شماره‌ی هفتم/صفحه شانزده

07:59 1405/7/20 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من دکتر اسماء دگلی مستر تدی

با علوم نوین همراه شویم ...

 

چندی پیش در رسانه‌ها عنوان شد زنی که به داشتن فرزند زیاد (جهت ازدیاد نسل شیعه به دستور رهبر جمهوری اسلامی ایران سید علی خامنه‌ای) میان نسل y ایران شهره است، در توجيه عمل خود عنوان کرده ایلان ماسک نیز فرزندان زیادی دارد پس فرزندآوری بد نیست و عملش پسندیده است.

می‌خواهم در این مقاله پاراگراف بالا را در بوته‌ی علم نوین بررسی کنم.

در سنوات آینده و نه‌چندان دور کمیت ماهیت خود را از حیث اهمیت بیشتر از دست می‌دهد و آنچه مد نظر خواهد بود صرفاً کیفیت است و این مهم با پیشرفت علم در هر زمینه‌ای از جمله فرزندآوری قوت می‌گیرد.

چیزی که تا کنون بصورت عمومی شاهد بوده‌ایم تکثیر گونه‌های شرایط مطلوب بوده است نه موارد خوب یا خاص. این مهم مانند تفاوت پرورش گونه‌ی گوسفند زرد به جای سفید به واسطه‌ی سهل بودن شرایط زاد و ولد، نگهداری و رشد سریع آن است نه کیفیت گوشت، پوست و شیر آن. در موارد نادری نیز به فرزندآوری نیاز نداشته‌ایم بلکه ژنومهای برتر مخفیانه تکثیر می‌شده‌اند. این نوع تکثیر محدود حتی توسط بعضی دول با ربایش ژنومی از افراد مد نظرشان انجام می‌شده است.

 اما آنچه در آينده در پیش است و هم اکنون در حدود محدود انجام می‌پذیرد، فراگیری کدنویسی ژنومی ست که عملاً فرزندآوری را به عملی ناکافی، سنتی و دمده تبدیل می‌کند. ایجاد نسل‌های برتر و خاص یا متفاوت از جهت میزان هوش، توان جسمی و زیبایی ظاهری به طریق کدنویس ژنومی می‌تواند پک کاملی تولید کند که رسماً فرزندآوری را حذف می‌کند. تفاوت این دو مثل این است که شما با توانایی کم و مواد نامرغوب در خانه نان بپزید یا از نانوایی مرغوب و حرفه‌ای در شهرتان نان بخرید. حالا شما دو نوع نان دارید. اولی دست‌پخت خودتان است و کیفیت مطلوبی ندارد و دومی دست‌پخت نانوای حرفه‌ای شهر است و کیفیت مطلوبی دارد. کدام را انتخاب میکنید؟ مسلماً چندباری برای تجربه و ایجاد تنوع خودتان نان میپزید اما در کل ترجیح می‌دهید از نانوایی مشهور شهر خرید کنید. تفاوت فرزندآوری سنتی و فرزندآوری مدرن نیز در همین است.

علاوه‌بر آن می‌توان روی دستورالعمل تغییرات ژنومی کار کرد و فرضاً کل مردم ایران را فرضاً با تابش‌های فرکانسی به فرزندان روزولت تبدیل نمود. پس از حیث کمیت در نفرات بشری هم فرزندآوری به طریق سنتی عملی بدرد نخور است.

بد نیست این را هم بگویم عنوان می‌شود ‌که با ویرایش ژنومی می‌توان بعضی بیماری‌های مادرزادی را کنترل یا درمان کرد. توجه شود که در بسیاری از این موارد در واقع فرد قبلی به قتل رسیده و فرد دیگری از او حاصل می‌شود. ظرافت این مسئله اهمیت تکثیر صنعتی یا آزمایشگاهی را از طریق کدنویسی بهینه‌ی ژنومی در گونه‌ی بشر آشکارتر می‌کند.

نتیجه اینکه علم نوین میگوید فرزندآوری آن هم در تعداد زیاد در این روزگار کاری احمقانه، ریسک‌پذیر، بدوی و تحلیلبر است چه از سوی ایلان ماسک باشد چه از سوی مُکثران نسل شیعه.

البته به این دستگاه جنین‌کشی شیعی  نیز باید گفت به جای رقابت با آلت ایلان ماسک بهتر است مواظب باشد همسرش یک بسته‌ی دهتایی دیگر در جایی دیگر نچیده باشد.

 

نکته‌ی جالب اینکه به عقیده‌ی من شاید دهه‌ی شصتیها خوشبخت‌ترین نسل بشر باشند زیرا همه چیز را تجربه کرده‌اند و یا به چشم دیده‌اند. کف سنت و ته مدرنیته!

📄چکیده‌ی مقاله‌ی  "گذار بشر" نویسنده و پژوهشگر دکتر اسماء دگلی

🧸به کوشش مستر تدی

شماره‌ی ششم/صفحه سیزده

16:52 1405/6/21 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من دکتر اسماء دگلی مستر تدی

با علوم نوین همراه شویم ...

 

فرضیه حضور موجودات فرازمینی با جمجمه‌های بزرگ، اندام‌های نحیف و پوست خاکستری (Grey Aliens) دهه‌هاست فرهنگ عامه و سینمای علمی-تخیلی را تسخیر کرده است. با این حال پیشرفت‌های اخیر در پزشکی فضایی و زیست‌شناسی اخترپویا (Astrobiology) نشان می‌دهند که این تصویر نمادین بیش از آنکه زاییده تخیل محض باشد با قوانین فیزیک و زیست‌شناسی فضا انطباق دارند.
در این مطلب به ارائه و بررسی این فرضیه می‌پردازم که: اگر جنین انسان در محیط بی‌وزنی و خارج از جو زمین رشد کند تغییرات فیزیولوژیک و آناتومیک او، نسخه‌ای عینی از همان تصاویر بیگانگان فضایی را خلق خواهد کرد.
۱. هیدرودینامیک مایعات و شکل‌گیری جمجمه (سرهای گلابی‌شکل):
روی زمین، نیروی گرانش مایعات بدن (خون و مایع مغزی-نخاعی) را به سمت پایین می‌کشد. در محیط بی‌وزنی این مایعات به سمت بالا و بالاتنه حرکت می‌کنند که در پزشکی فضایی به آن تغییر جهت مایعات به سمت سر (Cephalad Fluid Shift) می‌گویند.
اثر بر جنین: استخوان‌های جمجمه جنین در دوران بارداری بسیار نرم و غضروفی هستند تا اجازه رشد مغز را بدهند. فشار هیدرواستاتیک مداوم مایعات در فضا، استخوان‌های جمجمه را به سمت بیرون هل می‌دهد.
نتیجه آناتومیک: نوزاد فضایی با جمجمه‌ای فوق‌العاده بزرگ، کروی یا گلابی‌شکل متولد می‌شود که حجم مغز عظیمی را در خود جای داده است. چشمان نوزاد نیز به دلیل فشار پشت کره چشمها درشت شده و برآمدگی پیدا می‌کنند.
۲. حذف گرانش و آتروفی شدید اسکلتی_عضلانی (اندام‌های نحیف):
قانون اساسی رشد استخوان و عضله روی زمین، مقاومت در برابر جاذبه است. سلول‌های استخوان‌ساز (استئوبلاست‌ها) تنها زمانی تحریک به جذب کلسیم می‌شوند که اسکلت، وزن بدن را تحمل کند.
اثر بر جنین: جنین در رحم مادری که در ایستگاه فضایی حضور دارد، هیچ‌گونه فشار یا وزن طبیعی را تجربه نمی‌کند. ماهیچه‌ها نیازی به انقباض برای حفظ تعادل ندارند و استخوان‌ها دلیلی برای متراکم شدن نمی‌بینند.
نتیجه آناتومیک: این نوزاد با دست و پاهایی بسیار لاغر، انگشتانی کشیده و باریک (به دلیل نبود مقاومت محیطی) و عضلاتی کاملاً تحلیل‌رفته متولد خواهد شد. اندامی دقیقاً مشابه دست و پای باریک و ضعیف بیگانگان خاکستری.
۳. تشعشعات کیهانی و سد دفاعی ملانین (رنگ پوست):
زمین توسط میدان مغناطیسی (وان آلن) و اتمسفر غلیظ از پرتوهای مرگبار کیهانی و فرابنفش محافظت می‌شود. در فضا یا سیاراتی مانند مریخ، این سپر وجود ندارد.
اثر بر جنین: پرتوهای کیهانی به شدت جهش‌زا هستند. سیستم بیولوژیکی بدن برای بقا در برابر تغییرات ساختاری DNA، مکانیزم‌های دفاعی خود را فعال می‌کند. یکی از این مکانیزم‌ها، افزایش شدید تولید رنگ‌دانه ملانین و تغییر ساختار سلول‌های اپیدرم است.
نتیجه آناتومیک: پوست انسان‌های متولد شده در فضا در طول نسل‌ها برای فیلتر کردن اشعه‌های مخرب به صورت تیره، ضخیم و مایل به رنگ‌های تیره یا خاکستری متکامل خواهد شد.
۴. سازگاری‌های قلب و عروق:
قلب انسان روی زمین یک پمپ قدرتمند است که باید خون را بر خلاف جاذبه به مغز برساند. در فضا، پمپاژ خون نیازی به انرژی زیاد ندارد. در نتیجه، ماهیچه‌های قلب جنین فضایی رشد نکرده و پمپی کوچک و کم‌حجم خواهد داشت که برای بقا روی زمینِ پر از جاذبه، کارایی ندارد.
اکنون خود را برای یک هول خوردن اساسی آماده کنید! زیرا...
تطابق نزدیک به ۱۰۰ درصدی بین خروجی علمیِ رشد جنین در فضا و تصویر ذهنی ما از آدم‌فضایی‌ها، دریچه جدیدی را به روی یک فرضیه تکاملی باز می‌کند:
«بیگانگان خاکستری، موجوداتی از کهکشان‌های دور نیستند؛ بلکه فرزندان آینده‌ی خود ما هستند.»
اگر بشر در قرن‌های آینده زمین را ترک کند و در کلونی‌های فضایی بدون جاذبه ساکن شود، نسل‌های متولد شده در فضا پس از گذشت چند صد سال، دقیقاً به همین موجودات خاکستری با سرهای بزرگ و اندام‌های نحیف تبدیل خواهند شد. بنابراین، ما با نگاه کردن به تصویر آدم‌فضایی‌ها، در واقع به آینه‌ی آینده تکاملی خودمان در سفر به اعماق کیهان چشم دوخته‌ایم. این یک احتمال بسیار قوی و بزرگ است.
نکته: عبارت خاکستریها در سال ۱۸۹۳ بصورت عمومی و علنی بیان گشت و به این موجودات ماهیت آشکار داده شد.

📄چکیده‌ی مقاله‌ی بیرون از خانه
حاوی فرضیه‌ی دکتر اسماء دگلی در خصوص اختر زیست شناسی با موضوعیت اشکال گونه‌های حیات در خارج از زمین و بررسی فرضیه
نویسنده و پژوهشگر دکتر اسماء دگلی به کمک AI
🧸به کوشش مستر تدی

شماره‌ی پنجم/صفحه شانزده

03:27 1405/5/20 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من دکتر اسماء دگلی مستر تدی

با علم نوین همراه شویم ...

 

الف) آیا خروج از کالبد حقیقت دارد؟ آیا این خرافه‌ی مذهبی_اسطوره‌ای می‌تواند در دنیای بی‌مرز علم نوین توجیح یابد؟
جواب بله است. به توضیح زیر توجه کنید.
انسان پیرامون خود را با استفاده از حواس پنجگانه و تفسیرات مغزی از این داده‌ها درک می‌کند. مغز از سه بخش مخ، مخچه و ساقه تشکیل شده است. دریافت و تجزیه و تحلیل داده‌های ورودی و انتقال نتیجه‌ی حاصله در بخش مخ انجام میشود‌. حواس پنج‌گانه بخش ورودی داده است و مغز بخش دریافت و تجزيه و تحليل داده و انتقال خروجی نهایی ست.
یک آزمایش ساده جواب را روشن می‌کند.
فرد X در کنار آبشار نیاگارا در حال مدیتیشن است و فرد Y در منزلش در ایران چای می‌نوشد. حال اگر بخش ورودی مانند چشم یا بخش دریافت و تجزیه و تحلیل داده و خروجی نتیجه در مغز مانند رشته‌های عصبی و یا هر دو بگونه‌ای تنظیم شوند که X لحظات Y را درک کند، X می‌تواند خروج از کالبد را تجربه کند. این اتفاق توسط عینک تری دی در حد خفیف با تنظیم متفاوت بخش ورودی یعنی چشم انجام پذیرفته است.
پس برای تجربه‌ی شخصی خروج از کالبد کافی ست تنظیمات جسم با مقصد مورد نظر هماهنگ شود.

ب) آیا استاندارد دستگاه نقشه برداری مغزی بی‌نقص است؟
جواب خیر است. یک بررسی آماری نشان می‌دهد این شاخص با چند نمونه‌ رد می‌شود. فرضاً در افراد متفکر یا در برخورد با نبوغ علمی، سیاسی، هنری و... این شاخص فرد را بیمار نشان می‌دهد یا در بعضی موارد حاد فقط کافی ست از التهاب سلول‌ها کاسته شود و مشکل خاصی در کار نیست. گاهی مشکل در جای دیگری از بدن است و مغز تأثیر پذیرفته است که این مهم کمتر لحاظ می‌شود.
علاوه‌بر آن بسیاری روان‌پزشکان توان ایجاد حالت تعادل یا مد نظر (برای مثال پرت حواسی، خشم، غم و...) را در مراجعه‌ کننده ندارند برای همین دستیابی به حالت طبیعی فرد عملاً برایشان غیر ممکن است.
در کنار آن باید توجه داشت استاندارد فعالیت بهینه مغزی با سلامت کامل مغز و بطور کلی جسم مرتبط نیست بلکه مسئله‌ی پیرامون نیز تاثیر بسزایی دارد بگونه‌ای که درمان شخصی در بسیاری موارد بی‌فایده است.
انسان سلامت در شرایط نامناسب در لحظه می‌تواند بیمار شود و برعکس یک بیمار در شرایط پیرامونی مناسب می‌تواند بهبودی موقت یا دائمی یابد.
ملموسترین مثال بعضی باکتری‌ها هستند که در بدن انسان مفید قلمداد می‌شوند در صورتی که در گذشته یا در شرایطی که بدن توان تحمل آنها را ندارد غیرمفید یا مضر تیکت میخورند. استانداردهای این دستگاه نیز قابل استناد مطلق نیست.
نکته‌ی آموزشی: نقشه‌برداری مغزی (Brain Mapping) روشی علمی و دقیقتر از متدهای پیشین است که با ثبت فعالیت الکتریکی و شبکه‌های عصبی، تصویری شفاف از نحوه‌ی کارکرد بخش‌های مختلف مغز ارائه می‌دهد. این نقشه به پزشکان کمک می‌کند بفهمند هر قسمت مغز چه عملکردی دارد و چرا برخی اختلالات یا علائم به وجود می‌آیند.

📄برگرفته از مقاله‌ی دنیای ارتعاش نوشته‌ی دکتر اسماء دگلی
🧸به کوشش مستر تدی

شماره‌ی چهارم/صفحه هفت

00:26 1405/4/25 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من دکتر اسماء دگلی مستر تدی

با علم نوین همراه شویم...

 

راجر پنروز برنده نوبل فیزیک در سال ۲۰۲۰ این تئوری را مطرح کرده است که 《 "هیچ" وجود ندارد چون انرژی و ماده به یکدیگر تبدیل می‌شوند و چیزی هدر نرفته یا از بین نمی‌رود پس وجود روح نیز با همین دلیل ثابت میشود. 》او سعی کرده در کوانتوم برای روح دلیل بتراشد.
در ابتدا باید بگويم به عقیده‌ی من نوبل یعنی زندگی در قرن ۱۸ میلادی! اگر فراتر از آن باشی نوبل با چرخدندههای برنده و سنگین مذهب و سیاست لهت می‌کند.
من در ادامه تئوری بدوی راجر پنروز را با چند دلیل ساده رد میکنم:
۱. من یک برگ کاهو میخورم. این خوراکی ۴ کالری انرژی دارد. حال به اتاقی با دمای صفر درجه میروم و ۲۰ ثانیه طناب میزنم و ۴ کالری را میسوزانم. دمای اتاق عوض نمی‌شود و همان صفر باقی میماند. این یعنی عملاً کاهو نیست شده است و ماده و انرژی هیچ شده‌اند. این هیچ شدن‌ها در مقیاس‌های ریز و خُرد در جهان بینهایت وجود دارد و قابل توجیه و حتی لازمه است.
۲. می‌توان هیچ را در آزمایشگاه با ایجاد خلعیدگی از ماده و انرژی ایجاد کرد. هر قدر این خلع بلعنده و ناپایدار باشد باز هم می‌توان به ایجاد و وجود آن یقین داشت. اینجا ست که شبکه و پادماده مطرح می‌شوند و روح را به ورطه مباحث علمی_ تخیلی می‌کشانند.
۳. می‌توان به قبل از پیدایش زمین فکر کرد که گرانش وجود نداشت و زمان و به طبع آن سرعت صفر بود و یا با سرعتی فراتر از گرانش حرکت کرد و آن را جا گذاشت. در این صورت انرژی بی‌معنا شده و هیچ حاصل می‌شود.
نکته‌ی آموزشی: در فیزیک کوانتوم گلوئون ذره‌ای جا به جا شونده بین کوارک‌ها جهت حفظ آنان است و از اجماع کوارک‌ها، نوترون و پروتون تشکیل می‌شود و از اجماع نوترون و پروتون هسته‌ی اتم حاصل میگردد.

📄برگرفته از مقاله‌ی کوانتوم من نوشته‌ی دکتر اسماء دگلی
🧸به کوشش مستر تدی

شماره‌ی سوم/صفحه شانزده

19:48 1405/3/16 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من هیرام مستر تدی

با علم نوین همراه شویم ...

 

۱) از اعضای زائد بدن در سفرهای فضایی پا ست. پا عضوی جاگیر و کاهنده سرعت برای یک فضانورد در خلع است. حذف جاذبه و مشقات آن سبب شده امروزه بسیاری از فضانوردان را افراد دارای قطع عضو در ناحیه‌ی دو پا تشکیل دهند زیرا سریعتر و راحت‌تر عمل می‌کنند. بعبارت بهتر هم به خودشان کمتر سخت می‌گذرد و هم عملکرد بهتری در شغل‌شان نشان می‌دهند. گاهی ضعفها موهبتند!

تصویر، آسمان شب در مریخ را نشان می‌دهد که از سایت ناسا برداشته شده است.

این تصویر نیز گفته می‌شود آسمان شب در مریخ است اما نقل از سایت ناسا نیست.

🐺 به کوشش هیرام

۲) با گسترش شبکه ارتباط اینترنتی و قدرت گرفتن هوش مصنوعی دنیایی در کنار و حتی ورای دنیای پیشین خلق شده است که عملاً دارای حیاتی ویژه و پویاتر است.
شهرها و کشورهای مجازی شکل گرفته اند و حتی احزاب و عقاید خودشان را دارند و بر دنیای پیشین مستقیم و غیرمستقیم تأثیر می‌نهند.
آنچه اکنون با آن رو به رو هستیم ملت‌ها، قبایل، دسته ها، شهرها و سایر اقسام مرزبندیهای مجازی ست که هر لحظه در حال قدرت گرفتن است. باید معترف شد مرزهای گذشته از بین رفته‌اند و باید به دنیای جدید سلام گفت.
🧸به کوشش مستر تدی

 

۳) انجام کارهای منزل به شکل سنتی مثلاً شستن لباس و ظرف با دست، جاروکشی بدون جارو برقی، گردگیری، آشپزی، مراقبت از کودک و ... میزانی برابر یا بیشتر از فعالیت یک ورزشکار حرفه‌ای و پر سرعت در باشگاه کالری می‌سوزاند. کارهای منزل بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ کالری  انرژی نیاز دارد که این میزان برابر یا بیشتر از فعالیت یک ورزشکار حرفه‌ای در باشگاه است. به بیانی ساده‌تر استايل زندگی یک زن خانه‌دار بدون امکانات کنونی، استايل زندگی یک ورزشکار حرفه‌ای ست!
🐺به کوشش هیرام

 

۴) کاتارسیس یا تخلیه روانی از ملزومات زندگی کنونی ست که می‌تواند به صورتهای مختلف انجام پذیرد. پیشنهاد من در این خصوص به همراه داشتن یک دفتر نقاشی و چند مداد رنگی ست. نقاشی های ساده بکشید و خود را رها کنید. باقی کارها را هنگامی انجام دهید که در اعتدال روانی هستید و فقط یک کار ساده مانند همین نقاشی ساده و رنگ‌آمیزی را به وقت تخلیه‌ روانی واگذارید و از روزمرگی لذت ببرید.
کاتارسیس اگر صورت نگیرد هم خودتان را خواهد سوزاند و هم پیرامونتان را. اما اگر صورت پذیرد دگرگونی لذت‌بخشی در شما رخ خواهد داد. خود را از نیکی‌های کوچک اما پرثمر محروم نکنید.
🧸به کوشش مستر تدی

 

۵) نهاد بین‌المللی سکارنای من با دغدغه های حقوق بشری و محیط زیستی درسال ۲۰۲۰ و با شعار هيچ نمی‌ماند جز مهر 🌱 بطور رسمی شکل گرفت و در تمامی زمینه‌ها فعالیت می‌کند. سکارنای من اولین و تنها ارگان رسمی در جهان است که همتراز و حتی فراتر از دول و تشکّلهای مختلف و جدای از آنان، آزادانه و ثمربخش در مسیری کامل‌تر عملگرایی داشته‌ و دارد. این نهاد با حزب ایرانِ ایرانی در ایران صاحب امتیاز است.
جهانی یکپارچه، هدفمند و مترقی هدیه‌ی نهاد بین‌المللی سکارنای من به جهانیان است.
سکارنا در اوستا و در زبان پهلوی به معنای پیرامون وسیع، گرد و کروی ست.
🐺به کوشش هیرام

 

شماره‌ی اول/ صفحه چهار

02:35 1405/1/26 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من دکتر اسماء دگلی مستر تدی

پژوهش های نوین را دریابیم...

 

تا کنون به هندزفری یا عینک تری دی توجه کرده اید؟ نوع کارکرد این دو وسیله به این صورت است که برای ورود سیگنالها و ارتعاشات به اعصاب حدود و قانون تعیین می‌کنند. برای همین شما موقع گوش فرا دادن به صوت از هندزفری صدای محیط را نمیشنوید و فقط موسیقی مورد نظرتان به گوش شما می‌رسد. عینک تری دی نیز در حیطه‌ی بینایی همین عملکرد را دارد و شما به جای تصاویر محیطی و پیرامونتان فیلم مورد نظرتان را در وضوح و درکی بالاتر می‌بینید.

بدن ما همواره در معرض عظیم‌ترین فرکانسها ست اما فقط بازه‌ی خاصی را می‌تواند ترجمه کند که به آن دیدن، شنیدن، لمس کردن، چشیدن و بوییدن می‌گوییم.

ترجمه‌ی فرکانس‌های غیر قابل درک و خارج از بازه‌ی عمومی،حقایق جالبی را از تاریخ، علم و آینده در اختیار ما قرار میدهد.

عده‌ای از موجودات و نوابغی از انسانها قادر به درک چندین بازه‌ی فرکانسی هستند. یکی بازه‌ی معمولی و همگانی و دیگری سایر بازه‌ها. من معتقدم در عرفان و مذهب به این بازه‌های متفاوت عوالم جداگانه گفته می‌شود مانند دنیای اجنه، ملائک، پریان و ...  که درک پیرامون با معیارهای متفاوت را نیز شامل می‌شود.

چارپایان زلزله و سایر تحرکات ارتعاشی طبیعی را بهتر و سریعتر تشخیص میدهند زیرا قدرت آنان در دریافت و ترجمه‌ی فرکانس‌ها بیشتر است. در واقع به بازه‌ی بزرگتر یا متفاوتی از فرکانسها دسترسی دارند.

📄برگرفته از مقاله‌ی دنیای ارتعاش نوشته‌ی دکتر اسماء دگلی

🧸به کوشش مستر تدی

جستجو
درباره

نهاد بین‌المللی سکارنای من در سال ۲۰۲۰ با رویکردی متفاوت و کارآمدتر از گذشته به جهان، توسط دکتر اسماء دگلی(هلی آ/آی هو/هیاهو) بنیان شده است. اسماء دگلی سردبیر کنونی "ماهنامه تنور" نیز بوده و تنور تیم متشکل از سیزده عضو فعال و زبده‌ بین‌المللی ست.

دفتر مرکزی《نهاد بین‌المللی سکارنای من》،《ماهنامه تنور》و سایر فعالیت‌های علمی_پژوهشی_فرهنگی_هنری_حقوقی_مدنی_سیاسی_محیط‌زیستی_عقیدتی_نیکوکاری وابسته‌ به نهاد بین‌المللی سکارنای من، در ایران_گیلان_رشت واقع است.

تنور زندگیتان همواره گرم و روشن.

هیچ نمی‌ماند جز مهر🌱

☎️ ۰۱۳۳۲۱۱۶۷۸۰ ، ۰۹۳۳۶۳۳۰۰۲۵

📧 https://t.me/Looklookiii

📮 ایران، گیلان، رشت، بلوار گلسار، خیابان ۱۰۴ ****

📩 Dr.asmadagali@gmail.com 

نویسندگان