شمارهی سوم/صفحه هفده
در خصوص فرهنگ اجتماعی بخوانیم ...
لُر نفهم، ترک خر، عرب شغال، فارس سگ، شیرازی شل و ول ، اصفهانی خسیس، مازنی گاو، شمالی بیغیرت، رشتی بیناموس، مشهدی دو دره باز، لاری خر زنگی، تهرانی گشاد، مسیحی نجس، یهودی موش، مسلمان وحشی، هندی بوگندو، بانکی پول پرست، زرگر کلاهبردار و...
القابی که از حیث تحقیر یا مزاح و حتی جدال نژادها، عقاید، اصناف، شهرهای مختلف و... را در ایران توصیف میکنند، تا چه اندازه ارج معنایی دارند و در قبال آن باید چه موضعی گرفت؟
۱. بی اعتنایی و سکوت
۲. استفاده و بهرهبرداری
۳. تقبیح و تحریم
در حقیقت اتخاذ هر یک از سه گزینه بدون ایراد است و در این مورد آزادی عمل منطقی ست زیرا از ضربالمثلهای قدیمی در ایران این است که تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها! پس امکان دارد بار معنایی این کلمات به رخدادهایی متناسب اشاره داشته و گوینده دلیل و مستند داشته باشد. همانطور که در هر اجماع (چه از حیث همنژادی، چه همعقیدگی، چه هم صنفی، چه هم جغرافیایی و ...) افرادی به نیکی شهره میگردند افرادی نیز به علت اعمال ناپسند شناخته میشوند پس این الفاظ را هم میتوان بواسطه افراد نیک تقبیح و تحریم نمود، هم بواسطه افراد نکوهیده استفاده نمود و بهره برداری کرد، هم سکوت و بیاعتنایی پیشه نمود و هر دو دسته را بحال خود وانهاده و به خود پرداخت.
گاهی کنشهای جانبدارانه و یا توبیخ وار مانند ذربین گرفتن آتش افروز است و یک کل کل اجتماعی را به جدالی غیر قابل جبران بدل میکند. پس متد عادی انگاری بهترین است.
واگذار و بگذر...
🖋به قلم سردبیر

