شمارهی ششم/ صفحه شش
به سنن عجیب سرکی بکشیم ...
《پیچا فسنجانِ ویشکا》از سنن قدیمی گیلان است که به سرو غذایی با همین نام اشاره دارد. پیچا در زبان گیلکی به معنای گربه است و پیچا فسنجان یعنی فسنجان گربه!
در خصوص این عبارت که ضربالمثلی برای روزهای ناخوشی و شکستهای عاطفی ست، روایت زیر نقل شده است.
روزی دختری زیبا و جوان در راه بازگشت از دانشکده با حیوان نحیف و کوچکی میان برگهای خشکیده چنار روبهرو شد. یک گربهی کوچک بینوا درحال جان دادن بود. دختر که ویشکا نام داشت توله گربه را برداشت و با خود به خانه برد. ویشکا شبانه روز از حیوان بیمار و نارس مراقبت کرد تا اینکه بعد از دو سال به گربهای قوی و بالغ تبدیل شد.
ویشکا نام گربهاش را به یاد مادربزرگ فوت شدهاش پیچا نهاد زیرا پیرزن مهربان گیلکی صحبت میکرد و گربه را پیچا صدا میزد.
پیچا کمکم میان اهل خانه و محل محبوب و شناخته شد و او را پیچای ویشکا صدا میزدند زیرا ویشکا دلبستگی عجیبی به گربهاش داشت. زندگی راحت و شاد پیچا آرزوی هر گربهای بود.
اما پیچا هرچه بزرگتر میشد از ویشکا بیشتر فاصله میگرفت و دلش میخواست با همنوعانش باشد و ویشکا روزگارش را با دلتنگی و دلواپسی میگذراند.
روزی که مطابق معمول پیچا یواشکی از پنجره بیرون پریده بود، هنگام بازیگوشی با گربهای ولگرد درگیر شد و به شدت آسیب دید. خود را به زحمت به خانه رساند اما از شدت جراحت جلوی در خانه جان باخت.
پدر ویشکا هنگام بازگشت از محل کارش پیچای مرده را دید و برای اینکه ویشکا نفهمد و دق نکند پوست گربه را کند و دوید تا آن را در حیاط چال کند. او میخواست به اهل خانه بگوید پیچا با یک گربهی ولگرد درگیر شده و آن را کشته است و خودش برای همیشه رفته است و جسد بدون پوست هم گربهی ولگرد است که جلوی در خانه افتاده.
مادر ویشکا سفارش گوشت مرغابی برای فسنجان شام داده بود. همینکه در را باز کرد با تکهای گوشت جلوی در مواجه شد. غرغر کنان و متعجب به خیال اینکه گوشت مرغابی ست و پدر ویشکا خریده و جلوی در گذاشته، آن را برداشت و به داخل برد.
ویشکا به آشپزخانه رفت و برای اینکه از دلتنگی به درآید خود را مشغول پختن فسنجان کرد. اینچنین شد که فسنجان پیچای ویشکا طبخ شد و《پیچا فسنجانِ ویشکا》ضربالمثل روزهای ناخوشی بعد از خوشی و بیمبالاتی گشت.
مردم گیلان در روزهای مشابه به این ضربالمثل فسنجان میپزند و بعنوان شام در عزاداریها نیز فسنجان سرو میکنند.
🐔 برگرفته از خاطرات گیلهزن

