شماره‌ی هفتم/صفحه دوازده

02:53 1405/7/22 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من شیدا

پژوهشی در تاریخ بخوانیم ...

 

در تاریخ معاصر تجزیه‌ی کشورهای بزرگ برای نفوذ بهتر و اعمال قدرت سریعتر همواره در دستور کار سازمان‌های مدون، ریشه‌دار و پر قدمت بوده و است. این سازمان‌ها دول و احزاب مختلف را خلق و جهت‌دهی می‌کنند زیرا ارجع برای آنها اجرای اهدافشان در سطحی گسترده یا جهانی ست.
ایران نیز از این متد یعنی تجزیه‌ی مرزی در امان نبوده است.
مسئله‌ی مهم این است که آیا تجزیه‌ی کشورهای بزرگ به نفع مردمشان است یا به ضررشان؟ آنچه مسلم است این است که قرار نیست چیزی به ضرر آحاد جامعه رقم بخورد زیرا این سازمان‌های اغلب مخفی معمولاً مردم را در اولویت قرار می‌دهند. اما در قبال ایران این نکته نیز وجود دارد که بعد از تجزیه چیزی به نفع مردم ایران نخواهد شد زیرا روحیه‌ی ايرانيان اینگونه است که در عین نژادپرستی ماجراجو و دلبازند. بر هیچکس پوشیده نیست که به علت سیاست‌های خارجی و داخلی جمهوری اسلامی در ایران این کشور کانون عملگرای شرارت جهانی محسوب می‌شود. پس بهتر است به جای طرح تجزیه‌ی ایران از قدرت ضد بشری نظام جمهوری اسلامی کاسته شود.
《 اولین نقشه تجزیه ایران را انگلیس و روسیه تزاری در سال ۱۲۸۶ شمسی کشیدند که قرارداد سن‌پترزبورگ نام داشت و البته در ایران به قرارداد ۱۹۰۷ معروف است. طبق این نقشه ایران به سه تکه یعنی دو منطقه نفوذ و یک منطقه میانی بی‌طرف تقسیم می‌شد. جنوب برای نفوذ انگلیس و شمال برای نفوذ روسیه تزاری. براساس همین نقشه هم بود که ایران در جنگ جهانی اول اشغال شد.
نقشه دوم را که متکی بر جدایی قومیت‌های ایرانی بود جیمز فرانسیس برنز وزیر خارجه آمریکا پس از جنگ جهانی دوم کشید. این همان نقشه‌ای است که در خاطرات اسدالله علم وزیر دربار پهلوی هم به آن اشاره شده است: شاه به من فرمودند [جیمز] برنز، وزیر خارجه آمریکا، پس از جنگ دوم پیشنهادی به روس‌ها داده بود که ایران به سه منطقه ترک و کردنشین، عرب‌نشین و فارس‌نشین تقسیم شود 》
این متنی ست که از منبع مورخان پهلوی و جمهوری اسلامی به من رسیده است و با دست نوشته‌ای در این خصوص که من در ایام نوجوانی از عمویم حاج مهدی دگلی پیش از فوت یکباریشان دریافت کردم فرق دارد‌.
آن زمان که این طرح از سوی دول پرقدرت و پرنفوذ آن دوران یعنی انگلیس و روسيه تزاری ارائه شد و از سوی پهلوی و بعدها از طرف جمهوری اسلامی مورد حمله واقع گشت، صد به یقین به نفع مردم ایران بود زیرا علاوه‌بر اینکه آن دوران قوم‌گرایی حرف اول را می‌زد و عملاً چیزی به نام کشور یکپارچه‌ی ایران وجود نداشت و همچنان خوانین با قدرت ویژه‌ی خود حکمرانی می‌کردند، همگان به رفاه و حقوق شهروندی و اجتماعی دسترسی یکسان نداشتند و شکاف طبقاتی چشمگیر بود. بعد از انقلاب ۵۷ نیز عملاً این موارد رعایت نشد و سلسله مراتب به قوت خود باقی ماندند اما دست مردم در یاری رسانی به یکدیگر بازتر شد که این هم هیچ ربطی به جمهوری اسلامی نداشت و ندارد.
طی دست‌نوشته‌ای که من از عموی مرحومم دریافت کردم انگلیس و روسیه‌ی تزاری از سر مرافقت و نوع‌دوستی به معیّت بهبود رفاه جهانی طرح تفکیک ایران را به چند کشور ارائه کرده بودند که قرار بود بین خوانین بزرگ ایران به شور گذاشته شود و یک کپی از این متن نیز به ریاست 《خاندان دَگَل》 یعنی جدّم 《بَگلَر خان》 تعلّق گرفته بود تا نظرشان را اعلام کنند.
پسر بگلر خان یعنی پدربزرگ من با نام کامل 《قدرت‌الله خان پسر بگلر خان پسر دگل》 متن پیشنهادی را رد می‌کنند زیرا معتقد بودند حتی کشورهای آن سوی خلیج فارس تا بخش‌هایی از آفریقا متعلق به قلمرویشان است و تا چیزی را پس نگیرند چیزی از دست نخواهند داد. لازم است بگویم بسیاری از خوانین ایران از جمله پدربزرگم قدرت‌الله خان برخلاف آنچه پهلوی و جمهوری اسلامی خوراندند این طرح را بواسطه‌ی عِرق شدید وطنی رد می‌کنند. اصولاً یک خان غیر از خودش را صاحب ایران نمی‌داند حتی خانی دیگر را. پس حاضر نمی‌شود چیزی از دست بدهد.
اما جدّم بگلر خان نظر دیگری داشتند. ایشان در ذیل نامه عنوان کرده بودند《اگر زمین‌های آن طرف آب شور(کشورهای حاشيه‌ی خلیج فارس) هم خاک ما شود و ما در بهار ابدی مانند شما زندگی کنیم من موافقت میکنم و دوک (...) نظر من را می‌داند و مهر کند.》
این نامه به انگلستان می‌رود و با یک مُهر برجسته به نشان دریافت جواب به جدّم بازمی‌گردد.
من دست‌نوشته و متن کامل نامه را مدتی پیش خود نگاه داشتم اما بعدها مجبور به فوت آن شدم.
خلاصه که ایران تجزیه نشد و با تدبیر ارائه شده در حزب ایرانِ ایرانی هیچگاه هم نخواهد شد اما کشور انگلستان به سه کشور مجزا تفکیک گشت و از روسیه‌ی تزاری عملاً جز مسکویش چیزی نماند.

🖋به قلم سردبیر و 🐝خبررسانی شیدا

شماره‌ی هفتم/صفحه چهارده

08:10 1405/7/20 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من شیدا

مطلبی در حوزه‌ی علوم مدنی بیاموزیم ...

 

خاویر میلی رئیس‌جمهور آرژانتین در صحن سازمان ملل متحد علاوه‌بر زیر سوال بردن فعالیت‌های این سازمان و گلایه از دوری از هدف ایراد داشت که اعضای این سازمان متکبرند.
میخواهم در این شماره از علوم مدنی صحبتش را واکاوی کنم.
تکبر خصلتی ست که می‌تواند در اندیشه و رفتار وجود داشته باشد و به معنای کبر ورزیدن است. بعبارت بهتر خود بزرگ بینی را تکبر گویند. این ویژگی را هر کسی و به هر عنوانی می‌تواند دارا باشد. برای مثال من به واسطه‌ی خال پشت گردنم متکبرم. به نظرم خاص و زیبا ست و متعلق به من است. تا اینجا همه چیز عادی ست و آزادی و حقوقم این اجازه را به من می‌دهند. اما مشکل از آنجایی شروع می‌شود که نیاز به کبر ورزیدن شکل می‌گیرد. چرا باید فرد یا افرادی در جامعه و محیط جمعی به تکبر نیازمند باشد؟ در حقیقت احساس نیاز به خاص و ویژه بودن خصلت افراد خودگرا در سطوح مختلف آن است. فرد نمی‌خواهد با پیرامونش درآمیزد و از بودن با خود یا زیستن در دایره‌ی محدودش بسیار راضی ست قطعاً هر آنچه در آن است در نظرش اسپشیال است.
پس کبر از زیستن در جامعه‌ای کوچک و محدود نشئت می‌گیرد و نسبت به سایر افرادی که در آن مرز قرار ندارند اعمال می‌شود. این مرزبندی می‌تواند جغرافیایی، عقیدتی، ظاهری، مادی، صنفی و ... باشد.
درست است که هر کسی در جامعه در اِعمال حدود تکبر خود آزاد است اما برای قرار گرفتن در بعضی جایگاه‌ها و یا به دست آوردن بعضی موارد این حدود باید تغییر کنند و حتی جا به جا شوند. برای مثال وقتی ازدواج می‌کنید خانواده‌ی اول شما از والدین در ایام تجرد به همسر و فرزند در ایام تأهل تغییر می‌کند و یا وقتی وارد شغلی مانند پرستاری می‌شوید چرخه‌ی خواب یا میزان مهم بودن بیماران بیمارستان محل کارتان در نظرتان دستخوش تغییری اجباری می‌شوند. اگر قبل از استخدام بعنوان پرستار در بیمارستان پارسوت درد کشیدن بیماران آن برایتان ایجاد مسئولیت نمیکرد قطعاً بعد از استخدام و در تایم کاریتان برای شما مسئوليت و وظيفه ایجاد می‌کند.
پس تکبر اعضای سازمان‌ ملل متحد در محل کار بعنوان نمایندگان مردم از کشورهای مختلف بی‌جا ست و شأن شغل و اهمیت جایگاهشان را زایل می‌کند.
و اما موضوع مهمتر! چه می‌شود که یک فرد برای خود دایره‌ای محدود و غیرهمگانی میتند و دلایل مختلفی در توجیح آن برمی‌شمرد؟ برای رسیدن به جواب به ذیل مطلب توجه کنید.
از یک سو رفاه و منفعت می‌تواند دلیل باشد و از سویی دیگر سرخوردگی و انزجار و یا هر دو.
گاهی فرد یا اجماع به حدی در دایره‌ی محدودشان دارای رفاه و منفعتند که غیر را برنمی‌تابند. در مقابل گاهی فرد یا اجماع به حدی از خارج از دایره‌ی محدودشان سرخورده و منزجرند که غیر را برنمی‌تابند. گاهی نیز هر دو دلیل را در نظر می‌گیرد.
هر چهار عنوان دلیل یعنی رفاه، منفعت، سرخوردگی و انزجار برای مشاغل و جایگاه‌های اجتماعی خصوصاً در رده‌های بالا شأن شکن و قبیح بوده و نشان ضعف است در مقابل برای بعضی مشاغل و جایگاه‌های پرریسک و پرخطر لازمه‌اند. بعبارت بهتر هر چه بیشتر در جامعه حل میشوید لازم است دایره‌یتان گسترده‌تر شود و گرنه هم شما و هم جایگاهتان بطور خودکار دچار تنزل خواهید شد. چیزی به نام عوام فریبی یا زرنگ بازی وجود ندارد. این یک روند عامل و ناگزیر است.
این لازم‌الاجرا اکسیژنی ست که برای موجوديت مدنیّت باید توسط افراد و دسته‌های جامعه استنشاق شود و گرنه اجبار خواهد شد.

🖋به قلم سردبیر و 🐝خبررسانی شیدا

شماره‌ی ششم/صفحه چهار

01:46 1405/6/25 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من شیدا

یک مقاله‌ی سیاسی بخوانیم ...

 

شاید نیازی نباشد در خصوص این موضوع اظهر من الشمس دست به قلم شوم! اما بخاطر شیدای عزیز صاحب نظر خواهم بود.

از سری روشهای جویدن مغز ايرانيان به دست ضحاکیان این است که گاهی در رسانه‌های جمهوری اسلامی ایران بعنوان برگ برنده گفته می‌شود فلان سلبریتی مهاجر قصد دارد به کشور بازگردد. از آنجایی که تمامی افراد شاغل در مشاغل ارائه شده توسط جمهوری اسلامی در واقع عضوی از بدنه‌ی آنند، درصورت مهاجرت آن هم به کشورهای دشمن و کفرآمیز در تعبیر این نظام، علامت سؤال در اذهان ناجویده و سلامت ایجاد میشود که قسم خروس یا دم حضرت عباس!؟ این علامت سؤال که دست بر قضا خوش‌آیند جمهوری اسلامی نیز نیست حس سردرگمی، انزجار، خشم و عدم اطمینان می‌آفریند و سبب می‌شود جامعه آرام آرام از بردگی فکری و سپس عملی رهایی یابد. به طبع آن قدرت نظام مزبور کاهش یافته و دچار افول و فروپاشی می‌شود. مسلماً این چیزی نیست که سازمانی چون جمهوری اسلامی ایران و کشورهای مقصد مهاجرت و البته خود مهاجران بخواهند.
بطور کلی این اخبار معمولاً در کش و قوس‌های چپاولهای اقتصادی و یا در سایر بحران‌ها عنوان می‌شوند تا از حجم تنش‌ها کاسته شود و ایرانیان به کشور و شرایط خود امیدوار گردند و یا بدنبال راهی متفاوت و حتی بهتر نباشند.
این در حالی ست که آمد و شد افراد مذکور به راحتی به ایران انجام می‌شده و می‌شود فقط تا پیش از این مسکوت بوده است.
علاوه‌بر آن مهاجرت معکوس در هر جامعه‌ای امکان دارد رخ دادن دهد و دلایل مختلفی میتواند داشته باشد.
امور شغلی، نارضایتی از کشور جدید و ضایعات عاطفی مهمترین علت‌ها در مهاجرت معکوسند.

بسیاری از مهاجران طی سفرها و ارتباطات مختلف خود با کشور اولیه برای کشور جدیدشان خدماتی انجام می‌دهند که این خدمات می‌تواند اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و حتی جاسوسی باشند. پس مهاجرت معکوس همیشه نقطه‌ی قوّت برای کشور اولیه نیست زیرا می‌تواند تله‌ای برای آن و مردمش نیز باشد. در کنار آن مهاجرت معکوس اگر پروپاگاندای نباشد می‌تواند به دلایل بسیاری ایجاد ناهنجاری، عدم امنیت و تنش کند.
برای مثال در مهاجرت معکوس تعدادی از سلبریتیهای سینمایی عنوان شده که هدف ارتقاء سطح هنری ایران است! جالب است این افراد در حیطه‌ی کاری خود بنجول محسوب می‌شوند و با فرهنگ عمومی ایران سازگاری ندارند بگونه‌ای که همین تفاوت سبب مهاجرتشان بوده است و اگر پستی بلندیهای سیاسی_اجتماعی_عقیدتی در ایران و خاورمیانه نباشد کلاً محو خواهند شد و محل کارشان روسپیخانه خواهد بود.
بیایید واقعگرا باشیم و تمام علت‌ها را در نظر بگیریم و خواب خرگوشی را به چرت عصرانه واگذاریم. مهاجرت معکوس به نفع آحاد مردم نیست اما به نفع مهاجران مذکور و نظام و دولی که آبشخور مهاجران است، از جهت حفظ و ارتقا قدرت، قطعاً است.

اینجاست که باید گفت چه خوش گفت شاعر:
دیگی که برای ما نجوشه
سر سگ توش بجوشه

 

🖋به قلم سردبیر و به 🐝خبررسانی شیدا

شماره‌ی ششم/ صفحه شانزده

16:36 1405/6/21 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من شیدا

مطلبی در حوزه‌ی فرهنگی بیاموزیم ...

 

در مطلب فرهنگی این شماره به حقیقت کتمان در روابط مختلف می‌پردازم. حقیقتی که اگر در لفافه بیان نشود راحت‌تر هضم می‌گردد.
اعتراض به بی‌توجهی یا کم‌توجهی سایرین در روابط مختلف مسئله‌ای ست که بسیار گزارش می‌شود. در هر پیوندی چه شغلی، چه دوستی، چه عاطفی و چه جنسی فرد یا افراد ناراضی وجود دارند. ممکن است این موضوع برای شما نیز در برهمکنشهای مختلف اجتماعی و فرهنگیتان اتفاق افتاده باشد. اگر این نارضایتی ریشه در عدم سازگاری شما نداشته باشد، دلیلش را باید در سوی مقابلتان بجویید.
مطابق آمار تنها دلیل کم‌توجهی یا بی‌توجهی ترک رابطه است. پس اگر با این مسئله مواجه شدید خود را نفریبید و وقت و انرژی‌تان را هدر ندهید زیرا فرد یا افراد رابطه‌ی شما به ادامه‌ی مسیر با شما خشنود نیستند. آنها به حدی رفتار سرد یا دوگانه و به طور کلی آسیب‌زا بروز می‌دهند که شما بپذیرید و خاتمه دهید. زیرا به زعمشان شما به آنان وابسته‌اید و توان جدایی ندارید در صورتی که امکان دارد تفکیک برای شما راحت‌تر باشد.
این را نیز در نظر داشته باشید که احتمال زنده کردن یک پرنده‌ی مرده بیشتر از یک رابطه‌ی مرده است. پس من همچنان تأکید میکنم خود را نفریبید و اگر مانع یا برنامه‌ریزی ندارید به سرعت از روابط قیچی شده و تنش‌زا خارج شوید.
از بهترین مثال‌ها برای وجود مانع و برنامه‌ریزی که مسبب عدم ترک روابط مرده می‌شوند، فرزند کوچک در پیوند زناشویی و شراکت پر سود در پیوند تجاری ست.
یک ترفند: اگر توان خروج از رابطه‌ی مرده را ندارید تغییر هدف دهید. مثلاً در پیوند عاطفی مرده بدنبال تجارت بروید و در پیوند تجاری مرده بدنبال آموزش و ... . راکد نمانید و خو نکنید. شما باید بتوانید نگندید.
رابطه‌ی مرده‌ای که به جای اعلام خود با علائمش بروز می‌کند مانند یک بیماری ست و تحلیل برنده است. اگر از آن به موقع بگریزید عامل بیماری را شناخته‌اید و بر تجربیاتتان افزوده خواهد شد و اگر به موقع نگریزید شما را بیمار کرده و حتی خواهد کشت.
در هستی بیکران آدم‌های بسیاری زندگی میکنند اما تعداد کمی زنده‌اند. اجازه ندهید از شما تغذیه شود و پوسیده رها شوید. یک دانه برای رشد و زندگی کردن تا خودش جوانه نزند آب و نور هیچگونه کارایی ندارند.
نکته‌ی مهم: در بی‌توجهی یا کم‌توجهی فرد یا افراد رابطه‌یتان بدنبال دلیل نباشید و بدتر از آن خواستار اصلاح نشوید. بپذیرید آنچه تمام شده، تمام شده است. هیچکس بعد از خوردن یک پرس چلو کوبیده آن بالا نمی‌آورد که دوباره بخورد بلکه منتظر مراحل هضم و دفع آن می‌ماند.
تارکان روابط می‌خواهند تجربیات جدید داشته باشند شما هم به جای شوکه، خشمگین، ناراحت یا غمگین شدن استقبال کنید و پیش بروید. آب نطلبیده مراد است!
به یاد داشته‌ باشید هیچکس بد نیست. آدمیان یا همنشین شمایند و یا پلکان شما. اینکه کدام باشند را شما تعیین میکنید‌. اگر همنشین نشد قطعاً پلکان است. قدر زنده بودن و زندگی کردن را بدانید و برای آن بکوشید.

🖋به قلم سردبیر و 🐝به پیشنهاد شیدا

شماره‌ی پنجم/صفحه‌ ده

01:51 1405/5/21 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من شیدا

مقاله‌ای در بستر علوم اجتماعی بخوانیم...

 

مُد شدن دوباره‌ی تیپهای قدیمی توسط مؤسسات مُد تا چه اندازه معقول به نظر میرسد؟
شیدای عزیز به من گزارش داده است که‌ چندی پیش برند Dior در صفحاتش استايل ده‌های ۴۰ و ۵۰ هجری شمسی را باز ترند کرده که بازتاب جالبی داشته است.
مسلماً عموم ايرانيان از اینکه پوشش پدران و پدربزرگانشان مد شود خوشنود می‌شوند همانطور که این عمل Dior عده‌ی زیادی را به واکنش‌های فکاهی واداشته است.
اما من میخواهم در این مطلب از زاویه‌ی دیگری به این اتفاق نگاه کنم. زاویه‌ای که متأسفانه همواره وجود دارد و در گوشه و کنار جامعه حس میشود. زاویه‌ای که بسیاری ترجیح می‌دهند نبینند و حسش نکنند چون آزاردهنده است.
مد شدن استایلهای قدیمی جذاب است و بر تن افراد امروزی دلنشین بنظر میرسد اما باید توجه داشت که در این میان در بعضی از افراد مُسن با یادآوری شور و خاطرات گذشته احساسات کاذب بیدار شده یا شکل می‌گیرد. این احساسات کاذب درست است که در نگاه عده‌ای خنده‌دار است اما سبب ایجاد مزاحمت برای دیگران و تشنج آفرینی در جامعه می‌شود.
بگذارید با مثالی واضحترش کنم. فلان سلبریتی جذاب هالیوودی در سن بالا با کسی که همسن دخترش است وارد رابطه میشود. این موضوع در دل یک پیرمرد لچر ایرانی با همان سن و سال ایجاد همزادپنداری و توقع می‌کند. در حالی که مراوده سلبریتی جذاب هالیوودی سبب شادی و ملاطفت در جامعه می‌شود و تحسین‌برانگیز است، همزادپنداری و توقع پیرمرد لچر ایرانی سبب به هم خوردن آرامش جامعه و ایجاد حس انزجار می‌شود و تا مدتها اثر نامطلوبش بر روان عموم میماند‌. خصوصاً که در مواردی گزارش شده پیرمرد لچر ایرانی برای خانمی جوان در خواسته‌ی ناهنجار خود ایجاد اجبار، انزجار، مزاحمت، تعرّض و حتی تجاوز کرده است.
احساسات متفاوت، ناهماهنگ و ناهنجار خصوصاً اگر از افراد مُسن بروز کند حتی اگر در حد فردی باشد می‌تواند ایجاد تنش کند.
مسلماً هر کسی در چارچوب قانون آزاد است و صرفاً قانون ملاک عمل است اما امکان تجاوز از حد وجود دارد. این تجاوز از حد می‌تواند ایجاد تنش جمعی و فردی کند. وظیفه‌ی ما در این مواقع عدم همراهی با مورد تنش زا ست. نباید تحت تأثیر قرار گرفت و سریعاً جلوی آن را سد نمود. در این میان باید توانمان را جمع کنیم و قربانی را التیام بخشیم تا جامعه نیز از گسترش تنش در امان بماند.
و اما عمل Dior درست است یا نادرست؟ مسلماً درست است. آنچه اشتباه است احساسات نابخردانه و هیجان‌زده است که به عرصه‌ی عمل میرسد و قانون را نقض می‌کند به طبع آن حقوق فردی و جمعی ضایع می‌گردد.
حرفه‌ی Dior ایجاد جذابیت است اما آنچه در این موضوع ناهنجار است عشق پیری ست که اگر بجنبد سر به رسوایی می‌کشد.

🖋به قلم سردبیر و 🐝به گزارش شیدا

شماره‌ی پنجم/صفحه سیزده

03:39 1405/5/20 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من شیدا

یک فنجان علوم مدنی بنوشیم...

 

شیدای عزیز به واحد خبری ماهنامه‌ی تنور ارسال داشته است که همچنان مانند ده‌های پیشین، نسل‌های مختلف مورد بحث و جدال بین یکدیگرند. بعبارت بهتر افرادی هستند که به اشخاصی در نسل‌های قبل یا بعد از خود بگونه‌ای آسیب‌رسان می‌پردازند و این ناسازگاری و عدم انطباق، اجتماع را دچار تزلزل می‌کند.
لازم شد در این صفحه از علوم مدنی، برهه‌های مختلف زمانی را مصداق قرار داده و با این میزان نسل‌های گوناگون و عملکردشان را بررسی کنم.
عده‌ای از افراد در نسلهای قدیمی عادت دارند نسلهای بعد از خود را از زاویه‌ی تحقیر ببینند. زیرا می‌پندارند به دلیل اينکه سنوات طولانیتری گذرانده‌اند بیشتر و بهتر می‌دانند.
برای مثال رفتار پرشور جوان‌تر از خودشان را هرزگی یا خامی لقب می‌دهند. جوان‌ترها اهمیت ندهند زیرا همین پیران در برهه‌ی جوانی خود در دیدگاه عده‌ای از نسل قبلتر، هرزه و خام به نظر می‌رسیده‌اند. پس در مسیرهای دلخواهتان بدون ترس بتازید.
در مقابل عده‌ای از افراد در نسلهای جدید عادت دارند نسلهای قبل از خود را از زاویه‌ی تحقیر ببینند. زیرا می‌پندارند به دلیل اينکه سنوات کمتری گذرانده‌اند به روزتر و شادابترند و قبلی‌ها خصوصاً در زمینه‌ی علوم نوین و هنرهای مختلف در جایگاهی پشت سرشان ایستاده‌اند. مسن‌ترها اهمیت ندهند زیرا همین جوانان نیز در دیدگاه عده‌ای از نسل جدیدتر عقب‌مانده و قدیمی هستند. پس در مسیرهای دلخواهتان بدون تردید بتازید.
حال سؤال این است که چرا چنین کنش‌های ناهنجار اجتماعی رخ میدهد؟ در جواب باید گفت عدم همسویی با جامعه چنین کنش‌هایی می‌آفریند. ‌کاستی‌های فردی و لطمات جمعی دلیل در ایجاد این ناسازگاری اجتماعیند. بعبارت بهتر این افراد نمی‌توانند با برهه و سن خود کنار بیایند و اصطلاحاً دچار حماقت یا کوته فکری می‌شوند از این رو به افرادی از برهه‌ها و سنوات دیگر متمرکز و متعرّض می‌گردند.
و اما پرسش مهم:
چرا گاهی جامعه در قیاس با دیگران بر روی فرد یا افرادی خاص ذربین میگیرد؟
متأسفانه وقوع این ناهنجاری اجتماعی غیرقابل انکار است و ناشی از عدم تجانس جمعی ست که می‌تواند به سبعیت جمعی ختم شود و فاجعه بیافریند.
سبعیت قابل انتقال است و اگر اندکی از آن چه در فرد و چه در جمع وجود داشته باشد قابلیت رشد دارد.
متأسفانه در جوامع بشری اگر فرد یا افرادی مورد سبعیت قرار بگیرند بسیار محتمل است که در آینده نیز مکرراً یا شدیدتر مورد سبعیت واقع شوند حتی نوعی توقع ناهنجار جمعی ایجاد شود که این سبعیت همواره رخ دهد و فرد یا افراد مورد تهاجم نباید معترض شده و بدان عادت کنند. این دسته احتمالات مذکور با درصد آماری بالا در اغلب موارد به وقوع پیوسته‌اند.
قدرت بخشیدن به جسم و روان سبب قدرتمند شدن در حس تفکیک و سازگاری بیشتر می‌گردد همچنین عکس این مطلب نیز صادق است یعنی جسم و روان ضعیف، قدرت تفکیک و سازگاری کمتری دارد.

🖋به قلم سردبیر و 🐝به خبررسانی شیدا

شماره‌ی چهارم/صفحه شش

00:31 1405/4/25 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من شیدا

یک فنجان حقوق بنوشیم ...

 

به من خبر داده شده که در ایتالیا برای قانون اخته کردن متجاوزان جنسی تلاش می‌شود. شاید اکنون که این مطلب را می‌نگارم تصویب و اجرا هم شده باشد. متأسفانه مورد مزبور در چک، اندونزی، پاکستان، ونزوئلا و ... اجرا می‌شود.
این قانون از چند جهت دارای ایراد است:
۱. گنه کرد در بلخ آهنگری/ به شوشتر زدند گردن مسگری . گناه و یا جرم را فردی انجام میدهد و تقاص را فرزندان آینده‌ی او پس می‌دهند! فرد و فرزندانش دو موجود با دو شخصیت و نفس متفاوتند و این عمل اشتباهی محض و حتی جرم است.
۲. اخته کردن قاعده‌ای خارج از دایره‌ی مجازات است. این عمل خود نوعی تجاوز محسوب می‌شود و می‌توان آن را قتل غیرمستقیم دانست.
۳. از آنجایی که تقاص ستانی از بیگناهترین و ضعیفترین موجود یعنی فرزند متولد نشده آن هم به شکلی فجیع یعنی قتل غیرمستقیم او ستانده می‌شود، زنگ خطر ابتداء به پدوفیلیا برای افراد خواهان، حامی، گذارندگان و پذیرندگان این قانون به صدا در می‌آید.
۴. بهتر است هرچه سریعتر روند درمان و مجازات افراد خاطی در این کژروی حقوقی و فضاحت قانونی شروع شود و اهمال صورت نگیرد.
ریشه‌های توحش و بیماری گاهی مخفیند و باید آنها را بدون تعلل سوزاند. قابل اهمیت است که‌ کوته فکری نادانی می‌آفریند و نادانی توحش میزاید و توحش بیماری میسازد و بیماری به جرم ختم می‌شود.
لازم به ذکر است من به اعدام متجاوزان جنسی علل الخصوص متجاوزان به کودکان معتقدم. زیرا قاتل یکبار می‌کشد و متجاوز هر لحظه.

🖋به قلم سردبیر و خبررسانی 🐝شیدا

شماره‌ی سوم/صفحه شش

01:51 1405/3/25 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من شیدا

روانشناسی زوجین را ورق بزنیم...


به طور کلی در روابط زوجین دو نوع پارتنر می‌توان قائل شد.
۱. پارتنر عمومی: پارتنری که اجتماعی بوده و خواهان روابطی در سطح کلونی و فراتر از زوجیت است. این نوع پارتنر محبوب فامیل، دوستان و جامعه است. همیار، همدل، خوشرو و مردمی ست و روحیه‌ی حل شدنش در اجتماع هر قدر بزرگتر باشد بیشتر و بهتر است همچنین می‌تواند نماینده و رهبر باشد.
برای این نوع پارتنر حریم شخصی تعریف نشده و یا بسیار کمرنگ است. او حس مالکیت قوی ندارد و چارچوبش همان چارچوب جامعه‌اش و حتی فراتر از آن است. این مدل در صورتی ایجاد میشود که فرد از پیرامون خود و ارتباط گرفتن با انسان‌ها سیراب نباشد و این ولع خود را حتی در بعد از برقراری رابطه‌ی زوجیت، به این صورت نشان می‌دهد.
عدم مرکز توجه بودن و یا مورد تبعیض و بی‌مهری واقع شدن از سوی والدین خصوصاً در دوران کودکی چنین شخصیتی خواهد ساخت.
این نوع پارتنر می‌تواند در موارد حاد به خیانت‌ نیز رویآورد.
۲. پارتنر خصوصی: پارتنری که غیر اجتماعی ست و خواهان روابطی در حد زوجیت یعنی دودویی و محدود در تمام مقاطع زندگیش است. او مورد احترام فامیل است اما روابطش کم و بسته است و در کمیت معدود است. برای او کیفیت اهمیت بیشتری دارد همچنين می‌تواند بعنوان حاکم و مرجع باشد.
برای این نوع پارتنر حریم خصوصی اهمیت ویژه‌ای دارد و حس مالکیتش قوی ست در ضمن چارچوب او چارچوب خودش است.
این مدل در صورتی ایجاد میشود که فرد از پیرامون خود و ارتباط گرفتن با انسان‌ها سیراب باشد و این حس سیری در او تا دلزدگی و سردی حتی در همان رابطه‌ی زوجیت هم پیش برود.
مرکز توجه بودن و یا مورد عشق و مهر وافر واقع شدن از سوی والدین خصوصاً در دوران کودکی چنین شخصیتی خواهد ساخت.
این نوع پارتنر می‌تواند در موارد حاد به عزلت گزینی نیز رویآورد.
شما چه نوع پارتنری میپسندید؟ کسی که با او شاداب باشید و دنیا را بچرخید و ماجراجویی را تجربه کنید یا کسی که در کنارش به اوج و شکوه برسید و چون ستاره‌ای در آسمان شب بدرخشید؟

🖋 به قلم سردبیر و به درخواست 👱‍♀️مادمازل نجوا

شماره‌ی سوم/صفحه هشت

01:33 1405/3/25 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من شیدا

یک مقاله‌ی فرهنگی بخوانیم...


بیهوده گرایی از دیرباز از معضلات بزرگ زندگی بشر بوده و است و با گذشت زمان این تومور بدخیم بیشتر رشد می‌کند. درست است که در وهله‌ی اول باید ترسید زیرا نشان شکست هوش و توانایی انسان در همگامی با طبیعت است اما آنچه ملموس است بلعیدن انرژی و توان پیرامون است که به شدت و قدرت توسط این دیو مخفی اتفاق می‌افتد.
بیهوده‌گرایی در هر زمینه‌ای می‌تواند ریشه بزند  و رشد کند و مدتی بعد چیره و سائس شود و حتی به دیان برسد. کوچکترین کاهلی صاحب منزلی او را در پی خواهد داشت.
اصولاً رسیدن به بیهودگی در هر چیز نشان ضعف تا قبل از رسیدن است. بسیاری ضعفها غیر قابل جبرانند و بسیاری سخت جبران می‌شوند.
مثال‌های مد نظرم در مبحث بیهوده‌گرایی بررسی چند رشته‌ و گرایش تحصیلی ست که تا مقاطع بالای تحصیلی توسط مراکز آموزشی مختلف و بر پایه‌ی سرمایه‌ی ملی جذب دانشجو دارند و در کنار اتلاف انرژی، وقت و هزینه‌ی فراوان، آنچه بعنوان آموزش ارائه می‌دهند به حدی مبتدی، سطحی و عاميانه است که خروجی عملاً و در بوته‌ی قیاس، با هیچ یکسان است.
با احترام به دوستان عزیزم که سوخته‌های این مسیرند مطلب را پیش میبرم. 
برای مثال اگر خانم خوش سلیقه‌ی زبر و زرنگی هستید که حرفتان در خانه بُرش دارد و هر باره دیزاین خانه‌یتان را با دست‌سازه های زیبایتان تغییر می‌دهید و چشم‌نواز می‌کنید، بنابر زوایای نورپردازی و ایده‌های خلاقانه چیدمانش را عوض می‌کنید، رنگ و مدل دیوارپوش، کفپوش، سقف و ... را به روز می‌کنید و صاحب ایده‌اید، جای دیواری را عوض می‌کنید یا در جایی پنجره می‌نشانید و ... باید گفت منزل شما همواره پروژه‌ی زنده‌ی پایان ترم و ارائه‌ی نهایی شما ست تا بعنوان مهندس معمار داخلی معرفی شوید. بعبارت بهتر این رشته‌ی پرصدای تحصیلی با آن همه هزینه در تمامی ابعاد، خروجیش یک خانم هنرمند و باسلیقه است که نرمال ایرانی ست و مادرش وظیفه داشته تابستانها برای سرگرم کردنش به او هنرهای مختلف بياموزد.
در حقیقت در خصوص بسیاری رشته‌ها و گرایش‌های مربوط به هنرهای دستی و تجسمی، آشپزی و قواعد طب خانگی، روانشناسی، علوم سیاسی و اجتماعی، ادبیات و ... نیازی به تحصیلات دانشگاهی و تکمیلی نیست‌. کافی ست دول مختلف در نهادهای گوناگون در پرورش خلاقیت، منطق، نظم، مهارت زندگی، عقلمندی، هنر دوستی، کتاب‌خوانی، مهرورزی، طبیعت دوستی و ورزش دوستی افرادِ خود بکوشند تا خروجی انسانی باشد که نیاز نباشد برای آماده ساختنش جهت ورود به دنیای نو تا به این‌ اندازه در ابعاد گوناگون و حتی سرسام‌آور هزینه‌ شود و در حق دیگران اجحاف صورت گیرد.قابل توجه است که این بغرنج فرهنگی که به عرصه‌ی عمل رسیده از مصادیق جوجه رنگ کردن و به جای قناری فروختن است. علاوه‌بر آن هزینه در بخش تحصیلات و مدارج علمی بطور چشمگیری زیاد است هر چند عادلانه و همگانی هم نیست.
حائز اهمیت است که‌ آنچه بعنوان آموزش در موارد مزبور ارائه‌ می‌شود زندگی نرمال و روتین خانوادگی عده‌ی کثیری از خانواده‌های هوشمند، کوشا و بهینه‌ی ایرانی ست. کافی ست خط مش آنان آموزش داده شده و الزام شود. نیکی را باید گسترانید.
هر چند ما در ایران در قرنی به سر میبریم که بعد از حذف پادشاهی، رهبر و حتی دولت به ارائه‌ی خدمات الکترونیک رسیده‌ایم و این مهم نوید خوشی برای آینده‌ی ایران و جهان است زیرا بیهوده‌گرایی در ابعاد مختلف کنترل شده و جای خود را به ملزوم گرایی می‌دهد.
🖋به قلم سردبیر و  با همکاری 🐝 شیدا

شماره‌ی سوم/صفحه چهارده

19:58 1405/3/16 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من شیدا

 اقتصاد را ورق بزنیم ...


از دیر باز کسب درآمد هدف، روتین و آمال افراد مختلف جامعه بوده است زیرا با تأمین رفاه ارتباطی مستقیم دارد. بطور کلی درآمد از طریق اشتغال‌ حاصل می‌شود.
اشتغال به چه معنا ست؟ اشتغال یعنی انجام فعلی که شغل نامیده میشود و شغل یعنی ارائه‌ی خدمات و دریافت دستمزد.
ورای اینکه شغل هر فرد چیست و چگونه است تعریف کلی آن به این صورت است که فرد شاغل خدماتی ارائه داده و دستمزد دريافت می‌کند. در حقیقت شغل یک نوع معامله و بده بستان است. مشاغل هر چه باشند  کارفرما، کارمند، کاسب، کارگر، خصوصی، وابسته و ... از این فرمول پیروی کرده و بوجود می‌آیند.
امروزه با ارائه‌ی خدمات الکترونیک مشاغل متنوع و متفاوت شده‌اند.
با توجه به مطلبی که در بالا عرض کردم سایر افعال نیز بر این پایه چنین تقسیم و نامگذاری میشوند:
شغل: یعنی ارائه‌ی خدمات و دريافت مزد. مانند نانوا، معلم، خیاط، وزیر و ... .
اهداء: یعنی ارائه‌ی خدمات و عدم دریافت مزد. مانند اقسام امور عام‌المنفعه و بخشش.
جرم: یعنی عدم ارائه‌ی خدمات و دريافت مزد. مانند اقسام کلاه‌برداری و سرقت.
از وظایف نهادهای مختلف حکومتی در هر جامعه می‌توان به ایجاد مسیرهای مختلف کسب درآمد اشاره کرد.
نهاد بین‌المللی سکارنای من به کسب درآمد غیر وابسته‌ تأکید ویژه دارد. مشاغل آزاد و خصوصی در اولویت توجهند هر چند می‌توان در زمینه های گوناگون و حتی در نهادهای مختلف نیز مشغول شد یا مشغول ماند.

🖋 به قلم سردبیر و 🐝 ایده‌پردازی شیدا 

شماره‌ی دوم/صفحه چهار

02:33 1405/2/25 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من هیرام شیدا

با دنیای نو همراه شویم...

 

کوانتوم یعنی چه؟

کوانتوم در لفظ به معنای ریز و کوچک است. علمی که جهان را در قالب‌های خرد بررسی می‌کند.

فیزیک کوانتوم یعنی بررسی حالات و رفتار اجسام در  واحدهای کوچک وجودشان. مثلاً بررسی کوارک‌ها، اتمها، الکترون‌ها و...

در دنیای کوانتوم از جزء به کل میرسیم و آنچه در ابتدای امر خود را نشان می‌دهد یکپارچگی و یگانگی هستی ست.

جهان در دیدگاه فیزیک کوانتوم مجموعه گویچه هایی ست که کنار هم می‌نشینند و درخت، انسان، زحل، آب و ... را بوجود می‌آورند.

به بیانی دیگر جهان در فیزیک کوانتوم مانند این است که کودکی قلم به دست بگیرد و روی بیلیاردها نقطه‌ی کوچک به هم پیوسته که کاغذ را تشکیل می‌دهند نقاشی کند و اشکال مختلف نمایان شوند.

طی فیزیک کوانتوم مرزی بین خیال و واقعیت باقی نمی‌ماند و مواردی تحت عنوان خرافات می‌توانند زیر سایه‌ی علم نوین حیات یابند و توجيه شوند.

هست که هست ، هست که نیست!

📄برگرفته از مقاله‌ی فیزیک فلسفی نوشته‌ی دکتر اسماء دگلی

🐺 به کوشش هیرام

 

انرژی صفر هزینه چیست؟

امروزه با توجه به‌ برقی شدن اکثر وسایل غیر مکانیکی چه در بخش صنایع گوناگون و چه در بخش خانوار، میتوان گفت در برهه‌ای هستیم که تأمین انرژی صرفاً به تأمین برق ختم می‌شود.

بهتر است در شرایط متزلزل اقتصادی ایران دول آن در ادوار مختلف به جای افزایش قیمت اجناس و بهره‌کشی از جیب شهروندان، مصرف را بهینه کنند.

همگانی و سهل الحصول کردنِ دسترسی به پلتهای خورشیدی می‌تواند بار انرژی را از شانه‌ی حکومت بردارد و از سطح تنش جامعه بکاهد. فواید اقتصادی_روانی این طرح، ایران را به جلو خواهد راند و خاورمیانه و جهان را امن خواهد کرد. یکی از علل این رخداد خوب کاهش دسترسی نهادهای مختلف به اذهان شهروندان و عدم ایجاد نارضایتی‌های فردی و جمعی ست که به طبع آن ناآرامی‌ را در خاورمیانه و جهان کنترل کرده و سیر نزولی خواهد داد.

🐝 توسط شیدا

شماره‌ی اول/صفحه یازده

20:54 1405/1/25 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من شیدا

چهره‌ای پیشتاز بشناسیم...

لیانا ساعتی کرباسدهی با نام مستعار رزالین شاعر و نویسنده‌ی کوچک ایرانی ست همچنین تنها فرزند دکتر اسماء دگلی فرهیخته ایرانی و سردبیر تنور است. این بانوی کوچک در ۳۱ شهریور ۱۳۹۵ ه.ش در رشت چشم به جهان گشود و به گفته‌ی خانواده‌ و اطرافیان جهان مادرش را دگرگون کرد.

مادر دردانه دخترش را همچون خود پرورد و نبوغ موروثی او را از ۴ سالگی به قصه‌گویی کشاند و در ۶ سالگی اولین کتابش به نام شهر گلها منتشر شد.

تا کنون ۹ کتاب در دو مجموعه‌ به نام‌های "پالی و پولی" و "قصه‌های من برای دوستان من" از لیانا(رزالین) ساعتی کرباسدهی این نویسنده‌ی کوچک منتشر شده است که توسط خودش تصویرگری و بازگرداندن به زبان انگلیسی نیز شده‌اند. خالی از لطف نیست بدانیم لیانای عزیز با مادرش در گروه صوتی_هنری نقل و قندان به گویندگی و صوتی سازی کتاب می‌پردازد و پادکست‌های هنری_فرهنگی تولید می‌کند.

در ادامه مصاحبه‌ی کوتاهی با این نابغه کوچک خواهیم داشت که توانایی‌های خاصش را در کودکی و معصومیت بروز می‌دهد.

_شما به موسیقی و نقاشی هم میپردازید و علاقمندید اما نه به اندازه‌ی نوشتن.

_بله اما من از نقاشی شروع کردم و سبک خودم را در این هنر دنبال‌ میکنم که به کمیک نزدیک است. مامان نقاشی‌های روی بومم را در سبک اکسپرسیونیسم می‌داند و درموردشان از من می‌پرسد حتی علت انتخاب رنگهایم را.

_پس مادرتان همه کاره زندگی شما ست.

_بله من همه چیز را مدیونش هستم و میخواهم مثل او باشم.

_همین سبک را در انیمیشن سازی و بازی‌سازی هم دنبال کردید.

_بله. از استیک من بازی دوران کودکیم یادش گرفتم.

_رنگ و حیوان مورد علاقه‌تان چیست؟

_صورتی و پاندا.

_شما کودک سختی نیستید و مادرتان همیشه می‌گوید می‌خواهد کودکی کنید و از انتخابتان معلوم است.

_بله من بازی در کوچه و با گربه‌های مادربزرگم را خیلی دوست دارم و مامانم مانع من نمی‌شود.

_پس به حیوانات علاقمندید.

_بله من خرگوش، عروس هلندی، موش و جوجه داشته ام.

_موش؟

_بله. در اتاقم بود و من به او غذا میدادم اما مامان فهمید و خیلی خندید و بیرونش کرد.

_بهترین دوست شما کیست؟

_ملینا که دیگر نیست و رفته است.

_فکر کردم بگویید مادرم!

_نه او می‌گوید با همسالان خودت باش. اما با بابا رابطه‌ام بهتر است.

_جدی؟

_بله. مامان خیلی وقتها سرش شلوغ است و وقت ندارد اما خوب است که باشد اگر نباشد گلویم میگیرد.

_غذای مورد علاقه‌تان؟

_مرغ سوخاری.

_مامان را در یک جمله تعریف کن.

_مامان شبیه رنگ طلایی ست. مثل کانگورو هم است. مو فرفری زیبا.

_شد سه تا.

_بله.

_از آینده‌ات بگو.

_دوست دارم نقاش و آشپز باشم. هر دو را خیلی دوست دارم.

_سپاسگزارم از همصحبتی با شما فرهیخته کوچولو.

با آرزوی سلامتی برای این دختر و مادر هنرمند  لیانا ساعتی کرباسدهی و دکتر اسماء دگلی مصاحبه را با این چهره‌ی نوظهور ادبی_فرهنگی به پایان میبرم.

🐝گزارشگر شیدا

جستجو
درباره

نهاد بین‌المللی سکارنای من در سال ۲۰۲۰ با رویکردی متفاوت و کارآمدتر از گذشته به جهان، توسط دکتر اسماء دگلی(هلی آ/آی هو/هیاهو) بنیان شده است. اسماء دگلی سردبیر کنونی "ماهنامه تنور" نیز بوده و تنور تیم متشکل از سیزده عضو فعال و زبده‌ بین‌المللی ست.

دفتر مرکزی《نهاد بین‌المللی سکارنای من》،《ماهنامه تنور》و سایر فعالیت‌های علمی_پژوهشی_فرهنگی_هنری_حقوقی_مدنی_سیاسی_محیط‌زیستی_عقیدتی_نیکوکاری وابسته‌ به نهاد بین‌المللی سکارنای من، در ایران_گیلان_رشت واقع است.

تنور زندگیتان همواره گرم و روشن.

هیچ نمی‌ماند جز مهر🌱

☎️ ۰۱۳۳۲۱۱۶۷۸۰ ، ۰۹۳۳۶۳۳۰۰۲۵

📧 https://t.me/Looklookiii

📮 ایران، گیلان، رشت، بلوار گلسار، خیابان ۱۰۴ ****

📩 Dr.asmadagali@gmail.com 

نویسندگان