شمارهی پنجم/صفحه هفت
مقالهای در حوزهی جامعهشناسی بخوانيم...
در جلسهی ایدهپردازی ماهنامهی تنور، مادمازل نجوا پیشنهاد داد موضوعی که خودش را بسیار آزرده در فهرست قرار بگیرد. مادمازل خواهش داشت، دخالت در زندگی شخصی افراد از سوی جامعه، مورد بررسی قرار گیرد. ایدهاش رأی آورد و من دست به قلم شدم.
این مبحث جالب را با دو جملهی آشنا و ملموس شروع میکنم:
جملهی اول: وای! چطور خجالت نمیکشید و با این لباس جلف یا باز در انظار ظاهر میشوید؟
جملهی دوم: وای! چطور میتوانید با این البسه بسته و پوشیده بیرون بروید و از زندگی لذت ببرید؟
در هر جامعهای عدهای هميشه وجود دارند که باز و بسته بودن دیگران نه تنها در پوشش که در تمامی زمینهها در زندگی آنان بسیار مهم است! میخواهم در این صفحه علت را بررسی و مکشوف کنم.
اگر غرض و مرض در کار نباشد و فردی واقعاً دچار چنین احساسی باشد، علت یک درخواست کمک نهفته است. مانند گریهی نوزاد گرسنه.
بعبارت بهتر دو علت منشأ این سبک رفتاری ست. مورد اول سادیسم یا همان دیگرآزاری ست و مورد دوم درخواست مخفی کمک یا کد خواهش است. پس تمام این افراد را با یک چوب نرانیم.
در برخورد با افراد ساد(کسی که به سادیسم دچار است) به کارگیری هر روشی جهت دفع لازم است. اما برای نوع دوم باید فرد را مجبور کرد نیازش را علناً بیان کند. او ابتدا باید خودش بفهمد مشکلش چیست و چه میخواهد. شاید بعد از پی بردن به آن به این نتیجه برسد که خواستهاش غیرواقعی بوده است یا خودش بتواند آن را حل کند.
آنچه در هر دو نوع مشترک است حس ناکافی بودن است. یعنی چه فرد ساد باشد و چه نیازمند یاری، از اعتماد به نفس و عزت نفس پایینی برخوردار است که نتیجهی آسیب یکباره یا مکرر و یا هر دو ست.
درمان شخصی برای مورد اول یا فرد سادیسمیک از این قرار است: قرار گرفتن کمتر در جمع، ورزش و رژیم عاری از کافئین.
درمان شخصی برای مورد دوم یا فرد یاری طلب بدین گونه است: عکس مورد اول یعنی قرار گرفتن بیشتر در جمع، کم تحرکی و مصرف آزاد کافئین و قند متد درمان است.
بطور کلی این افراد به دو دستهی رسوا و مخفی نیز تقسيم میشوند. دستهی رسوا آنانی هستند که این حس را بر زبان میآورند یا با رفتارشان نشان میدهند و دستهی مخفی آن را کتمان میکنند و در نتیجهی رفتارشان نمود دارد. مانند کودکی که خشم خود را با فریاد زدن ابراز میکند اما کودکی دیگر با کشیدن نقاشیهایی با خطوط شکسته و پررنگ خشمش را بیرون میریزد.
اگر نخواهیم یا نتوانیم درمانگر باشیم گارد ما
در قبال این افراد باید چه باشد؟ در وهلهی اول دوریگزینی سپس کوتاه نیامدن و نشان دادن نارضایتی و بعد برخورد قاطع و دفع کننده. این افراد باید بفهمند دارای مشکلند و باید درمان و رفعش کنند.
عدم برخورد یا همراهی با این افراد از کیفیت جامعهی مطلوب خواهد کاست و به سرعت نارضایتی گسترش خواهد یافت. در کنار آن اقسام بزه رشد خواهد کرد و سقوط در عمل و اخلاق و بطور کلی جامعه رخ خواهد داد.
🖋به قلم سردبیر و 👱♀️ایدهپردازی مادمازل نجوا




















