساس و سازنده‌ی برند، استايل و سبک در ایده‌پردازی، طراحی و دیزاین باشند این مدل خلق شده است. در این صورت آنچه حاصل می‌شود ماندگارتر و منحصربه‌فر...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>در پیرامون خود قرار یابیم ...</h4><p> </p><p>تیتول استايل Titolo stile سبکی در ایده، طراحی و اجرای هنری_معماری ست. در توضیح آن باید گفت هر گاه نماد یا لوگو و یا شکلی خاص اساس و سازنده‌ی برند، استايل و سبک در ایده‌پردازی، طراحی و دیزاین باشند این مدل خلق شده است. در این صورت آنچه حاصل می‌شود ماندگارتر و منحصربه‌فردتر است.<br>برای مثال برند گوچی Gucci در بسیاری از طرحهای خود با تلفیق ایده و لوگوی عنوانش خاص و پرتوجه است و استایلی خلاقانه و موفق محسوب می‌شود.<br>مثال گویاتر و کامل‌تر در این دسته سبک و استايل پرستو Rondine از هنر و معماری پسا جنگ در ایتالیا ست که بیش از یک قرن قدمت دارد. ایده‌های این برند طرحی ساده، قدیمی و موفق از پرنده‌ی پرستو هستند که مبنا و زیربنای اشکال و طرحها در این دیزاین است. رهایی، مهاجرت و خودشیفتگی لطیف و تحسین‌برانگیزی در این استايل مشاهده‌ می‌شود.<br>پرستو پای خود را از استايل، برند و سبک هنری و معماری فراتر نهاده و به یک مکتب ایدئولوژیکی نو بدل شده است. این مسیر که پرستو در سکوت و خفا طی کرده ختام یک عقیده‌ی متفاوت است که از دیزاین شخصی شروع شده و به برند و سبک هنری_معماری رسیده و در نهایت به مکتبی با ایدئولوژی جدید و خاص خود بدل شده است. کم‌سو، یکتا، تحسین‌برانگیز و عمیق!<br>اینگونه طراحی‌ها به تنها چیزی که نمی‌اندیشند فراگیری و درآمدزایی ست. بعبارت بهتر بازار و شهرت برای آنان بی‌معنا ست.‌ در پیدایش تیتول استايل اولویت با برون ریزی حس، هنر، نیاز و علم است. آنها هستند چون به حدی خاصند که باید باشند. آنها هستند چون باید باشند و جایشان خالی ست. آنها هستند تا رشد فرهنگی و فکری پویا باشد. آنها هستند چون اصل و هدفند نه وسیله‌ای برای هدف و یا جزئی از مجموعه اهداف.<br>عده‌ای تیتول استايل را خسته کننده می‌دانند اما طرفدارانش از پایبندی پرهیجان و جذابشان سخن می‌گویند. آنها معتقدند مثل این است که به عضویت خانواده یا جمعی جدید درآمده باشند. بعضی نیز معتقدند تیتول استايل را یکبار هم شده باید تست کرد.<br>در عکسهای زیر دو نمونه از طرحهای سبک پرستو را مشاهده می‌کنید.</p><p>🏵به کوشش ماندانا</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:356/355;" src="https://dl.blogix.ir/20260914115500316962.webp" width="356" height="355"></figure><figure class="image"><img style="aspect-ratio:570/433;" src="https://dl.blogix.ir/20260914115517352852.webp" width="570" height="433"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/108/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>ماندانا</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی ششم/صفحه سیزده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/107</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/107</guid>
		<pubDate>Sat, 12 Sep 2026 16:52:41 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[با علوم نوین همراه شویم ... 
فرضیه حضور موجودات فرازمینی با جمجمه‌های بزرگ، اندام‌های نحیف و پوست خاکستری (Grey Aliens) دهه‌هاست فرهنگ عامه و سینمای علمی-تخیلی را تسخیر کرده است. با این حال پیشرفت‌های اخیر در پزشکی فضایی و زیست‌شناسی اخترپویا (Astrobiology) نشان می‌دهند که این تصویر نمادین بیش از آن...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>با علوم نوین همراه شویم ...</h4><p> </p><p>فرضیه حضور موجودات فرازمینی با جمجمه‌های بزرگ، اندام‌های نحیف و پوست خاکستری (Grey Aliens) دهه‌هاست فرهنگ عامه و سینمای علمی-تخیلی را تسخیر کرده است. با این حال پیشرفت‌های اخیر در پزشکی فضایی و زیست‌شناسی اخترپویا (Astrobiology) نشان می‌دهند که این تصویر نمادین بیش از آنکه زاییده تخیل محض باشد با قوانین فیزیک و زیست‌شناسی فضا انطباق دارند.<br>در این مطلب به ارائه و بررسی این فرضیه می‌پردازم که: اگر جنین انسان در محیط بی‌وزنی و خارج از جو زمین رشد کند تغییرات فیزیولوژیک و آناتومیک او، نسخه‌ای عینی از همان تصاویر بیگانگان فضایی را خلق خواهد کرد.<br>۱. هیدرودینامیک مایعات و شکل‌گیری جمجمه (سرهای گلابی‌شکل):<br>روی زمین، نیروی گرانش مایعات بدن (خون و مایع مغزی-نخاعی) را به سمت پایین می‌کشد. در محیط بی‌وزنی این مایعات به سمت بالا و بالاتنه حرکت می‌کنند که در پزشکی فضایی به آن تغییر جهت مایعات به سمت سر (Cephalad Fluid Shift) می‌گویند.<br>اثر بر جنین: استخوان‌های جمجمه جنین در دوران بارداری بسیار نرم و غضروفی هستند تا اجازه رشد مغز را بدهند. فشار هیدرواستاتیک مداوم مایعات در فضا، استخوان‌های جمجمه را به سمت بیرون هل می‌دهد.<br>نتیجه آناتومیک: نوزاد فضایی با جمجمه‌ای فوق‌العاده بزرگ، کروی یا گلابی‌شکل متولد می‌شود که حجم مغز عظیمی را در خود جای داده است. چشمان نوزاد نیز به دلیل فشار پشت کره چشمها درشت شده و برآمدگی پیدا می‌کنند.<br>۲. حذف گرانش و آتروفی شدید اسکلتی_عضلانی (اندام‌های نحیف):<br>قانون اساسی رشد استخوان و عضله روی زمین، مقاومت در برابر جاذبه است. سلول‌های استخوان‌ساز (استئوبلاست‌ها) تنها زمانی تحریک به جذب کلسیم می‌شوند که اسکلت، وزن بدن را تحمل کند.<br>اثر بر جنین: جنین در رحم مادری که در ایستگاه فضایی حضور دارد، هیچ‌گونه فشار یا وزن طبیعی را تجربه نمی‌کند. ماهیچه‌ها نیازی به انقباض برای حفظ تعادل ندارند و استخوان‌ها دلیلی برای متراکم شدن نمی‌بینند.<br>نتیجه آناتومیک: این نوزاد با دست و پاهایی بسیار لاغر، انگشتانی کشیده و باریک (به دلیل نبود مقاومت محیطی) و عضلاتی کاملاً تحلیل‌رفته متولد خواهد شد. اندامی دقیقاً مشابه دست و پای باریک و ضعیف بیگانگان خاکستری.<br>۳. تشعشعات کیهانی و سد دفاعی ملانین (رنگ پوست):<br>زمین توسط میدان مغناطیسی (وان آلن) و اتمسفر غلیظ از پرتوهای مرگبار کیهانی و فرابنفش محافظت می‌شود. در فضا یا سیاراتی مانند مریخ، این سپر وجود ندارد.<br>اثر بر جنین: پرتوهای کیهانی به شدت جهش‌زا هستند. سیستم بیولوژیکی بدن برای بقا در برابر تغییرات ساختاری DNA، مکانیزم‌های دفاعی خود را فعال می‌کند. یکی از این مکانیزم‌ها، افزایش شدید تولید رنگ‌دانه ملانین و تغییر ساختار سلول‌های اپیدرم است.<br>نتیجه آناتومیک: پوست انسان‌های متولد شده در فضا در طول نسل‌ها برای فیلتر کردن اشعه‌های مخرب به صورت تیره، ضخیم و مایل به رنگ‌های تیره یا خاکستری متکامل خواهد شد.<br>۴. سازگاری‌های قلب و عروق:<br>قلب انسان روی زمین یک پمپ قدرتمند است که باید خون را بر خلاف جاذبه به مغز برساند. در فضا، پمپاژ خون نیازی به انرژی زیاد ندارد. در نتیجه، ماهیچه‌های قلب جنین فضایی رشد نکرده و پمپی کوچک و کم‌حجم خواهد داشت که برای بقا روی زمینِ پر از جاذبه، کارایی ندارد.<br>اکنون خود را برای یک هول خوردن اساسی آماده کنید! زیرا...<br>تطابق نزدیک به ۱۰۰ درصدی بین خروجی علمیِ رشد جنین در فضا و تصویر ذهنی ما از آدم‌فضایی‌ها، دریچه جدیدی را به روی یک فرضیه تکاملی باز می‌کند:<br>«بیگانگان خاکستری، موجوداتی از کهکشان‌های دور نیستند؛ بلکه فرزندان آینده‌ی خود ما هستند.»<br>اگر بشر در قرن‌های آینده زمین را ترک کند و در کلونی‌های فضایی بدون جاذبه ساکن شود، نسل‌های متولد شده در فضا پس از گذشت چند صد سال، دقیقاً به همین موجودات خاکستری با سرهای بزرگ و اندام‌های نحیف تبدیل خواهند شد. بنابراین، ما با نگاه کردن به تصویر آدم‌فضایی‌ها، در واقع به آینه‌ی آینده تکاملی خودمان در سفر به اعماق کیهان چشم دوخته‌ایم. این یک احتمال بسیار قوی و بزرگ است.<br>نکته: عبارت خاکستریها در سال ۱۸۹۳ بصورت عمومی و علنی بیان گشت و به این موجودات ماهیت آشکار داده شد.</p><p>📄چکیده‌ی مقاله‌ی بیرون از خانه<br>حاوی فرضیه‌ی دکتر اسماء دگلی در خصوص اختر زیست شناسی با موضوعیت اشکال گونه‌های حیات در خارج از زمین و بررسی فرضیه<br>نویسنده و پژوهشگر دکتر اسماء دگلی به کمک AI<br>🧸به کوشش مستر تدی</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:549/367;" src="https://dl.blogix.ir/20260914115338724826.webp" width="549" height="367"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/107/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>دکتر اسماء دگلی</category>
		<category>مستر تدی</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی ششم/صفحه چهارده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/106</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/106</guid>
		<pubDate>Sat, 12 Sep 2026 16:46:46 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[ترفند هنری بیاموزیم ... 
شمع سازی هنری زیبا و جذاب است. بسیاری از خانم‌ها حداقل یکبار در طول زندگی خود شمع ساخته‌اند و از انوار روحانی آن در شبهای رویایی استفاده کرده‌اند.
شمعها خصوصاً اگر معطر باشند شفا بخشند. ساختار پارافینی ذوب شونده به حالت قطره‌ای که ریختن اشک یا قطرات باران را تداعی می‌کند به...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>ترفند هنری بیاموزیم ...</h4><p> </p><p>شمع سازی هنری زیبا و جذاب است. بسیاری از خانم‌ها حداقل یکبار در طول زندگی خود شمع ساخته‌اند و از انوار روحانی آن در شبهای رویایی استفاده کرده‌اند.<br>شمعها خصوصاً اگر معطر باشند شفا بخشند. ساختار پارافینی ذوب شونده به حالت قطره‌ای که ریختن اشک یا قطرات باران را تداعی می‌کند به همراه نوری لطیف و طلایی ماهیتی ملکوتی دارد و می‌تواند کاهنده یا از بین برنده‌ی اقسام فشارهای روانی باشد. خاصیت آنها به قدری عمیق است که می‌توانند جفت خوبی برای شبهای تنهایی و سرشار از تفکر یا احساس باشند نه صرفاً وسیله‌ای تزئینی بین دو عاشقان یا متفکران.<br>و اما چند ترفند برای دست یابی به شمعی خاص و دلنشین:<br>۱. رایحه‌ی دلخواهتان را تشخیص دهید و انتخاب کنید. عصاره‌ی معطر باید در آخرین لحظه به پارافين مایع شده اضافه شود و به سرعت در قالب ریخته شود.<br>۲. اگر می‌خواهید شمعهایتان ترک نخورد مقداری وازلین به پارافین مایع شده اضافه کنید. ظروف و قالب‌ها نیز باید کاملاً خشک باشند.<br>۳. جریان سریع هوا بهترین خشک کننده‌ است. روشهای دیگر شمع را نمناک و پوره می‌کنند.<br>۴. برای فیتیله گذاری کافیست ابتدا فیتیله ها را به پارافين مایع آغشته کنید و اجازه دهید به حالت صاف خشک شوند. حال شما فتیله هایی دارید که سیخ می‌ایستند. در مرحله‌ی بعد قالبهایتان را از پارافين پر کنید و بعد از خشک شدن با میخ درون آن سوراخ ایجاد کنید و فتیله را در آن فرو کنید. در مرحله‌ی آخر نیز با قاشق اطراف فتیله را از پارافين پر کنید و روی کار را صاف و مرتب کنید.<br>۵. اگر در قالب ادکلن اسپری کنید هم شمع معطر خواهید داشت و هم راحت‌تر از قالب بیرون می‌آید.<br>۶. فتیله ها را زیاد بلند یا کوتاه نگذارید تا نور نهایی لذت‌بخش باشد. نه دوده بزند و نه سوسو.<br>۷. نمک نسوز لازمه است. از استفاده از آن غافل نشوید.<br>۸. بعد از خارج کردن شمعها از قالب کمی پودر بچه به بدنه‌ی بیرونی آن براش کنید. شمعها لطیف شده و از آسیب در امان می‌مانند.<br>در ادامه دستور ساختن شمع را به روش سنتی برای مبتدیان خواهیم داشت:<br>پارافین و نمک نسوز را در ظرف تمیز و خشک ریخته و در معرض حرارت قرار میدهیم تا ذوب شود. سپس وازلین و عصاره‌ی مورد نظر را اضافه میکنیم. حال فتیله ها را موم اندود کرده و اجازه می‌دهیم بصورت کاملاً صاف خشک شوند. باقی مایع را در قالب ریخته و مقابل فن قرار میدهیم تا خشک شود. سپس با میخ درون آن سوراخ ایجاد کرده و فتیله را در آن فرو میکنیم و با چند قاشق موم سطح کار را صاف و یک دست میکنیم. بعد از خروج از قالب بدنه‌ی شمع را با پودر بچه براش میکنیم و فیتیله را اندازه میکنیم. شمع رویایی و شفابخش حاضر است.<br>نکات ریز در هر کاری ممکن است پیش پاافتاده به نظر بیایند اما تغییرات و تأثیرات زیادی ایجاد می‌کنند.<br>عکس زیر قاب شمع معطر جهت یادبود و برای استفاده در کریدور ، هنر دست سردبیر عزیزمان است. ابعاد این اثر  1×1.5 متر است و تکه‌ای از ماه(piece of moon) نام دارد که به شکل برشی از ضلع غربی کره‌ی ماه طراحی شده است.</p><p>🦎به کوشش آرشاد</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:398/811;" src="https://dl.blogix.ir/20260915020036606405.webp" width="398" height="811"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/106/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>آرشاد</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی ششم/صفحه پانزده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/105</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/105</guid>
		<pubDate>Sat, 12 Sep 2026 16:39:37 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[به عضلاتمان شوک و رهایی بدهیم ... 
ورزش عجیب این شماره موش سرفراز نام دارد.
همسترهای تپلی و بامزه در مسابقه‌ای مخصوص خودشان با هم رقابت می‌کنند.
اگر می‌خواهید در این رقابت شرکت کنید باید همستر داشته باشید و با او مراحل مختلف مسابقه را تمرین کرده باشید. اگر سریعتر و دقیقتر باشد، تیم دو نفره‌ی شما برن...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>به عضلاتمان شوک و رهایی بدهیم ...</h4><p> </p><p>ورزش عجیب این شماره موش سرفراز نام دارد.<br>همسترهای تپلی و بامزه در مسابقه‌ای مخصوص خودشان با هم رقابت می‌کنند.<br>اگر می‌خواهید در این رقابت شرکت کنید باید همستر داشته باشید و با او مراحل مختلف مسابقه را تمرین کرده باشید. اگر سریعتر و دقیقتر باشد، تیم دو نفره‌ی شما برنده خواهد بود.<br>خواستگاه این مسابقه کالج پاکر وینسی در انگلستان است که گفته می‌شود در گذشته یتیمخانه بوده و بازی با موش‌ها تفریح کودکان یتیم تا پیش از طاعون بزرگ و مرگ غم‌انگیز و یکباریشان بوده است.<br>هر ساله این مسابقه در سطح یک یعنی نیمه‌ی اول کالج برگزار می‌شود و درواقع رقابتی درون کالجی با حضور شرکت کنندگان و دانش‌آموزان به همراه کادر کالج است.<br>مراحل مسابقه به قرار زیرند که اگر بیست روز آن را با همسترتان تمرین کنید به خوبی فرا می‌گیرد و بعد از آن کافی ست روی سرعتش کار کنید.<br>مسیر مارپیچ<br>گردنه<br>سرسره<br>گردونه<br>ماراتن<br>سبد غذا<br>جایزه‌ی تیم برنده مدال استیل با آرم کالج پاکر وینسی، دسته گل زنبق و کیک روکی ست که همان کیک وانیلی ساده است که با آجیل پر شده و روکش خامه و شکلات دارد.<br>مسابقه‌ی بامزه و جایزه‌ی خوشمزه!</p><p>🌻نقل از Golden body <br>🎩 به کوشش امیر سام</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:554/554;" src="https://dl.blogix.ir/20260914120640592267.webp" width="554" height="554"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/105/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>امیرسام</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی ششم/ صفحه شانزده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/104</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/104</guid>
		<pubDate>Sat, 12 Sep 2026 16:36:40 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[مطلبی در حوزه‌ی فرهنگی بیاموزیم ... 
در مطلب فرهنگی این شماره به حقیقت کتمان در روابط مختلف می‌پردازم. حقیقتی که اگر در لفافه بیان نشود راحت‌تر هضم می‌گردد.
اعتراض به بی‌توجهی یا کم‌توجهی سایرین در روابط مختلف مسئله‌ای ست که بسیار گزارش می‌شود. در هر پیوندی چه شغلی، چه دوستی، چه عاطفی و چه جنسی فرد...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>مطلبی در حوزه‌ی فرهنگی بیاموزیم ...</h4><p> </p><p>در مطلب فرهنگی این شماره به حقیقت کتمان در روابط مختلف می‌پردازم. حقیقتی که اگر در لفافه بیان نشود راحت‌تر هضم می‌گردد.<br>اعتراض به بی‌توجهی یا کم‌توجهی سایرین در روابط مختلف مسئله‌ای ست که بسیار گزارش می‌شود. در هر پیوندی چه شغلی، چه دوستی، چه عاطفی و چه جنسی فرد یا افراد ناراضی وجود دارند. ممکن است این موضوع برای شما نیز در برهمکنشهای مختلف اجتماعی و فرهنگیتان اتفاق افتاده باشد. اگر این نارضایتی ریشه در عدم سازگاری شما نداشته باشد، دلیلش را باید در سوی مقابلتان بجویید.<br>مطابق آمار تنها دلیل کم‌توجهی یا بی‌توجهی ترک رابطه است. پس اگر با این مسئله مواجه شدید خود را نفریبید و وقت و انرژی‌تان را هدر ندهید زیرا فرد یا افراد رابطه‌ی شما به ادامه‌ی مسیر با شما خشنود نیستند. آنها به حدی رفتار سرد یا دوگانه و به طور کلی آسیب‌زا بروز می‌دهند که شما بپذیرید و خاتمه دهید. زیرا به زعمشان شما به آنان وابسته‌اید و توان جدایی ندارید در صورتی که امکان دارد تفکیک برای شما راحت‌تر باشد.<br>این را نیز در نظر داشته باشید که احتمال زنده کردن یک پرنده‌ی مرده بیشتر از یک رابطه‌ی مرده است. پس من همچنان تأکید میکنم خود را نفریبید و اگر مانع یا برنامه‌ریزی ندارید به سرعت از روابط قیچی شده و تنش‌زا خارج شوید.<br>از بهترین مثال‌ها برای وجود مانع و برنامه‌ریزی که مسبب عدم ترک روابط مرده می‌شوند، فرزند کوچک در پیوند زناشویی و شراکت پر سود در پیوند تجاری ست.<br>یک ترفند: اگر توان خروج از رابطه‌ی مرده را ندارید تغییر هدف دهید. مثلاً در پیوند عاطفی مرده بدنبال تجارت بروید و در پیوند تجاری مرده بدنبال آموزش و ... . راکد نمانید و خو نکنید. شما باید بتوانید نگندید.<br>رابطه‌ی مرده‌ای که به جای اعلام خود با علائمش بروز می‌کند مانند یک بیماری ست و تحلیل برنده است. اگر از آن به موقع بگریزید عامل بیماری را شناخته‌اید و بر تجربیاتتان افزوده خواهد شد و اگر به موقع نگریزید شما را بیمار کرده و حتی خواهد کشت.<br>در هستی بیکران آدم‌های بسیاری زندگی میکنند اما تعداد کمی زنده‌اند. اجازه ندهید از شما تغذیه شود و پوسیده رها شوید. یک دانه برای رشد و زندگی کردن تا خودش جوانه نزند آب و نور هیچگونه کارایی ندارند.<br>نکته‌ی مهم: در بی‌توجهی یا کم‌توجهی فرد یا افراد رابطه‌یتان بدنبال دلیل نباشید و بدتر از آن خواستار اصلاح نشوید. بپذیرید آنچه تمام شده، تمام شده است. هیچکس بعد از خوردن یک پرس چلو کوبیده آن بالا نمی‌آورد که دوباره بخورد بلکه منتظر مراحل هضم و دفع آن می‌ماند.<br>تارکان روابط می‌خواهند تجربیات جدید داشته باشند شما هم به جای شوکه، خشمگین، ناراحت یا غمگین شدن استقبال کنید و پیش بروید. آب نطلبیده مراد است!<br>به یاد داشته‌ باشید هیچکس بد نیست. آدمیان یا همنشین شمایند و یا پلکان شما. اینکه کدام باشند را شما تعیین میکنید‌. اگر همنشین نشد قطعاً پلکان است. قدر زنده بودن و زندگی کردن را بدانید و برای آن بکوشید.</p><p>🖋به قلم سردبیر و 🐝به پیشنهاد شیدا</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:852/1280;" src="https://dl.blogix.ir/20260914115233582457.webp" width="852" height="1280"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/104/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>شیدا</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی ششم/صفحه هفده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/103</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/103</guid>
		<pubDate>Sat, 12 Sep 2026 14:41:15 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[مطلبی در حوزه‌ی پزشکی بیاموزیم ... 
اکثر خانمها این موضوع را تجربه کرده‌اند.
چرا پریود نشدم!
آمنوره (Amenorrhea) همان رخ ندادن خون ریزی‌های ماهانه است. دلایل مختلفی برای این مسئله وجود دارد. یکی از رایج ترین علل رخ ندادن قاعدگی بارداری ست. اما اختلال در عملکرد اندام‌های تناسلی، غدد و هورمون‌های مترش...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>مطلبی در حوزه‌ی پزشکی بیاموزیم ...</h4><p> </p><p>اکثر خانمها این موضوع را تجربه کرده‌اند.<br>چرا پریود نشدم!<br>آمنوره (Amenorrhea) همان رخ ندادن خون ریزی‌های ماهانه است. دلایل مختلفی برای این مسئله وجود دارد. یکی از رایج ترین علل رخ ندادن قاعدگی بارداری ست. اما اختلال در عملکرد اندام‌های تناسلی، غدد و هورمون‌های مترشحه نیز ایجاد کننده‌ی این عارضه‌اند.<br>سایر دلایل به قرار زیرند:<br>چاقی<br>سوء تغذیه<br>بی‌اشتهایی عصبی<br>کاهش وزن شدید<br>ورزش کردن زیاد<br>سندرم تخمدان پلی کیستیک<br>سرطان تخمدان<br>زخم رحم به خاطر کورتاژ تا اتساع آن<br>خارج کردن تخمدان یا رحم از بدن<br>مشکلات تیروئید<br>بی‌نظمی‌های هورمونی<br>استرس و افسردگی<br>استفاده از داروهای مختلف<br>آمنوره همیشه خطرناک نیست. نباید همیشه از رخ ندادن خونریزی ماهانه نگران بود. زیرا علت آن می‌تواند بارداری (Pregnancy)، شیردهی (Breast Feeding) و یائسگی (Menopause) باشد. علاوه بر این موارد، زنانی که از راه‌های پیشگیری از بارداری استفاده می‌کنند ممکن است دورۀ قاعدگی نداشته باشند. حتی تا مدتی بعد از آن که راه‌های پیشگیری را کنار نهادند هم ممکن است خونریزی ماهانه نداشته باشند و (Amenorrhea) را همچنان تجربه کنند.<br>افرادی که با نامنظمی و رخ ندادن قاعدگی مواجه می‌شوند علائمی در خود مشاهده می‌کنند. از جمله:<br>ترشحات نوک سینه<br>ریزش مو<br>سر درد<br>تغییرات بینایی<br>موهای زائد صورت<br>آکنه<br>درد لگن<br>آمنوره عادی و عمومی ست اما خانمها توجه داشته‌ باشند اگر به آن دچار شدند فقط به پزشک متخصص رجوع کنند و هیچگونه راهکار سنتی، خانگی و یا سرپایی را تست نکنند. زیرا اکثر این متدهای غیرعلمی به اندام‌های داخلی مانند کبد و تخمدان‌ها ضربه می‌زنند.</p><p>🐺به کوشش هیرام</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:588/330;" src="https://dl.blogix.ir/20260916005008501369.webp" width="588" height="330"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/103/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>هیرام</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی ششم/صفحه هجده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/102</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/102</guid>
		<pubDate>Sat, 12 Sep 2026 14:34:12 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[داستان دنباله‌دار ... 
ماه مغربی/ژانر درام_معمایی_جنایی
قسمت ششم:
کتاب‌خواندن خیلی بیشتر از آنچه فکرش را میکردم شیرین است. هوادار پر و پا قرص رمان‌های روسی شده‌ام. فرانسوی‌ها و ایرانی‌ها هم خوبند و دنیایم را دگرگون می‌کنند. فکرش را نمیکردم روزی کتاب‌های روان‌شناسی و انگیزشی بخوانم و حوصله‌ام سر نرود...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>داستان دنباله‌دار ...</h4><p> </p><p>ماه مغربی/ژانر درام_معمایی_جنایی<br>قسمت ششم:</p><p>کتاب‌خواندن خیلی بیشتر از آنچه فکرش را میکردم شیرین است. هوادار پر و پا قرص رمان‌های روسی شده‌ام. فرانسوی‌ها و ایرانی‌ها هم خوبند و دنیایم را دگرگون می‌کنند. فکرش را نمیکردم روزی کتاب‌های روان‌شناسی و انگیزشی بخوانم و حوصله‌ام سر نرود! تا پیش از این کتاب یک شئی زینتی و ارزشمند برای من بود و حالا به یک کتابخوار تبدیل شده‌ام که غذایش را با لذت نوش جان می‌کند.<br>با دستمزدی که از بهمنیار دریافت کردم برای خودم آیفون خریده‌ام و میخواهم حرفه‌ای فعالیت کنم و بلاگر شوم. دیده شدن را دوست دارم و سرم پر از ایده‌های ناب بازاریابی، فروش و تولید محتوا در سوشال مدیا ست.<br>این وسط برای خودم یک دست کت و شلوار عالی دوخته‌ام. حتی رویش آینه‌کاری و نگین دوزی کرده‌ام. شیک و خاص است. بابا که دید خیلی خوشش آمد اما زود رویش را برگرداند و از اتاقم خارج شد. مامان هم مثل همیشه کمی تعریف کرد و کمی ایراد گرفت و رفت. سرسنگینند. من هم پاپیچشان نمی‌شوم.<br>یک گلدان ریحان هم لب پنجره‌ گذاشته‌ام و دو هفته‌ی دیگر برگهای تازه‌اش را میچینم. عصرها بوی جوانه‌های ریحان لای کاغذ کاهی کتابهایم میپیچند و من لبریز می‌شوم. لبریز خود ارزشمند گمشده‌ام!<br>پنج ماه از ترک ویلای بهمنیار و تمام آن زرق و برق دور و دراز گذشته‌ است. نه کسی سراغ من را گرفته و نه من سراغ کسی را. در خود مچاله‌ و راضی‌ام‌. از دور که می‌نگرم میبینم تجربه‌ی بدی نبود. رشد کرده‌ام. مثل پریدن از روی یک گودال عمیق است، مثل شنا در دریای پرتلاطم، مثل نشکستن است.<br>میخواهم اعترافی بکنم. اگر به پنج ماه قبل بازگردم ماکان را با لگدی محکم میرانم طوری‌که جلوی جمع خجل شود. در ازای بوسه‌اش سیلی محکمی به صورت ورم کرده‌اش میکوبم و بهمنیار را عاشقانه مستفیذ میکنم. فراتر از این! اگر مهروی اکنون به گذشته بازگردد اجازه نمی‌دهد فرداد به بدنش دست بزند‌ چه برسد که لهش کند. چزاندن گلرخ هم حتماً در برنامه‌ام بود‌ طوریکه نتواند جیک بزند‌. اعتراف میکنم خیلی بچگی کردم اما ناراحت یا ناراضی نیستم‌. آن هم برهه‌ای از زندگی من بود که با تمام فراز و نشیب‌هایش گذشت. از زندگی‌ام راضی‌ام حتی اگر از این بدتر می‌شد هم راضی بودم. زندگی خودم است و دلم اینطوری خواسته‌ و میخواهد.<br>این‌روزها قسمتی از وقتم در آشپزخانه می‌گذرد. شام با من است و هرباره هزاران ترفند خوشگل و خوش‌مزه اجرا میکنم. مامان و بابا مجذوب می‌شوند و به هر سه‌تایمان خیلی می‌چسبد.<br>_ ما می‌خواستیم شوهرت بدیم آشپز خودمون شدی بابا؟<br>_ چه آشپزی هم شده! میدونی بری رستوران با این تزئینات و این طعم خوب چقدر گرون درمیاد؟<br>_ یعنی من هر شب یه غذای اعیونی چند میلیونی بعنوان شام میخورم؟<br>_ نوش جونتون. همین که خوشتون میاد برای من خیلی کافیه.<br>اما از پریشب اوضاع عوض شده و دمغیم. کارت دعوت عروسی امیران با احترام و صمیمیت ویژه به دستمان رسیده و ما را شوک داده است. عروس و داماد خودشان آوردند و پیشکش کردند. مامان هم تکه‌ای پارچه کادو کرد و به آن دو هدیه داد. یک ساعتی ماندند و همینکه تعارف کردیم شام بمانند قبول کردند اما بابا محترمانه عذرشان را خواست.<br>امیران و نامزدش "پرلین" طوری به هم نزدیک بودند و یکدیگر را دوست داشتند که فکر میکردی میهمانی بعد از ماه عسلشان است نه دعوتی عقدکنانشان! همین مامان و بابا را رنجاند. برایشان عجیب بود کسی از کودکی دلباخته‌ی دخترخاله اش باشد و با یک جواب نه برود و با نامزدش بازگردد.<br>مامان نخ ماجرا را ول نکرد و به خاله شفیعه زنگ زد و از چند و چون آشناییشان پرسید. معلوم شد سالیان سال همکلاسی و دوست و همکار بوده‌اند و حالا این عشق آتشین و پخته به ثمر نشسته است. خاله هم کم نمی‌آورد و چنان با آب و تاب تعریف می‌کرد که اگر محافل فوق لوکس مُد به همراهی عشق پر تب و تاب بهمنیار را تجربه نکرده بودم در نظرم تکه‌ای غیرقابل دسترس می‌آمدند و دلم خیلی می‌شکست.<br>آن شب از جواب ردم به پسرخاله پشیمان نشدم چون امیران من را به یاد ماکان می‌انداخت و بر حس دلزدگیم می‌افزود. پرلین هم با وجود آراستگی چنگی به دل نمیزد. همینکه دیدمش دلم برای گلرخ تنگ شد! کمی که با هم حرف زدیم پیشنهاد داد درسم را ادامه دهم و حالاحالاها به کار فکر نکنم. اما وقتی گفتم در ایران مدلینگ زیرزمینی و سوپر فول کار کرده‌ام و چند تا از عکسهایم را نشانش دادم، با چشمانی گشاد تشویقم کرد و کمی لبش را گزید. امیران هم عکسها را بدون اجازه تماشا کرد و نگاهش میخ و نمناک شد.<br>_ خیلی عالیه مهرو! چطور مامان و بابا اجازه دادن؟<br>_ اجازه ندادن. بدون اجازه و یواشکی کار کردم. هنوز هم نمی‌دونن.<br>_ ای شیطون. منو بگو که تو رو چه دختر آرومی تصور کرده بودم.<br>_ خب تو هم سن و سال من نبودی که منو بشناسی.<br>جوابم پسرخاله را خشکاند. مثل اینکه تا قبل از این فکر نکرده بود هم نسل من نیست و یکباره سنوات عمرش به او یادآوری شد!<br>آن شب من مطمئن شدم جواب ردم درست بوده و امیران به درد من نمی‌خورد. خوبی این ماجرا این بود که به مامان و بابا هم ثابت شد. دنیای من با امیران و پرلین خیلی فرق داشت. دنیای من جسورتر و جوان‌تر و پرشورتر بود و کلی راه نرفته داشت که باید تجربه‌یشان میکردم.<br>آن دو هم که با نشاطی زیر پوستی آمده بودند، گرفته و سرخورده بازگشتند طوری‌که امیران موبایلش را جا گذاشت. موبایل امیران دو روز در خانه‌ی ما ماند و تا مامان به خاله زنگ نزد و نگفت بیایند و بردارند کسی سراغی از آن نگرفت. امیران گفت چون گوشی پرلین برایشان کافی بوده فراموشکاریش را حس نکرده است و پرلین هم گفت خیلی خوب می‌شد اگر مهرو یک نوک پا می‌آمد و گوشی را می‌آورد چون من هم دوباره میدیدمش. آن شب هم چشم از من نمی‌گرفت. دلش می‌خواست با من عیاقتر شود و هر مکالمه‌ی کوتاهی را کش میداد. اما من حوصله‌اش را نداشتم و اگر تازه عروس نبود از اتاقم بیرون هم نمیآمدم. حتی وقتی میوه پوست کند که با هم بخوریم همراهیش نکردم و به بهانه‌ی صحبت با دوستم به اتاقم پناه بردم. </p><p>همینکه رفتند مامان پرسید:<br>_ چی بهشون نشون دادی که پکر شدن؟<br>_ هیچی مامان. فکر کرده بودن من هنوز دختربچه‌ی بی دست و پای بیست سال پیشم.<br>_ هر کاری میکنی فقط مواظب خودت خیلی باش.<br>_ چشم مامان.<br>آن شب هم مطابق عادتم قبل از خواب موهایم را شانه کشیدم و چند قطره روغن بنفشه روی فرق سرم مالیدم. با این کار سرشار از حس خوب می‌شوم و مانند پر در آسمان خیال به پرواز در می‌آیم.<br>آن شب تنها بدی‌اش این بود که دلشوره رهایم نمی‌کرد و آرام نمی‌شدم. اگر مامان می‌فهمید فوراً میگفت چشم خورده‌ام اما من ته قلبم منتظر یک اتفاق عجیب بودم.<br>پلتفرمهایم را چک کردم تا حالم عوض شود که شد! گلرخ تعدادی عکس از عاشقانه‌های خودش و فرداد را پست کرده بود و من را هم تگ کرده بود. تعجب نکردم. بقول بهمنیار او خروس جنگی ست و هر کاری به سرش بزند انجام می‌دهد. اما قلبم فشرده شد وقتی بهمنیار را چون دوستی صمیمی بین‌شان دیدم. بهمنیار و نامزدش "حریر"!<br>عکسها زیبا و شاد بودند و فضا لاکچری و دلکش بود. حسودیم شد. به دقيقه نکشیده اشک هم به چشمانم نشست. باورم نمی‌شد مهروی قوی این‌روزها اینطوری بشکند. خودم را سرزنش کردم و بعد دلداری دادم. تمام سعیم این بود آرام شوم که بی‌نتیجه نبود . لایک کردم و برای هر چهار نفر آرزوی خوشبختی به همراه چندتا ایموجی قلب و گل فرستادم.<br>نفهمیدم چطور شد اما با گریه خوابیدم. دلم می‌خواست به گذشته بازگردم. به بیست سال پیش، به وقتی دختربچه‌ی بی‌دست و پای مامان و بابا بودم اما راه بازگشتی نبود. زندگی داشت سرسختتر از توان من پیش می‌رفت و این من را می‌ترساند.<br>چند روز بعد گلرخ در جوابم نوشت: جدی؟! من هم که در آن لحظه در حال بخور دادن به صورتم بودم و حوصله‌ی او و سوسه‌هایش را نداشتم، بلاکش کردم. خنده‌ام گرفته بود! معلوم نبود دنبال چه بود. چند باری خواستم مسیج بدهم و حسابی حالش را بگیرم اما پشیمان شدم و با خودم فکر کردم رهایش کنم تا بسوزد‌.<br>آن روز دو تئاتر موزیکال دانلود کردم و با یک ظرف تخمه تماشا کردم. آن روز تصميم گرفتم دار قالی بخرم و برای اتاقم فرش ببافم. آن روز بهمنیار با من تماس گرفت و گفت دلتنگم است و حریر نامزدش نیست‌‌. آن روز من شادترین مهروی جهان بودم.</p><p>🦢هلی آ</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:737/714;" src="https://dl.blogix.ir/20260914115921820115.webp" width="737" height="714"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/102/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>هلی آ</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی ششم/ صفحه نوزده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/101</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/101</guid>
		<pubDate>Sat, 12 Sep 2026 14:25:33 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[دادخواه باشیم ... 
🌐بیانیه
نهاد بین‌المللی سکارنای من
My Sekarna International Organization
MSIO
🌱
اعلام میدارد که نسبت به افراد ، اصناف، دول و کشورهای غیرایرانی که نسبت به جنبه‌های مختلف حقوق بشر در ایران دارای موضع بوده و هستند، اما بعد از حوادث دو دهه‌ی اخیر در ایران(شروع از سال ۲۰۰۳)، فردی از اع...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>دادخواه باشیم ...</h4><p> </p><p>🌐بیانیه<br>نهاد بین‌المللی سکارنای من<br>My Sekarna International Organization<br>MSIO<br>🌱<br>اعلام میدارد که نسبت به افراد ، اصناف، دول و کشورهای غیرایرانی که نسبت به جنبه‌های مختلف حقوق بشر در ایران دارای موضع بوده و هستند، اما بعد از حوادث دو دهه‌ی اخیر در ایران(شروع از سال ۲۰۰۳)، فردی از اعضای لشکری علل خصوص نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران و یا خانواده‌ی درجه یک آنان اعم از فرزند، همسر، نوه، داماد و عروس را در خاک کشور خود بعنوان شهروند، مهاجر و یا مسافر پذیرفته باشند و یا در زمینه‌های مختلف علمی، تجاری و هنری با آنان همکاری کرده باشند و یا مراوده برقرار کرده باشند، اعلام جرم می‌کند.<br>این رویه‌ی رذیل و فریبکارانه که دهه‌ها سبب آسیب به جسم، روان، حقوق و زندگی ايرانيان شده و اثر سوء و دهشناک بین‌المللی نیز دارد، باید با اشد مجازات پایان پذیرد.<br>این جنگ زرگری و ریختن اشکهای تمساح و بطور کلی دغل و دورویی در کمترین حالت ایجاد فروپاشی روانی غیرقابل جبران می‌کند.<br>MSIO،<br>خواستار رسیدگی سریع به این معضل جهانی و پاسخگویی صریح موارد مزبور به این جنایت بین‌المللی و سیستماتیک علیه ایرانیان و به طور کلی‌ جهانیان است.<br>هیچ نمی‌ماند جز مهر 🌱</p><p>🖋دکتر اسماء دگلی (هلی آ، آی هو، هیاهو) بنیانگذار، مدیر و ناظر اصلی نهاد بین‌المللی سکارنای من</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:588/408;" src="https://dl.blogix.ir/20260419085818860603.webp" width="588" height="408"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/101/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>دکتر اسماء دگلی</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی پنجم/صفحه شروع</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/100</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/100</guid>
		<pubDate>Mon, 17 Aug 2026 00:22:00 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[۵ تنور روشن... 
ماهنامه‌ تنور
وابسته‌ به
نهاد بین‌المللی سکارنای من
My Sekarna International Organization
MSIO 🌱
Beyond NGO
By Dr.Asma Dagali in 2020
ماهنامه‌ی اینترنتی نهاد بین‌المللی سکارنای من با نام دوم تنور و نام پیشین گیتی با پنجمین شماره‌ی خود به حیات و نشر ادامه می‌دهد.
سردبیر: دکتر اسماء دگ...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>۵ تنور روشن...</h4><p> </p><p><a href="%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%20%D8%AA%D9%86%D9%88%D8%B1" rel="nofollow">ماهنامه‌ تنور</a></p><p>وابسته‌ به</p><p><a href="%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%20%D8%A8%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C%20%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D9%86" rel="nofollow">نهاد بین‌المللی سکارنای من</a></p><p><a href="https://My%20Sekarna%20International%20Organization" rel="nofollow">My Sekarna International Organization</a></p><p><a href="https://MSIO" rel="nofollow">MSIO</a> 🌱</p><p>Beyond NGO</p><p>By <a href="https://Dr.Asma%20Dagali" rel="nofollow">Dr.Asma Dagali</a> in <a href="https://2020" rel="nofollow">2020</a></p><p>ماهنامه‌ی اینترنتی <a href="%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%20%D8%A8%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C%20%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D9%86" rel="nofollow">نهاد بین‌المللی سکارنای من</a> با نام دوم <a href="%D8%AA%D9%86%D9%88%D8%B1" rel="nofollow">تنور</a> و نام پیشین <a href="%DA%AF%DB%8C%D8%AA%DB%8C" rel="nofollow">گیتی</a> با پنجمین شماره‌ی خود به حیات و نشر ادامه می‌دهد.</p><p>سردبیر: <a href="%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1%C2%A0%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%A1%20%D8%AF%DA%AF%D9%84%DB%8C" rel="nofollow">دکتر اسماء دگلی</a></p><p>سایر اعضاء: تنور تیم</p><p>زمان نشر <a href="%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%20%D8%AA%D9%86%D9%88%D8%B1" rel="nofollow">ماهنامه‌ی تنور</a> یکم هر ماه به وقت شامگاه ایران میباشد.</p><p>لینک عناوین جهت سهولت در دسترسی به مطالب پیشکش می‌شود:</p><p><a href="https://mysekarna.blogix.ir/posts">https://mysekarna.blogix.ir/posts</a></p><p>فهرست:</p><p>عنوان.........صفحه</p><p>هنگامه کنیم .........۱</p><p>شهریورگان خوش آمد ...............۲</p><p>با هوشمان کلنجار برویم ............۳</p><p>معجر شعر روشن باید ................۴</p><p>داستان دنباله‌دار .................۵</p><p>به سنن عجیب سرکی بکشیم ...............۶</p><p>مقاله‌ای در حوزه‌ی جامعه‌شناسی بخوانیم ................۷</p><p>مقاله‌ای در حوزه‌ی فرهنگی بخوانیم ...............۸</p><p>در پیرامون خود قرار یابیم ............۹</p><p>مقاله‌ای در بستر علوم اجتماعی بخوانیم ...............۱۰</p><p>مقاله‌ای در بستر روان‌شناسی بخوانیم ..............۱۱</p><p>ترفند تغذیه‌ای بیاموزیم ............۱۲</p><p>یک فنجان علوم مدنی بنوشیم ............۱۳</p><p> یک فنجان علوم سیاسی بنوشیم .................۱۴</p><p>به عضلاتمان شوک و رهایی بدهیم ...........۱۵</p><p>با علم نوین همراه شویم ..............۱۶</p><p>علم حقوق را ورق بزنیم .............۱۷</p><p>مردم‌شناسی را ورق بزنیم .................۱۸</p><p>دادخواه باشیم ...............۱۹</p><p> </p><p>📰جهت تماشای بهتر هر عکس روی آن کلیک کنید(ضربه بزنید و نگه دارید) و گزینه‌ی open image</p><p>(preview image) را انتخاب نمایید.</p><p>📩تنها پل ارتباطی با <a href="%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%20%D8%AA%D9%86%D9%88%D8%B1" rel="nofollow">ماهنامه‌ی تنور</a> بخش ارسال نظر در همین صفحه(صفحه شروع) است.</p><p>🌱به احترام خانه‌یمان زمین و به پاسداشت درخت <a href="%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%20%D8%AA%D9%86%D9%88%D8%B1" rel="nofollow">ماهنامه‌ی تنور</a> نسخه‌ی کاغذی نخواهد داشت. این نشریه صرفاً اینترنتی(مجازی) و در آدرس درج شده در زیر منتشر می‌شود:</p><p><a href="https://mysekarna.blogix.ir">https://mysekarna.blogix.ir</a> </p><p>🔋powerful</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1080/718;" src="https://dl.blogix.ir/20260817220931168889.webp" width="1080" height="718"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/100/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>دکتر اسماء دگلی</category>
		<category>powerful</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی پنجم/صفحه یک</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/99</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/99</guid>
		<pubDate>Mon, 17 Aug 2026 00:17:33 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[هنگامه کنیم... 
با تشکر از شرکت کنندگان در نظرسنجی شماره‌ی قبل،   🖋سردبیر با کسب ۳۵درصد از آراء،   برنده‌ی مسابقه‌ی درون نشریه‌ای شد. در ضمن 🦢هلی آ نیز عنوان ادبی ايشان است که جمع آراءشان را به ۴۶درصد می‌رساند. تنور تیم برای سردبیرش آرزومند موفقیت‌های بیشتر است.
شورت نیوز:
*یوزپلنگی به نام اسماء دگل...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>هنگامه کنیم...</h4><p> </p><p>با تشکر از شرکت کنندگان در نظرسنجی شماره‌ی قبل،   🖋سردبیر با کسب ۳۵درصد از آراء،   برنده‌ی مسابقه‌ی درون نشریه‌ای شد. در ضمن 🦢هلی آ نیز عنوان ادبی ايشان است که جمع آراءشان را به ۴۶درصد می‌رساند. تنور تیم برای سردبیرش آرزومند موفقیت‌های بیشتر است.</p><p>شورت نیوز:<br>*یوزپلنگی به نام اسماء دگلی به بهانه‌ی برنده شدن در مسابقه‌ی درون نشریه‌ای، ده درصد از حقوق کارمندان خود را بالا کشید.<br>*ايستگاه فضایی ISS که بیست و هفت سال است با چشم غیر مسلح قابل مشاهده است، دو ماه پیش توسط عده‌ای از نوابغ نجوم مشهدی کشف شد و برای رصد آن دور هم جمع شدند.<br>*ساخت کلون جنین واره به منظور مقاصد پزشکی در شرف عادی سازی ست. بعد از زندان‌های آزمایشگاهی این مورد می‌تواند بی‌رحمانه ترین فعالیت علمی باشد.<br>*عفونت‌ها می‌توانند سبب بیش‌فعالی و عدم تمرکز شوند. انگل‌ها از عفونت‌زاترین عوامل در بدن انسانند که قابلیت سرایت دارند. خوردن گوشت خام و عدم نظافت کافی بعد از wc بزرگترین عامل رشد انگل در روده‌ها هستند.<br>*با توجه به‌ خبر قبل بهتر است استفاده از دستمال‌های مرطوب ضدعفونی‌کننده جایگزین آب و دستمال توالت در نظافت بعد از wc شوند.</p><p>👩‍🦰خانم گل</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:719/1080;" src="https://dl.blogix.ir/20260817220909616082.webp" width="719" height="1080"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/99/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>خانم گل</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی پنجم/صفحه دو</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/98</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/98</guid>
		<pubDate>Mon, 17 Aug 2026 00:13:45 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[شهریورگان خوش آمد... 
شهریور واژه‌ی تغییر یافته‌ی اوستایی خشترور به معنای کشور آسمانی و شهریاری آرمانی ست که به‌صورت عامیانه معنای بهشت می‌دهد.
شهریورگان یکی از جشن‌های دوازده‌گانه ايرانيان باستان است.
شهریور نمادی از فروتنی و نیرومندی است و این جشن را می‌توان از سری جشن‌های آتش دانست. شهریورگان مثل...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>شهریورگان خوش آمد...</h4><p> </p><p>شهریور واژه‌ی تغییر یافته‌ی اوستایی خشترور به معنای کشور آسمانی و شهریاری آرمانی ست که به‌صورت عامیانه معنای بهشت می‌دهد.<br>شهریورگان یکی از جشن‌های دوازده‌گانه ايرانيان باستان است.<br>شهریور نمادی از فروتنی و نیرومندی است و این جشن را می‌توان از سری جشن‌های آتش دانست. شهریورگان مثل سایر جشن‌های آتش فقط جنبه ملی ندارد بلکه با جنبه‌های سنتی_دینی همراه است.<br>همانطور که در شماره‌های پیشین گفته شد، از دوران باستان در میان ایرانیان مرسوم بوده است که وقتی نام روز و نام ماه با هم یکی می‌شدند آن روز را گرامی می‌داشتند و به جشن و پایکوبی روز را می‌گذراندند. روز چهارم هر ماه را شهریور میگویند بنابراین چهارم شهریور روز جشن شهریورگان است.<br>در عصر باستان ایرانیان برای تزیین خانه‌های خود و آتشکده‌ها در روز شهریورگان، از گلی خاصی استفاده می‌کردند. در بعضی از متون قدیمی آمده است که نام این گل آتشین یا آذرگون که به رنگ سرخ آتشین است، نازبو ست.<br>همچنین در این ماه رویدادهای بزرگ دیگری اتفاق افتاده که سبب گرامیداشت شهریور شده است. تولد کوروش کبیر و در گذشت مانی پیامبر صلح‌جوی ایرانی و همچنین گرامیداشت روز پدر همگی از رخدادهای این ماه به شمار می‌روند.<br>۳۱ شهریور زادروز خانم لیانا(رزالین) ساعتی کرباسدهی نویسنده‌ی کوچک ایرانی مبارک باشد. عمرشان طولانی و سرشار از نشاط باد.</p><p>🐒 به کوشش تاریخوار</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:566/353;" src="https://dl.blogix.ir/20260817220623717647.webp" width="566" height="353"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/98/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>تاریخوار</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی پنجم/صفحه سه</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/97</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/97</guid>
		<pubDate>Sun, 16 Aug 2026 00:47:29 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[با هوشمان کلنجار برویم... 
الف) چتر پارچه‌ای را چه میگویند؟
ب) بهنامی که من را داشته باشد کیست؟
ج) پر موی کوچک را چه گویند؟
د) گزی که با باقالی همنشین شود عاقبتش چه میشود؟
و) عدد بعد را حدس بزنید:
۸۹۶، ۶۷۴، ۴۵۲، ...
ه) کلمه‌ی بعد را حدس بزنید:
آسمان، شاپرک، ایلان ماسک، ...
ی) ثابت پلانک یا همان اندا...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>با هوشمان کلنجار برویم...</h4><p> </p><p>الف) چتر پارچه‌ای را چه میگویند؟<br>ب) بهنامی که من را داشته باشد کیست؟<br>ج) پر موی کوچک را چه گویند؟<br>د) گزی که با باقالی همنشین شود عاقبتش چه میشود؟<br>و) عدد بعد را حدس بزنید:<br>۸۹۶، ۶۷۴، ۴۵۲، ...<br>ه) کلمه‌ی بعد را حدس بزنید:<br>آسمان، شاپرک، ایلان ماسک، ...<br>ی) ثابت پلانک یا همان اندازه‌ی شعاع اتم چگونه دنیای ما را غیرقابل لمس می‌کند؟</p><p>🦥 توسط مهوش</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:375/606;" src="https://dl.blogix.ir/20260419090532130097.webp" width="375" height="606"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/97/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>مهوش</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی پنجم/صفحه چهار</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/96</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/96</guid>
		<pubDate>Sun, 16 Aug 2026 00:45:19 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[معجر شعر روشن باید ... 
در این شماره با سهراب سپهری همصدا شویم:
*صدای آب می‌آید، مگر در نهر تنهایی چه می‌شویند؟
لباس لحظه‌ها پاک است.
میان آفتاب هشتم دی ماه
طنین برف، نخ‌های تماشا، چکه‌های وقت.
طراوت روی آجرهاست، روی استخوان روز.
چه می‌خواهیم؟
بخار فصل گرد واژه‌های ماست.
دهان گلخانه‌ی فکر است.
سفرها...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>معجر شعر روشن باید ...</h4><p> </p><p>در این شماره با سهراب سپهری همصدا شویم:</p><p>*صدای آب می‌آید، مگر در نهر تنهایی چه می‌شویند؟<br>لباس لحظه‌ها پاک است.<br>میان آفتاب هشتم دی ماه<br>طنین برف، نخ‌های تماشا، چکه‌های وقت.<br>طراوت روی آجرهاست، روی استخوان روز.<br>چه می‌خواهیم؟<br>بخار فصل گرد واژه‌های ماست.<br>دهان گلخانه‌ی فکر است.<br>سفرهایی تورا در کوچه‌هاشان خواب می‌بینند.<br>تورا در قریه‌های دور مرغانی به هم تبریک می‌گویند.<br>چرا مردم نمی‌دانند<br>که لادن اتفاقی نیست ،<br>نمی دانند در چشمان دم ‌جنبانک امروز<br>برق آب‌های شط دیروز است؟<br>چرا مردم نمی‌دانند<br>که در گل‌های ناممکن هوا سرد است؟</p><p>*صبح<br>شوری ابعاد عید<br>ذایقه را سایه کرد<br>عکس من افتاد در مساحت تقویم<br>در خم آن کودکانه‌های مورب<br>روی سرازیری فراغت یک عید<br>داد زدم:<br>به، چه هوایی!<br>در ریه‌هایم وضوح بال تمام پرنده های جهان بود<br>آن روز<br>آب، چه تر بود!<br>باد به شکل لجاجت متواری بود<br>من همه‌ی مشق‌های هندسی‌ام را<br>روی زمین چیده بودم<br>آن روز چند مثلث در آب<br>غرق شدند<br>من<br>گیج شدم<br>جست‌زدم روی کوه نقشه جغرافی<br>آی، هلیکوپتر نجات!<br>طرح دهان در عبور باد به هم ریخت<br>ای وزش شور، ای شدیدترین شکل!<br>سایه‌ی لیوان آب را<br>تا عطش این صداقت متلاشی<br>راهنمایی کن</p><p>*مانده تا برف زمین آب شود<br>مانده تا بسته شود اینهمه نیلوفر وارونه‌ی چتر<br>ناتمام است درخت<br>زیر برف است تمنای شنا کردن کاغذ در باد<br>و فروغِ ترِ چشم حشرات<br>و طلوعِ سرِ غوک از افق درکِ حیات<br>مانده تا سینی ما پر شود از صحبت سنبوسه و عید<br>در هوایی که نه افزایش یک ساقه طنینی دارد<br>و نه آواز پری می‌رسد از روزن منظومه‌ی برف<br>تشنه‌ی زمزمه‌ام<br>مانده تا مرغ سرچینه هذیانی اسفند صدا بردارد<br>پس چه باید بکنم<br>من که در لخت‌ترین موسم بی چهچه سال<br>تشنه‌ی زمزمه‌ام؟<br>بهتر آن است که برخیزم<br>رنگ را بردارم<br>روی تنهایی خود نقشه‌ی مرغی بکشم</p><p>سخنی از سردبیر گرامی ماهنامه‌ی تنور خانم دکتر اسماء دگلی:<br>اگر جایی قلم من به دلتان نشست به سهراب سپهری و سیمین دانشور درود بفرستید.</p><p>🐯به کوشش مرد جان</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:391/511;" src="https://dl.blogix.ir/20260817220514734041.webp" width="391" height="511"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/96/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>مرد جان</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی پنجم/صفحه پنج</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/95</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/95</guid>
		<pubDate>Sun, 16 Aug 2026 00:42:58 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[داستان دنباله‌دار... 
ماه مغربی/ژانر درام_معمایی_جنایی
قسمت پنجم:
مانکن زنده یا سیلیکونی و یا پلاستیکی؟ یعنی کدامیک بهتر است؟ بهمنیار ده روز اول سوپر مدل صدایم می‌کرد و ده روز دوم مانکن سیلیکونی و ده روز آخر، چشمان سبز گیرایش را در نگاه بی‌رمق من دوخت و گفت از مانکن پلاستیکی کمترم. یادم نمی‌آید چه ش...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>داستان دنباله‌دار...</h4><p> </p><p>ماه مغربی/ژانر درام_معمایی_جنایی<br>قسمت پنجم:</p><p>مانکن زنده یا سیلیکونی و یا پلاستیکی؟ یعنی کدامیک بهتر است؟ بهمنیار ده روز اول سوپر مدل صدایم می‌کرد و ده روز دوم مانکن سیلیکونی و ده روز آخر، چشمان سبز گیرایش را در نگاه بی‌رمق من دوخت و گفت از مانکن پلاستیکی کمترم. یادم نمی‌آید چه شد. فقط فریادش در گوشم زنگ می‌زند.<br>_ تو هیچی نیستی مهرو، تو هیچی نمیشی، تو از مانکن پلاستیکی هم کمتری<br>چه شد که ناگهان همه‌چیز به هم ریخت؟ یادم نمی‌آید. فقط قدمهای سنگینم را به یاد دارم که من را تا ترمینال کشيدند و به خانه بازگشتم. همینکه رسیدم پریدم و چفت پنجره را انداختم. خوب شد رسیدم و گرنه اتاق را بوی کثیفی ثقل شهر پر می‌کرد.<br>خوابیدم. همینکه رسیدم و چفت پنجره را انداختم به تختم پناه بردم و هجده ساعت پشت سر هم خوابيدم. هیچکس صدایم نکرد. هیچکس نگرانم نشد. وقتی بیدار شدم هیچکس در خانه نبود. زمان و مکان را گم کرده بودم. باید دوش میگرفتم. تنم بوی تند مارلبورو گلد میداد. بوی بهمنیار!<br>گلرخ و فرداد که رفتند من به سرعت وارد محافل حرفه‌ام شدم. هرکسی من را می‌دید اندام موزون و چهره‌ی بی‌رقم را تحسین می‌کرد. من سرد بودم. ماکان میگفت یک تکه یخ تراش خورده‌ام. او را در میهمانی‌های شبانه‌ی بعد از کار میدیدم. شغل من چندین ساعت گریم، فیگور و عکاسی بود که باید بدون وقفه انجام می‌شد. همان هفته‌ی اول به کمردرد افتادم و بهمنیار با اسپری ضدالتهاب و ماساژ به دادم می‌رسید. همه‌چیز خوب بود. من عالی بودم و بهمنیار به من افتخار می‌کرد. اما صبح روز یازدهم غیبش زد و چهار روز بعد پیدایش شد.<br>_ هیچی نخوردی؟<br>_ آخرین چیزی که توی خونه بود چندتا بسته چیپس بود که دیروز ظهر تموم شد.<br>_ صبر کن الان یه غذای عالی میپزم. دیپ گوشت و قارچ دوست داری؟<br>_ هر چی باشه میخورم.<br>_ ماکان زنگ نزد؟<br>_ نه<br>_ هیچکی زنگ نزد؟<br>_ نه<br>دستپاچگی بهمنیار کنجکاوم کرد و نزدیکش شدم که توضیح دهد اما او بغلم کرد و موهایم را بوسید. یک هفته‌ی تمام من مانکن سیلیکونی او شدم تا به حرف بیاید و بگوید چرا غیبش زد و چرا دستپاچه است.<br>_ اگه باردار شدی به هیچکس جز خودم نگو مهرو باشه؟<br>_ باشه<br>_ دوست داری بچه‌ی منو بزرگ کنی؟<br>_ نه<br>_ خیلی خوشکل میشه ها<br>_ نه<br>_ باشه هرجور میلته مهرو جانم<br>_ چرا غیبت زد؟<br>_ کار فوری داشتم. مشکل خانوادگی بود.<br>_ حل شد؟<br>_ تقریباً. راستی گلرخ با تو تماس نگرفت؟<br>_ نه. چرا باید زنگ بزنه؟<br>_ جشن نامزدیشه<br>_ جشن نامزدی؟<br>_ آره دیگه. با فرداد جفت و جور شدن. من با خانواده دعوتم. میخوام تو با من بیایی.<br>گوشهایم زنگ زدند و منگ شدم. فرداد را دوست نداشتم اما متوقع بودم. هنوز ته مانده‌ی جایش در قلب و ذهنم تیر می‌کشید. حس کردم یکباره خالی شدم و غمی عجیب لبریزم کرد. آنقدر بی‌رمق بودم که در ظاهرم نمایان نشد اما بهمنیار از لرزش چشمهایم درونم را خواند و به آغوشم کشید‌.<br>_ نگران نباش. میدونم ناراحت شدی اما من هستم. نمی‌ذارم جای خالیش اذیتت کنه.<br>_ مثل کلاف سردرگمم<br>_ میدونم حستو. کامل میفهممت.<br>_ گلرخ میگفت جز به پسرداییش به هیچکس ديگه نمی‌تونه فکر کنه.<br>_ خب حالا کرده!</p><p>_ برای من عجیبه<br>_ خیلی روی آدمها و حرفهاشون حساب باز نکن مهرو<br>_ من نمیام<br>_ باید بیای. میخوام تو رو نامزد آیندم معرفی کنم.<br>وسط اشکی که در چشمانم حلقه‌ زده بود خندیدم. حس عجیبی داشتم. فراتر از احساسم به فرداد بود و وقتی بهمنیار بازوانم را به سمت خود کشید و یکدیگر را در آغوش گرفتیم عمیقتر شد.<br>_ میکاپت با بهتا ست. لباستم از مزون میارم. فقط یادت نره مهرو، تو نامزد آینده‌ی منی. خانواده‌ی من.<br>_ چرا اینقدر خوبی؟ با من زیادی خوبی.<br>_ نه سیلیکونی من! اون دو تا باید یه جایی پاشون پیچ بخوره وگرنه همینجوری جفتک میندازن. امروز به تو، فردا به من.<br>تا آخرین لحظه‌ی رفتن به جشن، من و بهمنیار در کمای یکدیگر بودیم. لحظاتی سرشار از عشق بود و برای من تازگی و جذابیت داشت. معشوقه‌ی بهمنیار بودن دلنشین بود و من تا پیش از این تا این اندازه درک نکرده بودم او چه جذبه‌ی مردانه و در عین حال خلق مهربانی دارد.<br>یک ساعت قبل از جشن بهتا به ویلا آمد و میکاپ من و بهمنیار را انجام داد و رفت. نگاه قاطعش از همان لحظه‌ی اول دست و پای من را بست و نگذاشت با او حل شوم اما لبخندهای ریزش مانند آهنربا جذاب بود و خیالم را آسوده می‌ساخت.<br>آرایش اسموکی و یک پیراهن غلافی قرمز رنگ استایل من بود و بهمنیار کت و شلوار مشکی یکدست و ساده به تن داشت و گریمش کمی کرم پودر و خط چشمی طوسی بود. چندتایی فیگور و عکس آخرین دلمشغولی ما شد و بعد از آن با ذوقی که پوستمان را کش آورده بود راهی شدیم.<br>_ خیلی عالی شدی مهرو<br>_ ممنونم تو هم همینطور<br>_ جدی؟ خوشت اومد؟<br>_ عالی هستی بهمنیار<br>_ ممنونم نامزد خاص من!<br>هر دو خندیدیم و اندکی بعد جلوی ویلایی پر نور و پر صدا ایستادیم. کاملاً مشخص بود جشن متعلق به گلرخ است! زرق و برق و سر و صدا او را فریاد می‌زدند.<br>فرداد و گلرخ به محض دیدن ما برخاستند و به استقبالمان آمدند. شادی از چشمانشان می‌چکید و به حدی عاشق و راضی بنظر می‌آمدند که اگر دنیا را آب می‌برد آن دو را خواب می‌برد.<br>در نزدیکی آن دو و دور میز دو نفره‌ای دعوت به نشستن شدیم. چهره‌ی بهمنیار از شدت خشم تکیده بود و رنجور می‌نمود اما سعی می‌کرد خود را سرگرم و مسحور من جلوه دهد. توقع داشت آن دو با دیدن ما یکه بخورند اما حالا از این بیخیالیشان عصبی شده بود.<br>_ زیاد نمونیم مهرو. زود بریم.<br>_ باشه. هر چی تو بگی.<br>_ ای وای چندتا آشنا! چی بگم بهشون؟<br>_ همون نقشه‌ی خودتو اجرا کن. بگو نامزد آیندتم و فردا بگو پشیمون شدی.<br>_ از دست تو! بیا بغلم ببینم.<br>_ من خوشگلترم یا گلرخ؟<br>_ خب معلومه تو.<br>_ تو هم از فرداد خیلی سری بهمنیار.<br>_ امشب عاشقم نشی کار دستم بدی؟<br>_ تو هم مثل فردادی.<br>_فرداد تو رو بلد نبود مهرو. جنمشو نداشت. گلرخ دختر سهلیه. کار بلده. یه بی‌دست و پا هم کنارش شاخه. تو آدمو به چالش میکشی.<br>آن شب به من خیلی خوش گذشت و دقایق زیادی را در آغوش بهمنیار چون دو معشوق بی‌مثال لحظاتمان را گذراندیم. گلرخ چندباری آمد و بغلم کرد. حتی گفت برای مراسم ما خودش را دعوت می‌کند. گلرخ و فرداد شاد بودند و از دیدن من و بهمنیار در کنار هم، هر لحظه به شادیشان افزوده می‌شد. اما این چیزی نبود که بهمنیار میخواست.<br>آن شب آخرین شبی بود که من مانکن سیلیکونی بودم. مانند آن شبی که آخرین شب سوپر مدلیم بود غرق در نور و شور بودم و فردایش سیلی آبیاری خوردم.<br>ماکان مرد مطلقه‌ی جوانی بود که خیلی خوب لباس می‌پوشید و خیلی زود دوست خوب و باتجربه من شد اما بهمنیار تابش را نداشت. آخرین شبی که با او در میهمانی گرم صحبت شدم آخرین شب کاریم شد. فردایش بهمنیار غیبش زد و بهانه آورد کارها به هم گره خورده‌اند. به همین راحتی حرفه‌ام را از دست دادم و از سوپر مدلی به مانکن سیلیکونی تبدیل شدم. مانکن سیلیکونی آغوش بهمنیار!<br>_ شامتو زود بخور باید زودم بریم.<br>_ مگه واجبه شام بخوریم بهمنیار؟ پاشو همین الان بریم.<br>_ تو اذیت نمیشی مهرو جونم؟<br>_ نه! این چه حرفیه؟<br>بهمنیار جواب نداد و با احترام من را از جایم بلند کرد که برای خداحافظی و رفتن آماده شویم. گلرخ و فرداد پرس‌وجو نکردند و ما را تا انتهای سالن بدرقه کردند. همه چیز خوب بود اما ناگهان غمی عمیق و یکباره قلبم را فشرده و اشکم را درآورد. قطراتش را از بهمنیار پنهان کردم هرچند اگر می‌دید هم بعید می‌دانم واکنشی نشان می‌داد. در طول مسیر برگشت از جشن نامزدی به ویلا، گویی فرد دیگری کنارم نشسته‌ باشد، در سکوتی سخت و سرد غرق شدیم. حالتی که داشت من را جان به لب می‌کرد.<br>_ کارت با من تموم شد و دیگه حتی یک کلام حرف هم نمیزنی!<br>_ گیر نده مهرو<br>_ میخواستی گلرخ رو اذیت کنی؟<br>_ هر دوشون رو<br>_ حالا که نشد چی؟<br>بهمنیار در سکوت جلوی ویلا پیاده ام کرد و خودش به بهانه‌ی کار شخصی رفت و به سرعت دور شد. آن شب نیز من در تنهایی و سکوت ویلا ساعتها را جویدم تا صبح شود بلکه فردا روز بهتری باشد.<br>یک روز بعد بهمنیار آمد. بدون حرف کمی خوراکی روی میز گذاشت و رسید واریز ۳۵میلیون تومان به حسابم را کف دستم نهاد. پیامکش آمده بود اما حوصله نداشتم بازش کنم. وقتی داشت از در خارج می‌شد گفت:<br>_ دستمزد ده روز کاریت بود که واریز شد.<br>_ چرا دیگه نمیتونم کار کنم؟<br>_ چون مدیر مسئول نداری.<br>_ چرا ندارم؟<br>_ چون اصول و قواعد رو نمیدونی.<br>_ خودت میدونی من باید آموزش ببینم. من که سر رشته ندارم.<br>_ برو پیش ماکان<br>_ نمیرم<br>_ مانکن پلاستیکی از تو بهتره مهرو! اشتباهی بهت پر و بال دادم.<br>_ چرا روز اول نظرت این نبود؟ ماکان فقط با من همصحبت شد.<br>_ چرا بوسیدت؟<br>_ من توان دفاع از خودمو ندارم. تو چرا نیومدی نجاتم بدی؟<br>_ من یکبار از چنگال فرداد و گلرخ نجاتت دادم. نمیتونم با همه بجنگم.<br>_ فکر میکردم این حرفه‌ی توئه!<br>_ رل نزدی باهاش؟<br>_ اون خواست اما من نخواستمش. حالا دارم چوبشو میخورم؟<br>_ چرت نگو مهرو. بیشتر از این حرف نزن انرژی منو نگیر.<br>_ اول سوپر مدل بودم بعد شدم مانکن سیلیکونی حالا کمتر از پلاستیکی؟ مودی هستی تو؟<br>_ باید بری مهرو. تا آخر هفته ویلا خالی باشه.<br>بهمنیار جملات آخرش را در حالی که پرشتاب خارج می‌شد گفت و در را کوبید و رفت. چند دقیقه بعد من هم به راه افتادم. حتی لباسهایم را برنداشتم. گذاشتم همه‌چیز همانطوری بماند و بگندد. عمدی نبود توانش را نداشتم.<br>در مسیر بازگشت به ذهنم نوک زد با گلرخ تماس بگیرم. چند باری زنگ زدم و مسیج دادم اما جواب نداد. چند ساعت بعد شماره‌ای ناشناس زنگ زد. گلرخ بود! با قهقهه‌ای کشدار و بلند گفت:<br>_ هان؟ شما؟ چی میخوای تو هی زنگ میزنی؟ برو پی کارت دیگه. مزاحم زندگی من نشو. هرزه.<br>شوکه نشدم. اهمیتی برایم نداشت. مثل سابق بودم فقط کمی اخم به پیشانیم نشست که آن هم زود محو شد. فرداد دلش می‌خواست اشک بریزم و التماسش کنم، گلرخ خشمگین شدن و فریاد زدنم را می‌خواست و بهمنیار سماجت و پیگیری را از من طلب داشت. هر سه رفتار در قاموس من نبود. در حد خودم نمیدیدم و برایم ضعف و شکستن بود. اصلاً بلد نبودم! شاید ماکان راست می‌گفت. من یخ تراش خورده‌ام. اما آن سه‌تا چرا اینطوریند!؟ چرا می‌خواهند به همم بریزند و بروند؟ چرا سراغ من آمدند؟ چرا ...<br>بیخیال شدم و مشغول خوردن لواشک اناری شدم که بهمنیار قاطی خوراکی‌ها خریده بود و روی میز آزاد وسط سالن ویلا گذاشت و رفت. به دقیقه نکشیده ذهنم رها شد و همه چیز را از یاد بردم.</p><p>🦢هلی آ</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:719/1080;" src="https://dl.blogix.ir/20260817220808757550.webp" width="719" height="1080"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/95/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>هلی آ</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی پنجم/صفحه شش</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/94</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/94</guid>
		<pubDate>Sun, 16 Aug 2026 00:33:54 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[به سنن عجیب سرکی بکشیم... 
از سری اعتقادات قدیمی و عجیب در میان مردم گیلان خان مار است. خان مار موجودی شبیه افعی سیاه است که تاج بر سر دارد و می‌تواند با انسان حرف بزند.
خان مار در حقیقت پسری خانزاده است که‌ موقع ازدواجش رسیده و باید دختری برای خود برگزیند. برای همین به شکل مار درمی‌آید و به جستجو م...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>به سنن عجیب سرکی بکشیم...</h4><p> </p><p>از سری اعتقادات قدیمی و عجیب در میان مردم گیلان خان مار است. خان مار موجودی شبیه افعی سیاه است که تاج بر سر دارد و می‌تواند با انسان حرف بزند.<br>خان مار در حقیقت پسری خانزاده است که‌ موقع ازدواجش رسیده و باید دختری برای خود برگزیند. برای همین به شکل مار درمی‌آید و به جستجو می‌پردازد. زیرا مار نگهبان گنج است و او برای یافتن گنجش به این شمایل درمی‌آید. از این رو به او خان مار می‌گویند.<br>خان مار در خانه‌های قدیمی و روستایی پیدایش می‌شود و میان شالیزار میچرخد و به آرامی درون خانه‌ها می‌خزد و جایی پناه می‌گیرد. او به دنبال نجیبترین، زیباترین و اصیل‌ترین دختر می‌گردد تا او را بعنوان همسر خود انتخاب کند.<br>خان مار در رختخواب و یا میان دست و پای دختر مد نظرش میپیچد و او را نیش می‌زند. سم او به گونه‌ای ست که دختر در دم می‌میرد و اطرافیان او را دفن می‌کنند. اما ابن آخر ماجرا نیست!<br>در یک نیمه شب تاریک خان مار بالای قبر دختر حاضر می‌شود و به شکل انسان و ظاهر حقیقی خود در می‌آید. او جوانی تنومند و دلربا ست. سپس قبر را شکافته و جسد معشوقه‌اش را از آن بیرون کشیده و با خود می‌برد. او یکبار دیگر به شکل مار درمی‌آید و جسد دختر را نیش می‌زند. اینبار دختر زنده و سلامت میشود اما حالا او نیز به یک خان مار تبدیل شده است.<br>در نهایت هر دو با یکدیگر میخزند و برای همیشه ناپدید می‌شوند و در دوردست‌ها در ملک بزرگ و دورافتاده یشان با خوبی و خوشی در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند. آن دو صاحب فرزند نمی‌شوند و هر دو عقیمند اما از قدرت عشق آن دو ست که برنج به خوشه مینشیند و ثمر می‌دهد. از این رو مردم گیلان به پاس این نعمت و برای تشکر از خان مار، نانی از آرد برنج درست می‌کنند و به آن نان برنجی یا نان خان مار می‌گویند و در دورهمی هایشان تناول می‌کنند.</p><p>🐔 برگرفته از خاطرات گیله‌زن</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:399/501;" src="https://dl.blogix.ir/20260817220703509566.webp" width="399" height="501"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/94/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>گیله زن</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی پنجم/صفحه هفت</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/93</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/93</guid>
		<pubDate>Sun, 16 Aug 2026 00:32:12 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[مقاله‌ای در حوزه‌ی جامعه‌شناسی بخوانيم... 
در جلسه‌ی ایده‌پردازی ماهنامه‌ی تنور، مادمازل نجوا پیشنهاد داد موضوعی که خودش را بسیار آزرده در فهرست قرار بگیرد. مادمازل خواهش داشت، دخالت در زندگی شخصی افراد از سوی جامعه، مورد بررسی قرار گیرد. ایده‌اش رأی آورد و من دست به قلم شدم.
این مبحث جالب را با دو...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>مقاله‌ای در حوزه‌ی جامعه‌شناسی بخوانيم...</h4><p> </p><p>در جلسه‌ی ایده‌پردازی ماهنامه‌ی تنور، مادمازل نجوا پیشنهاد داد موضوعی که خودش را بسیار آزرده در فهرست قرار بگیرد. مادمازل خواهش داشت، دخالت در زندگی شخصی افراد از سوی جامعه، مورد بررسی قرار گیرد. ایده‌اش رأی آورد و من دست به قلم شدم.<br>این مبحث جالب را با دو جمله‌ی آشنا و ملموس شروع میکنم:<br>جمله‌ی اول: وای! چطور خجالت نمی‌کشید و با این لباس جلف یا باز در انظار ظاهر میشوید؟<br>جمله‌ی دوم: وای! چطور میتوانید با این البسه بسته و پوشیده بیرون بروید و از زندگی لذت ببرید؟<br>در هر جامعه‌ای عده‌ای هميشه وجود دارند که باز و بسته بودن دیگران نه تنها در پوشش که در تمامی زمینه‌ها در زندگی آنان بسیار مهم است! می‌خواهم در این صفحه علت را بررسی و مکشوف کنم.<br>اگر غرض و مرض در کار نباشد و فردی واقعاً دچار چنین احساسی باشد، علت یک درخواست‌ کمک نهفته است. مانند گریه‌ی نوزاد گرسنه.<br>بعبارت بهتر دو علت منشأ این سبک رفتاری ست. مورد اول سادیسم یا همان دیگرآزاری ست و مورد دوم درخواست مخفی کمک یا کد خواهش است. پس تمام این افراد را با یک چوب نرانیم.<br>در برخورد با افراد ساد(کسی که به سادیسم دچار است) به کارگیری هر روشی جهت دفع لازم است. اما برای نوع دوم باید فرد را مجبور کرد نیازش را علناً بیان کند. او ابتدا باید خودش بفهمد مشکلش چیست و چه می‌خواهد. شاید بعد از پی بردن به آن به این نتیجه برسد که خواسته‌اش غیرواقعی بوده است یا خودش بتواند آن را حل کند.<br>آنچه در هر دو نوع مشترک است حس ناکافی بودن است. یعنی چه فرد ساد باشد و چه نیازمند یاری، از اعتماد به نفس و عزت نفس پایینی برخوردار است که نتیجه‌ی آسیب یکباره یا مکرر و یا هر دو ست.<br>درمان شخصی برای مورد اول یا فرد سادیسمیک از این قرار است: قرار گرفتن کمتر در جمع، ورزش و رژیم عاری از کافئین.</p><p>درمان شخصی برای مورد دوم یا فرد یاری طلب بدین گونه است: عکس مورد اول یعنی قرار گرفتن بیشتر در جمع، کم تحرکی و مصرف آزاد کافئین و قند متد درمان است.</p><p>بطور کلی این افراد به دو دسته‌ی رسوا و مخفی نیز تقسيم می‌شوند. دسته‌ی رسوا آنانی هستند که این حس را بر زبان می‌آورند یا با رفتارشان نشان می‌دهند و دسته‌ی مخفی آن را کتمان میکنند و در نتیجه‌ی رفتارشان نمود دارد. مانند کودکی که خشم خود را با فریاد زدن ابراز می‌کند اما کودکی دیگر با کشیدن نقاشی‌هایی با خطوط شکسته و پررنگ خشمش را بیرون میریزد.<br>اگر نخواهیم یا نتوانیم درمانگر باشیم گارد ما<br>در قبال این افراد باید چه باشد؟ در وهله‌ی اول دوریگزینی سپس کوتاه نیامدن و نشان دادن نارضایتی و بعد برخورد قاطع و دفع کننده. این افراد باید بفهمند دارای مشکلند و باید درمان و رفعش کنند.<br>عدم برخورد یا همراهی با این افراد از کیفیت جامعه‌ی مطلوب خواهد کاست و به سرعت نارضایتی گسترش خواهد یافت. در کنار آن اقسام بزه رشد خواهد کرد و سقوط در عمل و اخلاق و بطور کلی جامعه رخ خواهد داد.</p><p>🖋به قلم سردبیر و 👱‍♀️ایده‌پردازی مادمازل نجوا</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:719/1080;" src="https://dl.blogix.ir/20260817220848959077.webp" width="719" height="1080"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/93/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>مادمازل نجوا</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی پنجم/صفحه هشت</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/92</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/92</guid>
		<pubDate>Sun, 16 Aug 2026 00:30:14 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[مقاله‌ای در حوزه‌ی فرهنگی بخوانیم... 
از فیلم‌های اکران شده‌ی دهه‌ی اخیر، لولیتاخوانی در تهران است. میخواهم چند نکته را تیتروار به این بهانه و در خصوص آن بیان کنم:
۱. کلمه لولیتا Lolita اسپانیایی ست و از نام‌های متداول دخترانه است. لولیتا به معنای درد است و از القاب مریم مقدس در فرهنگ اسپانولی ست. ب...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>مقاله‌ای در حوزه‌ی فرهنگی بخوانیم...</h4><p> </p><p>از فیلم‌های اکران شده‌ی دهه‌ی اخیر، لولیتاخوانی در تهران است. میخواهم چند نکته را تیتروار به این بهانه و در خصوص آن بیان کنم:<br>۱. کلمه لولیتا Lolita اسپانیایی ست و از نام‌های متداول دخترانه است. لولیتا به معنای درد است و از القاب مریم مقدس در فرهنگ اسپانولی ست. به طور کلی Lolita با تمام تعابیرش برآمده از فرهنگ غربی_مسیحی ست و در آن ریشه دارد. <br>۲. به طور عمومی لولیتا به دو دسته اطلاق می‌شود. دسته‌ی اول افراد نابالغ با ظاهر و رفتار بزرگسال و دسته‌ی دوم افراد بزرگسال با ظاهر و رفتار نابالغ.<br>۳. ماهیت این کلمه در اکثر مواقع شنیع است زیرا جنبه‌ی جنسی در آن غالب می‌شود. لولیتا به طور خصوصی به دختران کودک و نوجوان در رده‌ی سنی ۹ تا ۱۴ سال گفته می‌شود که مورد سوء نظر جنسی یک بزرگسال قرارگرفته، به دست او شکار می‌شوند و به برده‌ی جنسی بدل می‌گردند.<br>۴. لولیتا در دهه‌های اخیر با ورود عروسک‌های زنده‌ی جنسی لولیتا به بازار سکسهای ناهنجار، تعبیر گسترده‌تری یافته است و در حقیقت زوایای مخفی این کلمه عیان شده‌اند. عروسک‌های لولیتا زنانی بالغند که قسمت‌هایی از دستها و پاهایشان بریده می‌شود تا کوتاهتر، ریزنقش و شبیه به عروسک بنظر بیایند و به مصرف جنسی برسند.<br>۵. ماهیت لولیتا با مفهوم پدوفیلیا و هبفیلیا ارتباط مستقیم دارد. اما بطور اختصاصی به گرایش به نوجوان نابالغ(یا سایر اشکال مشابه به آن یعنی ریزنقشِ نابالغ) اشاره دارد. می‌توان آن را کوتوله گرایی نیز نامید.<br>۶. لولیتاخوانی در تهران ، فیلمی با ماهیت پرداخت‌های جنسی ست که توسط زنانی ایفای نقش می‌شود که همگی دارای قدهایی بالای ۱۶۰ سانتی متر بوده و در رده‌ی سنی بالای چهل سالند. پس حداقل از جهت ظاهری هیچ رقمه نمی‌توان با عنوان فیلم ادغامشان کرد. بهتر بود عنوان فیلم غولیتاخوانی و یا لوله پولیکاخوانی انتخاب می‌شد.<br>۷. کلمه‌ی لولیتا در گذشته صرفاً در صفحاتی تحت عنوان دارک وب جسته میشد نه یک فيلم عمومی و بدون رده‌بندی سنی آن هم با ماهیت جنسی!<br>۸. این فیلم از منظر روانشناسی جنسی، سکس تراپی، روانپژوهی جنسی و پزشکی سرشار از ایراد است و حتی نمی‌توان علمی_آموزشی در نظرش گرفت. از سویی دیگر بیشتر به غلیان جنسی عده‌ای شبیه است که می‌خواهند در قالب هنر، سیاست و علم وقاحتشان را مشروع جلوه دهند. بعبارت بهتر دلشان تجربه‌ی جنسی قالب‌ها و دسته‌های دیگر را میخواهد. من این افراد(تمام عوامل فیلم لولیتاخوانی در تهران) را بطور قاطع پدوفیل و هبفیل اعلام کرده و گسترنده‌ی آن میدانم.<br>۹. این فیلم باتوجه به ایرادات فاحش و ناروای پزشکی، روانپزشکی، اجتماعی، قانونی، عرفی و در بهترین حالت با ارفاق بسیار می‌تواند در رده‌ی کمدی_جنسی بزرگسال(کمدی پورن) قرار بگیرد.<br>۱۰. اگر مقصود از این فیلم مقابله با پدوفیلیا و هبفیلیا باشد به چند دلیل مردود است. یک دلیل وجود زنان ریزنقش و کوتوله است که می‌توانند جفت خوبی برای این غریضه و خواهش جنسی باشند پس دلیلی برای تغییر ذائقه وجود ندارد. دلیل دیگر بخش‌هایی از کتاب‌های مختلف جنسی(پورن) در بازگویی مستندات لولیتابازی از قول بزرگسالان تحریک شده به این قضیه است که اگر بخوانید گویی فیلم مذکور روایتی از آن است!</p><p>۱۱. زلیخاهای این فیلم بهتر است با حقیقت خود کنار بیایند و دست از رویاپردازی بردارند.<br>۱۲. زلیخاهای این فیلم توجه داشته‌ باشند که آن چوبهای جادو فقط تا ذهن خودشان بُرد اثرگذاری دارند زیرا به علت گسترش ابعاد علم، ادوات جادو و علل الخصوص چوبهای جادو عملاً کارایی خود را از دست داده‌اند! اما می‌توان از آنها بعنوان دکوری در استایلهای کلاسیک استفاده کرد. هر چند امروزه تعداد افراد عتیقه باز نیز محدود گشته‌اند.</p><p>۱۳. جمعبندی کلی از پژوهش در خصوص مفهوم و ماهیت Lolita ما را به این تعبیر می‌رساند که لولیتا یعنی اطلاق صفت جذابیت از منظر جنسی که به زنان و دختران ریزنقش یا نابالغی اشاره دارد که با به مشقّت افتادنشان ارضاء کننده‌اند.</p><p>🖋به قلم سردبیر</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:363/550;" src="https://dl.blogix.ir/20260817220644055338.webp" width="363" height="550"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/92/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی پنجم/صفحه نه</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/91</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/91</guid>
		<pubDate>Sun, 16 Aug 2026 00:17:14 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[در پیرامون خود قرار یابیم... 
گستاخ، جوانپسند، ماجراجویانه، پرشور، پرانرژی، آتشین، شورشی، خیره‌کننده، بی‌نیاز، چالش‌برانگیز، رقابتجو و مسالمت‌ناپذیر
کلمات بالا می‌توانند این دیزاین را توصیف کنند اما باز هم کم است!
نامش لاوا استایل Lava Estill است و همانطور که از عنوانش پیدا ست به حدی گرم و پرانرژی س...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>در پیرامون خود قرار یابیم...</h4><p> </p><p>گستاخ، جوانپسند، ماجراجویانه، پرشور، پرانرژی، آتشین، شورشی، خیره‌کننده، بی‌نیاز، چالش‌برانگیز، رقابتجو و مسالمت‌ناپذیر<br>کلمات بالا می‌توانند این دیزاین را توصیف کنند اما باز هم کم است!<br>نامش لاوا استایل Lava Estill است و همانطور که از عنوانش پیدا ست به حدی گرم و پرانرژی ست که اگر مانند خودش نباشید درون خود جزغاله و حلتان میکند‌. برای این استايل باید مانند گدازه‌های آتشفشان پرانرژی و جسور باشید.<br>این استايل با سبک‌های رنسانسی از جمله گوتیک و دارک متفاوت است. این استايل سر جنگ ندارد بلکه به حدی پرشور و پرقدرت است که متفاوت و حتی متضاد به نظر می‌رسد.<br>برای مثال از اکسسوری، زیورآلات و دکوریز در نهایت امکان استفاده می‌شود و رنگها فقط در قرمز، نارنجی، سیاه و زرد خلاصه می‌شوند. همچنین اشکال روان و نرم اما تحمیلگر و طالب غلبه اند. در این استایل باید ثروتمند بودن نمود داشته باشد از این رو طلا فلز اصلی ست و الماس تنها سنگ و نگین بکار رفته و قابل ارزش است.<br>در این استايل خدا و شیطان، گذشته و آینده، پیری و جوانی و ... معنا ندارد بلکه معنا بخشیدن به ثروت و قدرت سوزان، خیره کننده و پُر نما ملاک است.<br>این استايل به علت لبریزی از ثروت و قدرت سوزان، تند است. این تندی برای این استايل و صاحبش عادی و لازمه‌ی وجودی ست و درگیرشان نمی‌کند اما بیننده را خیره می‌کند و حتی می‌ترساند و فراری می‌دهد.<br>لاوا جرأت واکنش منفی را از سایرین سلب می‌کند.<br>شعار این استايل این است من سوزان، پرقدرت و ثروتمندم و تو باید بپذیری و کنار بروی!<br>اگر بخواهیم لاوا استايل را در یک عبارت کوتاه خلاصه کنیم سلطان پرشور مناسب است.<br>سایر استایلها یا باید یک پله پایین بروند و خیره بمانند یا به زور و با یک تنه‌ی محکم به پایین پرتاب شوند.<br>این استايل از گدازه‌های روان و بی‌مهابای آتشفشان فعال اقتباس شده‌ و همنام آن است. برای درک و اجرای آن کافی ست گدازه بودن را حس کنید. لاوا شو!<br>عکس زیر نمونه‌ای از پارچه‌ی پرده‌ای در استايل لاوا ست که روی ابریشم مخملی قرمز رنگ نقش‌هایی با استفاده از جواهرات ایجاد شده است.</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:588/336;" src="https://dl.blogix.ir/20260817220601324174.webp" width="588" height="336"></figure><p>این عکس نیز نمونه‌ی دیگری از این استایل در پوشش غیر رسمی مردانه است.</p><p>🏵به کوشش ماندانا</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:518/592;" src="https://dl.blogix.ir/20260817220540351854.webp" width="518" height="592"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/91/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>ماندانا</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی پنجم/صفحه‌ ده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/90</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/90</guid>
		<pubDate>Wed, 12 Aug 2026 01:51:43 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[مقاله‌ای در بستر علوم اجتماعی بخوانیم... 
مُد شدن دوباره‌ی تیپهای قدیمی توسط مؤسسات مُد تا چه اندازه معقول به نظر میرسد؟
شیدای عزیز به من گزارش داده است که‌ چندی پیش برند Dior در صفحاتش استايل ده‌های ۴۰ و ۵۰ هجری شمسی را باز ترند کرده که بازتاب جالبی داشته است.
مسلماً عموم ايرانيان از اینکه پوشش پدر...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>مقاله‌ای در بستر علوم اجتماعی بخوانیم...</h4><p> </p><p>مُد شدن دوباره‌ی تیپهای قدیمی توسط مؤسسات مُد تا چه اندازه معقول به نظر میرسد؟<br>شیدای عزیز به من گزارش داده است که‌ چندی پیش برند Dior در صفحاتش استايل ده‌های ۴۰ و ۵۰ هجری شمسی را باز ترند کرده که بازتاب جالبی داشته است.<br>مسلماً عموم ايرانيان از اینکه پوشش پدران و پدربزرگانشان مد شود خوشنود می‌شوند همانطور که این عمل Dior عده‌ی زیادی را به واکنش‌های فکاهی واداشته است.<br>اما من میخواهم در این مطلب از زاویه‌ی دیگری به این اتفاق نگاه کنم. زاویه‌ای که متأسفانه همواره وجود دارد و در گوشه و کنار جامعه حس میشود. زاویه‌ای که بسیاری ترجیح می‌دهند نبینند و حسش نکنند چون آزاردهنده است.<br>مد شدن استایلهای قدیمی جذاب است و بر تن افراد امروزی دلنشین بنظر میرسد اما باید توجه داشت که در این میان در بعضی از افراد مُسن با یادآوری شور و خاطرات گذشته احساسات کاذب بیدار شده یا شکل می‌گیرد. این احساسات کاذب درست است که در نگاه عده‌ای خنده‌دار است اما سبب ایجاد مزاحمت برای دیگران و تشنج آفرینی در جامعه می‌شود.<br>بگذارید با مثالی واضحترش کنم. فلان سلبریتی جذاب هالیوودی در سن بالا با کسی که همسن دخترش است وارد رابطه میشود. این موضوع در دل یک پیرمرد لچر ایرانی با همان سن و سال ایجاد همزادپنداری و توقع می‌کند. در حالی که مراوده سلبریتی جذاب هالیوودی سبب شادی و ملاطفت در جامعه می‌شود و تحسین‌برانگیز است، همزادپنداری و توقع پیرمرد لچر ایرانی سبب به هم خوردن آرامش جامعه و ایجاد حس انزجار می‌شود و تا مدتها اثر نامطلوبش بر روان عموم میماند‌. خصوصاً که در مواردی گزارش شده پیرمرد لچر ایرانی برای خانمی جوان در خواسته‌ی ناهنجار خود ایجاد اجبار، انزجار، مزاحمت، تعرّض و حتی تجاوز کرده است.<br>احساسات متفاوت، ناهماهنگ و ناهنجار خصوصاً اگر از افراد مُسن بروز کند حتی اگر در حد فردی باشد می‌تواند ایجاد تنش کند.<br>مسلماً هر کسی در چارچوب قانون آزاد است و صرفاً قانون ملاک عمل است اما امکان تجاوز از حد وجود دارد. این تجاوز از حد می‌تواند ایجاد تنش جمعی و فردی کند. وظیفه‌ی ما در این مواقع عدم همراهی با مورد تنش زا ست. نباید تحت تأثیر قرار گرفت و سریعاً جلوی آن را سد نمود. در این میان باید توانمان را جمع کنیم و قربانی را التیام بخشیم تا جامعه نیز از گسترش تنش در امان بماند.<br>و اما عمل Dior درست است یا نادرست؟ مسلماً درست است. آنچه اشتباه است احساسات نابخردانه و هیجان‌زده است که به عرصه‌ی عمل میرسد و قانون را نقض می‌کند به طبع آن حقوق فردی و جمعی ضایع می‌گردد.<br>حرفه‌ی Dior ایجاد جذابیت است اما آنچه در این موضوع ناهنجار است عشق پیری ست که اگر بجنبد سر به رسوایی می‌کشد.</p><p>🖋به قلم سردبیر و 🐝به گزارش شیدا</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:647/894;" src="https://dl.blogix.ir/20260817221240672125.webp" width="647" height="894"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/90/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>شیدا</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی پنجم/صفحه یازده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/89</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/89</guid>
		<pubDate>Wed, 12 Aug 2026 01:49:20 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[مقاله‌ای در بستر روان‌شناسی بخوانیم... 
شیزوفرنی یا Schizophrenia از سری بیماری‌های مربوط به بخش روان است که به معنای ایجاد توهمات احساسی در بیمار است‌.
توهمات احساسی یعنی درک متفاوت از حقیقت پیرامون. برای مثال لباسی را در تاریکی شبیه به شبح دیدن یک توهم احساسی_دیداری موقت است. بطور کلی هر آنچه باعث...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>مقاله‌ای در بستر روان‌شناسی بخوانیم...</h4><p> </p><p>شیزوفرنی یا Schizophrenia از سری بیماری‌های مربوط به بخش روان است که به معنای ایجاد توهمات احساسی در بیمار است‌.<br>توهمات احساسی یعنی درک متفاوت از حقیقت پیرامون. برای مثال لباسی را در تاریکی شبیه به شبح دیدن یک توهم احساسی_دیداری موقت است. بطور کلی هر آنچه باعث اخلال در درک صحیح پیرامون شود و تولید وهم کند عامل شیزوفرنی ست.<br>اطلاعات از پیرامون توسط گیرنده‌ها یعنی چشم، گوش، زبان، بینی و پوست دریافت می‌شوند و برای تجزيه و تحليل به مغز می‌روند و نتیجه توسط احساسات و حرکات فرد به بیرون هدایت می‌شود. حال اگر در طی این مسیر مشکلی پیش بیاید وهم و شیزوفرنی حاصل می‌شود.<br>من عوامل ایجاد مشکلات در این مسیر یا علت شیزوفرنی را در دسته‌های زیر تقسیم میکنم:<br>۱. ارثی: اقسام بیماری‌ها و مشکلات جسمی که فرد با آن متولد می‌شود و دیر یا زود خود را بروز می‌دهند و ذاتی و ژنومی هستند. مانند مشکل در فعالیت‌های شیمیایی مغزی، کم شنوایی، مشکلات پوستی و ...<br>۲. اکتسابی: مشکلات و بیماری‌هایی که در جسم سلامت فرد ایجاد می‌شوند. مانند کهولت سن، پرفشاری، نوسانات قند خون، ضربه به سر و ... بزرگترین علت شیزوفرنی این مورد است و بیشترین تعداد بیماران را شامل می‌شود.<br>هر بیمار شیزوفرنی در ابتدا باید جسمش بطور کامل بررسی شود و منبع مشکلات وهمی شناسایی گردد سپس علت مشکل شناخته شود. گاهی در عوامل اکتسابی علت بروز مشکل عاملی خارجی ست که تا آن رفع نشود بیمار بهبود نخواهد یافت و پروسه‌ی درمان بی‌اثر است. مثلاً وجود نوعی گاز آلرژی‌زا در محیط کار.<br>آنچه در ادامه خواهم گفت مورد علاقه‌ی بیماران شیزوفرنی ست اما نباید احتمال آن را در بیماران شیزوفرنی با زمینه‌ی اکتسابی رد کرد یا نادیده گرفت.<br>گاهی گیر افتادن در تجمعات سادیسمیک و یا برخورد با یک فرد ساد به حدی آسیب‌زا ست که وهم می‌تواند ایجاد شده و یا تلقين شود و فرد به شیزوفرنی مبتلاء گردد.<br>برای مثال من زنی هستم که به دلایل شرعی و شخصی از نزدیک شدن بیش از حد آقایان به جسمم بيزارم. آقایی با وجود علم به این خصلت من و یا ممانعت من، حریم من را می‌شکند و من را دچار فشار عصبی و درنتیجه وهم و شیزوفرنی می‌کند.<br>این را نباید ناديده گرفت که افراد ساد و یا بی‌ملاحظه در ایجاد اقسام نارضایتی و بیماری در دیگران از جمله فشار عصبی و فروپاشی روانی و به طبع آن اقسام بیماری‌های روان مانند شیزوفرنی نقش مستقیم دارند.</p><p>زندگی اجتماعی یعنی زیستن در کنار هم به این صورت که نه کسی از حدودش کوتاه بیاید و نه ایجاد تنش کند.</p><p>🖋به قلم سردبیر و 👱‍♀️به درخواست مادمازل نجوا</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1080/718;" src="https://dl.blogix.ir/20260817221002318074.webp" width="1080" height="718"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/89/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>مادمازل نجوا</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی پنجم/صفحه دوازده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/88</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/88</guid>
		<pubDate>Wed, 12 Aug 2026 01:46:42 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[ترفند تغذیه‌ای بیاموزیم... 
در لیست خوراکی‌های بین‌المللی سه مدل غذا با اصالت ایرانی وجود دارد که می‌توانند با تنوع بسیارشان هر ذائقه و سلیقه‌ای را راضی کنند.
بورانی، املت و پنکیک! سه خوراکی محبوب که معمولاً به عنوان میان‌وعده، صبحانه، عصرانه، شام سبک و یا دورچین غذا سرو می‌شوند. اما گاهی پرمزه تر ا...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>ترفند تغذیه‌ای بیاموزیم...</h4><p> </p><p>در لیست خوراکی‌های بین‌المللی سه مدل غذا با اصالت ایرانی وجود دارد که می‌توانند با تنوع بسیارشان هر ذائقه و سلیقه‌ای را راضی کنند.<br>بورانی، املت و پنکیک! سه خوراکی محبوب که معمولاً به عنوان میان‌وعده، صبحانه، عصرانه، شام سبک و یا دورچین غذا سرو می‌شوند. اما گاهی پرمزه تر از غذای اصلیند.<br>بورانی: بر پایه‌ی ماست است و از ترکیب سرد و ناپخته‌ی ماست با سبزیجات، میوه‌جات، غلات و پروتئین‌های خام یا پخته‌ی مختلف تشکیل می‌شود. مانند بورانی اسفناج، بورانی مرغ، بورانی گردو، بورانی انبه<br>املت: بر پایه‌ی تخم‌مرغ‌ است و از ترکیب گرم و پخته‌ی تخم مرغ با سبزیجات، میوه‌جات، غلات و پروتئین‌های خام یا پخته‌ی مختلف تشکیل می‌شود. مانند املت گوجه، املت نخود، املت ماهی، املت موز، املت خرما، املت پسته<br>پنکیک: برپایه‌ی آرد است و از ترکیب گرم و پخته‌ی آرد با سبزیجات، میوه‌جات، غلات و پروتئین‌های خام یا پخته‌ی مختلف تشکیل می‌شود. مانند پنکیک عسل، پنکیک پیازچه و سیر، پنکیک توت فرنگی، پنکیک گوشت، پنکیک بادام<br>ماست، تخم مرغ و آرد سه پایه‌ی اصلیند و با کمی خلاقیت می‌توان به انواع جدیدی در بورانی، املت و پنکیک دست یافت و طعم‌های نو را تست کرد.</p><p>🦎به کوشش آرشاد</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:718/1080;" src="https://dl.blogix.ir/20260817221221332041.webp" width="718" height="1080"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/88/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>آرشاد</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی پنجم/صفحه سیزده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/87</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/87</guid>
		<pubDate>Tue, 11 Aug 2026 03:39:46 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[یک فنجان علوم مدنی بنوشیم... 
شیدای عزیز به واحد خبری ماهنامه‌ی تنور ارسال داشته است که همچنان مانند ده‌های پیشین، نسل‌های مختلف مورد بحث و جدال بین یکدیگرند. بعبارت بهتر افرادی هستند که به اشخاصی در نسل‌های قبل یا بعد از خود بگونه‌ای آسیب‌رسان می‌پردازند و این ناسازگاری و عدم انطباق، اجتماع را دچار...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>یک فنجان علوم مدنی بنوشیم...</h4><p> </p><p>شیدای عزیز به واحد خبری ماهنامه‌ی تنور ارسال داشته است که همچنان مانند ده‌های پیشین، نسل‌های مختلف مورد بحث و جدال بین یکدیگرند. بعبارت بهتر افرادی هستند که به اشخاصی در نسل‌های قبل یا بعد از خود بگونه‌ای آسیب‌رسان می‌پردازند و این ناسازگاری و عدم انطباق، اجتماع را دچار تزلزل می‌کند.<br>لازم شد در این صفحه از علوم مدنی، برهه‌های مختلف زمانی را مصداق قرار داده و با این میزان نسل‌های گوناگون و عملکردشان را بررسی کنم.<br>عده‌ای از افراد در نسلهای قدیمی عادت دارند نسلهای بعد از خود را از زاویه‌ی تحقیر ببینند. زیرا می‌پندارند به دلیل اينکه سنوات طولانیتری گذرانده‌اند بیشتر و بهتر می‌دانند.<br>برای مثال رفتار پرشور جوان‌تر از خودشان را هرزگی یا خامی لقب می‌دهند. جوان‌ترها اهمیت ندهند زیرا همین پیران در برهه‌ی جوانی خود در دیدگاه عده‌ای از نسل قبلتر، هرزه و خام به نظر می‌رسیده‌اند. پس در مسیرهای دلخواهتان بدون ترس بتازید.<br>در مقابل عده‌ای از افراد در نسلهای جدید عادت دارند نسلهای قبل از خود را از زاویه‌ی تحقیر ببینند. زیرا می‌پندارند به دلیل اينکه سنوات کمتری گذرانده‌اند به روزتر و شادابترند و قبلی‌ها خصوصاً در زمینه‌ی علوم نوین و هنرهای مختلف در جایگاهی پشت سرشان ایستاده‌اند. مسن‌ترها اهمیت ندهند زیرا همین جوانان نیز در دیدگاه عده‌ای از نسل جدیدتر عقب‌مانده و قدیمی هستند. پس در مسیرهای دلخواهتان بدون تردید بتازید.<br>حال سؤال این است که چرا چنین کنش‌های ناهنجار اجتماعی رخ میدهد؟ در جواب باید گفت عدم همسویی با جامعه چنین کنش‌هایی می‌آفریند. ‌کاستی‌های فردی و لطمات جمعی دلیل در ایجاد این ناسازگاری اجتماعیند. بعبارت بهتر این افراد نمی‌توانند با برهه و سن خود کنار بیایند و اصطلاحاً دچار حماقت یا کوته فکری می‌شوند از این رو به افرادی از برهه‌ها و سنوات دیگر متمرکز و متعرّض می‌گردند.<br>و اما پرسش مهم:<br>چرا گاهی جامعه در قیاس با دیگران بر روی فرد یا افرادی خاص ذربین میگیرد؟<br>متأسفانه وقوع این ناهنجاری اجتماعی غیرقابل انکار است و ناشی از عدم تجانس جمعی ست که می‌تواند به سبعیت جمعی ختم شود و فاجعه بیافریند.<br>سبعیت قابل انتقال است و اگر اندکی از آن چه در فرد و چه در جمع وجود داشته باشد قابلیت رشد دارد.<br>متأسفانه در جوامع بشری اگر فرد یا افرادی مورد سبعیت قرار بگیرند بسیار محتمل است که در آینده نیز مکرراً یا شدیدتر مورد سبعیت واقع شوند حتی نوعی توقع ناهنجار جمعی ایجاد شود که این سبعیت همواره رخ دهد و فرد یا افراد مورد تهاجم نباید معترض شده و بدان عادت کنند. این دسته احتمالات مذکور با درصد آماری بالا در اغلب موارد به وقوع پیوسته‌اند.<br>قدرت بخشیدن به جسم و روان سبب قدرتمند شدن در حس تفکیک و سازگاری بیشتر می‌گردد همچنین عکس این مطلب نیز صادق است یعنی جسم و روان ضعیف، قدرت تفکیک و سازگاری کمتری دارد.</p><p>🖋به قلم سردبیر و 🐝به خبررسانی شیدا</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:718/1080;" src="https://dl.blogix.ir/20260817220747637590.webp" width="718" height="1080"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/87/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>شیدا</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی پنجم/صفحه چهارده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/86</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/86</guid>
		<pubDate>Tue, 11 Aug 2026 03:37:33 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[یک فنجان علوم سیاسی بنوشیم... 
مبحث این شماره را با یک سؤال واضح شروع میکنم. آیا فرد، افراد، دسته و کشورهایی تحت عنوان منسوخ شده‌ی بلوک غرب، ایجاد کننده یا حامی پدوفیلیا، هبفیلیا، ماژوخیسم و سادیسم در سطح بین‌المللی هستند؟
متأسفانه جواب بله است.
چرا و چگونه این اتفاق رخ میدهد؟
بررسی را از پدوفیلیا و...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>یک فنجان علوم سیاسی بنوشیم...</h4><p> </p><p>مبحث این شماره را با یک سؤال واضح شروع میکنم. آیا فرد، افراد، دسته و کشورهایی تحت عنوان منسوخ شده‌ی بلوک غرب، ایجاد کننده یا حامی پدوفیلیا، هبفیلیا، ماژوخیسم و سادیسم در سطح بین‌المللی هستند؟<br>متأسفانه جواب بله است.<br>چرا و چگونه این اتفاق رخ میدهد؟<br>بررسی را از پدوفیلیا و هبفیلیا و با دو دلیل قابل توجه شروع میکنم.<br>۱. از زیربناهای جناحی به نام بلوک غرب، اعتقاد به ادیان ابراهیمی ست. این اعتقاد در بلوک غرب به معنای گسترش آن حتی از طریق اجبار است. با ابراز تأسف مجدد باید بگویم در تمامی ادیان ابراهیمی کامجویی جنسی از کودکان و نوجوانان مشروع دانسته شده و حتی بعنوان نقطه‌ای آمالی از آن یاد می‌شود. برای مثال در توصیفات بهشت در اسلام، مسيحيت و یهودیت از لذت جنسی با این رده‌ی سنی و یا افرادی با ظاهری مشابه کودک و نوجوان بسیار یاد شده است و حُسن و غنیمت محسوب می‌گردد. از این رو در این جناح و دسته‌ی بزرگ اجتماعی این رذیله یک فرهنگ عمومی و مقبول است. بطوریکه اگر از انجام آن در ظاهر ممانعت کنند، در بُن ذهن‌شان ارتکاب بدان بدون هیچ مانعی وجود دارد. هر چند گزارشاتی مبنی بر کودک‌ و نوجوان آزاری نیز همواره در بین‌شان مستند میشود. حتی در مواردی گزارش شده که پدوفیلیا و هبفیلیا بطور مستقیم و غیرمستقیم توسطشان در دیگر اجتماعات و ممالک ایجاد شده یا حمایت می‌گردند.<br>۲. بلوک غرب تمایل به تهاجم به کشورها و دسته‌هایی دارد که از جهت فیزیک بدنی ریزنقشند و بطور کلی رفتار و ظاهری شبیه به کودکان و نوجوانان دارند. حتی بعضی بررسی‌های سیاسی نشان می‌دهند دلیل بسیاری از این تهاجمات توسط خودِ بلوک غرب برنامه‌ریزی و ایجاد می‌شوند. نشانهایی پررنگ از کودک و نوجوان آزاری در این رویه وجود دارد. بلوک غرب هیچگاه به قویتر از خود کاری ندارد حتی اگر مورد آزارش واقع شود اما ضعیفتر را با وجود بی‌آزاری می‌آزارد. علاقه و ارتکاب به این عمل نشانه‌هایی از هبفیلیا و پدوفیلیای نهفته است که بدین صورت بروز کرده است.<br>و اما سادیسم و ماژوخیسم:<br>۱. از زیربناهای جناحی به نام بلوک غرب، اعتقاد به ادیان ابراهیمی ست. این اعتقاد در بلوک غرب به معنای گسترش آن حتی از طریق اجبار است. با ابراز تأسف مجدد باید بگویم در تمامی ادیان ابراهیمی موجودی بنام شیطان وجود دارد که با وجود اعتقاد به نفس اماره اما تمامی کاسه و کوزه‌ها بر سر او شکسته می‌شوند. این موجود  ترد شده، آزاردیده و ناامید رها می‌شود تا به کوهی از عقده بدل گردد زیرا جماعت خداپرست باید با حس حضور او به جایگاه خود ببالند و او را هرباره دچار فروپاشی کنند تا میل به برتری جویی و قدرت طلبیشان ارضاء گردد. در ادیان ابراهیمی دستور داده می‌شود همگی با هم از یک موجود تنها روی برگردانند و همواره با او در جدال و تنازع باشند زیرا نتوانسته زیر قولش بزند! او قول داده به کسی غیر از خدایش سجده نکند و همواره نیکو باشد اما به جرم همین نیکویی و عدم پذیرش تناقض در خداوندی خدا، تنبیه می‌شود. این عقیده از ابتدا سادیسم است. چرخاندن یک موجود به این مقصود که اشتباه کند تا مورد مجازات قرار بگیرد سپس ترد و آزار داده شود! سادیسم از این قوی‌تر و واضحتر نمی‌تواند خود بنمایاند که در ادیان ابراهیمی آن را شاهدیم‌.</p><p>در کنار آن تحمل رنجهای آسیب‌رسان، خارج از حد تحمل و غیر لازمه بعنوان اعمال عبادی واجب یا مستحب مورد تکریم و الزامند. این رویه نمود عینی ماژوخیسم و پرورش آن است.<br>۲. یک بررسی سياسی ساده نشان می‌دهد سوزن بلوک غرب همواره و بی علت، روی فرد یا اجماعی گیر می‌کند و به نیّت تخریب آن پیش میرود درحالی که از در سازش و مسالمت وارد شده است‌. از سویی دیگر در بسیاری موارد دست به خودتخریبی می‌زند در حالی که از در غلدری و تهاجم وارد شده است.<br>۳. این جناح نمود عملی این ضرب المثل ایرانی ست و حتی در مسير عینیت بخشیدن به آن آگاهانه می‌کوشد. موارد مستند در این زمينه به اندازه‌ی تاریخ بلوک غرب کمیت دارند.<br>گنه کرد در بلخ آهنگری/به شوشتر زدند گردن مسگری</p><p><br>دلایل اعتقادی و بنیادین، پدوفیلیا و هبفیلیا و همچنین سادیسم و ماژوخیسم را در بلوک غرب و اشاعه و سرایت آن را از این منبع تأیید می‌کنند بعلاوه بررسی‌های تاریخی و سیاسی عملکرد آن، ابتلاء به این کژرویها و اشاعه‌ی تعمدی آن را نیز مستند و مستدل می‌سازند.<br>چه خوش گفت آنکه گفت دین افیون توده‌ها ست.</p><p>خالی از لطف نیست دو نکته‌ی تفصیلی اضافه کنم و مطلب را خاتمه دهم.</p><p>توضیح اول تعریف بلوک غرب است. بلوک غرب به اتحادیه‌ی کشورهای متحد با سازمان پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) در زمان جنگ سرد گفته میشود که در مقابل اتحاد جماهیر شوروی و متحدان آن ( بلوک شرق) ایجاد گشت. دولت‌ها و رسانه‌های بلوک غرب به خود نام جهان آزاد یا جهان غرب داده بودند. </p><p>توضیح دوم علت اینکه در خصوص بلوک غرب عبارت منسوخ شده را بکار میبرم است. این جناح از منظر نظری_عملی در سیستم پس از خود مردود شده و بنیانش فروریخته است، پس منسوخ گشته است. اما مانند بسیاری جناحها و عقاید شکست خورده و خرافی دیگر، پیروان پر و پاقرص خود را دارد و در نظام غیرمنطقی و بدور از علم خود زنده و پویا ست که از برای اين سرپا ماندن، مشخصاً قربانیان جمعی و فردی دارد. قربانیانی که مسلماً بیشتر از میان دسته‌ی کودکان و زنانند.</p><p>🖋به قلم سردبیر و 🐺 به درخواست هیرام</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:476/1080;" src="https://dl.blogix.ir/20260817221337999859.webp" width="476" height="1080"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/86/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>هیرام</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی پنجم/صفحه پانزده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/85</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/85</guid>
		<pubDate>Tue, 11 Aug 2026 03:34:57 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[به عضلاتمان شوک و رهایی دهیم... 
ورزش عجیب این شماره دفع مزاج در شرایط سخت نام دارد. خاستگاه این مسابقه لاداخ هندوستان است.
این مسابقه از یک مراسم مذهبی برداشت شده است. در واقع کل مسیر مسابقه و قواعد آن یک آیین مذهبی ست که برای‌ سایر علاقمندان و خصوصاً گردشگران کنجکاو به صورت مسابقه‌ در نظر گرفته شد...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>به عضلاتمان شوک و رهایی دهیم...</h4><p> </p><p>ورزش عجیب این شماره دفع مزاج در شرایط سخت نام دارد. خاستگاه این مسابقه لاداخ هندوستان است.<br>این مسابقه از یک مراسم مذهبی برداشت شده است. در واقع کل مسیر مسابقه و قواعد آن یک آیین مذهبی ست که برای‌ سایر علاقمندان و خصوصاً گردشگران کنجکاو به صورت مسابقه‌ در نظر گرفته شده است.<br>در مسیری باریک و مارپیچ در دل کوهستان با آبشارهای عظیم و مارها و گیاهان سمی، باید به معبدی در قله‌ی کوه رسید. این پیمایش حداقل سه روز زمان می‌برد.<br>قبل از شروع مسابقه در عبادتگاه پایین کوه و ابتدایی مسیر، با اقسام خوراکی‌های تند و پرفیبر از شرکت‌کنندگان پذیرایی می‌گردد و آنها ملزم به خوردن حداقل چهار پرس کوچک پرانرژی و البته ملین می‌شوند. حال اگر مسابقه دهندگان نخواهند و یا نتوانند دفع کنند با این شروع خوشمزه حتماً و به شدت دفع خواهند داشت!<br>و اما قاعده‌ی اصلی مسابقه این است که شرکنندگان نباید مدفوع خود را در مسیر جا بگذارند بلکه باید آن را با خود تا انتهای مسیر حمل کنند. اما این هم آخر ماجرا نیست!<br>در انتهای مسیر درخت انجیر چهارصد ساله ای وجود دارد که باید مدفوع خود را پای آن چال کنند. مسلماً هرکس سریعتر اینکار را انجام دهد برنده خواهد بود. او می‌تواند از معبد دیدن نماید و عبادت کند و البته جایزه‌ی خود را از دستان جوانترين راهبه‌ دریافت نماید. توجه‌ شود که راهبه‌های این معبد تماماً آقا هستند.<br>جایزه‌ی فرد برنده چندین مدل ادویه‌ی خاص و دست‌ساز است که در پاکتهایی از برگ درختان به او تقدیم می‌شود.</p><p>🌻نقل از Golden body <br>🎩 به کوشش امیر سام</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:563/843;" src="https://dl.blogix.ir/20260817221259360618.webp" width="563" height="843"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/85/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>امیرسام</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی پنجم/صفحه شانزده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/84</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/84</guid>
		<pubDate>Tue, 11 Aug 2026 03:27:14 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[با علم نوین همراه شویم ... 
الف) آیا خروج از کالبد حقیقت دارد؟ آیا این خرافه‌ی مذهبی_اسطوره‌ای می‌تواند در دنیای بی‌مرز علم نوین توجیح یابد؟
جواب بله است. به توضیح زیر توجه کنید.
انسان پیرامون خود را با استفاده از حواس پنجگانه و تفسیرات مغزی از این داده‌ها درک می‌کند. مغز از سه بخش مخ، مخچه و ساقه ت...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>با علم نوین همراه شویم ...</h4><p> </p><p>الف) آیا خروج از کالبد حقیقت دارد؟ آیا این خرافه‌ی مذهبی_اسطوره‌ای می‌تواند در دنیای بی‌مرز علم نوین توجیح یابد؟<br>جواب بله است. به توضیح زیر توجه کنید.<br>انسان پیرامون خود را با استفاده از حواس پنجگانه و تفسیرات مغزی از این داده‌ها درک می‌کند. مغز از سه بخش مخ، مخچه و ساقه تشکیل شده است. دریافت و تجزیه و تحلیل داده‌های ورودی و انتقال نتیجه‌ی حاصله در بخش مخ انجام میشود‌. حواس پنج‌گانه بخش ورودی داده است و مغز بخش دریافت و تجزيه و تحليل داده و انتقال خروجی نهایی ست.<br>یک آزمایش ساده جواب را روشن می‌کند.<br>فرد X در کنار آبشار نیاگارا در حال مدیتیشن است و فرد Y در منزلش در ایران چای می‌نوشد. حال اگر بخش ورودی مانند چشم یا بخش دریافت و تجزیه و تحلیل داده و خروجی نتیجه در مغز مانند رشته‌های عصبی و یا هر دو بگونه‌ای تنظیم شوند که X لحظات Y را درک کند، X می‌تواند خروج از کالبد را تجربه کند. این اتفاق توسط عینک تری دی در حد خفیف با تنظیم متفاوت بخش ورودی یعنی چشم انجام پذیرفته است.<br>پس برای تجربه‌ی شخصی خروج از کالبد کافی ست تنظیمات جسم با مقصد مورد نظر هماهنگ شود.</p><p>ب) آیا استاندارد دستگاه نقشه برداری مغزی بی‌نقص است؟<br>جواب خیر است. یک بررسی آماری نشان می‌دهد این شاخص با چند نمونه‌ رد می‌شود. فرضاً در افراد متفکر یا در برخورد با نبوغ علمی، سیاسی، هنری و... این شاخص فرد را بیمار نشان می‌دهد یا در بعضی موارد حاد فقط کافی ست از التهاب سلول‌ها کاسته شود و مشکل خاصی در کار نیست. گاهی مشکل در جای دیگری از بدن است و مغز تأثیر پذیرفته است که این مهم کمتر لحاظ می‌شود.<br>علاوه‌بر آن بسیاری روان‌پزشکان توان ایجاد حالت تعادل یا مد نظر (برای مثال پرت حواسی، خشم، غم و...) را در مراجعه‌ کننده ندارند برای همین دستیابی به حالت طبیعی فرد عملاً برایشان غیر ممکن است.<br>در کنار آن باید توجه داشت استاندارد فعالیت بهینه مغزی با سلامت کامل مغز و بطور کلی جسم مرتبط نیست بلکه مسئله‌ی پیرامون نیز تاثیر بسزایی دارد بگونه‌ای که درمان شخصی در بسیاری موارد بی‌فایده است.<br>انسان سلامت در شرایط نامناسب در لحظه می‌تواند بیمار شود و برعکس یک بیمار در شرایط پیرامونی مناسب می‌تواند بهبودی موقت یا دائمی یابد.<br>ملموسترین مثال بعضی باکتری‌ها هستند که در بدن انسان مفید قلمداد می‌شوند در صورتی که در گذشته یا در شرایطی که بدن توان تحمل آنها را ندارد غیرمفید یا مضر تیکت میخورند. استانداردهای این دستگاه نیز قابل استناد مطلق نیست.<br>نکته‌ی آموزشی: نقشه‌برداری مغزی (Brain Mapping) روشی علمی و دقیقتر از متدهای پیشین است که با ثبت فعالیت الکتریکی و شبکه‌های عصبی، تصویری شفاف از نحوه‌ی کارکرد بخش‌های مختلف مغز ارائه می‌دهد. این نقشه به پزشکان کمک می‌کند بفهمند هر قسمت مغز چه عملکردی دارد و چرا برخی اختلالات یا علائم به وجود می‌آیند.</p><p>📄برگرفته از مقاله‌ی دنیای ارتعاش نوشته‌ی دکتر اسماء دگلی<br>🧸به کوشش مستر تدی</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:768/538;" src="https://dl.blogix.ir/20260817221314686184.webp" width="768" height="538"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/84/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>دکتر اسماء دگلی</category>
		<category>مستر تدی</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی پنجم/صفحه هفده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/83</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/83</guid>
		<pubDate>Tue, 11 Aug 2026 03:21:36 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[علم حقوق را ورق بزنیم... 
نفقه یعنی میزان پولی که برای‌ دخل و خرج توسط مرد به همسرش پرداخت می‌شود.
مطابق قانون و شرع جمهوری اسلامی ایران ميانگين مبلغی در این خصوص تعیین شده است که ماهیانه بعنوان حق همسری باید برای زنان شوهردار از سوی شوهرشان واریز شود.
دو نکته در این خصوص وجود دارد که زیر لایه‌های ح...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>علم حقوق را ورق بزنیم...</h4><p> </p><p>نفقه یعنی میزان پولی که برای‌ دخل و خرج توسط مرد به همسرش پرداخت می‌شود.<br>مطابق قانون و شرع جمهوری اسلامی ایران ميانگين مبلغی در این خصوص تعیین شده است که ماهیانه بعنوان حق همسری باید برای زنان شوهردار از سوی شوهرشان واریز شود.<br>دو نکته در این خصوص وجود دارد که زیر لایه‌های حواس‌پرتی گم شده‌اند:<br>۱. وقتی مبلغ تعیین می‌شود و قانون واضح در این خصوص وجود دارد باید همانطور که در قانون ذکر شده عمل شود. یعنی در موعدی مقرر که ابتدای هر ماه محسوب می‌گردد نفقه باید از سوی شوهر به زن پرداخت شود و او خودش می‌داند که با دخل و خرجش چه کند زیرا باید حق انتخاب زن نیز در نظر گرفته و محترم شمرده شود. بعبار بهتر وقتی ميزان مبلغ تعیین و معرفی می‌شود، اینکه مرد خودش خرید کند و به خانه بیاورد جزء نفقه و حقوق زن محسوب نمیگردد. بنابر حق اختیار و انتخاب اگر مبلغ تعیین شده رسماً و تحت این عنوان یعنی نفقه از سوی مرد به همسرش پرداخت شود، نفقه پرداخت شده است. در غیر این صورت هبه یا انفاق رخ داده است و مرد همچنان زیر دین پرداخت نفقه است.<br>۲. بسیاری از زنان در ایران مبلغی بیشتر از میزان نفقه‌ی تعیین شده و قانونی بعنوان نفقه دریافت می‌کنند که این میزان مازاد می‌تواند بعنوان هبه یا انفاق از سوی مرد در نظر گرفته شود.<br>نکته: فرزندان نیز مطابق قانون دارای نفقه اند که باید با رعایت اصول بالا از سوی پدرشان به آنها پرداخت صورت پذیرد.<br>نباید از یاد برد که قانون بنیان تمدن است و عدم رعایت یا سهل‌انگاری در آن التهاب و توحش می‌آفریند.</p><p>🖋به قلم سردبیر</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1080/718;" src="https://dl.blogix.ir/20260817221026395781.webp" width="1080" height="718"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/83/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی پنجم/صفحه هجده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/82</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/82</guid>
		<pubDate>Tue, 11 Aug 2026 03:19:43 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[مردم‌شناسی را ورق بزنیم... 
پرداخت به موی سر انسانها در این شماره از بخش مردم‌شناسی پیشنهاد هیرام عزیز بود که مورد استقبال اهالی تنور واقع شد و من در موردش دست به قلم شدم.
رنگ و مدل موی انسانها بیانگوی سیر تاریخی_ژنومی آنان است. این عضو جذاب بدن انسان بسیار متنوع و خیره کننده است و جزء اساسی در استا...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>مردم‌شناسی را ورق بزنیم...</h4><p> </p><p>پرداخت به موی سر انسانها در این شماره از بخش مردم‌شناسی پیشنهاد هیرام عزیز بود که مورد استقبال اهالی تنور واقع شد و من در موردش دست به قلم شدم.<br>رنگ و مدل موی انسانها بیانگوی سیر تاریخی_ژنومی آنان است. این عضو جذاب بدن انسان بسیار متنوع و خیره کننده است و جزء اساسی در استایلهای مختلف بشمار میآید. نژاد موی انسانی به سه دسته‌ی زیر تقسیم می‌شود:<br>۱. آسیایی که صاف و تیره است<br>۲. آفریقایی که مجعد و تیره است<br>۳. قفقازی که مواج و رنگارنگ است<br>ایرانیان سکاندار شماره‌ی ۳ هستند هرچند جزء متنوع‌ترین گونه‌های بشری از حیث نژاد مو بشمار می‌آیند. طیف رنگی سفید تا سیاه و مدل مجعد متراکم تا صاف کم پشت در ایران دیده می‌شود اما نوع غالب مواج و رنگارنگ است.<br>فولیکول‌های خالی تا سرشار از رنگدانه تنوع طیف رنگی در موها را ایجاد می‌کنند. در ایران طیف سیاه تا قهوه‌ای نسبت به طیف قرمز تا طلایی از لحاظ کمیت دارای غلبه است. هر چند موهایی به رنگ سفید و سبز نیز بطور نادر وجود دارند. استحمام و بطور کلی تماس مو با مواد و آب آهکی فولیکول‌ها را در دراز مدت از رنگدانه خالی می‌کند و رنگ مو روشن می‌شود.<br>تراکم کم تا زیاد پیازهای مو، تنوع مدلی در موها ایجاد میکنند. در ایران انواع مدلهای مواج نسبت به صاف و مجعد از لحاظ کمیتم دارای غلبه است هر چند موهایی با مدل مجعد متراکم نیز بطور نادر وجود دارند. قرار گرفتن مداوم پوست سر در معرض نور خورشید تعداد پیازهای مو را زیاد می‌کند و به رشد آن سرعت می‌بخشد و مدل مو را متراکم و مواج می‌کند.<br>درست است که همه نوع مدل و رنگ مو بدون محدودیت در تمام جغرافیای ایران یافت می‌شود اما مدل موی مجعد متراکم و تیره رنگ فقط در نواحی جنوبی ایران دیده می‌شود.<br>موهای تیره و صاف جدیدترین نوع مدل مو در سیر تاریخی_ژنومی بشرند و موهای مجعد و روشن قدیمیترینند. بعبارت بهتر در دنیای موها نوع اول جدید و نوع دوم اصیل ست. علت نیز شرایط اقلیمی و تغییرات آن است.<br>موهای دو یا چند رنگ نوعی طیف رنگی نادر است که در نواحی مرکز جنوبی ایران مشاهده‌ می‌شوند و علتش عدم تقارن در رنگدانه‌ها و بی‌نظمی در فولیکولها ست. این مهم ناشی از تنوع آب و هوایی در این منطقه است. این خاصیت سبب می‌شود موها در تماس با نور روشن دیده شوند و طیفی از بلوطی تا طلایی نمودار گردد و در تاریکی و عدم تماس با نور موها تیره دیده شوند و طیفی از بلوطی تا مشکی پدید آید. مردمان بومی این منطقه این نوع مو را بور می‌نامند. زنان مو بور در فرهنگ ایران محبوبیت ویژه‌ای دارند. تعداد افراد با این رنگ مو درصدی تک رقمی در جهان دارد.<br>از دیگر مدلهای مو که در ایران نیز دیده می‌شود و البته در جهان نادر است موهای چند مدله است. این مدل مو نه کاملاً صاف است و نه همیشه مجعد. این مدل مو را می‌توان صرفاً با زیاد یا کم کردن سرعت خشک شدن موها بعد از استحمام، به چندین نوع مانند کرلی، اس اسی، بیگودی و سیم تلفنی درآورد و یا با یک شانه کشی ساده به مدل کم حالت رسید. زنان با این مدل مو تحت عنوان زلف پر پیچ و تاب محبوبت ویژه‌ای در تاریخ ایران دارند. تعداد افراد با این مدل مو نیز درصدی تک رقمی در جهان دارد.</p><p>اکنون که دسته‌بندی جمعیتی ایران را از حیث رنگ و مدل مو دانستید میتوانید به کمک آینه و بازی با نور و آب نوع و نژاد موی خود را تشخیص دهید و تا حدود زیادی سیر تاریخی_ژنومی خود را درک کنید.</p><p>🖋به قلم سردبیر و 🐺به پیشنهاد هیرام</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1080/718;" src="https://dl.blogix.ir/20260817220452248414.webp" width="1080" height="718"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/82/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>هیرام</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی پنجم/صفحه نوزده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/81</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/81</guid>
		<pubDate>Tue, 11 Aug 2026 03:17:21 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[دادخواه باشیم... 
🌐بیانیه
نهاد بین‌المللی سکارنای من
My Sekarna International Organization
MSIO
🌱
اعلام میدارد که نسبت به دولت کشور کانادا به سبب همکاری مستقیم با مجرمان ایرانی اعلام جرم میکند.
طی سه دهه‌ی گذشته کشور مزبور با پذیرفتن اموال و اشخاص مورد محاکمه در دادگاه‌های ایران، بطور مستقیم در این...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>دادخواه باشیم...</h4><p> </p><p>🌐بیانیه<br>نهاد بین‌المللی سکارنای من<br>My Sekarna International Organization<br>MSIO<br>🌱<br>اعلام میدارد که نسبت به دولت کشور کانادا به سبب همکاری مستقیم با مجرمان ایرانی اعلام جرم میکند.<br>طی سه دهه‌ی گذشته کشور مزبور با پذیرفتن اموال و اشخاص مورد محاکمه در دادگاه‌های ایران، بطور مستقیم در این جنایات همکاری داشته است. این همکاری دسیسه‌ای مستقیم علیه کشور و ملت ایران است.<br>اگر کل این پروسه‌ی مجرمانه را بازنگری کنیم به این نتیجه می‌رسیم که اموال زیادی از ايرانيان طی دفعات متوالی ربوده شده، به کشور کانادا انتقال یافته و در زمینه‌های مختلف ساز و کاری در این کشور سرمایه‌گذاری شده و به مصرف رسیده است.<br>این رویه به حدی عادی شده است که کانادا را به بهشت اختلاسگران ملقب نموده است‌.</p><p>درست است که ايرانيان همواره از مستمندان دستگیری می‌کنند و در این زمینه مشهورند اما نونوار کردن کشور اسکیموها وظیفه‌یشان نیست که در صورت عدم انجام محقّانه از جیبشان بهره‌برداری شود.<br>کانادا علاوه‌بر پذیرش اموال دزدی و این اشخاص مجرم در خاک خود، مجرمان دیگر از جمله عقیدتی_رفتاری و متجاوزان به نوامیس را نیز پذیرفته و پوشش می‌دهد.<br>MSIO،<br>خواستار رسیدگی به این معضل جهانی و پاسخگویی دولت وقت کانادا و سایر سازمان‌های مربوطه‌اش در این جنایت بین‌المللی و سیستماتیک علیه ايرانيان است.<br>هیچ نمی‌ماند جز مهر 🌱</p><p>🖋دکتر اسماء دگلی (هلی آ، آی هو، هیاهو) بنیانگذار، مدیر و ناظر اصلی نهاد بین‌المللی سکارنای من</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:588/408;" src="https://dl.blogix.ir/20260419085818860603.webp" width="588" height="408"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/81/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>دکتر اسماء دگلی</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی چهارم/صفحه شروع</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/80</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/80</guid>
		<pubDate>Fri, 17 Jul 2026 00:14:53 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[۴ تنور روشن... 
ماهنامه‌ تنور
وابسته‌ به
نهاد بین‌المللی سکارنای من
My Sekarna International Organization
MSIO 🌱
Beyond NGO
By Dr.Asma Dagali in 2020
ماهنامه‌ی اینترنتی "نهاد بین‌المللی سکارنای من" با نام دوم "تنور" و نام پیشین "گیتی" با چهارمین شماره‌ی خود به حیات و نشر ادامه می‌دهد.
سردبیر: دکتر ا...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>۴ تنور روشن...</h4><p> </p><p><a href="%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%20%D8%AA%D9%86%D9%88%D8%B1" rel="nofollow">ماهنامه‌ تنور</a><br><span style="background-color:rgb(255,255,255);color:rgb(33,37,41);font-family:Vazir, sans-serif;font-size:16px;">وابسته‌ به</span><br><a href="%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%20%D8%A8%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C%20%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D9%86" rel="nofollow">نهاد بین‌المللی سکارنای من</a><br><span style="background-color:rgb(255,255,255);color:rgb(33,37,41);font-family:Vazir, sans-serif;font-size:16px;">My Sekarna International Organization</span><br><a href="https://MSIO" rel="nofollow">MSIO</a><span style="background-color:rgb(255,255,255);color:rgb(33,37,41);font-family:Vazir, sans-serif;font-size:16px;"> 🌱</span><br><span style="background-color:rgb(255,255,255);color:rgb(33,37,41);font-family:Vazir, sans-serif;font-size:16px;">Beyond NGO</span><br><span style="background-color:rgb(255,255,255);color:rgb(33,37,41);font-family:Vazir, sans-serif;font-size:16px;">By </span><a href="https://Dr.Asma%20Dagali" rel="nofollow"><span style="background-color:rgb(255,255,255);color:rgb(33,37,41);font-family:Vazir, sans-serif;font-size:16px;">Dr.Asma Dagali</span></a><span style="background-color:rgb(255,255,255);color:rgb(33,37,41);font-family:Vazir, sans-serif;font-size:16px;"> in </span><a href="https://2020" rel="nofollow"><span style="background-color:rgb(255,255,255);color:rgb(33,37,41);font-family:Vazir, sans-serif;font-size:16px;">2020</span></a><br><span style="background-color:rgb(255,255,255);color:rgb(33,37,41);font-family:Vazir, sans-serif;font-size:16px;">ماهنامه‌ی اینترنتی "نهاد بین‌المللی سکارنای من" با نام دوم "</span><a href="%D8%AA%D9%86%D9%88%D8%B1" rel="nofollow"><span style="background-color:rgb(255,255,255);color:rgb(33,37,41);font-family:Vazir, sans-serif;font-size:16px;">تنور</span></a><span style="background-color:rgb(255,255,255);color:rgb(33,37,41);font-family:Vazir, sans-serif;font-size:16px;">" و نام پیشین "</span><a href="%DA%AF%DB%8C%D8%AA%DB%8C" rel="nofollow"><span style="background-color:rgb(255,255,255);color:rgb(33,37,41);font-family:Vazir, sans-serif;font-size:16px;">گیتی</span></a><span style="background-color:rgb(255,255,255);color:rgb(33,37,41);font-family:Vazir, sans-serif;font-size:16px;">" با چهارمین شماره‌ی خود به حیات و نشر ادامه می‌دهد.</span><br><span style="background-color:rgb(255,255,255);color:rgb(33,37,41);font-family:Vazir, sans-serif;font-size:16px;">سردبیر: دکتر </span><a href="%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%A1%20%D8%AF%DA%AF%D9%84%DB%8C" rel="nofollow"><span style="background-color:rgb(255,255,255);color:rgb(33,37,41);font-family:Vazir, sans-serif;font-size:16px;">اسماء دگلی</span></a><br><span style="background-color:rgb(255,255,255);color:rgb(33,37,41);font-family:Vazir, sans-serif;font-size:16px;">سایر اعضاء: تنور تیم</span><br><span style="background-color:rgb(255,255,255);color:rgb(33,37,41);font-family:Vazir, sans-serif;font-size:16px;">زمان نشر "ماهنامه‌ی تنور" یکم هر ماه به وقت شامگاه ایران میباشد.</span><br><span style="background-color:rgb(255,255,255);color:rgb(33,37,41);font-family:Vazir, sans-serif;font-size:16px;">لینک عناوین جهت سهولت در دسترسی به مطالب پیشکش می‌شود:</span><br><a href="https://mysekarna.blogix.ir/posts"><u>https://mysekarna.blogix.ir/posts</u></a></p><p>فهرست:</p><p>عنوان.........صفحه</p><p>با یک نظرسنجی و چند خبر کوتاه هنگامه کنیم .......۱</p><p>چرخش روزان اين ماه را بنگریم .............۲</p><p>با هوشمان کلنجار برویم ............۳</p><p>یک مطلب فرهنگی بخوانیم ................۴</p><p>یک فنجان جامعه‌شناسی بنوشیم .................۵</p><p>یک فنجان حقوق بنوشیم ...............۶</p><p>با علم نوین همراه شویم ................۷</p><p>ترفند تغذیه‌ای بیاموزیم ...............۸</p><p>مطلبی در حوزه‌ی مردم‌شناسی بخوانیم ............۹</p><p>اعلامیه ...............۱۰</p><p>در بستر علوم مدنی کنکاش کنیم ..............۱۱</p><p>در پیرامون خود قرار یابیم............۱۲</p><p>به سنن عجیب سرکی بکشیم ............۱۳</p><p>معجر شعر روشن باید ..............۱۴</p><p>به عضلاتمان شوک و رهایی بدهیم ...........۱۵</p><p>سیاست را ورق بزنیم ..............۱۶</p><p>داستان دنباله‌دار ..........۱۷</p><p>روانشناسی را ورق بزنیم .................۱۸</p><p>در بستر علوم اجتماعی کنکاش کنیم ............۱۹</p><p><br><span style="background-color:rgb(255,255,255);color:rgb(33,37,41);font-family:Vazir, sans-serif;font-size:16px;">📰جهت تماشای بهتر هر عکس روی آن کلیک کنید(ضربه بزنید و نگه دارید) و گزینه‌ی open image</span><br><span style="background-color:rgb(255,255,255);color:rgb(33,37,41);font-family:Vazir, sans-serif;font-size:16px;">(preview image) را انتخاب نمایید.</span><br><span style="background-color:rgb(255,255,255);color:rgb(33,37,41);font-family:Vazir, sans-serif;font-size:16px;">📩تنها پل ارتباطی با "ماهنامه‌ی تنور" بخش ارسال نظر در همین صفحه(صفحه شروع) است.</span><br><span style="background-color:rgb(255,255,255);color:rgb(33,37,41);font-family:Vazir, sans-serif;font-size:16px;">🌱به احترام خانه‌یمان زمین و به پاسداشت درخت "ماهنامه‌ی تنور" نسخه‌ی کاغذی نخواهد داشت. این نشریه صرفاً اینترنتی(مجازی) و در آدرس درج شده در زیر منتشر می‌شود:</span><br><a href="https://mysekarna.blogix.ir/"><u>https://mysekarna.blogix.ir</u></a><span style="background-color:rgb(255,255,255);color:rgb(33,37,41);font-family:Vazir, sans-serif;font-size:16px;"> </span><br><span style="background-color:rgb(255,255,255);color:rgb(33,37,41);font-family:Vazir, sans-serif;font-size:16px;">🔋powerful</span></p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1080/718;" src="https://dl.blogix.ir/20260716151206074115.webp" width="1080" height="718"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/80/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>دکتر اسماء دگلی</category>
		<category>powerful</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی چهارم/صفحه یک</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/79</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/79</guid>
		<pubDate>Fri, 17 Jul 2026 00:07:49 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[با یک نظرسنجی و چند خبر کوتاه هنگامه کنیم ... 
تا کنون مطالب کدامیک از اعضاء تنور تیم
به نظر شما خواننده‌ی گرامی
خوشایندتر بوده است؟
سیزده عضو اصلی:
🖋سردبیر، 👱‍♀️مادمازل نجوا، 🐔گیله‌زن،
🐯مرد جان، 🦢هلی آ، 👩‍🦰خانم گل،
🐒تاریخوار، 🐺هیرام، 🦎آرشاد، 🐝شیدا،
🎩امیر سام، 🏵ماندانا، 🦥مهوش
دو عضو علی‌البدل:
🦭پنبه...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>با یک نظرسنجی و چند خبر کوتاه هنگامه کنیم ...</h4><p> </p><p>تا کنون مطالب کدامیک از اعضاء تنور تیم<br>به نظر شما خواننده‌ی گرامی<br>خوشایندتر بوده است؟<br>سیزده عضو اصلی:<br>🖋سردبیر، 👱‍♀️مادمازل نجوا، 🐔گیله‌زن،<br>🐯مرد جان، 🦢هلی آ، 👩‍🦰خانم گل،<br>🐒تاریخوار، 🐺هیرام، 🦎آرشاد، 🐝شیدا،<br>🎩امیر سام، 🏵ماندانا، 🦥مهوش<br>دو عضو علی‌البدل:<br>🦭پنبه جون، 🧸مستر تدی<br>کافی ست ایموجی فرد مدنظرتان را در بخش نظرات در صفحه‌ی شروع ارسال کنید.</p><p>شورت نیوز:</p><ul><li>تا سه نشه بازی نشه! سید علی خامنه‌ای برای سومین‌بار به خاک سپرده‌ شد.</li><li>روسیه واکسن ضد سرطان‌ ساخته و می‌خواهد رایگان تماممان را واکسن بزند!</li><li>تنها خبری که از عیش و نوش تابستانی در اروپا به ما می‌رسد این است که مردمش در دمای ۴۰ درجه تلف می‌شوند!</li><li>پدر ژپتوها در دیوان عالی ایالات‌متحده آمریکا صرفاً متولد شدن در کشورشان را مشمول دارایی تابعیت آن می‌دانند. متولد شو تبعه شو!</li><li>دوش آب سرد سبب افزایش دوپامین و آدرنالین می‌شود و دشمن افسردگی ست‌.</li><li>باقلوای اصیل ایرانی توسط کشور آذربایجان ربوده شد.</li><li>قرار است روز مرگ دونالد ترامپ بعنوان روز جشن جهانی نامگذاری و معین شود. گفته می‌شود وی به یکپارچگی جهان تحت سیطره‌ی خودش علاقه‌ی ویژه‌ای دارد از این رو روز مرگ او سزاوار این عنوان خواهد بود.</li></ul><p>👩‍🦰خانم گل</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:677/520;" src="https://dl.blogix.ir/20260716154358028687.webp" width="677" height="520"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/79/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>خانم گل</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی چهارم/ صفحه دو</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/78</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/78</guid>
		<pubDate>Fri, 17 Jul 2026 00:02:24 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[چرخش روزان اين ماه را بنگریم ... 
۷ مرداد: اَمرداد روز و جشن اَمردادگان. اَمرداد به معنای مرگ دور باد است.
۸ مرداد: روز بزرگداشت شیخ شهاب الدین سهروردی. او ملقب به شیخ اشراق از فلاسفه بزرگ ایرانی بوده است.
۱۰ مرداد: جشن چله تابستان. چهلمین روز تابستان و بلندترین روز سال است. همچنین آغاز هفته جهانی ش...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>چرخش روزان اين ماه را بنگریم ...</h4><p> </p><p>۷ مرداد: اَمرداد روز و جشن اَمردادگان. اَمرداد به معنای مرگ دور باد است.<br>۸ مرداد: روز بزرگداشت شیخ شهاب الدین سهروردی. او ملقب به شیخ اشراق از فلاسفه بزرگ ایرانی بوده است.<br>۱۰ مرداد: جشن چله تابستان. چهلمین روز تابستان و بلندترین روز سال است. همچنین آغاز هفته جهانی شیردهی ست. هفته‌ جهانی ترک شیرخشک!<br>۱۴ مرداد: صدور فرمان مشروطیت. روز آدم شمردن رعیت!<br>۱۷ مرداد: روز خبرنگار. روز پاسداشت زن دایی ایرانی!<br>۲۲ مرداد: روز جهانی چپ دست ها. روز جاگیرها در نیمکت‌های کوچک دبستان! یک انحراف ژنومی کوچک عدم تقارن در مغز و چپ دستی می‌آفریند.<br>۲۳ مرداد: هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه. روزی که محمد ناقلا به علت به همریختن شهر اخراج شد!<br>۲۸ مرداد: سالروز وقایع 28 مرداد و برکناری دکتر محمد مصدق. روزی که سال‌ها ست تاریخ ايران از آن کپی می‌شود. همچنین سالروز فاجعه آتش زدن سینما رکس در آبادان بعلت تفاوت در عقیده و طبقه اجتماعی. همچنین روز جهانی عکاسی ست. عکاسی ثبت زیباییها و تفاوت‌ها از دیدگاه هنری با استفاده از دوربین عکاسی ست.</p><p>🐒 به کوشش تاریخوار</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1080/718;" src="https://dl.blogix.ir/20260716161545978142.webp" width="1080" height="718"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/78/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>تاریخوار</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی چهارم/صفحه سه</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/77</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/77</guid>
		<pubDate>Thu, 16 Jul 2026 00:41:49 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[باهوشمان کلنجار برویم... 
الف) نام ببرید:
رنگ بی‌نقطه
حیوان بی‌رنگ
سمت دو حرفی
عدد دو حرفی و پرنقطه
پرنده بی‌نقطه
ب) نام در جلو و در عقب در پستانداران را ذکر کنید.
ج) عدد بعد را حدس بزنید.
۴۵، ۵۶، ۶۷،...
د) کلمه را حدس بزنید.
تپش کم نقطه ...
جنگ پر نقطه ...
🦥 توسط مهوش]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>باهوشمان کلنجار برویم...</h4><p> </p><p>الف) نام ببرید:<br>رنگ بی‌نقطه<br>حیوان بی‌رنگ<br>سمت دو حرفی<br>عدد دو حرفی و پرنقطه<br>پرنده بی‌نقطه</p><p>ب) نام در جلو و در عقب در پستانداران را ذکر کنید.</p><p>ج) عدد بعد را حدس بزنید.<br>۴۵، ۵۶، ۶۷،...</p><p>د) کلمه را حدس بزنید.<br>تپش کم نقطه ...<br>جنگ پر نقطه ...</p><p>🦥 توسط مهوش</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:375/606;" src="https://dl.blogix.ir/20260419090532130097.webp" width="375" height="606"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/77/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>مهوش</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی چهارم/ صفحه چهار</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/76</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/76</guid>
		<pubDate>Thu, 16 Jul 2026 00:38:05 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[یک مطلب فرهنگی بخوانیم... 
شاخص رفتاری در میان ایرانیان اصیل احترام وافر به دیگران است. محترم شمردن و کنشی سرشار از احترام درقبال دیگران داشتن نشان والامنشی و بزرگزادگی در میان ایرانیان اصیل بوده و است. از این رو میهمانان، خانمها، کودکان، کهنسالان، بزرگترها، کوچکترها، دوستان، همسایگان، آشنایان و غری...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>یک مطلب فرهنگی بخوانیم...</h4><p> </p><p>شاخص رفتاری در میان ایرانیان اصیل احترام وافر به دیگران است. محترم شمردن و کنشی سرشار از احترام درقبال دیگران داشتن نشان والامنشی و بزرگزادگی در میان ایرانیان اصیل بوده و است. از این رو میهمانان، خانمها، کودکان، کهنسالان، بزرگترها، کوچکترها، دوستان، همسایگان، آشنایان و غریبان جایگاهی ویژه داشته و دارند.<br>بطور کلی اساس روابط اجتماعی در میان ایرانیان اصیل، به جای گذاشتن رد خوش و ماندگار در اذهان است. رعایت این اساس برای آقایان واجب است و برای خانمها تأکید یا لزومی وجود ندارد. بعبارت بهتر رعایت این اساس برای آقایان واجب و برای خانمها حُسنی غیرواجب است.</p><p>ممکن است عده‌ای متذکر شوند که فلان ادیب یا علیم که از کشوری دیگر به ایران آمده و در این دیار دست به نطق و قلم شده، نقل کرده‌ای نغض دارد که از فلان شاعر ایرانی غنی‌تر است. دو نکته در این خصوص حائز اهمیت است:<br>۱. فلان ادیب یا علیم بواسطه محیط جدیدش یعنی ایران چنین شخصیت پر و پیمانی یافته که چنین هم نقل کرده وگرنه همدیاران سبکسرش در موطنش حی و حاضرند و خودش نیز تا قبل از نقل مکان به ایران گزارشات سفاهتش موجود است.<br>۲. موضوعیت در نقل و عمل مسئله‌ی مهمی ست. فردی در ارتباط با مدفوع رساله مینویسد و دیگری در مورد آب. مسلماً لحن و کلمات بکار رفته در دو رساله بواسطه موضوعیت متفاوتند. برای مثال فلان شاعر ایرانی مانند فردوسی عظیم شأن موضوعیت و به طبع آن‌ لحنی حماسی دارد. هر لحن و کلامی بار معنایی خودش را دارد و نمی‌توان به چیزی که خوب نیست توصیفات نیکو چسباند و عکس آن نیز صادق است. خوبی را نمی‌توان با توصیفات نکوهیده معرفی نمود. برای همین است که مقوله‌ی سبک و دسته‌بندی بوجود می‌آید. برای مثال شاهنامه از شاهکارهای ادبیات و تاریخ جهان، شاخص بینظیری جهت بررسی آثار حماسی ست.<br>از نمونه‌های کلامی ایرانیان اصیل که بین‌شان رایج است چند مثال زیر است:<br>سلام: سلامتی و شادباش<br>خوبید؟: به لطف وجود شما<br>کم پیدایید: زیر سایه‌ی شما<br>ببخشید به شما خوردم: نفس بهار اومد<br>ببخشید پشتم به شما ست: گل پشت و رو نداره<br>بفرمایید میل کنید: نمک پرورده ایم<br>تشریف بیاورید: مشرف میشویم</p><p>🖋به قلم سردبیر</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:500/888;" src="https://dl.blogix.ir/20260716211808210411.webp" width="500" height="888"></figure><p> </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/76/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی چهارم/ صفحه پنج</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/75</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/75</guid>
		<pubDate>Thu, 16 Jul 2026 00:35:44 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[یک فنجان جامعه‌شناسی بنوشیم ... 
روال کار در این نشریه اینگونه است که موضوعات مختلف توسط تنور تیم در جلسه‌ی تیتربندی به شور گذاشته می‌شوند. هیرام عزیز در این شماره ایده داشت در خصوص طبقات مختلف رفتاری صحبت کنیم زیرا اهمال اجتماعی چه عمدی و چه غیر عمدی در خصوص تفکیک آن صورت میگیرد و این سستی شله‌ای ش...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>یک فنجان جامعه‌شناسی بنوشیم ...</h4><p> </p><p>روال کار در این نشریه اینگونه است که موضوعات مختلف توسط تنور تیم<strong> </strong>در جلسه‌ی تیتربندی به شور گذاشته می‌شوند. هیرام عزیز در این شماره ایده داشت در خصوص طبقات مختلف رفتاری صحبت کنیم زیرا اهمال اجتماعی چه عمدی و چه غیر عمدی در خصوص تفکیک آن صورت میگیرد و این سستی شله‌ای شور و تلخ ساخته که عاقبت همه‌یمان را مسموم می‌کند هرچند کار بسیاری را یکسره کرده است و ما خیل عظیمی را از دست داده‌ایم. او توانست تنور تیم را قانع کند و ایده‌اش را به کرسی بنشاند و من در خصوص آن این صفحه را نگاشتم.</p><p> مطلب جالب این شماره را با یک مثال شروع میکنم و پیش میبرم.<br>آیا هر کسی می‌خندند شاد است؟<br>شنگول و منگول و حبه انگور و مادر بزی و گرگ می‌خندند. اما بین این پنج حیوان و عملشان یعنی خندیدن تفاوت است. به دسته‌بندی زیر توجه کنید:<br>۱. شنگول بره‌ای ست که همیشه شاد است. خندیدن روتین زندگی اوست و برایش معمولی ست.<br>۲. منگول گاهی شاد است و گاهی نیست. خندیدن برای او تفریح است.<br>۳. حبه انگور بیشتر از آنکه شاد باشد، شاد نیست. خندیدن برای او معجزه است.<br>۴. مادر بزی هرگز نمیخندد اما یکبار اتفاقی خندید.<br>۵. گرگ هم هرگز نمیخندد اما آن روز پشت در عمداً خندید.<br>سایر اعمال و افراد نیز اینگونه اند. گاهی فردی به عملی مداومت دارد و فرد دیگری مقطعی به آن دست میازد. گاهی فردی عملی را به راحتی انجام میدهد اما دیگری اتفاقی و یا اجباری.<br>اقسام فضیلتها و رذیلتهای اخلاقی_ رفتاری چنیند. گاهی فردی سهواً دچار عملی می‌شود در حالی که فردی دیگر در انجام آن مانعی برای خود نمی‌بیند. عدم تفکیک این افراد می‌تواند ما را در ایجاد و حفظ روابط جمعی دچار مشکل کند. در کنار آن پیرامونمان را از همفکران و همقطارانمان خالی کند و خودمان را بیش از پیش تضعیف کند.<br>مطابق آمارها عامل اصلی شکست در روابط و تعاملات اجتماعی، بی‌مبالاتی طرفهای رابطه است و عامل برهم زننده‌ی خارجی درصد ناچیزی را به خود اختصاص می‌دهد.<br>توجه کنیم که بی‌مبالاتی و ولنگاری در افراد مختلف متفاوت است. افرادی به این اعمال به طوری ذاتی و مستمر دچارند و دسته‌ای مقطعی و گذرا انجامش می‌دهند و عده‌ای ناخواسته و اتفاقی به آن آلوده می‌گردند. بین این سه دسته تفاوت بسیاری ست. در قضاوتها و انتخابهایمان دقت کنیم وهیچ چیز را سرسری نگیریم تا بتوانیم از لحظاتمان لذت ببریم.</p><p>🖋به قلم سردبیر و ایده‌پردازی 🐺هیرام</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1080/719;" src="https://dl.blogix.ir/20260716151643741665.webp" width="1080" height="719"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/75/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>هیرام</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی چهارم/صفحه شش</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/74</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/74</guid>
		<pubDate>Thu, 16 Jul 2026 00:31:14 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[یک فنجان حقوق بنوشیم ... 
به من خبر داده شده که در ایتالیا برای قانون اخته کردن متجاوزان جنسی تلاش می‌شود. شاید اکنون که این مطلب را می‌نگارم تصویب و اجرا هم شده باشد. متأسفانه مورد مزبور در چک، اندونزی، پاکستان، ونزوئلا و ... اجرا می‌شود.
این قانون از چند جهت دارای ایراد است:
۱. گنه کرد در بلخ آهنگ...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>یک فنجان حقوق بنوشیم ...</h4><p> </p><p>به من خبر داده شده که در ایتالیا برای قانون اخته کردن متجاوزان جنسی تلاش می‌شود. شاید اکنون که این مطلب را می‌نگارم تصویب و اجرا هم شده باشد. متأسفانه مورد مزبور در چک، اندونزی، پاکستان، ونزوئلا و ... اجرا می‌شود.<br>این قانون از چند جهت دارای ایراد است:<br>۱. گنه کرد در بلخ آهنگری/ به شوشتر زدند گردن مسگری . گناه و یا جرم را فردی انجام میدهد و تقاص را فرزندان آینده‌ی او پس می‌دهند! فرد و فرزندانش دو موجود با دو شخصیت و نفس متفاوتند و این عمل اشتباهی محض و حتی جرم است.<br>۲. اخته کردن قاعده‌ای خارج از دایره‌ی مجازات است. این عمل خود نوعی تجاوز محسوب می‌شود و می‌توان آن را قتل غیرمستقیم دانست.<br>۳. از آنجایی که تقاص ستانی از بیگناهترین و ضعیفترین موجود یعنی فرزند متولد نشده آن هم به شکلی فجیع یعنی قتل غیرمستقیم او ستانده می‌شود، زنگ خطر ابتداء به پدوفیلیا برای افراد خواهان، حامی، گذارندگان و پذیرندگان این قانون به صدا در می‌آید.<br>۴. بهتر است هرچه سریعتر روند درمان و مجازات افراد خاطی در این کژروی حقوقی و فضاحت قانونی شروع شود و اهمال صورت نگیرد.<br>ریشه‌های توحش و بیماری گاهی مخفیند و باید آنها را بدون تعلل سوزاند. قابل اهمیت است که‌ کوته فکری نادانی می‌آفریند و نادانی توحش میزاید و توحش بیماری میسازد و بیماری به جرم ختم می‌شود.<br>لازم به ذکر است من به اعدام متجاوزان جنسی علل الخصوص متجاوزان به کودکان معتقدم. زیرا قاتل یکبار می‌کشد و متجاوز هر لحظه.</p><p>🖋به قلم سردبیر و خبررسانی 🐝شیدا</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:499/400;" src="https://dl.blogix.ir/20260716204958720661.webp" width="499" height="400"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/74/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>شیدا</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی چهارم/صفحه هفت</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/73</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/73</guid>
		<pubDate>Thu, 16 Jul 2026 00:26:41 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[با علم نوین همراه شویم... 
راجر پنروز برنده نوبل فیزیک در سال ۲۰۲۰ این تئوری را مطرح کرده است که 《 "هیچ" وجود ندارد چون انرژی و ماده به یکدیگر تبدیل می‌شوند و چیزی هدر نرفته یا از بین نمی‌رود پس وجود روح نیز با همین دلیل ثابت میشود. 》او سعی کرده در کوانتوم برای روح دلیل بتراشد.
در ابتدا باید بگويم ب...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>با علم نوین همراه شویم...</h4><p> </p><p>راجر پنروز برنده نوبل فیزیک در سال ۲۰۲۰ این تئوری را مطرح کرده است که 《 "هیچ" وجود ندارد چون انرژی و ماده به یکدیگر تبدیل می‌شوند و چیزی هدر نرفته یا از بین نمی‌رود پس وجود روح نیز با همین دلیل ثابت میشود. 》او سعی کرده در کوانتوم برای روح دلیل بتراشد.<br>در ابتدا باید بگويم به عقیده‌ی من نوبل یعنی زندگی در قرن ۱۸ میلادی! اگر فراتر از آن باشی نوبل با چرخدندههای برنده و سنگین مذهب و سیاست لهت می‌کند.<br>من در ادامه تئوری بدوی راجر پنروز را با چند دلیل ساده رد میکنم:<br>۱. من یک برگ کاهو میخورم. این خوراکی ۴ کالری انرژی دارد. حال به اتاقی با دمای صفر درجه میروم و ۲۰ ثانیه طناب میزنم و ۴ کالری را میسوزانم. دمای اتاق عوض نمی‌شود و همان صفر باقی میماند. این یعنی عملاً کاهو نیست شده است و ماده و انرژی هیچ شده‌اند. این هیچ شدن‌ها در مقیاس‌های ریز و خُرد در جهان بینهایت وجود دارد و قابل توجیه و حتی لازمه است.<br>۲. می‌توان هیچ را در آزمایشگاه با ایجاد خلعیدگی از ماده و انرژی ایجاد کرد. هر قدر این خلع بلعنده و ناپایدار باشد باز هم می‌توان به ایجاد و وجود آن یقین داشت. اینجا ست که شبکه و پادماده مطرح می‌شوند و روح را به ورطه مباحث علمی_ تخیلی می‌کشانند.<br>۳. می‌توان به قبل از پیدایش زمین فکر کرد که گرانش وجود نداشت و زمان و به طبع آن سرعت صفر بود و یا با سرعتی فراتر از گرانش حرکت کرد و آن را جا گذاشت. در این صورت انرژی بی‌معنا شده و هیچ حاصل می‌شود.<br>نکته‌ی آموزشی: در فیزیک کوانتوم گلوئون ذره‌ای جا به جا شونده بین کوارک‌ها جهت حفظ آنان است و از اجماع کوارک‌ها، نوترون و پروتون تشکیل می‌شود و از اجماع نوترون و پروتون هسته‌ی اتم حاصل میگردد.</p><p>📄برگرفته از مقاله‌ی کوانتوم من نوشته‌ی دکتر اسماء دگلی<br>🧸به کوشش مستر تدی</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1080/719;" src="https://dl.blogix.ir/20260716151535668302.webp" width="1080" height="719"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/73/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>دکتر اسماء دگلی</category>
		<category>مستر تدی</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی چهارم/صفحه هشت</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/72</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/72</guid>
		<pubDate>Thu, 16 Jul 2026 00:24:33 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[ترفند تغذیه‌ای بیاموزیم... 
ریشه گیاه اوبه Obeh که بعد از خشک شدن پودر می‌شود و مورد استفاده قرار می‌گیرد رنگی بنفش و رایحه ای خوش دارد و در شیرینی‌جات و اقسام مربا و مارمالاد استفاده می‌شود. نوعی سالاد محلی نیز از آن تهیه می‌شود که بواسطه رنگ منحصربه‌فردش یعنی بنفش Ube طرفداران زیادی دارد.
مدتی ست...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>ترفند تغذیه‌ای بیاموزیم...</h4><p> </p><p>ریشه گیاه اوبه Obeh که بعد از خشک شدن پودر می‌شود و مورد استفاده قرار می‌گیرد رنگی بنفش و رایحه ای خوش دارد و در شیرینی‌جات و اقسام مربا و مارمالاد استفاده می‌شود. نوعی سالاد محلی نیز از آن تهیه می‌شود که بواسطه رنگ منحصربه‌فردش یعنی بنفش Ube طرفداران زیادی دارد.<br>مدتی ست نوشیدنی اوبه بنفش و شیرین جایگزین ماچای سبز و تلخ شده است و ترند این روزهای کافه‌ها و یا عصرانه های خلوت شاعران است.<br>تارت نارگیلی بنفش از پودر ریشه اوبه تهیه می‌شود که خوشرنگ و جذاب است. انواع ماست‌های رنگی و بعضی لوازم آرایشی نیز از این گیاه حاصل می‌شوند.<br>میزان حساسیت به اوبه کم است و نوشیدنی خنکش مفید و مغذی ست.<br>روش تهیه نوشیدنی اوبه:<br>پودر اوبه را با کمی شيره شکر و آب مخلوط کنید و اجازه بدهید وابرود. سپس چند قطره آبلیمو و چند حبه یخ درون آن بیاندازید و با تخم ریحان گشوده که از قبل خیسانده اید تزئین کرده و سرو کنید.<br>لته‌ی اوبه مانند لته‌ی ماچا راحت و خوش‌مزه است. ساخت لته اوبه یا لاته یوبی در خانه سریع، مقرون به صرفه و فوق العاده آسان است.<br>به سادگی پودر اوبه، شیر (لبنیات یا گیاهی) و کمی شیرین کننده را برای این نوشیدنی غنی و به سبک کافه ای مخلوط کنید. می‌توانید روی سطح آن نقش بیاندازید و از اوبه لته آرت خود لذت ببرید.</p><p>🦎به کوشش آرشاد</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:680/578;" src="https://dl.blogix.ir/20260716152303338382.webp" width="680" height="578"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/72/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>آرشاد</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی چهارم/صفحه نه</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/71</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/71</guid>
		<pubDate>Thu, 16 Jul 2026 00:20:43 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[مطلبی در حوزه‌ی مردم‌شناسی بخوانیم... 
در کشور عزیزمان ایران و در ارتباط با روابط دودویی یا زوجیت موضوعی گزارش می‌شود که در این مطلب به آن می‌پردازم.
موضوع مزبور شکایت خانمها از این است که مورد سوءاستفاده‌ی‌ مادی قرار می‌گیرند و یا در طول رابطه مخارجشان به عهده گرفته نمی‌شود.
برای مثال خانمها بازگو...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>مطلبی در حوزه‌ی مردم‌شناسی بخوانیم...</h4><p> </p><p>در کشور عزیزمان ایران و در ارتباط با روابط دودویی یا زوجیت موضوعی گزارش می‌شود که در این مطلب به آن می‌پردازم.<br>موضوع مزبور شکایت خانمها از این است که مورد سوءاستفاده‌ی‌ مادی قرار می‌گیرند و یا در طول رابطه مخارجشان به عهده گرفته نمی‌شود.<br>برای مثال خانمها بازگو می‌کنند که آقای رابطه‌اش از او خواسته برایش لباس بخرد و یا مبلغی برای تهیه‌ی دارو در اختیارش قرار بدهد و یا پولی به او قرض بدهد حتی در مواردی گزارش شده که آقای رابطه خواسته کادو، خوراکی، زیورآلات و ... برایش تهیه شود.<br>صریح عرض میکنم این عمل تکدی‌گری ست! توقعات و درخواست‌های مادی آقایان از خانمها طی رابطه مصداق بارز گدایی ست.</p><p>علت اینکه بسیاری از خانمها به درخواست مادی آقایان تن می‌دهند نیز فرهنگ جا افتاده‌ی صدقه دادن و مسکین نوازی در میان ایرانیان است. بعبارت بهتر درخواست مادی آقایان از خانمها مصداق واضح گدایی ست و اگر اجابت شود انفاق صورت گرفته است.</p><p>حال اگر مظلوم‌نمایی، دروغگویی، ایجاد مخمصه عاطفی یا جنسی و بطور کلی هرگونه از اقسام فریب هم به کار گرفته شود این عمل علاوه بر گدایی کلاه‌برداری نیز است‌. هر چند امروزه بسیاری از گدایان کلاهبردار نیز هستند و همه‌ی ما در طول زندگی خود به آنان برخورده ایم.<br>هر چند در مواردی هم بعلت امتناع خانمها از انجام درخواست مادی، از آنها دزدی شده و یا مورد آزار یا بی‌مهری قرار گرفته‌اند!<br>توجه شود که درخواست‌ مادی خانمها از رابطه، معمولاً طلب مهریه برداشت می‌شود زیرا خانمهای ایرانی به روابط خود به چشم زنا و یا دون زنا نمینگرند. اما انجام این فعل توسط آقایان هيچگونه توجيه اخلاقی، شرعی و عرفی ندارد.<br>علاوه‌بر آن در بسیاری از کشورها و جوامع مترقی و یا در میان متمولین و بزرگان، خصوصاً در کشورمان ایران از دیرباز اختیار نمودن کارگر جنسی و عاطفی مرسوم بوده است. ملیجک، غلام، خادم، نوکر، بنده، ماسماسک، اجیر و ... از القاب آنان در طول تاریخ بوده‌ است. این افراد بنابر شغل خود به خانم‌ها خدمات ارائه کرده و مزدشان را نیز دریافت می‌کنند.<br>پس خانمهای اصیل ایرانی اگر در روابطتان مورد سوءاستفاده‌ی مالی قرار میگیرید و یا از شما توقع یا درخواست مادی می‌شود از بنده‌نوازی خود دلگیر نشوید زیرا صدقه زندگی و جوانیتان به در شده است. در کنار آن شما مانند یک ملکه، شاهدخت، خان بانو و دیگر بزرگان مدتی فردی را برای برآورد نیازها یا وقت گذرانی و تفریح خود استخدام نموده‌اید و مزدش را هم پرداخت کرده‌اید.</p><p>🖋 به قلم سردبیر و به پیشنهاد 👱‍♀️مادمازل نجوا</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:588/363;" src="https://dl.blogix.ir/20260716203644119557.webp" width="588" height="363"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/71/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>مادمازل نجوا</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی چهارم/صفحه ده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/70</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/70</guid>
		<pubDate>Sun, 12 Jul 2026 02:23:43 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[🌐اعلامیه... 
مدتی ست عنوان می‌شود که توهین به پرچم ایالت متحده آمریکا از سوی قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران،  جرم اعلام شده است. قوه قضائیه نیز این خبر را تکذیب کرده است.
نهاد بین‌المللی سکارنای من به صحت یا کذبیت این خبر وقعی نمی‌نهد و به احترام آزادی، حقوق بشر، تمدن و شرافت این پرچم را که نماد پاس...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>🌐اعلامیه...</h4><p> </p><p>مدتی ست عنوان می‌شود که توهین به پرچم ایالت متحده آمریکا از سوی قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران،  جرم اعلام شده است. قوه قضائیه نیز این خبر را تکذیب کرده است.<br>نهاد بین‌المللی سکارنای من به صحت یا کذبیت این خبر وقعی نمی‌نهد و به احترام آزادی، حقوق بشر، تمدن و شرافت این پرچم را که نماد پاسبانی از بربریت و خرافه است به آتش می‌کشد.<br>و اما آیا نهاد جمهوری اسلامی ایران می‌تواند این عمل را جرم بیانگارد؟ مطابق خط مش انقلاب ۵۷ و روح الله خمینی و البته قرآن و قانون اسلامی نه تنها جرم نیست که لازمه نیز است.<br>اگر در بوته‌ی قوانين بین‌المللی قرارش بدهیم نیز جرم نیست زیرا ایالات‌متحده آمريکا رهبر و حامی عملیاتی در ایران بوده که طی آن چندین انسان از جمله زنی پرستار به آتش کشیده شده‌اند و یا بمباران دبستان میناب اتفاقی غيرقابل فراموشی ست. پس پرچمش نمی‌تواند نماد ملی یا نماد ملتی سلامت باشد بلکه نشان خطر است. در نتیجه می‌توان این پرچم را در رده‌ی پرچم دزدان دریایی، حماس، نازیسم و ... دانست و توهین به آن مشمول مجازات نمی‌شود. همانطور که صورتکهای شیاطین در اعیاد و سایر مناسبتها در فرهنگ و سنن مختلف سوزانده می‌شوند و یا مورد توهین قرار می‌گیرند.<br>🖋MSIO</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:400/266;" src="https://dl.blogix.ir/20260716165907955534.webp" width="400" height="266"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/70/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>دکتر اسماء دگلی</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی چهارم/صفحه یازده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/69</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/69</guid>
		<pubDate>Sun, 12 Jul 2026 02:17:18 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[در بستر علوم مدنی کنکاش کنیم... 
خاص بودن ، خود بودن و آزادی همیشه لذت‌بخش است و فقدانش ناآرامی می‌آفریند. گاهی بندها چندان کهنه یا جاافتاده اند که اسارت حس نمی‌شود گاهی هم قدرتمند یا جذابند و ترجیح می‌دهی حس نکنی در زندانی!
همه‌چیز از اندیشه شروع می‌شود. نوع تفکر هر شخص مسیر شخصی و جمعی را تعیین می...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>در بستر علوم مدنی کنکاش کنیم...</h4><p> </p><p>خاص بودن ، خود بودن و آزادی همیشه لذت‌بخش است و فقدانش ناآرامی می‌آفریند. گاهی بندها چندان کهنه یا جاافتاده اند که اسارت حس نمی‌شود گاهی هم قدرتمند یا جذابند و ترجیح می‌دهی حس نکنی در زندانی!<br>همه‌چیز از اندیشه شروع می‌شود. نوع تفکر هر شخص مسیر شخصی و جمعی را تعیین می‌کند.<br>بطور کلی سه نوع تفکر می‌توان قائل شد که تفاوت‌های شاخص و تفکیک کننده می‌آفرینند. اینکه جزء کدام دسته‌ای مهم و تعیین کننده برای خودت است.<br>و اما سه دسته به قرار زیرند:<br>۱.میخواهم برای خودم و مطابق سلیقه‌ی خودم زندگی کنم. من طالب رهاییم پس نوع پوشش و رفتارم را خودم انتخاب می‌کنم. من رئیس و مرئوس خودم هستم.<br>۲.من بخاطر مسیر استخدامیم و روند شغل یا سایر منافعم پوشش و رفتاری ثابت یا متغیّر بروز میدهم و امکان دارد این نظر خودم نباشد زیرا در حرفه‌ و هدفم برای من تعیین می‌شود چه بپوشم و چگونه رفتار کنم. من مرئوس با دستمزدهای اغلب عالی هستم.<br>۳.من هنوز به آن حد نرسیده‌ام که انتخاب کنم چه بپوشم یا چگونه رفتار کنم زیرا بی‌هدفم علاوه‌بر آن به حد سنجش منفعت و ضرر نیز نرسیده‌ام اما هرباره پیروی مد و متدی در پیرامونم می‌شوم. من زندگی در زندان را ارج مینهم و در پی آنم به حدی که از آزادی تصوری ندارم و یا میترسم و حتی بیزاری میجویم. من مرئوس بدون مزد و مواجب هستم.<br>این سه تفکر، سه دسته یا سه سطح خودخواسته در جامعه ایجاد میکنند. در قالب عینی_عملی دسته‌ی اول کارفرمایان، دسته‌ی دوم کارمندان و دسته‌ی سوم مرجوعانند. جوامع مدنی به هر سه سطح نیازمندند و تمدن برای بقاء و پیشروی به هر سه محتاج است.</p><p>🖋 به قلم سردبیر</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1080/719;" src="https://dl.blogix.ir/20260716151330537198.webp" width="1080" height="719"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/69/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی چهارم/صفحه دوازده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/68</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/68</guid>
		<pubDate>Sun, 12 Jul 2026 02:14:09 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[در پیرامون خود قرار یابیم... 
دهاتی دلنشین یا کولی اغواگر؟
charming village or seductive gypsy?
این دو سبک که استایلهای مختلفشان را در اقسام هنرها و دیزاینهای امروزی همواره شاهدیم و زیر مجموعه‌ی مدرنيسم صنعتی بشمار می‌روند موضوع بحث این شماره‌اند.
وجه تشابهشان جذابیت در عین سادگی و بی‌آلایشی ست. هر...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>در پیرامون خود قرار یابیم...</h4><p> </p><p>دهاتی دلنشین یا کولی اغواگر؟<br>charming village or seductive gypsy?<br>این دو سبک که استایلهای مختلفشان را در اقسام هنرها و دیزاینهای امروزی همواره شاهدیم و زیر مجموعه‌ی مدرنيسم صنعتی بشمار می‌روند موضوع بحث این شماره‌اند.<br>وجه تشابهشان جذابیت در عین سادگی و بی‌آلایشی ست. هر دو سبک ساده و در دسترسند و نمادی از سهولت در آراستگی مدرن محسوب می‌شوند. شعار مشترکشان را میتوان این دانست:<br>چارچوبهای قدیمی را کنار بزن و زیبایی هر چیز را درک و لمس کن. صرفاً لذت ببر.<br>رنگهای روشن و اشکال نامنظم اساس هر دو استایلند.<br>وجه افتراقشان آرام و تند بودن است. یکی فلفل شیرین است و دیگری فلفل تند. در دهاتی دلنشین رنگهای روشن ماتند و در کولی اغواگر براقند. جسارت در کولی اغواگر به گونه‌ای زننده بیشتر است و متانت در دهاتی دلنشین به گونه‌ای مقدس وار نمایان‌تر است. اشکال در دهاتی دلنشین از جهت بی‌حوصلگی و سردی نامنظمند و در کولی اغواگر از جهت هیجان و گرمی.<br>این دو سبک را میتوان نقطه‌ی مقابل لوکس آرام و لوکس تند Quiet Luxury &amp; Spicy Luxury نامید. هر چه در دهاتی دلنشين و کولی اغواگر رهایی خواهيد یافت در لوکس آرام و لوکس تند چارچوب‌ها بالهای رهایی را میبندند. در دهاتی دلنشین و کولی اغواگر برای خودتان زندگی می‌کنید و استايل در خدمت شما ست اما در لوکس آرام و لوکس تند شما در خدمت استايل هستید‌ و برای آن زندگی میکنید.<br>در نهایت اینکه دهاتی دلنشین و کولی اغواگر مخاطبان خودشان را دارند و می‌توان بدون وابستگی از این طرح به آن طرح جست و راه یافت.</p><p>عکس زیر نمونه‌ای از استايل کولی اغواگر در پوشش زنانه است.</p><p>🏵به کوشش ماندانا</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:452/678;" src="https://dl.blogix.ir/20260716153310809450.webp" width="452" height="678"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/68/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>ماندانا</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی چهارم/صفحه سیزده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/67</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/67</guid>
		<pubDate>Sat, 11 Jul 2026 15:25:39 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[به سنن عجیب سرکی بکشیم... 
از عقاید و سنن جالب و عجیب که در مناطق شمالی ایران رایج است، مرغانه طلا نام دارد.
طبق این سنت اگر مرغ یکی از اهالی روستا گم شود به جای اینکه به صاحبش بگویند توسط شغال شکار شده می‌گویند به زودی می‌آید تا تخم طلا بگذارد.
این عقیده ریشه در سرنوشت پیرزنی فقیر و تنها به نام خال...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>به سنن عجیب سرکی بکشیم...</h4><p> </p><p>از عقاید و سنن جالب و عجیب که در مناطق شمالی ایران رایج است، مرغانه طلا نام دارد.<br>طبق این سنت اگر مرغ یکی از اهالی روستا گم شود به جای اینکه به صاحبش بگویند توسط شغال شکار شده می‌گویند به زودی می‌آید تا تخم طلا بگذارد.<br>این عقیده ریشه در سرنوشت پیرزنی فقیر و تنها به نام خاله واشَک دارد. در روزگاران قدیم خاله واشَک به سختی زندگی می‌کرد و به یگانه مرغش دلخوش بود. یک روز مرغش گم شد و او بجای اینکه شغالان را نفرین کند شعر خواند:<br>رفته طلا بیاره<br>مرغانه طلا بیاره<br>خواخور بیا<br>پیچا برو<br>مرغانه طلا بوماده<br>خاله واشَک هر غروب با دلتنگی این شعر را رو به آسمان می‌خواند تا اینکه چند روز بعد میبیند در لانه‌ی خالی مرغش چیزی برق می‌زند و وقتی نزدیک می‌شود یک تخم طلا میابد. درست است که‌ مرغش هیچگاه باز‌نمی‌گردد و قلب پیرزن از اندوه خالی نمی‌شود اما تخم طلا تا پایان عمر کفاف زندگیش را میدهد.<br>لازم به ذکر است که‌ اهالی گیلان در گویش گیلکی تخم‌مرغ را مرغانه می‌گویند.</p><p>عکس زیر پوستر فیلمی از سینمای قرن پیش ایران است.</p><p>🐔 برگرفته از خاطرات گیله زن</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:377/530;" src="https://dl.blogix.ir/20260716170250018705.webp" width="377" height="530"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/67/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>گیله زن</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی چهارم/ صفحه چهارده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/66</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/66</guid>
		<pubDate>Sat, 11 Jul 2026 15:22:19 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[معجر شعر روشن باید... 
در این شماره با نادر نادرپور همصدا میشویم.
*امشب ، گرسنگان زمین ، قرص ماه را
از سفره‌ی سخاوت دریا ربوده‌اند
اما ، نسیم مست
در لحظه‌ی تکاندن این سفره‌ی فراخ
تصویر تابناک هزاران ستاره را
چون خرده‌های نان
بر ماهیان خرد و کلان هدیه کرده است
وینان نسیم را به کرامت ستوده‌اند
امشب ،...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>معجر شعر روشن باید...</h4><p> </p><p>در این شماره با نادر نادرپور همصدا میشویم.</p><p>*امشب ، گرسنگان زمین ، قرص ماه را<br>از سفره‌ی سخاوت دریا ربوده‌اند<br>اما ، نسیم مست<br>در لحظه‌ی تکاندن این سفره‌ی فراخ<br>تصویر تابناک هزاران ستاره را<br>چون خرده‌های نان<br>بر ماهیان خرد و کلان هدیه کرده است<br>وینان نسیم را به کرامت ستوده‌اند<br>امشب ، در امتداد افق‌ها و موج‌ها<br>شهر ایستاده است<br>و شب از روی دوش او لغزیده بر زمین<br>وینک که پلک پنجره ها باز می شود<br>گویی که گربه های سیاه از درون چاه<br>چشمان کهربایی خود را گشوده اند</p><p>*بر شیشه عنکبوت درشت شکستگی<br>تاری تنیده بود<br>الماس چشمهای تو بر شیشه خط کشید<br>وان شیشه در سکوت درختان شکست و ریخت<br>چشم تو ماند و ماه<br>وین هر دو دوختند به چشمان من نگاه</p><p>*اندیشه و تیشه ام مهیا بود<br>چون لوح و قلم ، کنار یکدیگر<br>وان سنگ سپید ، روبروی من<br>تا پیکری از دلش برآرد سر<br>آن لحظه ی پاک<br>آفریدن بود<br>آن لحظه ی تالی خدا بودن<br>با هستی کائنات پیوستن<br>از عالم خاکیان جدا بودن<br>چون تیشه ی من به فرق سنگ آمد<br>از دست کسی دو ضربه بر در خورد<br>بلیس نباشد این که می آید ؟<br>این گفتم و خنده بر لبم پژمرد<br>اندیشه کنان به سوی در رفتم<br>گفتم : تو که ای ،<br>فرشته ای یا شیطان ؟<br>من خالق آدمی دگر هستم<br>سرخم کن و مزد طاعتت بستان<br>در چون دهنم گشوده ماند از بهت<br>او آمده بود و شمع در دستش<br>دل گفت : فرشته است و شیطان نیست</p><p>🐯به کوشش مرد جان</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:164/220;" src="https://dl.blogix.ir/20260716164204025610.webp" width="164" height="220"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/66/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>مرد جان</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی چهارم/صفحه پانزده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/65</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/65</guid>
		<pubDate>Sat, 11 Jul 2026 15:19:06 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[به عضلاتمان شوک و رهایی بدهیم... 
هر ساله در شهر چورلو واقع در کشور ترکیه جنگ دماغ برگذار می‌شود.
در یک فستیوال محلی در این شهر در کنار سرو نوشیدنی‌های محلی و پایکوبی به همراه فروش محصولات خانگی، جنگ دماغ نیز بین آقايان برگذار می‌شود.
این مسابقه در سه ست اجرا می‌شود.
ست اول حمل یک وزنه یک کیلویی آوی...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>به عضلاتمان شوک و رهایی بدهیم...</h4><p> </p><p>هر ساله در شهر چورلو واقع در کشور ترکیه جنگ دماغ برگذار می‌شود.<br>در یک فستیوال محلی در این شهر در کنار سرو نوشیدنی‌های محلی و پایکوبی به همراه فروش محصولات خانگی، جنگ دماغ نیز بین آقايان برگذار می‌شود.<br>این مسابقه در سه ست اجرا می‌شود.<br>ست اول حمل یک وزنه یک کیلویی آویزان از دماغ تا مسافتی مشخص بدون از دست دادن تعادل است.<br>ست دوم خوردن یک لیوان نوشیدنی محلی جشن با دماغ در کمترین زمان است.<br>ست سوم شکستن یک گلدان گلی با ضربات دماغ است و حداکثر سه ضربه می‌توان وارد کرد.<br>صاحب دماغ برنده یک شیشه راقی و یک دست کلاه و شال گردن پشمی دستباف مخصوص زمستان‌های سرد چورلو هدیه میگیرد.<br>جنگ دماغ چورلو تا یک دهه پیش فقط در میان افراد محلی برگزار می‌شد و کسی از آن اطلاعی نداشت اما چند سالی ست گردشگران توانسته‌اند به فستیوال و جنگ دماغ آن راه پیدا کنند و از شور و هیجان آن لذت ببرند. فعلاً برنده‌ای غیر محلی گزارش نشده است.</p><p>🌻نقل از Golden body <br>🎩 به کوشش امیر سام</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:588/441;" src="https://dl.blogix.ir/20260716194241938252.webp" width="588" height="441"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/65/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>امیرسام</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی چهارم/صفحه شانزده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/64</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/64</guid>
		<pubDate>Sat, 11 Jul 2026 15:16:36 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[سیاست را ورق بزنیم... 
بانوی اول، دوم، سوم و...!
وجود این شخصیتها در عرصه‌ی سیاست مدرن بین‌المللی مشکوک است و سوءظن حاصله، روند طی طریق جامعه را از دموکراسی و جمهوری به سمت دیکتاتوری و سلطنت هدایت می‌کند. درنتيجه ناهماهنگی فاحشی احساس می‌شود که از چند منظر می‌توان آن را بررسی نمود:
۱. ایجاد طبقه‌بند...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>سیاست را ورق بزنیم...</h4><p> </p><p>بانوی اول، دوم، سوم و...!<br>وجود این شخصیتها در عرصه‌ی سیاست مدرن بین‌المللی مشکوک است و سوءظن حاصله، روند طی طریق جامعه را از دموکراسی و جمهوری به سمت دیکتاتوری و سلطنت هدایت می‌کند. درنتيجه ناهماهنگی فاحشی احساس می‌شود که از چند منظر می‌توان آن را بررسی نمود:<br>۱. ایجاد طبقه‌بندی واضح اجتماعی در عصر مدرنیته و قانون آن هم از مجرای مردم سالاری و با استفاده از رفراندوم، در این مقوله دیده می‌شود. خصوصاً که بعد از بانوی اول و مرد اول (First Lady &amp; First Gentleman) پای بانوی دوم و مرد دوم و ... نیز به میان می‌آید. اول ، دوم، سوم و ...<br>عناوین شغلی این افراد مانند رئیس جمهور، معاون اول، معاون دوم، نخست وزیر و ... کافی ست و نیازی به عناوین دیگر که ایجاد طبقه‌بندی اجتماعی می‌کنند نیست و کاملاً مردود و نامعقول است‌ زیرا عینت بخشیدن به شکست مردم سالاری ست که به لفظ هم کشیده شده است.<br>۲. بانوی اول، دوم، سوم و... در کنار رياست جمهوری بعنوان مرد اول، معاون اول بعنوان مرد دوم، معاون دوم بعنوان مرد سوم و... معرفی می‌شوند.<br>فردی از طریق رفراندوم از مجرای مردم سالاری انتخاب می‌شود. تا اینجا همه چیز خوب است اما کار از آنجا خراب می‌شود که بطور خود به خود و از قِبل انتخاب فرد منتخب، همسرش نیز به یک انتساب مهم حکومتی میرسد و برج سیاست مدرن بین‌المللی با انتخاب بانوی دوم بواسطه همسری معاون اول، بانوی سوم بواسطه همسری معاون دوم و... کاملاً فرو میریزد.<br>درست است که همواره در کنار کاندیدا و در کارناوالهای تبلیغاتی رياست جمهوری ، بانوی اول احتمالی نیز حضور دارد اما مسئله اینجا ست که با یک رأی و انتخاب یک نفر، دو نفر بطور قطع منسوب می‌شوند که در حقیقت انتساب دوم یعنی بانوی اول کاملاً زد و بند ست. بانوی دوم و سوم و ... جای خود دارند!</p><p>در حقیقت یک تبانی ست که آرام آرام و با جشن و پایکوبی و لودگی، مردم سالاری و در واقع سیاست مدرن را در ایالات‌متحده آمریکا هدف قرار داده‌ است و آن را عملاً به قبل از ۴ جولای ۱۷۷۶ سوق داده است.<br>۳. از دو مورد قبل بگذریم یک زنگ خطر دیگر نيز وجود دارد. حتمیت در اعلام زوجیت! مسلماً من در این مطلب نمی‌خواهم زوجیت را زیر سوال ببرم اما علت لزوم وجود بانوی اول، دوم، سوم و ... در چیست؟ اعلام زوجیت در دستگاه‌های حکومتی مردمی به چه معنا ست؟<br>جامعه‌ای که چنین بطلبد بیمار است‌. عقده‌های حقارت کودکی؟ سرخوردگی و خستگی؟ عدم حس حضور کافی والدین؟ نیاز همیشگی به پارتنر؟ الکترا و ادیپ؟ و...<br>رشد ناکافی یا ناقص و به طبع آن ناتوانی و عدم استقلال، در هر چیز بدنبال روابط دودویی ست. ما همه چیز را جفت آفریدیم. آیه ای از کتاب محمد پیامبر اسلام است و محمد یتیمی تنها و ناراضی ست.<br>در ختام کلام عارض می‌شوم که لازم است در کنار رفع و رسیدگی به این مقوله که بوی تخمیرش تا اینجا و به من رسیده، این هم در نظر گرفته شود که جامعه‌ی ایالات‌متحده آمريکا نیازمند یک یاری عاطفی عظیم است.</p><p>🖋به قلم سردبیر و با همکاری 🐭پندون</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:826/539;" src="https://dl.blogix.ir/20260716154340130520.webp" width="826" height="539"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/64/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>پندون</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی چهارم/صفحه هفده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/63</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/63</guid>
		<pubDate>Sat, 11 Jul 2026 15:12:35 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[داستان دنباله‌دار... 
ماه مغربی/ژانر درام_معمایی_جنایی
قسمت چهارم:
بوی تند دریا مشامم را پر کرده و بی‌حواس دور خودم میچرخم. طراوت آب تلنبار شده زیر نور خورشید دم ظهر با نسیم خنکش نمی‌تواند حس بدم را بزداید. بغضم از دیشب نمی‌گذارد نفس عمیق بکشم. سینه‌ام تنگ شده و قدم زدن روی ماسه‌های گرم حالم را گذرا...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>داستان دنباله‌دار...</h4><p> </p><p>ماه مغربی/ژانر درام_معمایی_جنایی<br>قسمت چهارم:</p><p>بوی تند دریا مشامم را پر کرده و بی‌حواس دور خودم میچرخم. طراوت آب تلنبار شده زیر نور خورشید دم ظهر با نسیم خنکش نمی‌تواند حس بدم را بزداید. بغضم از دیشب نمی‌گذارد نفس عمیق بکشم. سینه‌ام تنگ شده و قدم زدن روی ماسه‌های گرم حالم را گذرا عوض می‌کند.<br>فقط خدا می‌داند چقدر هیجان این سفر را داشتم. به روی خودم نمیآوردم اما هر لحظه روحم سرشار می‌شد و قلبم به تپش می‌افتاد. مامان و بابا را با هزار ترفند پیچاندم. گفتم سفر چند روزه‌ی زیارتی به قم است که از طرف دانشگاه ترتیب داده شده و اسم من هم از گردونه شانس درآمده است. علاوه‌بر اینکه اولین سفر مجردیم بود و می‌توانستم با همسالانم وقت بگذرانم و جوانی کنم، می‌توانستم با فرداد هم بی‌دغدغه تنها شوم و مثل روزهای اول که عقل و احساسش را ربوده بودم باز هم به دامش بیاندازم و تجربه‌ای متفاوت داشته باشم. خودش هم فهمیده بود دوستش نداشتم و دلم فقط تفریح جدید می‌خواست برای همین به من دل نمیبست و سعی هم نمیکرد دلم را بدست آورد. هم‌نسل خودم بود، همفکر خودم، لنگه خودم و همینکه گلرخ را دید درگیر جذبه و روحیه‌ی پرنشاط او شد و خیلی زود با هم عیاق شدند. کار به جایی رسید که از من خواست به اتاق خواب بروم و آنجا بمانم تا بتواند راحت با او وقت بگذراند. در این میان چندباری به من سر زد و کامش را گرفت و رفت. روزهای بعد همین کامجویی را هم از من دریغ کرد و کلاً حواله‌ی گلرخ شد. من هم نفس عمیقی کشیدم که خلاص شدم.</p><p>آنقدر در ساحل ماندم که رطوبت مغزم را پر کرد و آرام شدم. کسی از پشت سر بغلم کرد. فکر کردم فرداد است و شل شدم. صدای خشدارش را که شنیدم فهمیدم "بهمنیار" است.</p><p>بهمنیار دوست فرداد و صاحب ویلای کوچک و لوکسمان بود و از همان لحظه‌ی ورودمان او هم بود و چشم از من برنمی‌داشت. چندباری سعی کرد با من همکلام شود اما هر بار فرداد مانع می‌شد. گلرخ کنارش لم میداد اما او خیلی واضح خود را کنار می‌کشید و امتناع می‌کرد. گلرخ هم بی اهمیت روانه‌ی من یا فرداد می‌شد.</p><p><br>_ چته تو؟ تنهایی اومدی سفر؟<br>_ اینجوری راحتترم<br>_ فرداد و گلرخ جفت شدن تو چرا دور خودت حصار کشیدی؟ من واسه چی اینجام؟ یعنی اینقدر فرداد رو دوست داری؟ بیا بغلم.<br>_ حواسم به تو نبود.<br>_ دوست داشتی خودم بیام؟ خب اومدم. بیا بریم صبحونه بخوریم.<br>_ اشتها ندارم.<br>_ بریم حالا! اشتها زیر دندونه<br>بهمنیار مهربان بود و به موقع به دادم رسید. آرام شده بودم و دلم یک بغل دوست خوب میخواست که او لبریزم کرد. برعکس فرداد که همان اول کارمان را به رختخواب کشاند بهمنیار خلوتگاهی امن و دوستانه هدیه‌ام کرد و این برای من لذت‌بخش‌تر بود هرچند زیاد از همصحبتی با او راضی نبودم و چشم و دلم دربه‌در ‌به دنبال یک ناجی خاص اطراف را می‌پایید.<br>_ تخم‌مرغ‌ها رو تو آب‌پز کن منم چای دم میذارم<br>_ باشه<br>_ بیا یه میز عالی بچینیم مهرو<br>_ واسه اون دو تا هم؟<br>_ آره! واسه اون دوتا هم<br>_ دلم نمیخواد ولی بخاطر تو باشه<br>_ شعله رو بده بالا اینجوری تخم‌مرغ‌ها جوجه میشن<br>_ تو حواست به چای باشه آبجوش رنگی تحویلمون ندی<br>_ من آشپزیم خوبه مهرو جوجه‌ی دیشب کار خودم بود<br>_ فکر کردم آماده خریدین! عالی بود<br>رشته کلاممان از غذا شروع شد و به خاطرات کودکی و خانواده‌ها کشید. آنجا بود که فهمیدم بهتا خواهر کوچکتر بهمنیار میکاپ آرتیست است و قرار شد عصر آنروز به سالنش بروم و در لوکیشن نایک ویلا مدل عکاسی شوم. دل توی دلم نبود. به رویای شیرین قبل از خواب نیمروز شبیه بود. بهمنیار میگفت موهای زیبایی دارم و اندامم زنانگی خاصی دارد حیف است راحت از کنارشان بگذرم. میگفت به جای اینکه از جای خالی فرداد به خود بپیچم و یا باز تنم را به دستان نالایق او بسپارم میتوانم پول دربیاورم و برای خودم زندگی خوبی بسازم. راست می‌گفت!</p><p>در ادامه‌ی همصحبتی شیرینمان من گفتم پدر و مادرم نباید بفهمند چون مخالفت‌ می‌کنند و او گفت نگران نباشم. بهمنیار در آن لحظه فراتر از انسان بلکه یک فرشته بود. فرشته‌ای که بال نداشت اما آغوشی گرم و دوستانه و کلامی پرمهر داشت و من چقدر مثل او را کم داشتم.<br>ما گرم حرف زدن شدیم آنقدر که نفهمیدیم گلرخ و فرداد بیدار شده‌اند و برای صرف صبحانه به کافه‌ی محلی نزدیک ویلا رفته‌اند. فقط دیدیم اتاق خواب خالی و نامنظم است. بهمنیار نگذاشت فکرم مشغول شود. من را پای میز کشاند و برایم چای ریخت و لقمه‌های کوچک در دهانم گذاشت. کره و مربای بهارنارنج در کنار چای محلی ایرانی و حضور فرشته‌ای مانند بهمنیار در آن ویلای دلکش قطعاً می‌توانست بهشت را تداعی کند.<br>اشک در چشمانم حلقه زد اما نه بخاطر دورویی گلرخ یا خیانت فرداد و یا امیرانی که از دستش داده بودم یا حتی مامان و بابا و از همه مهمتر خودم، بلکه مهربانی بهمنیار ذهن و قلبم را فشرده بود. چطور یک‌نفر می‌توانست تا این اندازه انسان باشد؟ یقیناً بعد از فرداد انسانم آرزو ست و برآورد این آرزو بهمنیار بود. آن روز و تا آخر سفر بهمنیار هر کاری کرد که دلم نترکد و خاطره‌ای خوش برایم ساخت.<br>_ تو نرو<br>_ نمیشه بهمنیار!<br>_ بمون عکسهات فردا حاضره تو بی‌نظیر بودی<br>_ میدونم و همش به لطف تو و بهتا بود اما...<br>_ از اون دو تا می‌ترسی؟<br>_ گلرخ کوه آتیش شد<br>_ اون هم می‌تونست باشه و در کنار هم تیم تبلیغاتی بشید اما دیدی که فرداد رو ترجیح داد<br>_ نمی‌دونست انتخابی مدلینگه اگر می‌دونست حاضر بود فرداد رو بکشه<br>_ نه مهرو اشتباه نکن شمّ این حرفه رو نداشت<br>_ یعنی چی؟<br>_ پررو و نترسه اما ولنگاره اهل کار نیست<br>_ من که سر درنمیارم چی میگی اما اگه دردسر او دو تا کنترل بشه می‌مونم و واسه مامان و بابا بهانه‌ای جور میکنم<br>_ پس قرارداد فصلیتو می‌بندیم<br>_ قرارداد؟<br>_ موقع تعطیلی میان ترم میای اینجا سه روز میمونی عکساتو میگیری و برمی‌گردی<br>_ گفتی قرار داد؟<br>_ فصلی صدمیلیون<br>_چی؟!! این خیلی زیاده یعنی برای من خیلی زیاده از حقوق بابام بیشتره<br>_ این رقم اولیه ست پریانک<br>_ پریانک؟<br>_ اسم تو توی این حرفه مهرو نیست باید اسم دوم داشته باشی<br>_ حالا چرا پریانک؟<br>_ مدیر مسئولت انتخاب کرده<br>_ مدیر مسئولم؟<br>_ آره من مدیر مسئول توام<br>آن روز هم لحظه‌های شیرین من با جنجال گلرخ همراه شد و عمرش کوتاه گشت. گلرخ شاکی بود و نارضایتیش را علناً عنوان می‌کرد.<br>_ آخه اون بشه مدل؟ اونم وقتی من اینجام؟ با من شوخی داری بهمنیار؟<br>_ زیادی به خودت مطمئنی گلرخ! بکش شاختو<br>_ بی‌راه نمیگه بهمنیار! مهرو فوری دل منو زد چطور میتونه مدل تبلیغاتی بشه آخه؟ خنده‌داره<br>_ این کار حرفه‌ی توئه یا من؟ از تو بعید بود فرداد!<br>_ من فرداد رو به چند ساعت توی مشت گرفتم از مهرو قاپیدمش<br>_ مهرو معصومیت و صلابت ذاتی داره ادا در نمیاره گلرخ جان! این چیزاییه که من میخوام<br>_ من بازم میگم اول گلرخ هرگز مهرو<br>_ تبلیغ کاندوم که نیست فرداد جان موضوعیت اجناس خانوادگیه<br>_ دستت درد نکنه بهمنیار! من شدم کاندومی در صورتی که اول مهرو بندشو آب داده؟<br>_ مسائل شخصیتون به من ربطی نداره من سودم برام مهمه و کارمو خوب بلدم<br>_ خدا بده شانس واقعاً! فرداد زودباش منو برگردون خونه باید با خانوادم حرف بزنی<br>_ گلرخ از من رنجیدی؟<br>_ نه بهمنیار جان فقط شوکه شدم<br>_ خب نشو!<br>بهمنیار دست گلرخ را کشید و به پشت آشپزخانه کشاند و با هم مشغول حرف زدن شدند. گاهی صداهای نامفهومی بیرون می‌جست و سایه‌یشان از پشت شیشه‌ی مشبک فضاساز نشان می‌داد بحثی دوستانه اما پرتنش بین‌شان در جریان است.<br>میان بلوای گلرخ و جانبداری فرداد از او، من سکوت کردم. حوصله‌ی حرف زدن و جواب دادن به آن دو را نداشتم و گرنه می‌توانستم هر دو را چنان بکوبم که نشود سرهمشان کرد. هنوز آن روی سکه‌ی من را ندیده بودند. در واقع تا قبل از آن شامگاه تابستانی هيچکس ندیده بود.<br>فرداد زیرزیرکی نگاهم می‌کرد. خواست بچزاندم اما وقتی فهمید حضورش اهمیتی برایم ندارد اشک به چشمان درشت و تیره‌اش نشست و خیلی زود صورتش گلگون شد. باز معصوم شده بود و مثل پسربچه‌ای که مادرش را گم کرده باشد بیرون پنجره را می‌پایید. دلم نمیسوخت و همچنان در نظرم بی‌اهمیت بود. میان امواج سکوت فضا که هردویمان را داشت غرق می‌کرد او یکباره به حرف افتاد:<br>_ اگه با من اذیت شدی منو ببخش<br>_ اذیت نشدم<br>_ موفق باشی<br>_ ممنون<br>_ کاری داشتی به من بگو<br>جوابش را ندادم. چه کاری می‌توانست برای من انجام بدهد؟ هر کاری داشته باشم به بهمنیار میگویم. حالا دیگر او هست. این وسط دلم برای گلرخ سوخت. کاش اینجا بود و حال دگرگون فرداد را می‌دید. می‌توانستم به راحتی بقاپمش! اگر خودش جای من بود قطعاً اینکار را می‌کرد و یواشکی باز با فرداد عیاق می‌شد و هر دو طرف را نگه می‌داشت و من را پاسوز می‌کرد. من هم لابد مدتی بعد به وضعیتم عادت میکردم و به خانه و آغوش پدر و مادرم بازمیگشتم. اینچنین جوانی و عمر من آرام آرام میسوخت و او دنیا را با خوشی‌هایش تجربه می‌کرد و لذت میبرد. اما من خوش‌قلبم. این را هم خوب میدانم اگر خوش‌قلب نبودم بهمنیار و بهتایی هم در کار نبود. من نباید خودم را عوض کنم. نباید عوضی شوم. من اینم. مهروی غمخوار و غد و غمگین.<br>فرداد باز به حرف آمد و اینبار با لحنی ناآرام داد زد:<br>_ بیا دیگه گلرخ! کجایی؟<br>چند ثانیه بعد گلرخ با لبخند از پشت فضاساز خارج شد اما همینکه چشمش به من افتاد باز کوه آتش شد و گفت:<br>_ حالا که همه مدلن تو هم باش اینستا و فیسبوک و تیک و تاک و پینترست و اوووووووه خیلی‌ها مثل همین بهمنیار از همونجا شروع کردن و حالا شدن مدیر مسئول و خزی مثل تو رو انتخاب میکنن<br>و پرشتاب از ویلا خارج گشت. فرداد هم به دنبالش روان شد و طولی نکشید که جز صدای لاستیک چرخهای بی‌امان چیزی از آن دو نماند.<br>همینکه رفتند من گویی کوهی از شانه بر زمین بگذارم نفسی راحت کشیدم و هر چه دورتر شدند حالم خوشتر شد. حالا می‌توانستم بهتر بشنوم و ببینم. رنگها، بوها، صداها، اشکال و هر آنچه وجود داشت جذاب‌تر بودند. تا قبل از آن مثل اینکه عینکی کدر روی چشمانم جا خوش کرده باشد همه چیز مات و محو بود.<br>_ مهرو جان<br>_ جانم<br>_ حاضر شو باید بریم آتلیه<br>_ الان؟<br>_ دوست داری بمونی؟<br>_ حال عجیبی دارم<br>_ چطور؟<br>_ سبکم مثل یه پر<br>_ بمون پیشت می‌مونم<br>بهمنیار دست به تلفن شد و با چند جا تماس گرفت تا چند ساعتی فرصت بطلبد و حال من به‌هم‌نریزد اما همه گفتند نه! همین حالا باید حاضر باشید و ما ناچاراً به راه افتاديم. در طول مسیر هم شاد بودم و هم کرخ. چهره‌ام از شدت فشار و راحتی بعدش بی‌روح شده بود. و چون مرده‌ای متحرک روان بودم.<br>همین‌که رسیدیم و مدیر اصلی من را دید دستور داد برای عکاسی حاضر شوم. میان بهت من و لبخند بهمنیار گریمور دستم را گرفت و به اتاق گریم برد. به محض نشستنم روی VIP، سؤال و جوابش شروع شد.<br>_ چیزی خوردی؟<br>_ فرصت نشد<br>_ بحث و جدل داشتی؟<br>_ آره<br>_ همیشه اینطوریی؟<br>_ چطوری؟<br>_ بی‌رمقی<br>_ اکثر اوقات<br>_ شاتهای امروز تبلیغاتی نیستن<br>_ پس چی هستن؟<br>_ آلبوم حرفه‌ای<br>_ یعنی چی؟<br>_ یعنی پات توی شغلت قرص شده</p><p>🦢 هلی آ</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1080/719;" src="https://dl.blogix.ir/20260716151450674741.webp" width="1080" height="719"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/63/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>هلی آ</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی چهارم/ صفحه هجده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/62</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/62</guid>
		<pubDate>Sat, 11 Jul 2026 15:09:58 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[روانشناسی را ورق بزنیم ... 
در این صفحه به موضوعی عامیانه و در دیدگاه برخی پیش‌پاافتاده و حتی خنده‌دار می‌پردازم. موضوع مد نظر قطعاً به نارضایتی خانمها مربوط می‌شود که حائز اهمیت است و گرنه جایگاهش در زباله‌دان تفکر است.
مسئله این است که بسیاری از خانم‌ها شاکی می‌شوند که چرا افرادی که هم شأنشان نیست...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>روانشناسی را ورق بزنیم ...</h4><p> </p><p>در این صفحه به موضوعی عامیانه و در دیدگاه برخی پیش‌پاافتاده و حتی خنده‌دار می‌پردازم. موضوع مد نظر قطعاً به نارضایتی خانمها مربوط می‌شود که حائز اهمیت است و گرنه جایگاهش در زباله‌دان تفکر است.</p><p>مسئله این است که بسیاری از خانم‌ها شاکی می‌شوند که چرا افرادی که هم شأنشان نیستند جسارت نزدیک شدن، ایجاد رابطه یا همکلامی با آنان را به خود می‌دهند.<br>این موضوع به حدی به خانم‌ها فشار می‌آورد که سبب مشکلات متعدد روانی و حتی فروپاشی یکباره و حاد در آنان می‌شود پس نه پیش‌پاافتاده است و نه خنده‌دار بلکه معقدی فردی ست که میتواند به معضلی اجتماعی بدل شود. فرضاً می‌تواند بطور مقطعی و یا ریشه‌دار ایجاد اضطراب و تنش جمعی کند. علاوه‌بر آن در این مسئله نمی‌توان به خانم‌ها ایراد گرفت زیرا این عکس‌العمل اقضای روحیه‌ی آنها ست که از شرایط فیزیولوژیکی زنانه نشئت می‌گیرد. پس بررسی موضوع مهم است و من در ادامه چند مورد از دلایل آن را بیان میکنم.<br>۱. عده‌ای از آقایان حقیقتاً قدرت تحلیل خوبی ندارند که از کندذهنی اکتسابی یا ذاتی آنان سرچشمه می‌گیرد. بعبارت بهتر و عاميانه یک دلیل این است که عقلشان نمی‌رسد که تفاوت را درک نمی‌کنند و پیش می‌آیند. مانند کودن علی.<br>۲. عده‌ای از آقایان ماژوخیسمند و دوست دارند در رابطه زیردست باشند و یا به آنان توهین شود برای همین به خانمهای فراتر از خود جذب می‌شوند. مانند علی خانم.<br>۳. عده‌ای از آقايان جسارتشان زیاد است‌ که‌ می‌تواند ناشی از اعتماد بنفس بالا و یا وجود مشکلی جسمی یا روانی در آنان باشد مانند سید علی.<br>۴. عده‌ای از آقایان درنده اند و همینکه می‌بینند خانمی از مادر، خواهر، دختر، همسر و بطور کلی از زن یا دختر محبوبشان فراتر است به نیّت حمله و ضربه زدن به او نزدیک می‌شوند تا تخریبش کنند. مانند کفتار علی.<br>خانم‌ها خصوصاً آسیب‌دیدگان توجه کنند که هر چهار احتمال بطور هم‌زمان هم می‌تواند وجود داشته باشد اما بنابر آمار مورد چهارم بیشترین و قویترین درصد را به خود اختصاص می‌دهد. بله! متأسفانه وجود دارد و غیرقابل انکار یا چشم‌پوشی ست که عده‌ای با دسیسه دیگران را میآزارند و از این آزردگی مانند زالو تغذیه می‌کنند.<br>پس مشکل نه از شما ست و نه از عاق والدین! حواستان به پیرامونتان بیشتر باشد. کانون خانواده تا حدودی می‌تواند از خرگوش کوچکش نگهداری کند اما وقتی این خرگوش کوچک خواست دنیای بیرون را تجربه کند باید پوستین گرگ به رو بکشد تا دریده نشود.<br>و اما راهکار:<br>۱. ورزش کنید.<br>۲. مکمل مصرف کنید.<br>۳. چربی، شیرینی و کربوهیدرات را حذف یا کم کنید.<br>۴. از طریق تراپی های مختلف اعتماد بنفس خود را افزايش دهید.<br>۵. مطالعه‌ی خود را افزایش دهید.<br>۶. به خود، خانواده، نزدیکان و وابستگان خود بیشتر احترام بگذارید.<br>۷. قهوه بنوشید.<br>۸. پرانرژی باشید.<br>۹. استرستان را کنترل کنید.<br>۱۰. خوابتان را کم کنید.<br>۱۱. زیاد صحبت نکنید.<br>۱۲. دایره دوستانتان را افزایش دهید.<br>۱۳. قارچ، حلزون یا کرم خوراکی پرورش دهید.<br>۱۴. وقتتان را پر کنید.<br>هدف کنترل انرژی‌تان به شکلی مفید است تا توسط افراد حقیر و بی‌مقدار شکار نشوید.</p><p>🖋به قلم سردبیر و به پیشنهاد 👱‍♀️مادمازل نجوا</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1080/719;" src="https://dl.blogix.ir/20260716151255636646.webp" width="1080" height="719"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/62/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>مادمازل نجوا</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی چهارم/صفحه نوزده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/61</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/61</guid>
		<pubDate>Sat, 11 Jul 2026 15:06:40 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[در بستر علوم اجتماعی کنکاش کنیم... 
هَلو یا پَیاز؟
مسئله‌ این نیست!
اگر از افراد ناآگاه پرسیده شود هلو یا پیاز؟ همگی هلو را انتخاب می‌کنند غافل از اینکه هلو تا پیاز نشد، نشد که نشد!
از مباحث قدیمی در صنعت زیبایی و شهوت جنگ بین نچرال و آرتیفیشال است. به راستی کدام برنده‌اند وقتی از هر دو سو مثال‌ها و...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>در بستر علوم اجتماعی کنکاش کنیم...</h4><p> </p><p>هَلو یا پَیاز؟<br>مسئله‌ این نیست!<br>اگر از افراد ناآگاه پرسیده شود هلو یا پیاز؟ همگی هلو را انتخاب می‌کنند غافل از اینکه هلو تا پیاز نشد، نشد که نشد!<br>از مباحث قدیمی در صنعت زیبایی و شهوت جنگ بین نچرال و آرتیفیشال است. به راستی کدام برنده‌اند وقتی از هر دو سو مثال‌ها و دلایل بسیاری به نشان تصاحب گوی و میدان ارائه‌ می‌شود؟<br>مسلماً و عموماً نچرالها و آرتیفیشالها هر کدام به برتری خود معتقدند اما سایرین در قبالشان به دو دسته تقسیم می‌شوند.<br>دسته‌ی اول به بُرد نچرالها معتقدند و دلایلشان در مشت داشتن آرامش، سلامت جسم و روان، دینمداری یا چارچوبگرایی و انضباط و نظافت است که در کنار نچرالها حاصل می‌شود.<br>دسته‌ی دوم به بُرد آرتیفیشالها معتقدند و دلایلشان غرق شدن در تجدد و تنوع، رهایی و بی مرزی، جسارت و تابوشکنی و تفاوت یا تضاد با پیرامون است که در کنار آرتیفیشالها حاصل‌ می‌شود.<br>نظر شخصی من بر این است که آرایش، پیرایش و جراحی و... هر گونه متفاوت سازی برای ايرانيان مناسب نیست. زیرا ايرانيان در قیاس با سطح جهانی به اندازه‌ی کافی زیبا و در عین حال عجیب و غریب (متفاوت) هستند و هر روحیه‌ای را ارضاء می‌کنند و هرگونه دستکاری اضافه‌کاری ست.<br>گذشته از آن مطابق آمار، حداکثر جامعه‌ی آرتیفیشالها علت ایجاد این تغییرات در خود را زمینه‌ای برای رسیدن به افراد یا موقعیت‌های دیگر عنوان می‌کنند. یعنی تغییر را برای تجربه‌ای جدید و بعبارت بهتر تغییر را برای تغییر و یا برای وجود خودشان طالب نیستند بلکه زمینه‌سازی برای رسیدن به هدفی دیگر است. فرضاً برای وارد شدن به رابطه با افراد موفق مادی، تحصیلی، اجتماعی، هنری، ورزشی و ... خود را دچار تغییرات پرهزینه، پردرد و پرریسک می‌کنند. اینجا ست که آرتیفیشالها حقیقتاً میوه‌ی رسیده و پوست کنده و آماده‌اند که خود را برش زده و در بشقاب چیده است تا سرو شود.</p><p>این در صورتی ست که نچرالها معمولاً وقت، هزینه و انرژی خود را صرف دستیابی به موفقیت‌هایشان می‌کنند. یعنی به جای اینکه خود را چپ و راست کنند تا لقمه‌ی یک هنرمند شوند و بدان ببالند، تلاش می‌کنند خودشان به درجات مختلف هنری برسند و از این شکوفایی لذت ببرند و جامعه را نیز مستفیذ کنند.<br>درست است که هر دو عقیده محترم است اما افراد پرغرور و البته پرتوان ترجیح می‌دهند به جای لقمه شدن، شکوفا شوند.<br>من بعنوان یک هنرمند، سیاستمدار و دانشمند از تمام آرتیفیشالها که خود را این چنین برای جامعه‌ی هنری، ورزشی، سیاسی و علمی فدا می‌کنند سپاسگزارم.<br>لازم به ذکر است شاید اینجانب را بعد از ۵۰ سالگی که خواستم روند نویی در زندگیم ایجاد کنم به شکل پلنگی دلبر مشاهده کنید شاید هم نه!<br>در آخر اینکه آنکس که هر روز پیاز خورَد روزی هوس هلو کند و آنکس که هر روز هلو خورَد روزی هوس پیاز!<br>همگی خوش باشید.</p><p>به قلم 🖋سردبیر و به درخواست 👱‍♀️مادمازل نجوا</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1080/804;" src="https://dl.blogix.ir/20260716163205389194.webp" width="1080" height="804"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/61/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>مادمازل نجوا</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی سوم/صفحه شروع</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/60</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/60</guid>
		<pubDate>Mon, 15 Jun 2026 02:20:12 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[۳ تنور روشن... 
ماهنامه‌ تنور
وابسته‌ به
نهاد بین‌المللی سکارنای من
 My Sekarna International Organization
 MSIO🌱
 Beyond NGO
By Dr.Asma Dagali in 2020
ماهنامه‌ی اینترنتی "نهاد بین‌المللی سکارنای من" با نام دوم تنور و نام پیشین گیتی با سومین شماره‌ی خود به حیات و نشر ادامه می‌دهد.
سردبیر: دکتر اسماء...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>۳ تنور روشن...</h4><p> </p><p><a href="%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%20%D8%AA%D9%86%D9%88%D8%B1" rel="nofollow">ماهنامه‌ تنور</a><br>وابسته‌ به<br><a href="%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%20%D8%A8%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C%20%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D9%86" rel="nofollow">نهاد بین‌المللی سکارنای من</a></p><p><a href="My%20Sekarna%20International%20Organization" rel="nofollow"> My Sekarna International Organization</a><br> <a href="https://MSIO" rel="nofollow">MSIO🌱</a><br> <a href="https://Beyond%20NGO" rel="nofollow">Beyond NGO</a><br>By <a href="https://Dr.Asma%20Dagali" rel="nofollow">Dr.Asma Dagali</a> in <a href="https://2020" rel="nofollow">2020</a><br>ماهنامه‌ی اینترنتی "نهاد بین‌المللی سکارنای من" با نام دوم <a href="%D8%AA%D9%86%D9%88%D8%B1" rel="nofollow">تنور</a> و نام پیشین <a href="%DA%AF%DB%8C%D8%AA%DB%8C" rel="nofollow">گیتی</a> با سومین شماره‌ی خود به حیات و نشر ادامه می‌دهد.<br>سردبیر: دکتر <a href="%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%A1%20%D8%AF%DA%AF%D9%84%DB%8C" rel="nofollow">اسماء دگلی</a><br>سایر اعضاء: تنور تیم<br>زمان نشر "ماهنامه‌ی تنور" یکم هر ماه به وقت شامگاه ایران میباشد.<br>لینک عناوین جهت سهولت در دسترسی به مطالب پیشکش می‌شود:<br><a href="https://mysekarna.blogix.ir/posts">https://mysekarna.blogix.ir/posts</a><br>فهرست:<br>عنوان.........صفحه<br>هنگامه کنیم.............۱<br>تیر از چلّه و کمان ماهان می‌گذرد..........۲<br>با هوشمان کلنجار برویم............۳<br>سرکی به سنن عجیب بکشیم.............۴<br>داستان دنباله‌دار..............۵<br>روانشناسی زوجین را ورق بزنیم............۶<br>دادخواه باشیم.............۷<br>یک مقاله‌ی فرهنگی بخوانیم............۸<br>یک فنجان روان‌شناسی بنوشیم..........۹<br>به عضلاتمان شوک و رهایی بدهیم.............۱۰<br>ترفند تغذیه‌ای بیاموزیم...........۱۱<br>در پیرامون خود قرار یابیم............۱۲<br>معجر شعر روشن باید.........۱۳<br>اقتصاد را ورق بزنیم...........۱۴<br>تحلیلی در حوزه‌ی جامعه‌شناسی بخوانيم...............۱۵<br>با علم نوین همراه شویم............۱۶<br>در خصوص فرهنگ اجتماعی بخوانیم..........۱۷<br>اعلامیه..............۱۸<br>سیاست را ورق بزنیم............۱۹<br>📰جهت تماشای بهتر هر عکس روی آن کلیک کنید(ضربه بزنید و نگه دارید) و گزینه‌ی open image<br>(preview image) را انتخاب نمایید.<br>📩تنها پل ارتباطی با "ماهنامه‌ی تنور" بخش ارسال نظر در همین صفحه(صفحه شروع) است.<br>🌱به احترام خانه‌یمان زمین و به پاسداشت درخت "ماهنامه‌ی تنور" نسخه‌ی کاغذی نخواهد داشت. این نشریه صرفاً اینترنتی(مجازی) و در آدرس درج شده در زیر منتشر می‌شود:<br><a href="https://mysekarna.blogix.ir">https://mysekarna.blogix.ir</a> <br>🔋powerful</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1080/718;" src="https://dl.blogix.ir/20260622014012667813.webp" width="1080" height="718"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/60/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>دکتر اسماء دگلی</category>
		<category>powerful</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی سوم/ صفحه یک</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/59</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/59</guid>
		<pubDate>Mon, 15 Jun 2026 02:14:20 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[هنگامه کنیم...
مست آن چشم خمارم 
نرسیدن!
نه امکان نیست
من به آغوش شبش محتاجم 
نچشیدن!
نه امکان نیست
تن تبدارش را نبوییدن!
نه امکان نیست
شوق میکیدن آن بی منّت را
به فراموشی سپردن!
نه امکان نیست
اگر بگوید بروم یا که بگوید نه!
جوابم این است
امکان نیست که امکان نیست
👩‍🦰خانم گل
 
نهی دشمن دانا بلندم کرده...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>هنگامه کنیم...</h4><p><br>مست آن چشم خمارم <br>نرسیدن!<br>نه امکان نیست<br>من به آغوش شبش محتاجم <br>نچشیدن!<br>نه امکان نیست<br>تن تبدارش را نبوییدن!<br>نه امکان نیست<br>شوق میکیدن آن بی منّت را<br>به فراموشی سپردن!<br>نه امکان نیست<br>اگر بگوید بروم یا که بگوید نه!<br>جوابم این است<br>امکان نیست که امکان نیست</p><p>👩‍🦰خانم گل</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1080/719;" src="https://dl.blogix.ir/20260617224622188724.webp" width="1080" height="719"></figure><p> </p><p>نهی دشمن دانا بلندم کرده است</p><p>نهی بر زمینم کوفته نادان دوست</p><p>خویشتن را به دوش افکنده ام</p><p>دوست را بنشانده ام بر رو به رو</p><p>آنکس که من را اوج داده من بوده است</p><p>ورنه دشمن  دشمنی کرده نه جود</p><p>آنکس که من را بر زمین کوفته دشمن بوده است</p><p>ورنه دوست همواره بوده ست دوست</p><p>🦢 هلی آ</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:720/819;" src="https://dl.blogix.ir/20260618031733316739.webp" width="720" height="819"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/59/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>خانم گل</category>
		<category>هلی آ</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی سوم/ صفحه دو</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/58</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/58</guid>
		<pubDate>Mon, 15 Jun 2026 02:06:43 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[تیر ماه از چلّه و کمان ماهان میگذرد ... 
تیر یا سرطان چهارمین ماه سال در گاه‌شمار هجری خورشیدی ست. در این تقویم تیر از نود و چهارمین روز سال آغاز شده و تا صد و بیست و چهارمین روز سال در طی ۳۱ روز ادامه دارد و نخستین ماه فصل تابستان به حساب می‌آید.
برج فلکی تیرماه برج سرطان (خرچنگ)، چهارمین برج فلکی ...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>تیر ماه از چلّه و کمان ماهان میگذرد ...</h4><p> </p><p>تیر یا سرطان چهارمین ماه سال در گاه‌شمار هجری خورشیدی ست. در این تقویم تیر از نود و چهارمین روز سال آغاز شده و تا صد و بیست و چهارمین روز سال در طی ۳۱ روز ادامه دارد و نخستین ماه فصل تابستان به حساب می‌آید.<br>برج فلکی تیرماه برج سرطان (خرچنگ)، چهارمین برج فلکی از دایرةالبروج است. نماد این برج خرچنگ نامیده می‌شود.<br>در گاه‌شماری رسمی ایران نام این ماه از نام ماه چهارم گاه‌شماری اوستایی نو برگرفته شده‌است. در گاه‌شماری زرتشتی سیزدهمین روز هر برج نیز تیر روز نام دارد و در تیر روز از تیرماه، جشن تیرگان برگزار می‌شود.<br>تیرماهی ها چگونه‌اند؟<br>حساس، سریع الانتقال، رویایی، عاشق خانه و خانواده، منزوی، عاشق مهتاب، عاشق فرزند، علاقه‌مند به کشاورزی، گاهی آرام و گاهی طوفانی، خجالتی، بسیار با سلیقه و شیک پوش، پشتیبان اقوام، دارای قویترین احساسات، بهترین آشپز، علاقه زیاد به گل، دارای حس پدرانه یا مادرانه، با وفا، رفیق باز، صرفه جو و اقتصادی، محتاج به کمک دیگران، پر محبت، مطیع همسر، تا حدودی خسیس، متنفر از انتقاد، با هوش، اهل قهر و آشتی، در آشتی پیش قدم نمی‌شود، همسری با وفا، غمگین در روز‌های ابری، گاهی خوب و گاهی بد، خیالاتی، عاشق عتیقه و اشیاء کهنه، اهل تدارک و آذوقه، مادی گرا و پول پرست، رک گو، خودخواه و مغرور، تا حدودی سطحی نگر، صبور و آرام، حافظ اسرار، علاقه زیاد به مادر، عاشق تعریف و تمجید، مهمان نواز عالی. خیلی ظریف، شکیبا، صمیمی، محافظه کار، اهل ریسک نیست، میهن پرست، انتقام جو، وسواسی، رئوف و مهربان.<br>یادی کنیم از T.C دوست‌داشتنیمان که در این ماه متولد شده و نزدیک بود معشوقه‌اش در ایران به حکومت برسد اما در عوض《نهاد بین‌المللی سکارنای من》 قدرتی ویژه یافت. اینجا ست که باید معترف شد چه خوش گفت شاعر:<br>اگه برنده هم بشی<br>به باخت من سر به سره<br>وقتی دیدی که سوختی<br>و... ادامه‌ی ماجرا<br> </p><p>🐒 به کوشش تاریخوار<br> </p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1080/718;" src="https://dl.blogix.ir/20260617224541294139.webp" width="1080" height="718"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/58/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>تاریخوار</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی سوم/صفحه سه</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/57</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/57</guid>
		<pubDate>Mon, 15 Jun 2026 02:01:14 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[با هوشمان کلنجار برویم... 
الف) کدام کلمه با بقیه فرق دارد؟
پرنده، پرواز، پنچر، چرخ
ب) عدد بعدی را حدس بزنید.
۳۲،۴۴،۵۶،۶۸،...
ج) الگو را تکمیل کنید.
رابین، اردک، جلبک، ...
د) نام ده حیوان را ذکر کنید که با پ شروع شود.
🦥 توسط مهوش]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>با هوشمان کلنجار برویم...</h4><p> </p><p>الف) کدام کلمه با بقیه فرق دارد؟<br>پرنده، پرواز، پنچر، چرخ</p><p>ب) عدد بعدی را حدس بزنید.<br>۳۲،۴۴،۵۶،۶۸،...</p><p>ج) الگو را تکمیل کنید.<br>رابین، اردک، جلبک، ...</p><p>د) نام ده حیوان را ذکر کنید که با پ شروع شود.</p><p>🦥 توسط مهوش</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:375/606;" src="https://dl.blogix.ir/20260419090532130097.webp" width="375" height="606"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/57/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>مهوش</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی سوم/صفحه چهار</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/56</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/56</guid>
		<pubDate>Mon, 15 Jun 2026 01:56:30 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[به سنن عجیب سرکی بکشیم...
از سری سنت‌های عجیب که در شمال ایران بسیار رایج است دماوند جان نام دارد. طی این عقیده هر ساله دختری جوان و زیبا به مدت یک سال به عقد قله‌ی دماوند درمی‌آید.
دماوند از دیرباز در تاریخ ايران و جهان اهمیت ویژه‌ای داشته‌ است. علی‌الخصوص که در سنوات دور آتشفشانی فعال نیز بوده است...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>به سنن عجیب سرکی بکشیم...</h4><p><br>از سری سنت‌های عجیب که در شمال ایران بسیار رایج است دماوند جان نام دارد. طی این عقیده هر ساله دختری جوان و زیبا به مدت یک سال به عقد قله‌ی دماوند درمی‌آید.<br>دماوند از دیرباز در تاریخ ايران و جهان اهمیت ویژه‌ای داشته‌ است. علی‌الخصوص که در سنوات دور آتشفشانی فعال نیز بوده است و هر چه پیش آمده از این خروش کاسته شده است و اکنون خاموش گشته است.<br>مردمان گیلان و مازندران معتقدند دماوند پرخروش بوده و از سر و صدا و گازهای سمی اش ساکنان دامنه و کوهپایه‌اش همواره ناراضی بودند اما به احترام او سکوت می‌کردند. تا اینکه روزی دختری جوان و زیبا سعی می‌کند به قله نزدیک شود و با او سخن بگوید. در میانه‌ی راه هر دو در دام عشق یکدیگر گرفتار می‌شوند و دماوند کوه دختر را به عقد خود درمی‌آورد و از خروش می‌افتد.<br>دختر که حالا همسر دماوند گشته از شدت هیجان و خوشحالی میدود و تمام اهالی روستا را خبر می‌دهد. هفت شبانه روز جشن و پای کوبی برگزار می‌شود.<br>همسر دماوند شدن بصورت اصطلاح و کنایه از ازدواج با فردی بزرگ و مهم رایج می‌شود و بسیاری از دختران جوان و زیبا بطور نمادین هر سال در اوایل شهریور ماه به پاسداشت این سنت چند هزار ساله به عقد دماوند در می‌آیند.<br>🐔برگرفته از خاطرات گیله زن </p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:518/384;" src="https://dl.blogix.ir/20260617222709586323.webp" width="518" height="384"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/56/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>گیله زن</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی سوم/صفحه پنج</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/55</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/55</guid>
		<pubDate>Mon, 15 Jun 2026 01:54:05 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[داستان دنباله‌دار...
ماه مغربی/ژانر درام_معمایی_جنایی
قسمت سوم:

گلهای کاغذی حیاط را پوشانده‌اند و بابا دغدغه‌ی جارو کردنشان را دارد. مامان چای بهارنارنج دم کرده و با چند شیرینی خرمایی که "خاله شفیعه" برایمان سوغاتی آورده روی بهارخواب می‌چیند.
_دلت میاد جاروشون کنی؟ حیاط رو زیبا کردن. بذار همینطوری...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>داستان دنباله‌دار...</h4><p><br>ماه مغربی/ژانر درام_معمایی_جنایی<br>قسمت سوم:</p><p><br>گلهای کاغذی حیاط را پوشانده‌اند و بابا دغدغه‌ی جارو کردنشان را دارد. مامان چای بهارنارنج دم کرده و با چند شیرینی خرمایی که "خاله شفیعه" برایمان سوغاتی آورده روی بهارخواب می‌چیند.<br>_دلت میاد جاروشون کنی؟ حیاط رو زیبا کردن. بذار همینطوری بمونن.<br>مامان راست می‌گفت. حیاط مانند دشت ارغوان رنگی و زیبا شده و با نسیم عصرگاهی گلبرگها اینور و آنور می‌شوند و چون موج روی هم میغلتند. اما بابا جارو را برداشت و مشغول شد. گفت اگر بماند تا فردا خانه را بید و موریانه برمی‌دارد.<br>من چایم را برداشتم و آرام آرام نوشیدم. مامان شیرینی را جلویم جای داد که تلخ نخورم. بابا هم پشت بندش گفت:<br>_ چرا تلخ بابا؟ با شیرینی بخور. مامانت برای تو کنار گذاشته و گرنه دیشب من تمومش رو خورده بودم. نرم و پر ملات ...<br>ادامه‌ی صحبت‌های بابا را نشنیدم. پیام‌های سرشار از عشق و مهر فرداد حواسم را جمع خودشان کردند اما دومی را کامل نخوانده حس دلزدگی عجیبی سر تا پایم را گرفت و گوشی را به کناری پرت کردم. می‌خواهد یکدیگر را ببينيم. همین دیروز خانه‌اش بودم. حس میکنم هنوز بوی تند ادکن و عرقش روی تنم مانده. باز ذهنم به حرف میوفتد:<br>_وای خدایا من چی کار کردم؟ اگه مامان بفهمه، وای بابا! لعنت به من. لعنت به فرداد. کاش هرگز ندیده بودمش. کاش بمیره. کاش...<br>یهو مامان گفت:<br>_ نظرت در مورد "امیران" چیه؟<br>و میان بهت من ادامه داد:<br>_ از بچگی همدیگه رو دوست داشتین. خاله‌ت هم برای همین اومده بود. خواستگاری کرد. جواب منو پدرت مثبته. تا نظر تو چی باشه.<br>و همچنان بی‌توجه به تعریف و تمجید پرداخت:<br>_ ماشالله چه قد و قراره ای! استخدام هم شده. درسش هم تموم شده. طبقه بالا رو هم خودش مهندسی کرده و ساخته حالا هم آماده ست. فقط مونده تو بری و خانومش بشی. نظرت چیه مهرو؟<br>خوب شد اینبار بابا وسط پرید و با مامان مشغول صحبت شد و گرنه من همانجا و همانطور مبهوت مجسمه‌ای ابدی می‌شدم. در ذهنم فقط صدای خودم پیچیده بود که میگفت:<br>_من دیروز چی‌کار کردم؟ فرداد دیروز با من چه کرد؟ امیران چرا زودتر به دادم نرسید؟ فقط یک روز زودتر می‌تونست ناجی من باشه اما حالا! دیروز حقیقت داره؟ دیروز وهم نبود؟ کاش حداقل لذت برده بودم، کاش دوستش داشتم، کاش از کنار اون بودن راضی بودم! اون با من چی‌کار کرد؟ فرداد منو ... وای خدای من!<br>از جایم برخاستم و به بهانه‌ی بستن پنجره‌ی اتاقم به داخل خانه پناه بردم. از شدت انزجار نمی‌توانستم خودم را تحمل کنم و چندبار از ذهنم گذشت کاش مرده بودم.<br>بابا به اتاقم آمد و کنار تختم نشست.‌ میخواست بگوید اگر امیران را نمی‌خواهم بدون رودروایسی بگویم.<br>_ امیران رو نمی‌خوام بابا چون میخوام زندگی کنم. میخوام کمی خودم باشم. تازه جوون شده‌ام. دلم استقلال می‌خواد. بال زدن برای خودم. دلم می‌خواد کار کنم. درس بخونم. تفریح کنم. جوونی کنم‌. زندگی کنم. دوستم گلرخ هفت سال از من بزرگتره. میدونی چقدر تجربه داره؟ چقدر زندگی کرده؟ اونوقت من چی؟ هیچ.<br>این حرفها را از فرداد یاد گرفتم. وقتی خواست خامم کند و گفت زندگی کردن را یاد بگیر. من هم خام نشدم بلکه دوست داشتم تجربه کنم.<br>بابا همانطور خشک و خیره در جوابم گفت:<br>_ اون زندگی کردن که تو می‌گوی برازنده و اندازه‌ی گلرخه نه تو. ما نمی‌خوایم تو به دردسر بیوفتی یا کژی و ناخوشی تجربه کنی.<br>_ اگر می‌خواید همواره شاد باشم رهام کنین. من تا زمین نخوردم راه رفتن نگرفتم.<br>_ خوبه!<br>_ جدی میگم بابا. میخوام بال بزنم. میخوام پرواز کنم.<br>_ جدی میگی؟<br>_ براتون عجیبه؟<br>_ فکر می‌کردم ما برات کافی باشیم.<br>_ میخواید هرباره من بشکنم و از حدودم پایین بیایم تا کافی باشین؟<br>_ این چه حرفیه؟ توهین می‌کنی؟<br>_ نه بابا. معذرت میخوام که اینطوری برداشت کردین. من فقط می‌خوام زندگی خودمو داشته‌ باشم.<br>_ بعد از ما شاکی نمیشی؟ اگر واقعاً بر این مسیر اصرار داری من تسلیم می‌شم اما اینو بدون تر و خشکش باید برای خودت باشه و چیزی که ما از تو می‌خوایم همون دختر باکمالات خودمونه.<br>_ قول می‌دم.<br>_ پس به مامانت بگم جوابت منفیه؟ امیران حیفه. می‌توانه روزهاتو خیلی خوش کنه.<br>با سر علامت دادم که جوابم منفی ست و دیگر توان صحبت ندارم. بابا هم فهمید و رفت و در اتاقم را بست.<br>آن شب تا صبح گریستم. امیران آرزویم بود. خیلی دوستش داشتم. گلرخ اگر جای من بود برایش مرده بود. از کودکی آرزوی امیران را داشتم و حالا که برآورده‌ شده بود من نمی‌توانستم. چطور باید به او می‌گفتم دیگر  آن دختر خاله‌ی سابقش نیستم. چطور باید می‌گفتم دیگر دختر نیستم‌. بلکه موجودی بغایت احمقم که نفهمیدم در عرض چند ساعت چطور زندگیم به هم ریخت و سیاه شد. پس بهتر است جواب منفی بدهم و در تنهایی و فرصت مناسب راه حلی برای ادامه‌ام بجویم.<br>صدای مامان و بابا را می‌شنوم. مشخص بود مامان پشت در ایستاده و منتظر است بابا بیرون بیاید و جوابم را بداند:<br>_ چی؟ وای! نپرسیدی چرا؟<br>_ بذار راحت باشه<br>_ برو همين حالا بپرس چرا<br>_ فردا میپرسم. به هممون نریز. بریم حیاط.<br>رفتند و من در تنهایی بغض کردم اما اشکم نیامد. مثل شیرینی نرم و لطیف بیرون مانده سفت و سنگی شدم و از این حالم بدم نمی‌آید. حالا که تنها هستم با خودم می‌اندیشم چرا نروم خوابگاه و پیش همکلاسیهایم نمانم؟ چرا با گلرخ صمیمیتر نشوم؟ چرا استخر مجانی دانشکده نروم؟ چرای غذای سلف نخورم؟ مگر چه عیبی داشت که تا حالا چنین نکردم؟<br>به گلرخ پیغام دادم. جوابم را نداد. سعی کردم زود بخوابم و از فردا برنامه‌ی جدیدم را برای زندگی شروع کنم. زندگی جدیدی که من آن را به جبر پذیرفتم اما می‌خواهم لذت‌بخش تجربه‌اش کنم هر چند هر چه پیش رفتم فهمیدم او من را نمی‌خواهد. من‌ را از خود نمی‌داند و با من همراه نیست. مثل این است که من را می‌خواهد تا همگنانش را برایش بیابم و بروم پی کار خودم.<br>🦢 هلی آ<br> </p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1080/719;" src="https://dl.blogix.ir/20260617223238796080.webp" width="1080" height="719"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/55/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>هلی آ</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی سوم/صفحه شش</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/54</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/54</guid>
		<pubDate>Mon, 15 Jun 2026 01:51:01 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[روانشناسی زوجین را ورق بزنیم...
به طور کلی در روابط زوجین دو نوع پارتنر می‌توان قائل شد.
۱. پارتنر عمومی: پارتنری که اجتماعی بوده و خواهان روابطی در سطح کلونی و فراتر از زوجیت است. این نوع پارتنر محبوب فامیل، دوستان و جامعه است. همیار، همدل، خوشرو و مردمی ست و روحیه‌ی حل شدنش در اجتماع هر قدر بزرگتر...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>روانشناسی زوجین را ورق بزنیم...</h4><p><br>به طور کلی در روابط زوجین دو نوع پارتنر می‌توان قائل شد.<br>۱. پارتنر عمومی: پارتنری که اجتماعی بوده و خواهان روابطی در سطح کلونی و فراتر از زوجیت است. این نوع پارتنر محبوب فامیل، دوستان و جامعه است. همیار، همدل، خوشرو و مردمی ست و روحیه‌ی حل شدنش در اجتماع هر قدر بزرگتر باشد بیشتر و بهتر است همچنین می‌تواند نماینده و رهبر باشد.<br>برای این نوع پارتنر حریم شخصی تعریف نشده و یا بسیار کمرنگ است. او حس مالکیت قوی ندارد و چارچوبش همان چارچوب جامعه‌اش و حتی فراتر از آن است. این مدل در صورتی ایجاد میشود که فرد از پیرامون خود و ارتباط گرفتن با انسان‌ها سیراب نباشد و این ولع خود را حتی در بعد از برقراری رابطه‌ی زوجیت، به این صورت نشان می‌دهد.<br>عدم مرکز توجه بودن و یا مورد تبعیض و بی‌مهری واقع شدن از سوی والدین خصوصاً در دوران کودکی چنین شخصیتی خواهد ساخت.<br>این نوع پارتنر می‌تواند در موارد حاد به خیانت‌ نیز رویآورد.<br>۲. پارتنر خصوصی: پارتنری که غیر اجتماعی ست و خواهان روابطی در حد زوجیت یعنی دودویی و محدود در تمام مقاطع زندگیش است. او مورد احترام فامیل است اما روابطش کم و بسته است و در کمیت معدود است. برای او کیفیت اهمیت بیشتری دارد همچنين می‌تواند بعنوان حاکم و مرجع باشد.<br>برای این نوع پارتنر حریم خصوصی اهمیت ویژه‌ای دارد و حس مالکیتش قوی ست در ضمن چارچوب او چارچوب خودش است.<br>این مدل در صورتی ایجاد میشود که فرد از پیرامون خود و ارتباط گرفتن با انسان‌ها سیراب باشد و این حس سیری در او تا دلزدگی و سردی حتی در همان رابطه‌ی زوجیت هم پیش برود.<br>مرکز توجه بودن و یا مورد عشق و مهر وافر واقع شدن از سوی والدین خصوصاً در دوران کودکی چنین شخصیتی خواهد ساخت.<br>این نوع پارتنر می‌تواند در موارد حاد به عزلت گزینی نیز رویآورد.<br>شما چه نوع پارتنری میپسندید؟ کسی که با او شاداب باشید و دنیا را بچرخید و ماجراجویی را تجربه کنید یا کسی که در کنارش به اوج و شکوه برسید و چون ستاره‌ای در آسمان شب بدرخشید؟</p><p>🖋 به قلم سردبیر و به درخواست 👱‍♀️مادمازل نجوا</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:386/516;" src="https://dl.blogix.ir/20260617222647427775.webp" width="386" height="516"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/54/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>شیدا</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی سوم/صفحه هفت</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/53</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/53</guid>
		<pubDate>Mon, 15 Jun 2026 01:47:14 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[دادخواه باشیم... 
🌐 بیانیه‌ی دادخواهی
داد شده توسط  نهاد بین‌المللی سکارنای من با نام بین‌المللی 
My Sekarna International Organization 
و به اختصار MSIO
به مديريت خانم دکتر اسماء دگلی
با موضعیت درخواست پیگیری و اجرای اشد مجازات برای عوامل سقوط مدنی زن زندگی آزادی در ایران شروع به سال ۲۰۲۲. MSIO به...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>دادخواه باشیم...</h4><p> </p><p>🌐 بیانیه‌ی دادخواهی<br>داد شده توسط  نهاد بین‌المللی سکارنای من با نام بین‌المللی <br>My Sekarna International Organization <br>و به اختصار MSIO<br>به مديريت خانم دکتر اسماء دگلی<br>با موضعیت درخواست پیگیری و اجرای اشد مجازات برای عوامل سقوط مدنی زن زندگی آزادی در ایران شروع به سال ۲۰۲۲. MSIO به استحضار می‌رساند این جنایت بزرگ که از ایجاد آشوب در ایران و به بهانه‌ی مخالفت با سیاستهای متحجرانه نهاد جمهوری اسلامی ایران شروع شد و به طبع آن نهاد جمهوری اسلامی ایران و حامیانش را به واکنش واداشت، تا کنون یعنی به تاریخ ۲۰۲۶ مسبب مستقیم و غیرمستقیم چندین جنگ و کشته شدن حداقل یک صدهزار نفر در خاورمیانه گشته است که به نوعی نسل‌کشی شباهت دارد. این جنایت بزرگ کودکان را بطور جد هدف گرفته است. ابعاد این روند زنجیره ای بسیار وسیع است و به حد هشدار رسیده است. MSIO بدین وسیله از تمام جهانیان جهت کنترل این بربریت بین‌المللی درخواست کمک دارد. MSIO خواهشمند است عوامل این به‌هم‌ریختگی جهانی و ایجادگران این زنجیره جنایت‌های بین‌المللی از سرشاخه به همراه حامیان تأثیرگذارشان به اشد مجازات محکوم شوند زیرا صلح جهانی مورد هدف واقع شده و به شدت آسیب دیده است.<br>خواهشمندیم آتش افروزان را به احترام درگذشتگان و به پاسداشت بازماندگان از برای حفظ تمدن در دادگاه‌هایی علنی محاکمه و مجازات کنید و این رویه بغایت خطرناک را بدون ایجاد آسیب بیشتر کنترل کنید.<br>از این آتش کشنده عده‌ای بسیار سوخته‌اند و عده‌ای بسیارتر از دود و عوارض آن جانباخته اند. سکوت در این دهشناکی جایز نیست و هرگونه حمایت توجیح اخلاقی و انسانی ندارد.<br>به امید دنیایی بهتر<br>هیچ نمی‌ماند جز مهر🌱<br>اسماء دگلی (هلی آ/آی هو/هیاهو) مؤسس، مدير و ناظر اصلی نهاد بین‌المللی سکارنای من</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:588/408;" src="https://dl.blogix.ir/20260419085818860603.webp" width="588" height="408"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/53/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>اسماء دگلی</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی سوم/صفحه هشت</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/52</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/52</guid>
		<pubDate>Mon, 15 Jun 2026 01:33:19 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[یک مقاله‌ی فرهنگی بخوانیم...
بیهوده گرایی از دیرباز از معضلات بزرگ زندگی بشر بوده و است و با گذشت زمان این تومور بدخیم بیشتر رشد می‌کند. درست است که در وهله‌ی اول باید ترسید زیرا نشان شکست هوش و توانایی انسان در همگامی با طبیعت است اما آنچه ملموس است بلعیدن انرژی و توان پیرامون است که به شدت و قدرت...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>یک مقاله‌ی فرهنگی بخوانیم...</h4><p><br>بیهوده گرایی از دیرباز از معضلات بزرگ زندگی بشر بوده و است و با گذشت زمان این تومور بدخیم بیشتر رشد می‌کند. درست است که در وهله‌ی اول باید ترسید زیرا نشان شکست هوش و توانایی انسان در همگامی با طبیعت است اما آنچه ملموس است بلعیدن انرژی و توان پیرامون است که به شدت و قدرت توسط این دیو مخفی اتفاق می‌افتد.<br>بیهوده‌گرایی در هر زمینه‌ای می‌تواند ریشه بزند  و رشد کند و مدتی بعد چیره و سائس شود و حتی به دیان برسد. کوچکترین کاهلی صاحب منزلی او را در پی خواهد داشت.<br>اصولاً رسیدن به بیهودگی در هر چیز نشان ضعف تا قبل از رسیدن است. بسیاری ضعفها غیر قابل جبرانند و بسیاری سخت جبران می‌شوند.<br>مثال‌های مد نظرم در مبحث بیهوده‌گرایی بررسی چند رشته‌ و گرایش تحصیلی ست که تا مقاطع بالای تحصیلی توسط مراکز آموزشی مختلف و بر پایه‌ی سرمایه‌ی ملی جذب دانشجو دارند و در کنار اتلاف انرژی، وقت و هزینه‌ی فراوان، آنچه بعنوان آموزش ارائه می‌دهند به حدی مبتدی، سطحی و عاميانه است که خروجی عملاً و در بوته‌ی قیاس، با هیچ یکسان است.<br>با احترام به دوستان عزیزم که سوخته‌های این مسیرند مطلب را پیش میبرم. <br>برای مثال اگر خانم خوش سلیقه‌ی زبر و زرنگی هستید که حرفتان در خانه بُرش دارد و هر باره دیزاین خانه‌یتان را با دست‌سازه های زیبایتان تغییر می‌دهید و چشم‌نواز می‌کنید، بنابر زوایای نورپردازی و ایده‌های خلاقانه چیدمانش را عوض می‌کنید، رنگ و مدل دیوارپوش، کفپوش، سقف و ... را به روز می‌کنید و صاحب ایده‌اید، جای دیواری را عوض می‌کنید یا در جایی پنجره می‌نشانید و ... باید گفت منزل شما همواره پروژه‌ی زنده‌ی پایان ترم و ارائه‌ی نهایی شما ست تا بعنوان مهندس معمار داخلی معرفی شوید. بعبارت بهتر این رشته‌ی پرصدای تحصیلی با آن همه هزینه در تمامی ابعاد، خروجیش یک خانم هنرمند و باسلیقه است که نرمال ایرانی ست و مادرش وظیفه داشته تابستانها برای سرگرم کردنش به او هنرهای مختلف بياموزد.<br>در حقیقت در خصوص بسیاری رشته‌ها و گرایش‌های مربوط به هنرهای دستی و تجسمی، آشپزی و قواعد طب خانگی، روانشناسی، علوم سیاسی و اجتماعی، ادبیات و ... نیازی به تحصیلات دانشگاهی و تکمیلی نیست‌. کافی ست دول مختلف در نهادهای گوناگون در پرورش خلاقیت، منطق، نظم، مهارت زندگی، عقلمندی، هنر دوستی، کتاب‌خوانی، مهرورزی، طبیعت دوستی و ورزش دوستی افرادِ خود بکوشند تا خروجی انسانی باشد که نیاز نباشد برای آماده ساختنش جهت ورود به دنیای نو تا به این‌ اندازه در ابعاد گوناگون و حتی سرسام‌آور هزینه‌ شود و در حق دیگران اجحاف صورت گیرد.قابل توجه است که این بغرنج فرهنگی که به عرصه‌ی عمل رسیده از مصادیق جوجه رنگ کردن و به جای قناری فروختن است. علاوه‌بر آن هزینه در بخش تحصیلات و مدارج علمی بطور چشمگیری زیاد است هر چند عادلانه و همگانی هم نیست.<br>حائز اهمیت است که‌ آنچه بعنوان آموزش در موارد مزبور ارائه‌ می‌شود زندگی نرمال و روتین خانوادگی عده‌ی کثیری از خانواده‌های هوشمند، کوشا و بهینه‌ی ایرانی ست. کافی ست خط مش آنان آموزش داده شده و الزام شود. نیکی را باید گسترانید.<br>هر چند ما در ایران در قرنی به سر میبریم که بعد از حذف پادشاهی، رهبر و حتی دولت به ارائه‌ی خدمات الکترونیک رسیده‌ایم و این مهم نوید خوشی برای آینده‌ی ایران و جهان است زیرا بیهوده‌گرایی در ابعاد مختلف کنترل شده و جای خود را به ملزوم گرایی می‌دهد.<br>🖋به قلم سردبیر و  با همکاری 🐝 شیدا</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:718/1080;" src="https://dl.blogix.ir/20260617222603238212.webp" width="718" height="1080"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/52/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>شیدا</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی سوم/صفحه نه</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/51</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/51</guid>
		<pubDate>Mon, 15 Jun 2026 01:19:07 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[یک فنجان روانشناسی بنوشیم...
سکس تراپی شاخه ای از مهارتهای روان شناختی در مقوله‌ی بهبود روابط بین زوجین است. این شاخه بر این اساس ایجاد میشود که سکس بهینه نه تنها می‌تواند سبب افزایش قدرت جسمی و ذهنی زوجین شود که گره‌های روانی به کمک آن مرتفع می‌گردد. سکس تراپی می‌تواند به اندازه‌ی مشاوره‌ تراپی سطح...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>یک فنجان روانشناسی بنوشیم...</h4><p><br>سکس تراپی شاخه ای از مهارتهای روان شناختی در مقوله‌ی بهبود روابط بین زوجین است. این شاخه بر این اساس ایجاد میشود که سکس بهینه نه تنها می‌تواند سبب افزایش قدرت جسمی و ذهنی زوجین شود که گره‌های روانی به کمک آن مرتفع می‌گردد. سکس تراپی می‌تواند به اندازه‌ی مشاوره‌ تراپی سطح A، دارو تراپی با طی کامل دوره، بستری شدن و نظارت متخصص و سایر متدهای درمانی برتر جوابگو باشد.<br>بر عکس آن اگر رابطه‌ی جنسی نامطلوب باشد می‌تواند گره‌های سختی ایجاد کند و ترومای ناشی از آن عمیق باشد. اقسام تجاوز، تعرض، پوزیشنهای غیر لذت‌بخش یا دردناک جنسی در هر کدام از طرفین می‌تواند در او فاجعه بیافریند.<br>فاجعه‌ی جنسی که در بیشتر موارد توسط مرد(فاعل) ایجاد میشود به دو علت اتفاق می‌افتد:<br>۱. عمدی<br>۲. غیر عمدی<br>مورد اول نشان و ناشی از بیماری‌های روانی خطرناکی ست که یکی از آنها سادیسم است و طرف ایجاد کننده بدان مبتلا ست و باید پیش از ورود به رابطه درمان شود. ایجاد درد، ایجاد آسیب، درخواست‌های نامعقول مانند سکس مقعدی یا دهانی، استفاده از الفاظ رکیک و ... در این دسته جای می‌گیرند.<br>مورد دوم نشان و ناشی از هوش پایین جنسی و ارتباطی، تازه کار بودن و بی تجربگی، اشتباه سهوی و عوامل خارجی ست.<br>کشش جنسی به: موارد متضاد یا در تقابل، ضعیفتر برای آقایان، قویتر برای خانمها، معیارهای غیراخلاقی یا عجیب از نقاط ضعف و جزء موارد ترومایی دسته‌بندی می‌شوند. این بیماری سبب تداخل نژادی_عقیدتی و ایجاد گونه‌های جدید اما ضعیف می‌شود.<br>برای مثال پیوند میان فرد پدوفیل و فرد الکترا یا ادیپ می‌تواند شور عاطفی و جنسی بیافریند اما نتیجه مطلوب نیست زیرا نه تنها سبب درمان در طرفین نمی‌شود که تشدیدشان می‌کند. این کشش بعنوان نوع غالب، سبب ایجاد ناآرامی‌های فردی و اجتماعی می‌شود. بررسی الگوی تهاجمات بلوک غرب به مناطق بومی و رفتارهای ناشی از ناپختگی مانند لجبازی، وابستگی و ... در قبال بلوک غرب از سوی مناطق بومی در این دسته تقسیم‌بندی می‌شوند که باید درخصوص هر دو طرف درمان صورت پذیرد.<br>ادیان ابراهیمی با اعتقاد به مبحث بهشت بعنوان پاداش و منزلگاه آمال، همچنین با توجه به توصیفات قائل شده نسبت به آن، خصوصاً در زمینه‌ی کامجویی جنسی، از نمونه‌های کامل انحراف اخلاقی و جنسی هستند که باید در خصوصشان همتی جهانی انجام شود.<br>🖋به قلم سردبیر و به درخواست 👱‍♀️مادمازل نجوا</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1080/718;" src="https://dl.blogix.ir/20260617222950551738.webp" width="1080" height="718"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/51/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>مادمازل نجوا</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی سوم/صفحه ده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/50</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/50</guid>
		<pubDate>Sat, 06 Jun 2026 20:11:55 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[به عضلاتمان شوک و رهایی بدهیم...
ده هسته‌ی برنده عنوان مسابقه‌ای در ژاپن است که هر ساله میان مردم محلی برگزار می‌شود. طی این مسابقه شرکت کنندگان باید صد عدد گیلاس بخورند و هسته‌ی آن را طی پنج ست بیست تایی درون  لیوانی پرتاب کنند. هر کس بیشترین پرتاب دقیق را در کمترین زمان ارائه دهد برنده است و جایزه...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>به عضلاتمان شوک و رهایی بدهیم...</h4><p><br>ده هسته‌ی برنده عنوان مسابقه‌ای در ژاپن است که هر ساله میان مردم محلی برگزار می‌شود. طی این مسابقه شرکت کنندگان باید صد عدد گیلاس بخورند و هسته‌ی آن را طی پنج ست بیست تایی درون  لیوانی پرتاب کنند. هر کس بیشترین پرتاب دقیق را در کمترین زمان ارائه دهد برنده است و جایزه‌اش یک نهال گیلاس ژاپنی ست.<br>این مسابقه از جاذبه‌های گردشگری بومی ژاپن به شمار می‌رود و سالانه تعداد زیادی از شرکت کنندگان آن را جهانگردان تشکیل می‌دهند.<br>لاوی گندوی بازیگر سریال مرد همیشگی از برندگان این مسابقه است و عکسهایی از کاشتن نهال گیلاسش در حیاط خانه اش منتشر کرده که توجه کاربران را به خود جلب کرده است.</p><p>عده‌ای می‌گویند در سال‌های دور یک شب همخوابگی با گیشای منتخب و محبوب حاکم، نسیب فرد برنده می‌شده است. اما صبح فردا قلب مرد ماجراجو از سینه بیرون کشیده شده و بعنوان صبحانه برای حاکم سرو می‌شده است.</p><p>🌻نقل از Golden body <br>🎩 به کوشش امیر سام</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:224/224;" src="https://dl.blogix.ir/20260617222724016805.webp" width="224" height="224"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/50/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>امیرسام</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی سوم/صفحه یازده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/49</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/49</guid>
		<pubDate>Sat, 06 Jun 2026 20:07:49 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[ترفند تغذیه‌ای بیاموزیم...
پنیرها خوشمزه‌های مقوی هستند و استفاده‌ی روزانه از آنها لازمه است. در مناطق مختلف اروپا اقسام پنیر وجود دارد و هر شهر و حتی هر خانواده پنیر مخصوص خودش را تولید، مصرف و عرضه می‌کند. هر چه انبار پنیر بزرگتر و قدیمی‌تر باشد یعنی خانواده متمولتر و داناترند.
روشهای مختلفی برای...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>ترفند تغذیه‌ای بیاموزیم...</h4><p><br>پنیرها خوشمزه‌های مقوی هستند و استفاده‌ی روزانه از آنها لازمه است. در مناطق مختلف اروپا اقسام پنیر وجود دارد و هر شهر و حتی هر خانواده پنیر مخصوص خودش را تولید، مصرف و عرضه می‌کند. هر چه انبار پنیر بزرگتر و قدیمی‌تر باشد یعنی خانواده متمولتر و داناترند.<br>روشهای مختلفی برای رسیدن به پنیرهای خوشمزه وجود دارد که از بریدن و دلمه کردن شیر و جدا سازی مایع از بخش جامد حاصل می‌شود همچنین عده‌ای با اضافه کرد آرد یا نشاسته بخش مایع را از دلمه جدا نکرده و با ادغامشان در نسبت‌های مختلف در هم به انواع جدیدی از این خوراکی لبنی دست میابند.<br>میتوانید در خانه شیر تهیه کنید، بجوشانید و وسط جوشیدن چند قطره اسیدیته اضافه کنید و یا ظرفتان را از ابتدا چرب کنید و یا قرص پنیر تهیه کنید و شیر را دچار بریدگی کنید. پیشنهاد شخصی من اضافه کردن یک برش سیب، گلابی و به است که در ابتدای جوشیدن در ظرف حاوی شیر قرار می‌گیرد و با آن میجوشد. با جوشاندن بیشتر، دلمه ها کلفت می‌شوند و باید آبکش شوند و قسمت جامد، پنیر خواهد بود. اما اگر آرد یا نشاسته اضافه شود مایع مقوی شی باتر هدر نمی‌رود هر چند عده ای با جوشاندن و همزدن آن به قراقروت می‌رسند که خوراکی بسیار مغذی و پر فایده‌ای ست.<br>در زیر لیستی از فرمولهای مشتقات شیر خواهید دید:<br>۱. کره: همزدن شیر به صورت لت زدن<br>۲. ماست: هم زدن شیر به صورت درجا و یا ایجاد تغییر دما در آن تا غلیظ شود<br>۳. روغن: جوشاندن کره<br>۴. کشک: جوشاندن و آبگیری ماست<br>۵. پنیر: ایجاد دلمه در شیر و آبکش کردن آن<br>۶. قراقروت: جوشاندن و همزدن سریع آب ماست و آب پنیر<br>۷. یخ شیر: به دمای صفر رساندن شیر<br>۸. دوغ: همزدن ماست مخلوط با آب بصورت لت زدن<br>۹. سر شیر: چربی رویه‌ی شیر حاصل از جوشاندن شیر<br>۱۰. شیر عسلی: مایع غلیظ و کرم رنگ زیر سرشیر</p><p>🦎به کوشش آرشاد<br> </p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:268/186;" src="https://dl.blogix.ir/20260617222830514094.webp" width="268" height="186"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/49/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>آرشاد</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی سوم/صفحه دوازده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/48</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/48</guid>
		<pubDate>Sat, 06 Jun 2026 20:05:20 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[در پیرامون خود قرار یابیم...
دکوراسیون های مختلف هر کدام حال و هوای خاصی خود را دارند زیرا پدیدآورندگان آنها لطافت روحی و ظرفیت هوشی منحصر به فردشان را در این گستره و بدین طریق عینیت بخشیده‌اند.
مدل جو&جی که مخفف جولیا و جیمز است از مدل‌های زیبا در کاتالوگهای کلاسیک اروپا به شمار می‌آید. این مدل یاد...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>در پیرامون خود قرار یابیم...</h4><p><br>دکوراسیون های مختلف هر کدام حال و هوای خاصی خود را دارند زیرا پدیدآورندگان آنها لطافت روحی و ظرفیت هوشی منحصر به فردشان را در این گستره و بدین طریق عینیت بخشیده‌اند.<br>مدل جو&amp;جی که مخفف جولیا و جیمز است از مدل‌های زیبا در کاتالوگهای کلاسیک اروپا به شمار می‌آید. این مدل یادآور و تداعی کننده‌ی خانواده‌ای اصیل و متشخص است که در گذر ایام از میزان نفوذ و ثروتشان کاسته شده است. آرامشی توام با غم و تفکر در این استايل موج می‌زند و بسیار مطلوب هنرمندان و اندیشمندان کلاسیک است.<br>استفاده از رنگهای سبز تیره و کال در کنار قهوه‌ای یا آبی تیره و کال در کنار خاکستری به همراه لوازمی با نمای قدیمی اما گرانقیمت و مرمت شده همچنین حیاطی(یا گاردن روف و یا پنت هاوس) بزرگ و پر گیاه از ملزومات این مدل دکوراسیون داخلی هستند.<br>صبح‌های جو&amp;جی لطیف و امیدبخش است و عصرهای آن بوی قهوه و تارت و باران می‌دهد.<br>جالب است بدانید جولیا و جیمز وکرسان هر دو در یکی از دانشکده‌های هنر انگلستان درس می‌خواندند و از همان اولین دیدار به یکدیگر دلباختند و به گفته‌ی سایرین عشقی عمیق و بی‌صدا بین‌شان جریان داشت.<br>خانه‌ی مشترک این زوج که با این سبک و به دست خودشان‌ چیدمان شده بعد از مرگ جولیا و مهاجرت جیمز به آفریقا، به امور خیریه واگذار شده و سالها ست مورد استفاده‌ی عکاسان و فیلمبرداران جوان و تازه کار قرار می‌گیرد.</p><p>🏵به کوشش ماندانا</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:588/330;" src="https://dl.blogix.ir/20260617222852206707.webp" width="588" height="330"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/48/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>ماندانا</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی سوم/ صفحه سیزده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/47</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/47</guid>
		<pubDate>Sat, 06 Jun 2026 20:01:13 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[معجر شعر روشن باید...
در این شماره با احمد شاملو همصدا شویم.
*از تو حرف می‌زنم
چنان نوبرانه می‌شوم؛
که بهار هم
دهانش آب می‌افتد …!
* قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی
من درد مشترکم ….
مرا فریاد کن !
* اندیشیدن
در سکوت
آن که می‌اندی...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>معجر شعر روشن باید...</h4><p><br>در این شماره با احمد شاملو همصدا شویم.</p><p>*از تو حرف می‌زنم<br>چنان نوبرانه می‌شوم؛<br>که بهار هم<br>دهانش آب می‌افتد …!</p><p>* قصه نیستم که بگویی<br>نغمه نیستم که بخوانی<br>صدا نیستم که بشنوی<br>یا چیزی چنان که ببینی<br>یا چیزی چنان که بدانی<br>من درد مشترکم ….<br>مرا فریاد کن !</p><p>* اندیشیدن<br>در سکوت<br>آن که می‌اندیشد<br>به‌ناچار دَم فرو می‌بندد<br>اما آنگاه که زمانه<br>زخم‌خورده و معصوم<br>به شهادتش طلبد<br>به هزار زبان سخن خواهد گفت</p><p>* گر بدین‌سان زیست باید پست<br>من چه بی‌شرمم اگر فانوسِ عمرم را به رسوایی نیاویزم<br>بر بلندِ کاجِ خشکِ کوچه‌ی بن‌بست.<br>گر بدین‌سان زیست باید پاک<br>من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمانِ خود، چون کوه<br>یادگاری جاودانه، بر ترازِ بی‌بقایِ خاک</p><p>* من سرگذشتِ یأسم و امید<br>با سرگذشتِ خویش<br>می‌مُردم از عطش<br>آبی نبود تا لبِ خشکیده تر کنم<br>می‌خواستم به نیمه‌شب آتش،<br>خورشیدِ شعله‌زن به‌درآمد چنان که من<br>گفتم دو دست را به دو چشمان سپر کنم<br>با سرگذشتِ خویش<br>من سرگذشتِ یأس و امیدم…</p><p>🐯به کوشش مرد جان</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:490/700;" src="https://dl.blogix.ir/20260617223137585726.webp" width="490" height="700"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/47/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>مرد جان</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی سوم/صفحه چهارده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/46</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/46</guid>
		<pubDate>Sat, 06 Jun 2026 19:58:18 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[ اقتصاد را ورق بزنیم ...
از دیر باز کسب درآمد هدف، روتین و آمال افراد مختلف جامعه بوده است زیرا با تأمین رفاه ارتباطی مستقیم دارد. بطور کلی درآمد از طریق اشتغال‌ حاصل می‌شود.
اشتغال به چه معنا ست؟ اشتغال یعنی انجام فعلی که شغل نامیده میشود و شغل یعنی ارائه‌ی خدمات و دریافت دستمزد.
ورای اینکه شغل هر...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4> اقتصاد را ورق بزنیم ...</h4><p><br>از دیر باز کسب درآمد هدف، روتین و آمال افراد مختلف جامعه بوده است زیرا با تأمین رفاه ارتباطی مستقیم دارد. بطور کلی درآمد از طریق اشتغال‌ حاصل می‌شود.<br>اشتغال به چه معنا ست؟ اشتغال یعنی انجام فعلی که شغل نامیده میشود و شغل یعنی ارائه‌ی خدمات و دریافت دستمزد.<br>ورای اینکه شغل هر فرد چیست و چگونه است تعریف کلی آن به این صورت است که فرد شاغل خدماتی ارائه داده و دستمزد دريافت می‌کند. در حقیقت شغل یک نوع معامله و بده بستان است. مشاغل هر چه باشند  کارفرما، کارمند، کاسب، کارگر، خصوصی، وابسته و ... از این فرمول پیروی کرده و بوجود می‌آیند.<br>امروزه با ارائه‌ی خدمات الکترونیک مشاغل متنوع و متفاوت شده‌اند.<br>با توجه به مطلبی که در بالا عرض کردم سایر افعال نیز بر این پایه چنین تقسیم و نامگذاری میشوند:<br>شغل: یعنی ارائه‌ی خدمات و دريافت مزد. مانند نانوا، معلم، خیاط، وزیر و ... .<br>اهداء: یعنی ارائه‌ی خدمات و عدم دریافت مزد. مانند اقسام امور عام‌المنفعه و بخشش.<br>جرم: یعنی عدم ارائه‌ی خدمات و دريافت مزد. مانند اقسام کلاه‌برداری و سرقت.<br>از وظایف نهادهای مختلف حکومتی در هر جامعه می‌توان به ایجاد مسیرهای مختلف کسب درآمد اشاره کرد.<br>نهاد بین‌المللی سکارنای من به کسب درآمد غیر وابسته‌ تأکید ویژه دارد. مشاغل آزاد و خصوصی در اولویت توجهند هر چند می‌توان در زمینه های گوناگون و حتی در نهادهای مختلف نیز مشغول شد یا مشغول ماند.</p><p>🖋 به قلم سردبیر و 🐝 ایده‌پردازی شیدا </p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:354/410;" src="https://dl.blogix.ir/20260617222617806683.webp" width="354" height="410"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/46/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>شیدا</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی سوم/صفحه پانزده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/45</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/45</guid>
		<pubDate>Sat, 06 Jun 2026 19:55:19 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[تحلیلی در حوزه‌ی جامعه‌شناسی بخوانيم...
شاعر، نویسنده، محقق، اهل قلم، فرهیخته، اندیشمند و...
عناوینی با بار معنایی فراوان و کوله باری سنگین، قابل احترام و افتخار و سرآمدان تفکری جامعه.
آیا همواره باید به این افراد در پیرامون خود بالید و در تمامی موارد سبب فخر اطرافیانند؟
جواب منفی ست! در تفصیل پاسخ...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>تحلیلی در حوزه‌ی جامعه‌شناسی بخوانيم...</h4><p><br>شاعر، نویسنده، محقق، اهل قلم، فرهیخته، اندیشمند و...<br>عناوینی با بار معنایی فراوان و کوله باری سنگین، قابل احترام و افتخار و سرآمدان تفکری جامعه.<br>آیا همواره باید به این افراد در پیرامون خود بالید و در تمامی موارد سبب فخر اطرافیانند؟<br>جواب منفی ست! در تفصیل پاسخ باید بگویم دو بستر برای رشد یک سرآمد تفکری وجود دارد که دو نوع مجزا نتیجه خواهد داد:<br>۱. کمال جمعی سبب رشد و بروز سرآمد تفکری می‌شود.<br>۲. کمال فردی سبب رشد و بروز سرآمد تفکری می‌شود.<br>بین مورد یک و دو تفاوت بسیار و قابل توجهی وجود دارد. به عبارت بهتر از حیث بررسی محیط، دو مورد مزبور در تقابل و تضاد با یکدیگرند.<br>در مورد اول، اجماع به کمال رسیده در کنار هم دانه‌ای پرورانده و میوه‌ای مطلوب از هم‌زیستی بهینه و رشد جمعی خود برمیچینند. این میوه یا سرآمد تفکری، محصولی جمعی ست. دسته‌ای در جامعه آب بوده‌اند و دسته‌ای دیگر خاک و دسته‌ای هوا، و دانه از شدت قرار گرفتن در پیرامون سازگار به رشد افتاده و ثمر داده است. گویی راهی جز این برایش نمانده باشد.<br>در مورد دوم فرد بطور شخصی و با دوری گزینی از پیرامونش به کمال می‌رسد. در مورد دوم فرد به دور خود پیله میتند و با انزواطلبی به رشد می‌رسد سپس پیله گشوده و به پرواز در می‌آید. این پروانه یا سرآمد تفکری، محصولی فردی ست و حاصل شخصی خودش است. کما اینکه جامعه در این مورد مسبب تخریب است و عزلت نشینی عامل رشد و پریدن شده است.<br>مثال‌ها در هر دو مورد در تاریخ ايران و جهان بسیارند و مسبب پیش‌برد زمانه به سمتهای نو، هوشمندانه و سازنده شده‌اند. حافظ از مثالهای مورد اول و فردوسی از مثال‌های مورد دوم در تاریخ ادبیات ایران هستند و ادیسون از نمونه‌های مورد اول و نیوتون از نمونه‌های مورد دوم در تاریخ فیزیک اروپا به شمار می‌روند.<br>پس هر چند یک سرآمد تفکری همواره افتخار جهان است اما برای پیرامونیان خودش(محیط شخصی خودش که می‌تواند کوتاه دامنه و یا وسیع دامنه باشد) نه تنها افتخار نیست که می‌تواند بیانگوی ضعفی بزرگ در اجماع محیطی خودش باشد.</p><p>به بیان کامل‌تر هر چه از پیله دورتر بوده باشی درک و بهرمندی از کمال و زیبایی پروانه بیشتر میشود و هر چه به دانه نزدیکتر بوده باشی درک و بهرمندی از کمال و فواید میوه بیشتر می‌شود.<br>شما کدام یک را میپسندید؟ یک یا دو؟ میوه شدن یا پروانه شدن؟ گاهی مسئله فقط همین است!<br>🖋به قلم سردبیر </p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:224/224;" src="https://dl.blogix.ir/20260617223008173357.webp" width="224" height="224"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/45/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی سوم/صفحه شانزده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/44</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/44</guid>
		<pubDate>Sat, 06 Jun 2026 19:48:38 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[با علم نوین همراه شویم ... 
۱) از اعضای زائد بدن در سفرهای فضایی پا ست. پا عضوی جاگیر و کاهنده سرعت برای یک فضانورد در خلع است. حذف جاذبه و مشقات آن سبب شده امروزه بسیاری از فضانوردان را افراد دارای قطع عضو در ناحیه‌ی دو پا تشکیل دهند زیرا سریعتر و راحت‌تر عمل می‌کنند. بعبارت بهتر هم به خودشان کمتر...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>با علم نوین همراه شویم ...</h4><p> </p><p>۱) از اعضای زائد بدن در سفرهای فضایی پا ست. پا عضوی جاگیر و کاهنده سرعت برای یک فضانورد در خلع است. حذف جاذبه و مشقات آن سبب شده امروزه بسیاری از فضانوردان را افراد دارای قطع عضو در ناحیه‌ی دو پا تشکیل دهند زیرا سریعتر و راحت‌تر عمل می‌کنند. بعبارت بهتر هم به خودشان کمتر سخت می‌گذرد و هم عملکرد بهتری در شغل‌شان نشان می‌دهند. گاهی ضعفها موهبتند!</p><p>تصویر، آسمان شب در مریخ را نشان می‌دهد که از سایت ناسا برداشته شده است.</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1080/674;" src="https://dl.blogix.ir/20260620032644006457.webp" width="1080" height="674"></figure><p>این تصویر نیز گفته می‌شود آسمان شب در مریخ است اما نقل از سایت ناسا نیست.</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:414/616;" src="https://dl.blogix.ir/20260619041931323245.webp" width="414" height="616"></figure><p>🐺 به کوشش هیرام</p><p>۲) با گسترش شبکه ارتباط اینترنتی و قدرت گرفتن هوش مصنوعی دنیایی در کنار و حتی ورای دنیای پیشین خلق شده است که عملاً دارای حیاتی ویژه و پویاتر است.<br>شهرها و کشورهای مجازی شکل گرفته اند و حتی احزاب و عقاید خودشان را دارند و بر دنیای پیشین مستقیم و غیرمستقیم تأثیر می‌نهند.<br>آنچه اکنون با آن رو به رو هستیم ملت‌ها، قبایل، دسته ها، شهرها و سایر اقسام مرزبندیهای مجازی ست که هر لحظه در حال قدرت گرفتن است. باید معترف شد مرزهای گذشته از بین رفته‌اند و باید به دنیای جدید سلام گفت.<br>🧸به کوشش مستر تدی</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:590/300;" src="https://dl.blogix.ir/20260617222933138556.webp" width="590" height="300"></figure><p> </p><p>۳) انجام کارهای منزل به شکل سنتی مثلاً شستن لباس و ظرف با دست، جاروکشی بدون جارو برقی، گردگیری، آشپزی، مراقبت از کودک و ... میزانی برابر یا بیشتر از فعالیت یک ورزشکار حرفه‌ای و پر سرعت در باشگاه کالری می‌سوزاند. کارهای منزل بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ کالری  انرژی نیاز دارد که این میزان برابر یا بیشتر از فعالیت یک ورزشکار حرفه‌ای در باشگاه است. به بیانی ساده‌تر استايل زندگی یک زن خانه‌دار بدون امکانات کنونی، استايل زندگی یک ورزشکار حرفه‌ای ست!<br>🐺به کوشش هیرام</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:298/168;" src="https://dl.blogix.ir/20260619042931575927.webp" width="298" height="168"></figure><p> </p><p>۴) کاتارسیس یا تخلیه روانی از ملزومات زندگی کنونی ست که می‌تواند به صورتهای مختلف انجام پذیرد. پیشنهاد من در این خصوص به همراه داشتن یک دفتر نقاشی و چند مداد رنگی ست. نقاشی های ساده بکشید و خود را رها کنید. باقی کارها را هنگامی انجام دهید که در اعتدال روانی هستید و فقط یک کار ساده مانند همین نقاشی ساده و رنگ‌آمیزی را به وقت تخلیه‌ روانی واگذارید و از روزمرگی لذت ببرید.<br>کاتارسیس اگر صورت نگیرد هم خودتان را خواهد سوزاند و هم پیرامونتان را. اما اگر صورت پذیرد دگرگونی لذت‌بخشی در شما رخ خواهد داد. خود را از نیکی‌های کوچک اما پرثمر محروم نکنید.<br>🧸به کوشش مستر تدی</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:719/1080;" src="https://dl.blogix.ir/20260617224651270607.webp" width="719" height="1080"></figure><p> </p><p>۵) نهاد بین‌المللی سکارنای من با دغدغه های حقوق بشری و محیط زیستی درسال ۲۰۲۰ و با شعار هيچ نمی‌ماند جز مهر 🌱 بطور رسمی شکل گرفت و در تمامی زمینه‌ها فعالیت می‌کند. سکارنای من اولین و تنها ارگان رسمی در جهان است که همتراز و حتی فراتر از دول و تشکّلهای مختلف و جدای از آنان، آزادانه و ثمربخش در مسیری کامل‌تر عملگرایی داشته‌ و دارد. این نهاد با حزب ایرانِ ایرانی در ایران صاحب امتیاز است.<br>جهانی یکپارچه، هدفمند و مترقی هدیه‌ی نهاد بین‌المللی سکارنای من به جهانیان است.<br>سکارنا در اوستا و در زبان پهلوی به معنای پیرامون وسیع، گرد و کروی ست.<br>🐺به کوشش هیرام</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:720/400;" src="https://dl.blogix.ir/20260619221006514948.webp" width="720" height="400"></figure><p> </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/44/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>هیرام</category>
		<category>مستر تدی</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی سوم/صفحه هفده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/43</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/43</guid>
		<pubDate>Fri, 05 Jun 2026 20:50:25 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[در خصوص فرهنگ اجتماعی بخوانیم ...لُر نفهم، ترک خر، عرب شغال، فارس سگ، شیرازی شل و ول ، اصفهانی خسیس، مازنی گاو، شمالی بیغیرت، رشتی بیناموس، مشهدی دو دره باز، لاری خر زنگی، تهرانی گشاد، مسیحی نجس، یهودی موش، مسلمان وحشی، هندی بوگندو، بانکی پول پرست، زرگر کلاهبردار و...
القابی که از حیث تحقیر یا مزاح...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>در خصوص فرهنگ اجتماعی بخوانیم ...</h4><p>لُر نفهم، ترک خر، عرب شغال، فارس سگ، شیرازی شل و ول ، اصفهانی خسیس، مازنی گاو، شمالی بیغیرت، رشتی بیناموس، مشهدی دو دره باز، لاری خر زنگی، تهرانی گشاد، مسیحی نجس، یهودی موش، مسلمان وحشی، هندی بوگندو، بانکی پول پرست، زرگر کلاهبردار و...</p><p>القابی که از حیث تحقیر یا مزاح و حتی جدال  نژادها، عقاید، اصناف، شهرهای مختلف و... را در ایران توصیف میکنند، تا چه اندازه ارج معنایی دارند و در قبال آن باید چه موضعی گرفت؟</p><p>۱. بی اعتنایی و سکوت</p><p>۲. استفاده و بهره‌برداری</p><p>۳. تقبیح و تحریم</p><p>در حقیقت اتخاذ هر یک از سه گزینه بدون ایراد است و در این مورد آزادی عمل منطقی ست زیرا از ضرب‌المثل‌های قدیمی در ایران این است که تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها! پس امکان دارد بار معنایی این کلمات به رخدادهایی متناسب اشاره داشته و گوینده دلیل و مستند داشته باشد. همانطور که در هر اجماع (چه از حیث هم‌نژادی، چه هم‌عقیدگی، چه هم صنفی، چه هم جغرافیایی و ...) افرادی به نیکی شهره می‌گردند افرادی نیز به علت اعمال ناپسند شناخته میشوند پس این الفاظ را هم می‌توان بواسطه افراد نیک تقبیح و تحریم نمود، هم بواسطه افراد نکوهیده استفاده نمود و بهره برداری کرد، هم سکوت و بی‌اعتنایی پیشه نمود و هر دو دسته را بحال خود وانهاده و به خود پرداخت.</p><p>گاهی کنشهای جانبدارانه و یا توبیخ وار مانند ذربین گرفتن آتش افروز است و یک کل کل اجتماعی را به جدالی غیر قابل جبران بدل می‌کند. پس متد عادی انگاری بهترین است.</p><p>واگذار و بگذر...</p><p>🖋به قلم سردبیر</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:719/1080;" src="https://dl.blogix.ir/20260617223309915929.webp" width="719" height="1080"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/43/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی سوم/صفحه هجده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/42</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/42</guid>
		<pubDate>Fri, 05 Jun 2026 20:48:16 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[اعلامیه...🌐 نهاد بین‌المللی سکارنای من طی این جریده اعلام میدارد آقای سید مجتبی حسینی خامنه‌ای فرزند سید علی (رهبر وقت جمهوری اسلامی ایران) را به سمت تنها رابط خارجی(یکتا پل بیرون نهادی) در نهاد بین‌المللی سکارنای من منصوب نموده است‌.
امید است از این همکاری نتایج مقبول و منظور حاصل شوند.
اسماء دگلی(...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>اعلامیه...</h4><p>🌐 نهاد بین‌المللی سکارنای من طی این جریده اعلام میدارد آقای سید مجتبی حسینی خامنه‌ای فرزند سید علی (رهبر وقت جمهوری اسلامی ایران) را به سمت تنها رابط خارجی(یکتا پل بیرون نهادی) در نهاد بین‌المللی سکارنای من منصوب نموده است‌.<br>امید است از این همکاری نتایج مقبول و منظور حاصل شوند.<br>اسماء دگلی(هلی آ/آی هو/هیاهو) بنیانگذار، مدیر و ناظر اصلی نهاد بین‌المللی سکارنای من.<br>هیچ نمی‌ماند جز مهر 🌱</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:400/500;" src="https://dl.blogix.ir/20260617222632015223.webp" width="400" height="500"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/42/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>اسماء دگلی</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
	</item>
	<item>
		<title>شماره‌ی سوم/صفحه نوزده</title>
		<link>https://mysekarna.blogix.ir/post/41</link>
		<guid isPermaLink="true">https://mysekarna.blogix.ir/post/41</guid>
		<pubDate>Fri, 05 Jun 2026 20:40:54 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[سیاست را ورق بزنیم ...این داستان: بیضه یا ممه؟
ابتدا توضیح مختصری در خصوص بیضه و ممه بدهم که اولی در آقایان و در پایین تنه نسب شده و دومی در خانمها و در بالاتنه. این دو عضو نکته‌ی انحرافی اعضای اصلیند یعنی هر کدام را بیازاری یا بنوازی عضو اصلی بیدار می‌شود و به درخواست می‌افتد.
چندی پیش بهزاد فراهان...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<h4>سیاست را ورق بزنیم ...</h4><p>این داستان: بیضه یا ممه؟</p><p>ابتدا توضیح مختصری در خصوص بیضه و ممه بدهم که اولی در آقایان و در پایین تنه نسب شده و دومی در خانمها و در بالاتنه. این دو عضو نکته‌ی انحرافی اعضای اصلیند یعنی هر کدام را بیازاری یا بنوازی عضو اصلی بیدار می‌شود و به درخواست می‌افتد.</p><p>چندی پیش بهزاد فراهانی طی یک غافلگیری دو تن از مهره‌های اصلی انقلاب۵۷ را لو داد و عرصه‌ی سیاست را به آتش کشید. گویا این گونه اعمال خائنانه در این خانواده عادی ست و هر باره تلفات حاصل می‌شود.</p><p>او در نشستی در پاریس عنوان کرد:</p><p>ما بیضه‌اش را داشتیم و شاه را پایین کشیدیم شما هم اگر دارید انقلاب کنید.</p><p>بعد از این واقعه دهشناک مستندات از دیدار مخفیانه خمینی و بیضه های فراهانی در فرانسه پرده برداشتند و حقایقی بسیار رو شد. حتی عکسهایی از شکنجه بیضه‌های فراهانی در زندان‌های ساواک، در حال تظاهرات در خیابان، در حال شعارنویسی، در حال پخش اعلامیه و ... رؤیت شده است.</p><p>حال مسئله اینجا ست که یک دو راهی پدید آمده و آن هم این است که خلق الله بیضه‌های تخم اردکی پدر را انتخاب کنند یا ممه های تخم مرغی دختر را؟ کسی چه می‌داند شاید هر دو مسیر یکسان باشد و افتراقی در میان نباشد.</p><p>و اما بهزاد جان! که جمع کثیری از ما شما را بعد از تخم مرغهای گلشیفته شناختیم، توجه کنید که گاهی برای انقلاب کردن به بیضه نیاز نیست. همین سردبیر ما خانم دکتر اسماء دگلی(یعنی من عزیز🖋) در شماره‌ی قبل، نه با بیضه که با فندق مغزش انقلاب کرد و جمهوری اسلامی ایران را شکست و  به《نهاد بین‌المللی سکارنای من》 جایگاه و مشروعیتی ویژه در سطحی جهانی بخشید و پایمان را در اداره‌ی بهینه‌ی جهان و علل الخصوص ایران عزیز قرصتر نمود.</p><p>گو دشمن لجوج بشنود و خود را به کری بزند وقت زانو زدنش هم خواهد رسید.</p><p>پس...</p><p>نه بیضه</p><p>نه ممه</p><p>نه حرفای قلمبه</p><p>تیله هاتو بردار بیا</p><p>دنیا داره میگذره</p><p> 🖋به قلم سردبیر و با همکاری 🐭 پندون</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:178/194;" src="https://dl.blogix.ir/20260617222736111368.webp" width="178" height="194"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://mysekarna.blogix.ir/post/41/comment</comments>
		<dc:creator>Powerful</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سردبیر</category>
		<category>ماهنامه‌ی تنور</category>
		<category>نهاد بین‌المللی سکارنای من</category>
		<category>پندون</category>
	</item>
</channel>
</rss>