شماره‌ی سوم/صفحه شروع

02:20 1405/3/25 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من دکتر اسماء دگلی powerful

۳ تنور روشن...

 

ماهنامه‌ تنور
وابسته‌ به
نهاد بین‌المللی سکارنای من

 My Sekarna International Organization
 MSIO🌱
 Beyond NGO
By Dr.Asma Dagali in 2020
ماهنامه‌ی اینترنتی "نهاد بین‌المللی سکارنای من" با نام دوم تنور و نام پیشین گیتی با سومین شماره‌ی خود به حیات و نشر ادامه می‌دهد.
سردبیر: دکتر اسماء دگلی
سایر اعضاء: تنور تیم
زمان نشر "ماهنامه‌ی تنور" یکم هر ماه به وقت شامگاه ایران میباشد.
لینک عناوین جهت سهولت در دسترسی به مطالب پیشکش می‌شود:
https://mysekarna.blogix.ir/posts
فهرست:
عنوان.........صفحه
هنگامه کنیم.............۱
تیر از چلّه و کمان ماهان می‌گذرد..........۲
با هوشمان کلنجار برویم............۳
سرکی به سنن عجیب بکشیم.............۴
داستان دنباله‌دار..............۵
روانشناسی زوجین را ورق بزنیم............۶
دادخواه باشیم.............۷
یک مقاله‌ی فرهنگی بخوانیم............۸
یک فنجان روان‌شناسی بنوشیم..........۹
به عضلاتمان شوک و رهایی بدهیم.............۱۰
ترفند تغذیه‌ای بیاموزیم...........۱۱
در پیرامون خود قرار یابیم............۱۲
معجر شعر روشن باید.........۱۳
اقتصاد را ورق بزنیم...........۱۴
تحلیلی در حوزه‌ی جامعه‌شناسی بخوانيم...............۱۵
با علم نوین همراه شویم............۱۶
در خصوص فرهنگ اجتماعی بخوانیم..........۱۷
اعلامیه..............۱۸
سیاست را ورق بزنیم............۱۹
📰جهت تماشای بهتر هر عکس روی آن کلیک کنید(ضربه بزنید و نگه دارید) و گزینه‌ی open image
(preview image) را انتخاب نمایید.
📩تنها پل ارتباطی با "ماهنامه‌ی تنور" بخش ارسال نظر در همین صفحه(صفحه شروع) است.
🌱به احترام خانه‌یمان زمین و به پاسداشت درخت "ماهنامه‌ی تنور" نسخه‌ی کاغذی نخواهد داشت. این نشریه صرفاً اینترنتی(مجازی) و در آدرس درج شده در زیر منتشر خواهد شد:
https://mysekarna.blogix.ir 
🔋powerful

0 نظر

شماره‌ی سوم/ صفحه یک

02:14 1405/3/25 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من خانم گل هلی آ

هنگامه کنیم...


مست آن چشم خمارم 
نرسیدن!
نه امکان نیست
من به آغوش شبش محتاجم 
نچشیدن!
نه امکان نیست
تن تبدارش را نبوییدن!
نه امکان نیست
شوق میکیدن آن بی منّت را
به فراموشی سپردن!
نه امکان نیست
اگر بگوید بروم یا که بگوید نه!
جوابم این است
امکان نیست که امکان نیست

👩‍🦰خانم گل

 

نهی دشمن دانا بلندم کرده است

نهی بر زمینم کوفته نادان دوست

خویشتن را به دوش افکنده ام

دوست را بنشانده ام بر رو به رو

آنکس که من را اوج داده من بوده است

ورنه دشمن  دشمنی کرده نه جود

آنکس که من را بر زمین کوفته دشمن بوده است

ورنه دوست همواره بوده ست دوست

🦢 هلی آ

شماره‌ی سوم/ صفحه دو

02:06 1405/3/25 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من تاریخوار

تیر ماه از چلّه و کمان ماهان میگذرد ...

 

تیر یا سرطان چهارمین ماه سال در گاه‌شمار هجری خورشیدی ست. در این تقویم تیر از نود و چهارمین روز سال آغاز شده و تا صد و بیست و چهارمین روز سال در طی ۳۱ روز ادامه دارد و نخستین ماه فصل تابستان به حساب می‌آید.
برج فلکی تیرماه برج سرطان (خرچنگ)، چهارمین برج فلکی از دایرةالبروج است. نماد این برج خرچنگ نامیده می‌شود.
در گاه‌شماری رسمی ایران نام این ماه از نام ماه چهارم گاه‌شماری اوستایی نو برگرفته شده‌است. در گاه‌شماری زرتشتی سیزدهمین روز هر برج نیز تیر روز نام دارد و در تیر روز از تیرماه، جشن تیرگان برگزار می‌شود.
تیرماهی ها چگونه‌اند؟
حساس، سریع الانتقال، رویایی، عاشق خانه و خانواده، منزوی، عاشق مهتاب، عاشق فرزند، علاقه‌مند به کشاورزی، گاهی آرام و گاهی طوفانی، خجالتی، بسیار با سلیقه و شیک پوش، پشتیبان اقوام، دارای قویترین احساسات، بهترین آشپز، علاقه زیاد به گل، دارای حس پدرانه یا مادرانه، با وفا، رفیق باز، صرفه جو و اقتصادی، محتاج به کمک دیگران، پر محبت، مطیع همسر، تا حدودی خسیس، متنفر از انتقاد، با هوش، اهل قهر و آشتی، در آشتی پیش قدم نمی‌شود، همسری با وفا، غمگین در روز‌های ابری، گاهی خوب و گاهی بد، خیالاتی، عاشق عتیقه و اشیاء کهنه، اهل تدارک و آذوقه، مادی گرا و پول پرست، رک گو، خودخواه و مغرور، تا حدودی سطحی نگر، صبور و آرام، حافظ اسرار، علاقه زیاد به مادر، عاشق تعریف و تمجید، مهمان نواز عالی. خیلی ظریف، شکیبا، صمیمی، محافظه کار، اهل ریسک نیست، میهن پرست، انتقام جو، وسواسی، رئوف و مهربان.
یادی کنیم از T.C دوست‌داشتنیمان که در این ماه متولد شده و نزدیک بود معشوقه‌اش در ایران به حکومت برسد اما در عوض《نهاد بین‌المللی سکارنای من》 قدرتی ویژه یافت. اینجا ست که باید معترف شد چه خوش گفت شاعر:
اگه برنده هم بشی
به باخت من سر به سره
وقتی دیدی که سوختی
و... ادامه‌ی ماجرا
 

🐒 به کوشش تاریخوار
 

شماره‌ی سوم/صفحه سه

02:01 1405/3/25 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من مهوش

با هوشمان کلنجار برویم...

 

الف) کدام کلمه با بقیه فرق دارد؟
پرنده، پرواز، پنچر، چرخ

ب) عدد بعدی را حدس بزنید.
۳۲،۴۴،۵۶،۶۸،...

ج) الگو را تکمیل کنید.
رابین، اردک، جلبک، ...

د) نام ده حیوان را ذکر کنید که با پ شروع شود.

🦥 توسط مهوش

شماره‌ی سوم/صفحه چهار

01:56 1405/3/25 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من گیله زن

به سنن عجیب سرکی بکشیم...


از سری سنت‌های عجیب که در شمال ایران بسیار رایج است دماوند جان نام دارد. طی این عقیده هر ساله دختری جوان و زیبا به مدت یک سال به عقد قله‌ی دماوند درمی‌آید.
دماوند از دیرباز در تاریخ ايران و جهان اهمیت ویژه‌ای داشته‌ است. علی‌الخصوص که در سنوات دور آتشفشانی فعال نیز بوده است و هر چه پیش آمده از این خروش کاسته شده است و اکنون خاموش گشته است.
مردمان گیلان و مازندران معتقدند دماوند پرخروش بوده و از سر و صدا و گازهای سمی اش ساکنان دامنه و کوهپایه‌اش همواره ناراضی بودند اما به احترام او سکوت می‌کردند. تا اینکه روزی دختری جوان و زیبا سعی می‌کند به قله نزدیک شود و با او سخن بگوید. در میانه‌ی راه هر دو در دام عشق یکدیگر گرفتار می‌شوند و دماوند کوه دختر را به عقد خود درمی‌آورد و از خروش می‌افتد.
دختر که حالا همسر دماوند گشته از شدت هیجان و خوشحالی میدود و تمام اهالی روستا را خبر می‌دهد. هفت شبانه روز جشن و پای کوبی برگزار می‌شود.
همسر دماوند شدن بصورت اصطلاح و کنایه از ازدواج با فردی بزرگ و مهم رایج می‌شود و بسیاری از دختران جوان و زیبا بطور نمادین هر سال در اوایل شهریور ماه به پاسداشت این سنت چند هزار ساله به عقد دماوند در می‌آیند.
🐔برگرفته از خاطرات گیله زن 

شماره‌ی سوم/صفحه پنج

01:54 1405/3/25 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من هلی آ

داستان دنباله‌دار...


ماه مغربی/ژانر درام_معمایی_جنایی
قسمت سوم:


گلهای کاغذی حیاط را پوشانده‌اند و بابا دغدغه‌ی جارو کردنشان را دارد. مامان چای بهارنارنج دم کرده و با چند شیرینی خرمایی که خاله شفیعه برایمان سوغاتی آورده روی بهارخواب می‌چیند.
_دلت می‌آید جارویشان کنی؟ حیاط را زیبا کرده‌اند. بگذار همینطوری بمانند.
مامان راست می‌گفت. حیاط مانند دشت ارغوان رنگی و زیبا شده و با نسیم عصرگاهی گلبرگها اینور و آنور می‌شوند و چون موج روی هم میغلتند. اما بابا جارو را برداشت و مشغول شد. گفت اگر بماند تا فردا خانه را بید و موریانه برمی‌دارد.
من چایم را برداشتم و آرام آرام نوشیدم. مامان شیرینی را جلویم جای داد که تلخ نخورم. بابا هم پشت بندش گفت:
_ چرا تلخ بابا؟ با شیرینی بخور. مامانت برای تو کنار گذاشته و گرنه دیشب من تمامش را خورده بودم. نرم و پر ملات ...
ادامه‌ی صحبت‌های بابا را نشنیدم. پیام‌های سرشار از عشق و مهر فرداد حواسم را جمع خودشان کردند اما دومی را کامل نخوانده حس دلزدگی عجیبی سر تا پایم را گرفت و گوشی را به کناری پرت کردم. می‌خواهد یکدیگر را ببينيم. همین دیروز خانه‌اش بودم. حس میکنم هنوز بوی تند ادکن و عرقش روی تنم مانده. باز ذهنم به حرف میوفتد:
_وای خدایا من چه کردم؟ اگر مامان بفهمد، وای بابا! لعنت به من. لعنت به فرداد. کاش هرگز ندیده بودمش. کاش بمیرد. کاش...
یهو مامان گفت:
_ نظرت در مورد "امیران" چیست؟
و میان بهت من ادامه داد:
_ از کودکی همدیگر را دوست داشتید. خاله‌ات هم برای همین آمده بود. خواستگاری کرد. جواب منو پدرت مثبت است. تا نظر تو چه باشد.
و همچنان بی‌توجه به تعریف و تمجید پرداخت:
_ ماشالله چه قد و قراره ای! استخدام هم شده. درسش هم تمام شده. طبقه بالا را هم خودش مهندسی کرده و ساخته حالا هم آماده است. فقط مانده تو بروی و خانمش بشوی. نظرت چیست مهرو؟
خوب شد اینبار بابا وسط پرید و با مامان مشغول صحبت شد و گرنه من همانجا و همانطور مبهوت مجسمه‌ای ابدی میشدم. در ذهنم فقط صدای خودم پیچیده بود که میگفت:
_من دیروز چه کردم؟ فرداد دیروز با من چه کرد؟ امیران چرا زودتر به دادم نرسید؟ فقط یک روز زودتر می‌توانست ناجی من باشد اما حالا! دیروز حقیقت دارد؟ دیروز وهم نبود؟ کاش حداقل لذت برده بودم، کاش دوستش داشتم، کاش از در کنار او بودن راضی بودم! او با من چه کرد؟ فرداد من را ... وای خدای من.
از جایم برخاستم و به بهانه‌ی بستن پنجره‌ی اتاقم به داخل خانه پناه بردم. از شدت انزجار نمی‌توانستم خودم را تحمل کنم و چندبار از ذهنم گذشت کاش مرده بودم.
بابا به اتاقم آمد و کنار تختم نشست.‌ میخواست بگوید اگر امیران را نمی‌خواهم بدون رودروایسی بگویم.
_ امیران را نمی‌خواهم بابا چون میخواهم زندگی کنم. میخواهم کمی خودم باشم. تازه جوان شده‌ام. دلم استقلال می‌خواهد. بال زدن برای خودم. دلم می‌خواهد کار کنم. درس بخوانم. تفریح کنم. جوانی کنم‌. زندگی کنم. دوستم گلرخ هفت سال از من بزرگتر است. میدانی چقدر تجربه دارد؟ چقدر زندگی کرده؟ من چه کرده ام؟ هیچ.
این حرفها را از فرداد یاد گرفتم. وقتی خواست خامم کند و گفت زندگی کردن را یاد بگیر. من هم خام نشدم بلکه دوست داشتم تجربه کنم.
بابا همانطور خشک و خیره در جوابم گفت:
_ آن زندگی کردن که تو می‌گویی برازنده و اندازه‌ی گلرخ است نه تو. ما نمی‌خواهیم تو به دردسر بیوفتی یا کژی و ناخوشی تجربه کنی.
_ اگر می‌خواهید همواره شاد باشم رهایم کنید‌. من تا زمین نخوردم راه رفتن نیاموختم.
_ خوب است!
_ جدی میگویم بابا. میخواهم بال بزنم. میخواهم پرواز کنم.
_ جدی میگویی؟
_ برایتان عجیب است؟
_ فکر میکردم ما برایت کافی باشیم.
_ میخواهید هرباره من بشکنم و از حدودم پایین بیایم تا کافی باشید؟
_ این چه حرفی ست؟ توهین میکنی؟
_ نه بابا. معذرت میخواهم که اینطوری برداشت کردید. من فقط می‌خواهم زندگی خودم را داشته‌ باشم.
_ بعد از ما شاکی نمیشوی؟ اگر واقعاً بر این مسیر اصرار داری من تسلیم می‌شوم اما این را بدان تر و خشکش باید برای خودت باشد و چیزی که ما از تو می‌خواهیم همان دختر باکمالات خودمان است.
_ قول می‌دهم.
_ پس به مادرت بگویم جوابت منفی ست؟ امیران حیف است. می‌تواند روزهایت را خیلی خوش کند.
با سر علامت دادم که جوابم منفی ست و دیگر توان صحبت ندارم. بابا هم فهمید و رفت و در اتاقم را بست.
آن شب تا صبح گریستم. امیران آرزویم بود. خیلی دوستش داشتم. گلرخ اگر جای من بود برایش مرده بود. از کودکی آرزوی امیران را داشتم و حالا که برآورده‌ شده بود من نمی‌توانستم. چطور باید به او می‌گفتم دیگر  آن دختر خاله‌ی سابقش نیستم. چطور باید می‌گفتم دیگر دختر نیستم‌. بلکه موجودی بغایت احمقم که نفهمیدم در عرض چند ساعت چطور زندگیم به هم ریخت و سیاه شد. پس بهتر است جواب منفی بدهم و در تنهایی و فرصت مناسب راه حلی برای ادامه‌ام بجویم.
صدای مامان و بابا را می‌شنوم. مشخص بود مامان پشت در ایستاده و منتظر است بابا بیرون بیاید و جوابم را بداند:
_ چی؟ وای! نپرسیدی چرا؟
_ بگذار راحت باشد.
_ برو همين حالا بپرس چرا
_ فردا میپرسم. به هممان نریز. برویم حیاط.
رفتند و من در تنهایی بغض کردم اما اشکم نیامد. مثل شیرینی نرم و لطیف بیرون مانده سفت و سنگی شدم و از این حالم بدم نمی‌آید. حالا که تنها هستم با خودم می‌اندیشم چرا نروم خوابگاه و پیش همکلاسیهایم نمانم؟ چرا با گلرخ صمیمیتر نشوم؟ چرا استخر مجانی دانشکده نروم؟ چرای غذای سلف نخورم؟ مگر چه عیبی داشت که تا حالا چنین نکردم؟
به گلرخ پیغام دادم. جوابم را نداد. سعی کردم زود بخوابم و از فردا برنامه‌ی جدیدم را برای زندگی شروع کنم. زندگی جدیدی که من آن را به جبر پذیرفتم اما می‌خواهم لذت‌بخش تجربه‌اش کنم هر چند هر چه پیش رفتم فهمیدم او مرا نمی‌خواهد. مرا از خود نمی‌داند و با من همراه نیست. مثل این است که مرا می‌خواهد تا همگنانش را برایش بیابم و بروم پی کار خودم.
🦢 هلی آ
 

شماره‌ی سوم/صفحه شش

01:51 1405/3/25 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من شیدا

روانشناسی زوجین را ورق بزنیم...


به طور کلی در روابط زوجین دو نوع پارتنر می‌توان قائل شد.
۱. پارتنر عمومی: پارتنری که اجتماعی بوده و خواهان روابطی در سطح کلونی و فراتر از زوجیت است. این نوع پارتنر محبوب فامیل، دوستان و جامعه است. همیار، همدل، خوشرو و مردمی ست و روحیه‌ی حل شدنش در اجتماع هر قدر بزرگتر باشد بیشتر و بهتر است همچنین می‌تواند نماینده و رهبر باشد.
برای این نوع پارتنر حریم شخصی تعریف نشده و یا بسیار کمرنگ است. او حس مالکیت قوی ندارد و چارچوبش همان چارچوب جامعه‌اش و حتی فراتر از آن است. این مدل در صورتی ایجاد میشود که فرد از پیرامون خود و ارتباط گرفتن با انسان‌ها سیراب نباشد و این ولع خود را حتی در بعد از برقراری رابطه‌ی زوجیت، به این صورت نشان می‌دهد.
عدم مرکز توجه بودن و یا مورد تبعیض و بی‌مهری واقع شدن از سوی والدین خصوصاً در دوران کودکی چنین شخصیتی خواهد ساخت.
این نوع پارتنر می‌تواند در موارد حاد به خیانت‌ نیز رویآورد.
۲. پارتنر خصوصی: پارتنری که غیر اجتماعی ست و خواهان روابطی در حد زوجیت یعنی دودویی و محدود در تمام مقاطع زندگیش است. او مورد احترام فامیل است اما روابطش کم و بسته است و در کمیت معدود است. برای او کیفیت اهمیت بیشتری دارد همچنين می‌تواند بعنوان حاکم و مرجع باشد.
برای این نوع پارتنر حریم خصوصی اهمیت ویژه‌ای دارد و حس مالکیتش قوی ست در ضمن چارچوب او چارچوب خودش است.
این مدل در صورتی ایجاد میشود که فرد از پیرامون خود و ارتباط گرفتن با انسان‌ها سیراب باشد و این حس سیری در او تا دلزدگی و سردی حتی در همان رابطه‌ی زوجیت هم پیش برود.
مرکز توجه بودن و یا مورد عشق و مهر وافر واقع شدن از سوی والدین خصوصاً در دوران کودکی چنین شخصیتی خواهد ساخت.
این نوع پارتنر می‌تواند در موارد حاد به عزلت گزینی نیز رویآورد.
شما چه نوع پارتنری میپسندید؟ کسی که با او شاداب باشید و دنیا را بچرخید و ماجراجویی را تجربه کنید یا کسی که در کنارش به اوج و شکوه برسید و چون ستاره‌ای در آسمان شب بدرخشید؟

🖋 به قلم سردبیر و به درخواست 👱‍♀️مادمازل نجوا

شماره‌ی سوم/صفحه هفت

01:47 1405/3/25 | Powerful
اسماء دگلی ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من

دادخواه باشیم...

 

🌐 بیانیه‌ی دادخواهی
داد شده توسط  نهاد بین‌المللی سکارنای من با نام بین‌المللی 
My Sekarna International Organization 
و به اختصار MSIO
به مديريت خانم دکتر اسماء دگلی
با موضعیت درخواست پیگیری و اجرای اشد مجازات برای عوامل سقوط مدنی زن زندگی آزادی در ایران شروع به سال ۲۰۲۲. MSIO به استحضار می‌رساند این جنایت بزرگ که از ایجاد آشوب در ایران و به بهانه‌ی مخالفت با سیاستهای متحجرانه نهاد جمهوری اسلامی ایران شروع شد و به طبع آن نهاد جمهوری اسلامی ایران و حامیانش را به واکنش واداشت، تا کنون یعنی به تاریخ ۲۰۲۶ مسبب مستقیم و غیرمستقیم چندین جنگ و کشته شدن حداقل یک صدهزار نفر در خاورمیانه گشته است که به نوعی نسل‌کشی شباهت دارد. این جنایت بزرگ کودکان را بطور جد هدف گرفته است. ابعاد این روند زنجیره ای بسیار وسیع است و به حد هشدار رسیده است. MSIO بدین وسیله از تمام جهانیان جهت کنترل این بربریت بین‌المللی درخواست کمک دارد. MSIO خواهشمند است عوامل این به‌هم‌ریختگی جهانی و ایجادگران این زنجیره جنایت‌های بین‌المللی از سرشاخه به همراه حامیان تأثیرگذارشان به اشد مجازات محکوم شوند زیرا صلح جهانی مورد هدف واقع شده و به شدت آسیب دیده است.
خواهشمندیم آتش افروزان را به احترام درگذشتگان و به پاسداشت بازماندگان از برای حفظ تمدن در دادگاه‌هایی علنی محاکمه و مجازات کنید و این رویه بغایت خطرناک را بدون ایجاد آسیب بیشتر کنترل کنید.
از این آتش کشنده عده‌ای بسیار سوخته‌اند و عده‌ای بسیارتر از دود و عوارض آن جانباخته اند. سکوت در این دهشناکی جایز نیست و هرگونه حمایت توجیح اخلاقی و انسانی ندارد.
به امید دنیایی بهتر
هیچ نمی‌ماند جز مهر🌱
اسماء دگلی (هلی آ/آی هو/هیاهو) مؤسس، مدير و ناظر اصلی نهاد بین‌المللی سکارنای من

شماره‌ی سوم/صفحه هشت

01:33 1405/3/25 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من شیدا

یک مقاله‌ی فرهنگی بخوانیم...


بیهوده گرایی از دیرباز از معضلات بزرگ زندگی بشر بوده و است و با گذشت زمان این تومور بدخیم بیشتر رشد می‌کند. درست است که در وهله‌ی اول باید ترسید زیرا نشان شکست هوش و توانایی انسان در همگامی با طبیعت است اما آنچه ملموس است بلعیدن انرژی و توان پیرامون است که به شدت و قدرت توسط این دیو مخفی اتفاق می‌افتد.
بیهوده‌گرایی در هر زمینه‌ای می‌تواند ریشه بزند  و رشد کند و مدتی بعد چیره و سائس شود و حتی به دیان برسد. کوچکترین کاهلی صاحب منزلی او را در پی خواهد داشت.
اصولاً رسیدن به بیهودگی در هر چیز نشان ضعف تا قبل از رسیدن است. بسیاری ضعفها غیر قابل جبرانند و بسیاری سخت جبران می‌شوند.
مثال‌های مد نظرم در مبحث بیهوده‌گرایی بررسی چند رشته‌ و گرایش تحصیلی ست که تا مقاطع بالای تحصیلی توسط مراکز آموزشی مختلف و بر پایه‌ی سرمایه‌ی ملی جذب دانشجو دارند و در کنار اتلاف انرژی، وقت و هزینه‌ی فراوان، آنچه بعنوان آموزش ارائه می‌دهند به حدی مبتدی، سطحی و عاميانه است که خروجی عملاً و در بوته‌ی قیاس، با هیچ یکسان است.
با احترام به دوستان عزیزم که سوخته‌های این مسیرند مطلب را پیش میبرم. 
برای مثال اگر خانم خوش سلیقه‌ی زبر و زرنگی هستید که حرفتان در خانه بُرش دارد و هر باره دیزاین خانه‌یتان را با دست‌سازه های زیبایتان تغییر می‌دهید و چشم‌نواز می‌کنید، بنابر زوایای نورپردازی و ایده‌های خلاقانه چیدمانش را عوض می‌کنید، رنگ و مدل دیوارپوش، کفپوش، سقف و ... را به روز می‌کنید و صاحب ایده‌اید، جای دیواری را عوض می‌کنید یا در جایی پنجره می‌نشانید و ... باید گفت منزل شما همواره پروژه‌ی زنده‌ی پایان ترم و ارائه‌ی نهایی شما ست تا بعنوان مهندس معمار داخلی معرفی شوید. بعبارت بهتر این رشته‌ی پرصدای تحصیلی با آن همه هزینه در تمامی ابعاد، خروجیش یک خانم هنرمند و باسلیقه است که نرمال ایرانی ست و مادرش وظیفه داشته تابستانها برای سرگرم کردنش به او هنرهای مختلف بياموزد.
در حقیقت در خصوص بسیاری رشته‌ها و گرایش‌های مربوط به هنرهای دستی و تجسمی، آشپزی و قواعد طب خانگی، روانشناسی، علوم سیاسی و اجتماعی، ادبیات و ... نیازی به تحصیلات دانشگاهی و تکمیلی نیست‌. کافی ست دول مختلف در نهادهای گوناگون در پرورش خلاقیت، منطق، نظم، مهارت زندگی، عقلمندی، هنر دوستی، کتاب‌خوانی، مهرورزی، طبیعت دوستی و ورزش دوستی افرادِ خود بکوشند تا خروجی انسانی باشد که نیاز نباشد برای آماده ساختنش جهت ورود به دنیای نو تا به این‌ اندازه در ابعاد گوناگون و حتی سرسام‌آور هزینه‌ شود و در حق دیگران اجحاف صورت گیرد.قابل توجه است که این بغرنج فرهنگی که به عرصه‌ی عمل رسیده از مصادیق جوجه رنگ کردن و به جای قناری فروختن است. علاوه‌بر آن هزینه در بخش تحصیلات و مدارج علمی بطور چشمگیری زیاد است هر چند عادلانه و همگانی هم نیست.
حائز اهمیت است که‌ آنچه بعنوان آموزش در موارد مزبور ارائه‌ می‌شود زندگی نرمال و روتین خانوادگی عده‌ی کثیری از خانواده‌های هوشمند، کوشا و بهینه‌ی ایرانی ست. کافی ست خط مش آنان آموزش داده شده و الزام شود. نیکی را باید گسترانید.
هر چند ما در ایران در قرنی به سر میبریم که بعد از حذف پادشاهی، رهبر و حتی دولت به ارائه‌ی خدمات الکترونیک رسیده‌ایم و این مهم نوید خوشی برای آینده‌ی ایران و جهان است زیرا بیهوده‌گرایی در ابعاد مختلف کنترل شده و جای خود را به ملزوم گرایی می‌دهد.
🖋به قلم سردبیر و  با همکاری 🐝 شیدا

شماره‌ی سوم/صفحه نه

01:19 1405/3/25 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من مادمازل نجوا

یک فنجان روانشناسی بنوشیم...


سکس تراپی شاخه ای از مهارتهای روان شناختی در مقوله‌ی بهبود روابط بین زوجین است. این شاخه بر این اساس ایجاد میشود که سکس بهینه نه تنها می‌تواند سبب افزایش قدرت جسمی و ذهنی زوجین شود که گره‌های روانی به کمک آن مرتفع می‌گردد. سکس تراپی می‌تواند به اندازه‌ی مشاوره‌ تراپی سطح A، دارو تراپی با طی کامل دوره، بستری شدن و نظارت متخصص و سایر متدهای درمانی برتر جوابگو باشد.
بر عکس آن اگر رابطه‌ی جنسی نامطلوب باشد می‌تواند گره‌های سختی ایجاد کند و ترومای ناشی از آن عمیق باشد. اقسام تجاوز، تعرض، پوزیشنهای غیر لذت‌بخش یا دردناک جنسی در هر کدام از طرفین می‌تواند در او فاجعه بیافریند.
فاجعه‌ی جنسی که در بیشتر موارد توسط مرد(فاعل) ایجاد میشود به دو علت اتفاق می‌افتد:
۱. عمدی
۲. غیر عمدی
مورد اول نشان و ناشی از بیماری‌های روانی خطرناکی ست که یکی از آنها سادیسم است و طرف ایجاد کننده بدان مبتلا ست و باید پیش از ورود به رابطه درمان شود. ایجاد درد، ایجاد آسیب، درخواست‌های نامعقول مانند سکس مقعدی یا دهانی، استفاده از الفاظ رکیک و ... در این دسته جای می‌گیرند.
مورد دوم نشان و ناشی از هوش پایین جنسی و ارتباطی، تازه کار بودن و بی تجربگی، اشتباه سهوی و عوامل خارجی ست.
کشش جنسی به: موارد متضاد یا در تقابل، ضعیفتر برای آقایان، قویتر برای خانمها، معیارهای غیراخلاقی یا عجیب از نقاط ضعف و جزء موارد ترومایی دسته‌بندی می‌شوند. این بیماری سبب تداخل نژادی_عقیدتی و ایجاد گونه‌های جدید اما ضعیف می‌شود.
برای مثال پیوند میان فرد پدوفیل و فرد الکترا یا ادیپ می‌تواند شور عاطفی و جنسی بیافریند اما نتیجه مطلوب نیست زیرا نه تنها سبب درمان در طرفین نمی‌شود که تشدیدشان می‌کند. این کشش بعنوان نوع غالب، سبب ایجاد ناآرامی‌های فردی و اجتماعی می‌شود. بررسی الگوی تهاجمات بلوک غرب به مناطق بومی و رفتارهای ناشی از ناپختگی مانند لجبازی، وابستگی و ... در قبال بلوک غرب از سوی مناطق بومی در این دسته تقسیم‌بندی می‌شوند که باید درخصوص هر دو طرف درمان صورت پذیرد.
ادیان ابراهیمی با اعتقاد به مبحث بهشت بعنوان پاداش و منزلگاه آمال، همچنین با توجه به توصیفات قائل شده نسبت به آن، خصوصاً در زمینه‌ی کامجویی جنسی، از نمونه‌های کامل انحراف اخلاقی و جنسی هستند که باید در خصوصشان همتی جهانی انجام شود.
🖋به قلم سردبیر و به درخواست 👱‍♀️مادمازل نجوا

شماره‌ی سوم/صفحه ده

20:11 1405/3/16 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من امیرسام

به عضلاتمان شوک و رهایی بدهیم...


ده هسته‌ی برنده عنوان مسابقه‌ای در ژاپن است که هر ساله میان مردم محلی برگزار می‌شود. طی این مسابقه شرکت کنندگان باید صد عدد گیلاس بخورند و هسته‌ی آن را طی پنج ست بیست تایی درون  لیوانی پرتاب کنند. هر کس بیشترین پرتاب دقیق را در کمترین زمان ارائه دهد برنده است و جایزه‌اش یک نهال گیلاس ژاپنی ست.
این مسابقه از جاذبه‌های گردشگری بومی ژاپن به شمار می‌رود و سالانه تعداد زیادی از شرکت کنندگان آن را جهانگردان تشکیل می‌دهند.
لاوی گندوی بازیگر سریال مرد همیشگی از برندگان این مسابقه است و عکسهایی از کاشتن نهال گیلاسش در حیاط خانه اش منتشر کرده که توجه کاربران را به خود جلب کرده است.

عده‌ای می‌گویند در سال‌های دور یک شب همخوابگی با گیشای منتخب و محبوب حاکم، نسیب فرد برنده می‌شده است. اما صبح فردا قلب مرد ماجراجو از سینه بیرون کشیده شده و بعنوان صبحانه برای حاکم سرو می‌شده است.

🌻نقل از Golden body 
🎩 به کوشش امیر سام

شماره‌ی سوم/صفحه یازده

20:07 1405/3/16 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من آرشاد

ترفند تغذیه‌ای بیاموزیم...


پنیرها خوشمزه‌های مقوی هستند و استفاده‌ی روزانه از آنها لازمه است. در مناطق مختلف اروپا اقسام پنیر وجود دارد و هر شهر و حتی هر خانواده پنیر مخصوص خودش را تولید، مصرف و عرضه می‌کند. هر چه انبار پنیر بزرگتر و قدیمی‌تر باشد یعنی خانواده متمولتر و داناترند.
روشهای مختلفی برای رسیدن به پنیرهای خوشمزه وجود دارد که از بریدن و دلمه کردن شیر و جدا سازی مایع از بخش جامد حاصل می‌شود همچنین عده‌ای با اضافه کرد آرد یا نشاسته بخش مایع را از دلمه جدا نکرده و با ادغامشان در نسبت‌های مختلف در هم به انواع جدیدی از این خوراکی لبنی دست میابند.
میتوانید در خانه شیر تهیه کنید، بجوشانید و وسط جوشیدن چند قطره اسیدیته اضافه کنید و یا ظرفتان را از ابتدا چرب کنید و یا قرص پنیر تهیه کنید و شیر را دچار بریدگی کنید. پیشنهاد شخصی من اضافه کردن یک برش سیب، گلابی و به است که در ابتدای جوشیدن در ظرف حاوی شیر قرار می‌گیرد و با آن میجوشد. با جوشاندن بیشتر، دلمه ها کلفت می‌شوند و باید آبکش شوند و قسمت جامد، پنیر خواهد بود. اما اگر آرد یا نشاسته اضافه شود مایع مقوی شی باتر هدر نمی‌رود هر چند عده ای با جوشاندن و همزدن آن به قراقروت می‌رسند که خوراکی بسیار مغذی و پر فایده‌ای ست.
در زیر لیستی از فرمولهای مشتقات شیر خواهید دید:
۱. کره: همزدن شیر به صورت لت زدن
۲. ماست: هم زدن شیر به صورت درجا و یا ایجاد تغییر دما در آن تا غلیظ شود
۳. روغن: جوشاندن کره
۴. کشک: جوشاندن و آبگیری ماست
۵. پنیر: ایجاد دلمه در شیر و آبکش کردن آن
۶. قراقروت: جوشاندن و همزدن سریع آب ماست و آب پنیر
۷. یخ شیر: به دمای صفر رساندن شیر
۸. دوغ: همزدن ماست مخلوط با آب بصورت لت زدن
۹. سر شیر: چربی رویه‌ی شیر حاصل از جوشاندن شیر
۱۰. شیر عسلی: مایع غلیظ و کرم رنگ زیر سرشیر

🦎به کوشش آرشاد
 

شماره‌ی سوم/صفحه دوازده

20:05 1405/3/16 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من ماندانا

در پیرامون خود قرار یابیم...


دکوراسیون های مختلف هر کدام حال و هوای خاصی خود را دارند زیرا پدیدآورندگان آنها لطافت روحی و ظرفیت هوشی منحصر به فردشان را در این گستره و بدین طریق عینیت بخشیده‌اند.
مدل جو&جی که مخفف جولیا و جیمز است از مدل‌های زیبا در کاتالوگهای کلاسیک اروپا به شمار می‌آید. این مدل یادآور و تداعی کننده‌ی خانواده‌ای اصیل و متشخص است که در گذر ایام از میزان نفوذ و ثروتشان کاسته شده است. آرامشی توام با غم و تفکر در این استايل موج می‌زند و بسیار مطلوب هنرمندان و اندیشمندان کلاسیک است.
استفاده از رنگهای سبز تیره و کال در کنار قهوه‌ای یا آبی تیره و کال در کنار خاکستری به همراه لوازمی با نمای قدیمی اما گرانقیمت و مرمت شده همچنین حیاطی(یا گاردن روف و یا پنت هاوس) بزرگ و پر گیاه از ملزومات این مدل دکوراسیون داخلی هستند.
صبح‌های جو&جی لطیف و امیدبخش است و عصرهای آن بوی قهوه و تارت و باران می‌دهد.
جالب است بدانید جولیا و جیمز وکرسان هر دو در یکی از دانشکده‌های هنر انگلستان درس می‌خواندند و از همان اولین دیدار به یکدیگر دلباختند و به گفته‌ی سایرین عشقی عمیق و بی‌صدا بین‌شان جریان داشت.
خانه‌ی مشترک این زوج که با این سبک و به دست خودشان‌ چیدمان شده بعد از مرگ جولیا و مهاجرت جیمز به آفریقا، به امور خیریه واگذار شده و سالها ست مورد استفاده‌ی عکاسان و فیلمبرداران جوان و تازه کار قرار می‌گیرد.

🏵به کوشش ماندانا

شماره‌ی سوم/ صفحه سیزده

20:01 1405/3/16 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من مرد جان

معجر شعر روشن باید...


در این شماره با احمد شاملو همصدا شویم.

*از تو حرف می‌زنم
چنان نوبرانه می‌شوم؛
که بهار هم
دهانش آب می‌افتد …!

* قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی
من درد مشترکم ….
مرا فریاد کن !

* اندیشیدن
در سکوت
آن که می‌اندیشد
به‌ناچار دَم فرو می‌بندد
اما آنگاه که زمانه
زخم‌خورده و معصوم
به شهادتش طلبد
به هزار زبان سخن خواهد گفت

* گر بدین‌سان زیست باید پست
من چه بی‌شرمم اگر فانوسِ عمرم را به رسوایی نیاویزم
بر بلندِ کاجِ خشکِ کوچه‌ی بن‌بست.
گر بدین‌سان زیست باید پاک
من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمانِ خود، چون کوه
یادگاری جاودانه، بر ترازِ بی‌بقایِ خاک

* من سرگذشتِ یأسم و امید
با سرگذشتِ خویش
می‌مُردم از عطش
آبی نبود تا لبِ خشکیده تر کنم
می‌خواستم به نیمه‌شب آتش،
خورشیدِ شعله‌زن به‌درآمد چنان که من
گفتم دو دست را به دو چشمان سپر کنم
با سرگذشتِ خویش
من سرگذشتِ یأس و امیدم…

🐯به کوشش مرد جان

شماره‌ی سوم/صفحه چهارده

19:58 1405/3/16 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من شیدا

 اقتصاد را ورق بزنیم ...


از دیر باز کسب درآمد هدف، روتین و آمال افراد مختلف جامعه بوده است زیرا با تأمین رفاه ارتباطی مستقیم دارد. بطور کلی درآمد از طریق اشتغال‌ حاصل می‌شود.
اشتغال به چه معنا ست؟ اشتغال یعنی انجام فعلی که شغل نامیده میشود و شغل یعنی ارائه‌ی خدمات و دریافت دستمزد.
ورای اینکه شغل هر فرد چیست و چگونه است تعریف کلی آن به این صورت است که فرد شاغل خدماتی ارائه داده و دستمزد دريافت می‌کند. در حقیقت شغل یک نوع معامله و بده بستان است. مشاغل هر چه باشند  کارفرما، کارمند، کاسب، کارگر، خصوصی، وابسته و ... از این فرمول پیروی کرده و بوجود می‌آیند.
امروزه با ارائه‌ی خدمات الکترونیک مشاغل متنوع و متفاوت شده‌اند.
با توجه به مطلبی که در بالا عرض کردم سایر افعال نیز بر این پایه چنین تقسیم و نامگذاری میشوند:
شغل: یعنی ارائه‌ی خدمات و دريافت مزد. مانند نانوا، معلم، خیاط، وزیر و ... .
اهداء: یعنی ارائه‌ی خدمات و عدم دریافت مزد. مانند اقسام امور عام‌المنفعه و بخشش.
جرم: یعنی عدم ارائه‌ی خدمات و دريافت مزد. مانند اقسام کلاه‌برداری و سرقت.
از وظایف نهادهای مختلف حکومتی در هر جامعه می‌توان به ایجاد مسیرهای مختلف کسب درآمد اشاره کرد.
نهاد بین‌المللی سکارنای من به کسب درآمد غیر وابسته‌ تأکید ویژه دارد. مشاغل آزاد و خصوصی در اولویت توجهند هر چند می‌توان در زمینه های گوناگون و حتی در نهادهای مختلف نیز مشغول شد یا مشغول ماند.

🖋 به قلم سردبیر و 🐝 ایده‌پردازی شیدا 

شماره‌ی سوم/صفحه پانزده

19:55 1405/3/16 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من

تحلیلی در حوزه‌ی جامعه‌شناسی بخوانيم...


شاعر، نویسنده، محقق، اهل قلم، فرهیخته، اندیشمند و...
عناوینی با بار معنایی فراوان و کوله باری سنگین، قابل احترام و افتخار و سرآمدان تفکری جامعه.
آیا همواره باید به این افراد در پیرامون خود بالید و در تمامی موارد سبب فخر اطرافیانند؟
جواب منفی ست! در تفصیل پاسخ باید بگویم دو بستر برای رشد یک سرآمد تفکری وجود دارد که دو نوع مجزا نتیجه خواهد داد:
۱. کمال جمعی سبب رشد و بروز سرآمد تفکری می‌شود.
۲. کمال فردی سبب رشد و بروز سرآمد تفکری می‌شود.
بین مورد یک و دو تفاوت بسیار و قابل توجهی وجود دارد. به عبارت بهتر از حیث بررسی محیط، دو مورد مزبور در تقابل و تضاد با یکدیگرند.
در مورد اول، اجماع به کمال رسیده در کنار هم دانه‌ای پرورانده و میوه‌ای مطلوب از هم‌زیستی بهینه و رشد جمعی خود برمیچینند. این میوه یا سرآمد تفکری، محصولی جمعی ست. دسته‌ای در جامعه آب بوده‌اند و دسته‌ای دیگر خاک و دسته‌ای هوا، و دانه از شدت قرار گرفتن در پیرامون سازگار به رشد افتاده و ثمر داده است. گویی راهی جز این برایش نمانده باشد.
در مورد دوم فرد بطور شخصی و با دوری گزینی از پیرامونش به کمال می‌رسد. در مورد دوم فرد به دور خود پیله میتند و با انزواطلبی به رشد می‌رسد سپس پیله گشوده و به پرواز در می‌آید. این پروانه یا سرآمد تفکری، محصولی فردی ست و حاصل شخصی خودش است. کما اینکه جامعه در این مورد مسبب تخریب است و عزلت نشینی عامل رشد و پریدن شده است.
مثال‌ها در هر دو مورد در تاریخ ايران و جهان بسیارند و مسبب پیش‌برد زمانه به سمتهای نو، هوشمندانه و سازنده شده‌اند. حافظ از مثالهای مورد اول و فردوسی از مثال‌های مورد دوم در تاریخ ادبیات ایران هستند و ادیسون از نمونه‌های مورد اول و نیوتون از نمونه‌های مورد دوم در تاریخ فیزیک اروپا به شمار می‌روند.
پس هر چند یک سرآمد تفکری همواره افتخار جهان است اما برای پیرامونیان خودش(محیط شخصی خودش که می‌تواند کوتاه دامنه و یا وسیع دامنه باشد) نه تنها افتخار نیست که می‌تواند بیانگوی ضعفی بزرگ در اجماع محیطی خودش باشد.

به بیان کامل‌تر هر چه از پیله دورتر بوده باشی درک و بهرمندی از کمال و زیبایی پروانه بیشتر میشود و هر چه به دانه نزدیکتر بوده باشی درک و بهرمندی از کمال و فواید میوه بیشتر می‌شود.
شما کدام یک را میپسندید؟ یک یا دو؟ میوه شدن یا پروانه شدن؟ گاهی مسئله فقط همین است!
🖋به قلم سردبیر 

شماره‌ی سوم/صفحه شانزده

19:48 1405/3/16 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من هیرام مستر تدی

با علم نوین همراه شویم ...

 

۱) از اعضای زائد بدن در سفرهای فضایی پا ست. پا عضوی جاگیر و کاهنده سرعت برای یک فضانورد در خلع است. حذف جاذبه و مشقات آن سبب شده امروزه بسیاری از فضانوردان را افراد دارای قطع عضو در ناحیه‌ی دو پا تشکیل دهند زیرا سریعتر و راحت‌تر عمل می‌کنند. بعبارت بهتر هم به خودشان کمتر سخت می‌گذرد و هم عملکرد بهتری در شغل‌شان نشان می‌دهند. گاهی ضعفها موهبتند!

تصویر، آسمان شب در مریخ را نشان می‌دهد که از سایت ناسا برداشته شده است.

این تصویر نیز گفته می‌شود آسمان شب در مریخ است اما نقل از سایت ناسا نیست.

🐺 به کوشش هیرام

۲) با گسترش شبکه ارتباط اینترنتی و قدرت گرفتن هوش مصنوعی دنیایی در کنار و حتی ورای دنیای پیشین خلق شده است که عملاً دارای حیاتی ویژه و پویاتر است.
شهرها و کشورهای مجازی شکل گرفته اند و حتی احزاب و عقاید خودشان را دارند و بر دنیای پیشین مستقیم و غیرمستقیم تأثیر می‌نهند.
آنچه اکنون با آن رو به رو هستیم ملت‌ها، قبایل، دسته ها، شهرها و سایر اقسام مرزبندیهای مجازی ست که هر لحظه در حال قدرت گرفتن است. باید معترف شد مرزهای گذشته از بین رفته‌اند و باید به دنیای جدید سلام گفت.
🧸به کوشش مستر تدی

 

۳) انجام کارهای منزل به شکل سنتی مثلاً شستن لباس و ظرف با دست، جاروکشی بدون جارو برقی، گردگیری، آشپزی، مراقبت از کودک و ... میزانی برابر یا بیشتر از فعالیت یک ورزشکار حرفه‌ای و پر سرعت در باشگاه کالری می‌سوزاند. کارهای منزل بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ کالری  انرژی نیاز دارد که این میزان برابر یا بیشتر از فعالیت یک ورزشکار حرفه‌ای در باشگاه است. به بیانی ساده‌تر استايل زندگی یک زن خانه‌دار بدون امکانات کنونی، استايل زندگی یک ورزشکار حرفه‌ای ست!
🐺به کوشش هیرام

 

۴) کاتارسیس یا تخلیه روانی از ملزومات زندگی کنونی ست که می‌تواند به صورتهای مختلف انجام پذیرد. پیشنهاد من در این خصوص به همراه داشتن یک دفتر نقاشی و چند مداد رنگی ست. نقاشی های ساده بکشید و خود را رها کنید. باقی کارها را هنگامی انجام دهید که در اعتدال روانی هستید و فقط یک کار ساده مانند همین نقاشی ساده و رنگ‌آمیزی را به وقت تخلیه‌ روانی واگذارید و از روزمرگی لذت ببرید.
کاتارسیس اگر صورت نگیرد هم خودتان را خواهد سوزاند و هم پیرامونتان را. اما اگر صورت پذیرد دگرگونی لذت‌بخشی در شما رخ خواهد داد. خود را از نیکی‌های کوچک اما پرثمر محروم نکنید.
🧸به کوشش مستر تدی

 

۵) نهاد بین‌المللی سکارنای من با دغدغه های حقوق بشری و محیط زیستی درسال ۲۰۲۰ و با شعار هيچ نمی‌ماند جز مهر 🌱 بطور رسمی شکل گرفت و در تمامی زمینه‌ها فعالیت می‌کند. سکارنای من اولین و تنها ارگان رسمی در جهان است که همتراز و حتی فراتر از دول و تشکّلهای مختلف و جدای از آنان، آزادانه و ثمربخش در مسیری کامل‌تر عملگرایی داشته‌ و دارد. این نهاد با حزب ایرانِ ایرانی در ایران صاحب امتیاز است.
جهانی یکپارچه، هدفمند و مترقی هدیه‌ی نهاد بین‌المللی سکارنای من به جهانیان است.
سکارنا در اوستا و در زبان پهلوی به معنای پیرامون وسیع، گرد و کروی ست.
🐺به کوشش هیرام

 

شماره‌ی سوم/صفحه هفده

20:50 1405/3/15 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من

در خصوص فرهنگ اجتماعی بخوانیم ...

لُر نفهم، ترک خر، عرب شغال، فارس سگ، شیرازی شل و ول ، اصفهانی خسیس، مازنی گاو، شمالی بیغیرت، رشتی بیناموس، مشهدی دو دره باز، لاری خر زنگی، تهرانی گشاد، مسیحی نجس، یهودی موش، مسلمان وحشی، هندی بوگندو، بانکی پول پرست، زرگر کلاهبردار و...

القابی که از حیث تحقیر یا مزاح و حتی جدال  نژادها، عقاید، اصناف، شهرهای مختلف و... را در ایران توصیف میکنند، تا چه اندازه ارج معنایی دارند و در قبال آن باید چه موضعی گرفت؟

۱. بی اعتنایی و سکوت

۲. استفاده و بهره‌برداری

۳. تقبیح و تحریم

در حقیقت اتخاذ هر یک از سه گزینه بدون ایراد است و در این مورد آزادی عمل منطقی ست زیرا از ضرب‌المثل‌های قدیمی در ایران این است که تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها! پس امکان دارد بار معنایی این کلمات به رخدادهایی متناسب اشاره داشته و گوینده دلیل و مستند داشته باشد. همانطور که در هر اجماع (چه از حیث هم‌نژادی، چه هم‌عقیدگی، چه هم صنفی، چه هم جغرافیایی و ...) افرادی به نیکی شهره می‌گردند افرادی نیز به علت اعمال ناپسند شناخته میشوند پس این الفاظ را هم می‌توان بواسطه افراد نیک تقبیح و تحریم نمود، هم بواسطه افراد نکوهیده استفاده نمود و بهره برداری کرد، هم سکوت و بی‌اعتنایی پیشه نمود و هر دو دسته را بحال خود وانهاده و به خود پرداخت.

گاهی کنشهای جانبدارانه و یا توبیخ وار مانند ذربین گرفتن آتش افروز است و یک کل کل اجتماعی را به جدالی غیر قابل جبران بدل می‌کند. پس متد عادی انگاری بهترین است.

واگذار و بگذر...

🖋به قلم سردبیر

شماره‌ی سوم/صفحه هجده

20:48 1405/3/15 | Powerful
اسماء دگلی ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من

اعلامیه...

🌐 نهاد بین‌المللی سکارنای من طی این جریده اعلام میدارد آقای سید مجتبی حسینی خامنه‌ای فرزند سید علی (رهبر وقت جمهوری اسلامی ایران) را به سمت تنها رابط خارجی(یکتا پل بیرون نهادی) در نهاد بین‌المللی سکارنای من منصوب نموده است‌.
امید است از این همکاری نتایج مقبول و منظور حاصل شوند.
اسماء دگلی(هلی آ/آی هو/هیاهو) بنیانگذار، مدیر و ناظر اصلی نهاد بین‌المللی سکارنای من.
هیچ نمی‌ماند جز مهر 🌱

شماره‌ی سوم/صفحه نوزده

20:40 1405/3/15 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من پندون

سیاست را ورق بزنیم ...

این داستان: بیضه یا ممه؟

ابتدا توضیح مختصری در خصوص بیضه و ممه بدهم که اولی در آقایان و در پایین تنه نسب شده و دومی در خانمها و در بالاتنه. این دو عضو نکته‌ی انحرافی اعضای اصلیند یعنی هر کدام را بیازاری یا بنوازی عضو اصلی بیدار می‌شود و به درخواست می‌افتد.

چندی پیش بهزاد فراهانی طی یک غافلگیری دو تن از مهره‌های اصلی انقلاب۵۷ را لو داد و عرصه‌ی سیاست را به آتش کشید. گویا این گونه اعمال خائنانه در این خانواده عادی ست و هر باره تلفات حاصل می‌شود.

او در نشستی در پاریس عنوان کرد:

ما بیضه‌اش را داشتیم و شاه را پایین کشیدیم شما هم اگر دارید انقلاب کنید.

بعد از این واقعه دهشناک مستندات از دیدار مخفیانه خمینی و بیضه های فراهانی در فرانسه پرده برداشتند و حقایقی بسیار رو شد. حتی عکسهایی از شکنجه بیضه‌های فراهانی در زندان‌های ساواک، در حال تظاهرات در خیابان، در حال شعارنویسی، در حال پخش اعلامیه و ... رؤیت شده است.

حال مسئله اینجا ست که یک دو راهی پدید آمده و آن هم این است که خلق الله بیضه‌های تخم اردکی پدر را انتخاب کنند یا ممه های تخم مرغی دختر را؟ کسی چه می‌داند شاید هر دو مسیر یکسان باشد و افتراقی در میان نباشد.

و اما بهزاد جان! که جمع کثیری از ما شما را بعد از تخم مرغهای گلشیفته شناختیم، توجه کنید که گاهی برای انقلاب کردن به بیضه نیاز نیست. همین سردبیر ما خانم دکتر اسماء دگلی(یعنی من عزیز🖋) در شماره‌ی قبل، نه با بیضه که با فندق مغزش انقلاب کرد و جمهوری اسلامی ایران را شکست و  به《نهاد بین‌المللی سکارنای من》 جایگاه و مشروعیتی ویژه در سطحی جهانی بخشید و پایمان را در اداره‌ی بهینه‌ی جهان و علل الخصوص ایران عزیز قرصتر نمود.

گو دشمن لجوج بشنود و خود را به کری بزند وقت زانو زدنش هم خواهد رسید.

پس...

نه بیضه

نه ممه

نه حرفای قلمبه

تیله هاتو بردار بیا

دنیا داره میگذره

 🖋به قلم سردبیر و با همکاری 🐭 پندون

جستجو
درباره

نهاد بین‌المللی سکارنای من در سال ۲۰۲۰ با رویکردی متفاوت و کارآمدتر از گذشته به جهان، توسط دکتر اسماء دگلی(هلی آ/آی هو/هیاهو) بنیان شده است. اسماء دگلی سردبیر کنونی "ماهنامه تنور" نیز بوده و تنور تیم متشکل از سیزده عضو فعال و زبده‌ بین‌المللی ست.

دفتر مرکزی《نهاد بین‌المللی سکارنای من》،《ماهنامه تنور》و سایر فعالیت‌های علمی_پژوهشی_فرهنگی_هنری_حقوقی_مدنی_سیاسی_محیط‌زیستی_عقیدتی_نیکوکاری وابسته‌ به نهاد بین‌المللی سکارنای من، در ایران_گیلان_رشت واقع است.

تنور زندگیتان همواره گرم و روشن.

هیچ نمی‌ماند جز مهر🌱

☎️ ۰۱۳۳۲۱۱۶۷۸۰ ، ۰۹۳۳۶۳۳۰۰۲۵

📧 https://t.me/Looklookiii

📮 ایران، گیلان، رشت، بلوار گلسار، خیابان ۱۰۴ ****

📩 Dr.asmadagali@gmail.com 

نویسندگان