شماره‌ی پنجم/صفحه هفت

00:32 1405/5/25 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من مادمازل نجوا

مقاله‌ای در حوزه‌ی جامعه‌شناسی بخوانيم...

 

در جلسه‌ی ایده‌پردازی ماهنامه‌ی تنور، مادمازل نجوا پیشنهاد داد موضوعی که خودش را بسیار آزرده در فهرست قرار بگیرد. مادمازل خواهش داشت، دخالت در زندگی شخصی افراد از سوی جامعه، مورد بررسی قرار گیرد. ایده‌اش رأی آورد و من دست به قلم شدم.
این مبحث جالب را با دو جمله‌ی آشنا و ملموس شروع میکنم:
جمله‌ی اول: وای! چطور خجالت نمی‌کشید و با این لباس جلف یا باز در انظار ظاهر میشوید؟
جمله‌ی دوم: وای! چطور میتوانید با این البسه بسته و پوشیده بیرون بروید و از زندگی لذت ببرید؟
در هر جامعه‌ای عده‌ای هميشه وجود دارند که باز و بسته بودن دیگران نه تنها در پوشش که در تمامی زمینه‌ها در زندگی آنان بسیار مهم است! می‌خواهم در این صفحه علت را بررسی و مکشوف کنم.
اگر غرض و مرض در کار نباشد و فردی واقعاً دچار چنین احساسی باشد، علت یک درخواست‌ کمک نهفته است. مانند گریه‌ی نوزاد گرسنه.
بعبارت بهتر دو علت منشأ این سبک رفتاری ست. مورد اول سادیسم یا همان دیگرآزاری ست و مورد دوم درخواست مخفی کمک یا کد خواهش است. پس تمام این افراد را با یک چوب نرانیم.
در برخورد با افراد ساد(کسی که به سادیسم دچار است) به کارگیری هر روشی جهت دفع لازم است. اما برای نوع دوم باید فرد را مجبور کرد نیازش را علناً بیان کند. او ابتدا باید خودش بفهمد مشکلش چیست و چه می‌خواهد. شاید بعد از پی بردن به آن به این نتیجه برسد که خواسته‌اش غیرواقعی بوده است یا خودش بتواند آن را حل کند.
آنچه در هر دو نوع مشترک است حس ناکافی بودن است. یعنی چه فرد ساد باشد و چه نیازمند یاری، از اعتماد به نفس و عزت نفس پایینی برخوردار است که نتیجه‌ی آسیب یکباره یا مکرر و یا هر دو ست.
درمان شخصی برای مورد اول یا فرد سادیسمیک از این قرار است: قرار گرفتن کمتر در جمع، ورزش و رژیم عاری از کافئین.

درمان شخصی برای مورد دوم یا فرد یاری طلب بدین گونه است: عکس مورد اول یعنی قرار گرفتن بیشتر در جمع، کم تحرکی و مصرف آزاد کافئین و قند متد درمان است.

بطور کلی این افراد به دو دسته‌ی رسوا و مخفی نیز تقسيم می‌شوند. دسته‌ی رسوا آنانی هستند که این حس را بر زبان می‌آورند یا با رفتارشان نشان می‌دهند و دسته‌ی مخفی آن را کتمان میکنند و در نتیجه‌ی رفتارشان نمود دارد. مانند کودکی که خشم خود را با فریاد زدن ابراز می‌کند اما کودکی دیگر با کشیدن نقاشی‌هایی با خطوط شکسته و پررنگ خشمش را بیرون میریزد.
اگر نخواهیم یا نتوانیم درمانگر باشیم گارد ما
در قبال این افراد باید چه باشد؟ در وهله‌ی اول دوریگزینی سپس کوتاه نیامدن و نشان دادن نارضایتی و بعد برخورد قاطع و دفع کننده. این افراد باید بفهمند دارای مشکلند و باید درمان و رفعش کنند.
عدم برخورد یا همراهی با این افراد از کیفیت جامعه‌ی مطلوب خواهد کاست و به سرعت نارضایتی گسترش خواهد یافت. در کنار آن اقسام بزه رشد خواهد کرد و سقوط در عمل و اخلاق و بطور کلی جامعه رخ خواهد داد.

🖋به قلم سردبیر و 👱‍♀️ایده‌پردازی مادمازل نجوا

شماره‌ی پنجم/صفحه هشت

00:30 1405/5/25 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من

مقاله‌ای در حوزه‌ی فرهنگی بخوانیم...

 

از فیلم‌های اکران شده‌ی دهه‌ی اخیر، لولیتاخوانی در تهران است. میخواهم چند نکته را تیتروار به این بهانه و در خصوص آن بیان کنم:
۱. کلمه لولیتا Lolita اسپانیایی ست و از نام‌های متداول دخترانه است. لولیتا به معنای درد است و از القاب مریم مقدس در فرهنگ اسپانولی ست. به طور کلی Lolita با تمام تعابیرش برآمده از فرهنگ غربی_مسیحی ست و در آن ریشه دارد. 
۲. به طور عمومی لولیتا به دو دسته اطلاق می‌شود. دسته‌ی اول افراد نابالغ با ظاهر و رفتار بزرگسال و دسته‌ی دوم افراد بزرگسال با ظاهر و رفتار نابالغ.
۳. ماهیت این کلمه در اکثر مواقع شنیع است زیرا جنبه‌ی جنسی در آن غالب می‌شود. لولیتا به طور خصوصی به دختران کودک و نوجوان در رده‌ی سنی ۹ تا ۱۴ سال گفته می‌شود که مورد سوء نظر جنسی یک بزرگسال قرارگرفته، به دست او شکار می‌شوند و به برده‌ی جنسی بدل می‌گردند.
۴. لولیتا در دهه‌های اخیر با ورود عروسک‌های زنده‌ی جنسی لولیتا به بازار سکسهای ناهنجار، تعبیر گسترده‌تری یافته است و در حقیقت زوایای مخفی این کلمه عیان شده‌اند. عروسک‌های لولیتا زنانی بالغند که قسمت‌هایی از دستها و پاهایشان بریده می‌شود تا کوتاهتر، ریزنقش و شبیه به عروسک بنظر بیایند و به مصرف جنسی برسند.
۵. ماهیت لولیتا با مفهوم پدوفیلیا و هبفیلیا ارتباط مستقیم دارد. اما بطور اختصاصی به گرایش به نوجوان نابالغ(یا سایر اشکال مشابه به آن یعنی ریزنقشِ نابالغ) اشاره دارد. می‌توان آن را کوتوله گرایی نیز نامید.
۶. لولیتاخوانی در تهران ، فیلمی با ماهیت پرداخت‌های جنسی ست که توسط زنانی ایفای نقش می‌شود که همگی دارای قدهایی بالای ۱۶۰ سانتی متر بوده و در رده‌ی سنی بالای چهل سالند. پس حداقل از جهت ظاهری هیچ رقمه نمی‌توان با عنوان فیلم ادغامشان کرد. بهتر بود عنوان فیلم غولیتاخوانی و یا لوله پولیکاخوانی انتخاب می‌شد.
۷. کلمه‌ی لولیتا در گذشته صرفاً در صفحاتی تحت عنوان دارک وب جسته میشد نه یک فيلم عمومی و بدون رده‌بندی سنی آن هم با ماهیت جنسی!
۸. این فیلم از منظر روانشناسی جنسی، سکس تراپی، روانپژوهی جنسی و پزشکی سرشار از ایراد است و حتی نمی‌توان علمی_آموزشی در نظرش گرفت. از سویی دیگر بیشتر به غلیان جنسی عده‌ای شبیه است که می‌خواهند در قالب هنر، سیاست و علم وقاحتشان را مشروع جلوه دهند. بعبارت بهتر دلشان تجربه‌ی جنسی قالب‌ها و دسته‌های دیگر را میخواهد. من این افراد(تمام عوامل فیلم لولیتاخوانی در تهران) را بطور قاطع پدوفیل و هبفیل اعلام کرده و گسترنده‌ی آن میدانم.
۹. این فیلم باتوجه به ایرادات فاحش و ناروای پزشکی، روانپزشکی، اجتماعی، قانونی، عرفی و در بهترین حالت با ارفاق بسیار می‌تواند در رده‌ی کمدی_جنسی بزرگسال(کمدی پورن) قرار بگیرد.
۱۰. اگر مقصود از این فیلم مقابله با پدوفیلیا و هبفیلیا باشد به چند دلیل مردود است. یک دلیل وجود زنان ریزنقش و کوتوله است که می‌توانند جفت خوبی برای این غریضه و خواهش جنسی باشند پس دلیلی برای تغییر ذائقه وجود ندارد. دلیل دیگر بخش‌هایی از کتاب‌های مختلف جنسی(پورن) در بازگویی مستندات لولیتابازی از قول بزرگسالان تحریک شده به این قضیه است که اگر بخوانید گویی فیلم مذکور روایتی از آن است!

۱۱. زلیخاهای این فیلم بهتر است با حقیقت خود کنار بیایند و دست از رویاپردازی بردارند.
۱۲. زلیخاهای این فیلم توجه داشته‌ باشند که آن چوبهای جادو فقط تا ذهن خودشان بُرد اثرگذاری دارند زیرا به علت گسترش ابعاد علم، ادوات جادو و علل الخصوص چوبهای جادو عملاً کارایی خود را از دست داده‌اند! اما می‌توان از آنها بعنوان دکوری در استایلهای کلاسیک استفاده کرد. هر چند امروزه تعداد افراد عتیقه باز نیز محدود گشته‌اند.

۱۳. جمعبندی کلی از پژوهش در خصوص مفهوم و ماهیت Lolita ما را به این تعبیر می‌رساند که لولیتا یعنی اطلاق صفت جذابیت از منظر جنسی که به زنان و دختران ریزنقش یا نابالغی اشاره دارد که با به مشقّت افتادنشان ارضاء کننده‌اند.

🖋به قلم سردبیر

شماره‌ی پنجم/صفحه‌ ده

01:51 1405/5/21 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من شیدا

مقاله‌ای در بستر علوم اجتماعی بخوانیم...

 

مُد شدن دوباره‌ی تیپهای قدیمی توسط مؤسسات مُد تا چه اندازه معقول به نظر میرسد؟
شیدای عزیز به من گزارش داده است که‌ چندی پیش برند Dior در صفحاتش استايل ده‌های ۴۰ و ۵۰ هجری شمسی را باز ترند کرده که بازتاب جالبی داشته است.
مسلماً عموم ايرانيان از اینکه پوشش پدران و پدربزرگانشان مد شود خوشنود می‌شوند همانطور که این عمل Dior عده‌ی زیادی را به واکنش‌های فکاهی واداشته است.
اما من میخواهم در این مطلب از زاویه‌ی دیگری به این اتفاق نگاه کنم. زاویه‌ای که متأسفانه همواره وجود دارد و در گوشه و کنار جامعه حس میشود. زاویه‌ای که بسیاری ترجیح می‌دهند نبینند و حسش نکنند چون آزاردهنده است.
مد شدن استایلهای قدیمی جذاب است و بر تن افراد امروزی دلنشین بنظر میرسد اما باید توجه داشت که در این میان در بعضی از افراد مُسن با یادآوری شور و خاطرات گذشته احساسات کاذب بیدار شده یا شکل می‌گیرد. این احساسات کاذب درست است که در نگاه عده‌ای خنده‌دار است اما سبب ایجاد مزاحمت برای دیگران و تشنج آفرینی در جامعه می‌شود.
بگذارید با مثالی واضحترش کنم. فلان سلبریتی جذاب هالیوودی در سن بالا با کسی که همسن دخترش است وارد رابطه میشود. این موضوع در دل یک پیرمرد لچر ایرانی با همان سن و سال ایجاد همزادپنداری و توقع می‌کند. در حالی که مراوده سلبریتی جذاب هالیوودی سبب شادی و ملاطفت در جامعه می‌شود و تحسین‌برانگیز است، همزادپنداری و توقع پیرمرد لچر ایرانی سبب به هم خوردن آرامش جامعه و ایجاد حس انزجار می‌شود و تا مدتها اثر نامطلوبش بر روان عموم میماند‌. خصوصاً که در مواردی گزارش شده پیرمرد لچر ایرانی برای خانمی جوان در خواسته‌ی ناهنجار خود ایجاد اجبار، انزجار، مزاحمت، تعرّض و حتی تجاوز کرده است.
احساسات متفاوت، ناهماهنگ و ناهنجار خصوصاً اگر از افراد مُسن بروز کند حتی اگر در حد فردی باشد می‌تواند ایجاد تنش کند.
مسلماً هر کسی در چارچوب قانون آزاد است و صرفاً قانون ملاک عمل است اما امکان تجاوز از حد وجود دارد. این تجاوز از حد می‌تواند ایجاد تنش جمعی و فردی کند. وظیفه‌ی ما در این مواقع عدم همراهی با مورد تنش زا ست. نباید تحت تأثیر قرار گرفت و سریعاً جلوی آن را سد نمود. در این میان باید توانمان را جمع کنیم و قربانی را التیام بخشیم تا جامعه نیز از گسترش تنش در امان بماند.
و اما عمل Dior درست است یا نادرست؟ مسلماً درست است. آنچه اشتباه است احساسات نابخردانه و هیجان‌زده است که به عرصه‌ی عمل میرسد و قانون را نقض می‌کند به طبع آن حقوق فردی و جمعی ضایع می‌گردد.
حرفه‌ی Dior ایجاد جذابیت است اما آنچه در این موضوع ناهنجار است عشق پیری ست که اگر بجنبد سر به رسوایی می‌کشد.

🖋به قلم سردبیر و 🐝به گزارش شیدا

شماره‌ی پنجم/صفحه یازده

01:49 1405/5/21 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من مادمازل نجوا

مقاله‌ای در بستر روان‌شناسی بخوانیم...

 

شیزوفرنی یا Schizophrenia از سری بیماری‌های مربوط به بخش روان است که به معنای ایجاد توهمات احساسی در بیمار است‌.
توهمات احساسی یعنی درک متفاوت از حقیقت پیرامون. برای مثال لباسی را در تاریکی شبیه به شبح دیدن یک توهم احساسی_دیداری موقت است. بطور کلی هر آنچه باعث اخلال در درک صحیح پیرامون شود و تولید وهم کند عامل شیزوفرنی ست.
اطلاعات از پیرامون توسط گیرنده‌ها یعنی چشم، گوش، زبان، بینی و پوست دریافت می‌شوند و برای تجزيه و تحليل به مغز می‌روند و نتیجه توسط احساسات و حرکات فرد به بیرون هدایت می‌شود. حال اگر در طی این مسیر مشکلی پیش بیاید وهم و شیزوفرنی حاصل می‌شود.
من عوامل ایجاد مشکلات در این مسیر یا علت شیزوفرنی را در دسته‌های زیر تقسیم میکنم:
۱. ارثی: اقسام بیماری‌ها و مشکلات جسمی که فرد با آن متولد می‌شود و دیر یا زود خود را بروز می‌دهند و ذاتی و ژنومی هستند. مانند مشکل در فعالیت‌های شیمیایی مغزی، کم شنوایی، مشکلات پوستی و ...
۲. اکتسابی: مشکلات و بیماری‌هایی که در جسم سلامت فرد ایجاد می‌شوند. مانند کهولت سن، پرفشاری، نوسانات قند خون، ضربه به سر و ... بزرگترین علت شیزوفرنی این مورد است و بیشترین تعداد بیماران را شامل می‌شود.
هر بیمار شیزوفرنی در ابتدا باید جسمش بطور کامل بررسی شود و منبع مشکلات وهمی شناسایی گردد سپس علت مشکل شناخته شود. گاهی در عوامل اکتسابی علت بروز مشکل عاملی خارجی ست که تا آن رفع نشود بیمار بهبود نخواهد یافت و پروسه‌ی درمان بی‌اثر است. مثلاً وجود نوعی گاز آلرژی‌زا در محیط کار.
آنچه در ادامه خواهم گفت مورد علاقه‌ی بیماران شیزوفرنی ست اما نباید احتمال آن را در بیماران شیزوفرنی با زمینه‌ی اکتسابی رد کرد یا نادیده گرفت.
گاهی گیر افتادن در تجمعات سادیسمیک و یا برخورد با یک فرد ساد به حدی آسیب‌زا ست که وهم می‌تواند ایجاد شده و یا تلقين شود و فرد به شیزوفرنی مبتلاء گردد.
برای مثال من زنی هستم که به دلایل شرعی و شخصی از نزدیک شدن بیش از حد آقایان به جسمم بيزارم. آقایی با وجود علم به این خصلت من و یا ممانعت من، حریم من را می‌شکند و من را دچار فشار عصبی و درنتیجه وهم و شیزوفرنی می‌کند.
این را نباید ناديده گرفت که افراد ساد و یا بی‌ملاحظه در ایجاد اقسام نارضایتی و بیماری در دیگران از جمله فشار عصبی و فروپاشی روانی و به طبع آن اقسام بیماری‌های روان مانند شیزوفرنی نقش مستقیم دارند.

زندگی اجتماعی یعنی زیستن در کنار هم به این صورت که نه کسی از حدودش کوتاه بیاید و نه ایجاد تنش کند.

🖋به قلم سردبیر و 👱‍♀️به درخواست مادمازل نجوا

شماره‌ی پنجم/صفحه سیزده

03:39 1405/5/20 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من شیدا

یک فنجان علوم مدنی بنوشیم...

 

شیدای عزیز به واحد خبری ماهنامه‌ی تنور ارسال داشته است که همچنان مانند ده‌های پیشین، نسل‌های مختلف مورد بحث و جدال بین یکدیگرند. بعبارت بهتر افرادی هستند که به اشخاصی در نسل‌های قبل یا بعد از خود بگونه‌ای آسیب‌رسان می‌پردازند و این ناسازگاری و عدم انطباق، اجتماع را دچار تزلزل می‌کند.
لازم شد در این صفحه از علوم مدنی، برهه‌های مختلف زمانی را مصداق قرار داده و با این میزان نسل‌های گوناگون و عملکردشان را بررسی کنم.
عده‌ای از افراد در نسلهای قدیمی عادت دارند نسلهای بعد از خود را از زاویه‌ی تحقیر ببینند. زیرا می‌پندارند به دلیل اينکه سنوات طولانیتری گذرانده‌اند بیشتر و بهتر می‌دانند.
برای مثال رفتار پرشور جوان‌تر از خودشان را هرزگی یا خامی لقب می‌دهند. جوان‌ترها اهمیت ندهند زیرا همین پیران در برهه‌ی جوانی خود در دیدگاه عده‌ای از نسل قبلتر، هرزه و خام به نظر می‌رسیده‌اند. پس در مسیرهای دلخواهتان بدون ترس بتازید.
در مقابل عده‌ای از افراد در نسلهای جدید عادت دارند نسلهای قبل از خود را از زاویه‌ی تحقیر ببینند. زیرا می‌پندارند به دلیل اينکه سنوات کمتری گذرانده‌اند به روزتر و شادابترند و قبلی‌ها خصوصاً در زمینه‌ی علوم نوین و هنرهای مختلف در جایگاهی پشت سرشان ایستاده‌اند. مسن‌ترها اهمیت ندهند زیرا همین جوانان نیز در دیدگاه عده‌ای از نسل جدیدتر عقب‌مانده و قدیمی هستند. پس در مسیرهای دلخواهتان بدون تردید بتازید.
حال سؤال این است که چرا چنین کنش‌های ناهنجار اجتماعی رخ میدهد؟ در جواب باید گفت عدم همسویی با جامعه چنین کنش‌هایی می‌آفریند. ‌کاستی‌های فردی و لطمات جمعی دلیل در ایجاد این ناسازگاری اجتماعیند. بعبارت بهتر این افراد نمی‌توانند با برهه و سن خود کنار بیایند و اصطلاحاً دچار حماقت یا کوته فکری می‌شوند از این رو به افرادی از برهه‌ها و سنوات دیگر متمرکز و متعرّض می‌گردند.
و اما پرسش مهم:
چرا گاهی جامعه در قیاس با دیگران بر روی فرد یا افرادی خاص ذربین میگیرد؟
متأسفانه وقوع این ناهنجاری اجتماعی غیرقابل انکار است و ناشی از عدم تجانس جمعی ست که می‌تواند به سبعیت جمعی ختم شود و فاجعه بیافریند.
سبعیت قابل انتقال است و اگر اندکی از آن چه در فرد و چه در جمع وجود داشته باشد قابلیت رشد دارد.
متأسفانه در جوامع بشری اگر فرد یا افرادی مورد سبعیت قرار بگیرند بسیار محتمل است که در آینده نیز مکرراً یا شدیدتر مورد سبعیت واقع شوند حتی نوعی توقع ناهنجار جمعی ایجاد شود که این سبعیت همواره رخ دهد و فرد یا افراد مورد تهاجم نباید معترض شده و بدان عادت کنند. این دسته احتمالات مذکور با درصد آماری بالا در اغلب موارد به وقوع پیوسته‌اند.
قدرت بخشیدن به جسم و روان سبب قدرتمند شدن در حس تفکیک و سازگاری بیشتر می‌گردد همچنین عکس این مطلب نیز صادق است یعنی جسم و روان ضعیف، قدرت تفکیک و سازگاری کمتری دارد.

🖋به قلم سردبیر و 🐝به خبررسانی شیدا

شماره‌ی پنجم/صفحه چهارده

03:37 1405/5/20 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من هیرام

یک فنجان علوم سیاسی بنوشیم...

 

مبحث این شماره را با یک سؤال واضح شروع میکنم. آیا فرد، افراد، دسته و کشورهایی تحت عنوان منسوخ شده‌ی بلوک غرب، ایجاد کننده یا حامی پدوفیلیا، هبفیلیا، ماژوخیسم و سادیسم در سطح بین‌المللی هستند؟
متأسفانه جواب بله است.
چرا و چگونه این اتفاق رخ میدهد؟
بررسی را از پدوفیلیا و هبفیلیا و با دو دلیل قابل توجه شروع میکنم.
۱. از زیربناهای جناحی به نام بلوک غرب، اعتقاد به ادیان ابراهیمی ست. این اعتقاد در بلوک غرب به معنای گسترش آن حتی از طریق اجبار است. با ابراز تأسف مجدد باید بگویم در تمامی ادیان ابراهیمی کامجویی جنسی از کودکان و نوجوانان مشروع دانسته شده و حتی بعنوان نقطه‌ای آمالی از آن یاد می‌شود. برای مثال در توصیفات بهشت در اسلام، مسيحيت و یهودیت از لذت جنسی با این رده‌ی سنی و یا افرادی با ظاهری مشابه کودک و نوجوان بسیار یاد شده است و حُسن و غنیمت محسوب می‌گردد. از این رو در این جناح و دسته‌ی بزرگ اجتماعی این رذیله یک فرهنگ عمومی و مقبول است. بطوریکه اگر از انجام آن در ظاهر ممانعت کنند، در بُن ذهن‌شان ارتکاب بدان بدون هیچ مانعی وجود دارد. هر چند گزارشاتی مبنی بر کودک‌ و نوجوان آزاری نیز همواره در بین‌شان مستند میشود. حتی در مواردی گزارش شده که پدوفیلیا و هبفیلیا بطور مستقیم و غیرمستقیم توسطشان در دیگر اجتماعات و ممالک ایجاد شده یا حمایت می‌گردند.
۲. بلوک غرب تمایل به تهاجم به کشورها و دسته‌هایی دارد که از جهت فیزیک بدنی ریزنقشند و بطور کلی رفتار و ظاهری شبیه به کودکان و نوجوانان دارند. حتی بعضی بررسی‌های سیاسی نشان می‌دهند دلیل بسیاری از این تهاجمات توسط خودِ بلوک غرب برنامه‌ریزی و ایجاد می‌شوند. نشانهایی پررنگ از کودک و نوجوان آزاری در این رویه وجود دارد. بلوک غرب هیچگاه به قویتر از خود کاری ندارد حتی اگر مورد آزارش واقع شود اما ضعیفتر را با وجود بی‌آزاری می‌آزارد. علاقه و ارتکاب به این عمل نشانه‌هایی از هبفیلیا و پدوفیلیای نهفته است که بدین صورت بروز کرده است.
و اما سادیسم و ماژوخیسم:
۱. از زیربناهای جناحی به نام بلوک غرب، اعتقاد به ادیان ابراهیمی ست. این اعتقاد در بلوک غرب به معنای گسترش آن حتی از طریق اجبار است. با ابراز تأسف مجدد باید بگویم در تمامی ادیان ابراهیمی موجودی بنام شیطان وجود دارد که با وجود اعتقاد به نفس اماره اما تمامی کاسه و کوزه‌ها بر سر او شکسته می‌شوند. این موجود  ترد شده، آزاردیده و ناامید رها می‌شود تا به کوهی از عقده بدل گردد زیرا جماعت خداپرست باید با حس حضور او به جایگاه خود ببالند و او را هرباره دچار فروپاشی کنند تا میل به برتری جویی و قدرت طلبیشان ارضاء گردد. در ادیان ابراهیمی دستور داده می‌شود همگی با هم از یک موجود تنها روی برگردانند و همواره با او در جدال و تنازع باشند زیرا نتوانسته زیر قولش بزند! او قول داده به کسی غیر از خدایش سجده نکند و همواره نیکو باشد اما به جرم همین نیکویی و عدم پذیرش تناقض در خداوندی خدا، تنبیه می‌شود. این عقیده از ابتدا سادیسم است. چرخاندن یک موجود به این مقصود که اشتباه کند تا مورد مجازات قرار بگیرد سپس ترد و آزار داده شود! سادیسم از این قوی‌تر و واضحتر نمی‌تواند خود بنمایاند که در ادیان ابراهیمی آن را شاهدیم‌.

در کنار آن تحمل رنجهای آسیب‌رسان، خارج از حد تحمل و غیر لازمه بعنوان اعمال عبادی واجب یا مستحب مورد تکریم و الزامند. این رویه نمود عینی ماژوخیسم و پرورش آن است.
۲. یک بررسی سياسی ساده نشان می‌دهد سوزن بلوک غرب همواره و بی علت، روی فرد یا اجماعی گیر می‌کند و به نیّت تخریب آن پیش میرود درحالی که از در سازش و مسالمت وارد شده است‌. از سویی دیگر در بسیاری موارد دست به خودتخریبی می‌زند در حالی که از در غلدری و تهاجم وارد شده است.
۳. این جناح نمود عملی این ضرب المثل ایرانی ست و حتی در مسير عینیت بخشیدن به آن آگاهانه می‌کوشد. موارد مستند در این زمينه به اندازه‌ی تاریخ بلوک غرب کمیت دارند.
گنه کرد در بلخ آهنگری/به شوشتر زدند گردن مسگری


دلایل اعتقادی و بنیادین، پدوفیلیا و هبفیلیا و همچنین سادیسم و ماژوخیسم را در بلوک غرب و اشاعه و سرایت آن را از این منبع تأیید می‌کنند بعلاوه بررسی‌های تاریخی و سیاسی عملکرد آن، ابتلاء به این کژرویها و اشاعه‌ی تعمدی آن را نیز مستند و مستدل می‌سازند.
چه خوش گفت آنکه گفت دین افیون توده‌ها ست.

خالی از لطف نیست دو نکته‌ی تفصیلی اضافه کنم و مطلب را خاتمه دهم.

توضیح اول تعریف بلوک غرب است. بلوک غرب به اتحادیه‌ی کشورهای متحد با سازمان پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) در زمان جنگ سرد گفته میشود که در مقابل اتحاد جماهیر شوروی و متحدان آن ( بلوک شرق) ایجاد گشت. دولت‌ها و رسانه‌های بلوک غرب به خود نام جهان آزاد یا جهان غرب داده بودند. 

توضیح دوم علت اینکه در خصوص بلوک غرب عبارت منسوخ شده را بکار میبرم است. این جناح از منظر نظری_عملی در سیستم پس از خود مردود شده و بنیانش فروریخته است، پس منسوخ گشته است. اما مانند بسیاری جناحها و عقاید شکست خورده و خرافی دیگر، پیروان پر و پاقرص خود را دارد و در نظام غیرمنطقی و بدور از علم خود زنده و پویا ست که از برای اين سرپا ماندن، مشخصاً قربانیان جمعی و فردی دارد. قربانیانی که مسلماً بیشتر از میان دسته‌ی کودکان و زنانند.

🖋به قلم سردبیر و 🐺 به درخواست هیرام

شماره‌ی پنجم/صفحه هفده

03:21 1405/5/20 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من

علم حقوق را ورق بزنیم...

 

نفقه یعنی میزان پولی که برای‌ دخل و خرج توسط مرد به همسرش پرداخت می‌شود.
مطابق قانون و شرع جمهوری اسلامی ایران ميانگين مبلغی در این خصوص تعیین شده است که ماهیانه بعنوان حق همسری باید برای زنان شوهردار از سوی شوهرشان واریز شود.
دو نکته در این خصوص وجود دارد که زیر لایه‌های حواس‌پرتی گم شده‌اند:
۱. وقتی مبلغ تعیین می‌شود و قانون واضح در این خصوص وجود دارد باید همانطور که در قانون ذکر شده عمل شود. یعنی در موعدی مقرر که ابتدای هر ماه محسوب می‌گردد نفقه باید از سوی شوهر به زن پرداخت شود و او خودش می‌داند که با دخل و خرجش چه کند زیرا باید حق انتخاب زن نیز در نظر گرفته و محترم شمرده شود. بعبار بهتر وقتی ميزان مبلغ تعیین و معرفی می‌شود، اینکه مرد خودش خرید کند و به خانه بیاورد جزء نفقه و حقوق زن محسوب نمیگردد. بنابر حق اختیار و انتخاب اگر مبلغ تعیین شده رسماً و تحت این عنوان یعنی نفقه از سوی مرد به همسرش پرداخت شود، نفقه پرداخت شده است. در غیر این صورت هبه یا انفاق رخ داده است و مرد همچنان زیر دین پرداخت نفقه است.
۲. بسیاری از زنان در ایران مبلغی بیشتر از میزان نفقه‌ی تعیین شده و قانونی بعنوان نفقه دریافت می‌کنند که این میزان مازاد می‌تواند بعنوان هبه یا انفاق از سوی مرد در نظر گرفته شود.
نکته: فرزندان نیز مطابق قانون دارای نفقه اند که باید با رعایت اصول بالا از سوی پدرشان به آنها پرداخت صورت پذیرد.
نباید از یاد برد که قانون بنیان تمدن است و عدم رعایت یا سهل‌انگاری در آن التهاب و توحش می‌آفریند.

🖋به قلم سردبیر

شماره‌ی پنجم/صفحه هجده

03:19 1405/5/20 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من هیرام

مردم‌شناسی را ورق بزنیم...

 

پرداخت به موی سر انسانها در این شماره از بخش مردم‌شناسی پیشنهاد هیرام عزیز بود که مورد استقبال اهالی تنور واقع شد و من در موردش دست به قلم شدم.
رنگ و مدل موی انسانها بیانگوی سیر تاریخی_ژنومی آنان است. این عضو جذاب بدن انسان بسیار متنوع و خیره کننده است و جزء اساسی در استایلهای مختلف بشمار میآید. نژاد موی انسانی به سه دسته‌ی زیر تقسیم می‌شود:
۱. آسیایی که صاف و تیره است
۲. آفریقایی که مجعد و تیره است
۳. قفقازی که مواج و رنگارنگ است
ایرانیان سکاندار شماره‌ی ۳ هستند هرچند جزء متنوع‌ترین گونه‌های بشری از حیث نژاد مو بشمار می‌آیند. طیف رنگی سفید تا سیاه و مدل مجعد متراکم تا صاف کم پشت در ایران دیده می‌شود اما نوع غالب مواج و رنگارنگ است.
فولیکول‌های خالی تا سرشار از رنگدانه تنوع طیف رنگی در موها را ایجاد می‌کنند. در ایران طیف سیاه تا قهوه‌ای نسبت به طیف قرمز تا طلایی از لحاظ کمیت دارای غلبه است. هر چند موهایی به رنگ سفید و سبز نیز بطور نادر وجود دارند. استحمام و بطور کلی تماس مو با مواد و آب آهکی فولیکول‌ها را در دراز مدت از رنگدانه خالی می‌کند و رنگ مو روشن می‌شود.
تراکم کم تا زیاد پیازهای مو، تنوع مدلی در موها ایجاد میکنند. در ایران انواع مدلهای مواج نسبت به صاف و مجعد از لحاظ کمیتم دارای غلبه است هر چند موهایی با مدل مجعد متراکم نیز بطور نادر وجود دارند. قرار گرفتن مداوم پوست سر در معرض نور خورشید تعداد پیازهای مو را زیاد می‌کند و به رشد آن سرعت می‌بخشد و مدل مو را متراکم و مواج می‌کند.
درست است که همه نوع مدل و رنگ مو بدون محدودیت در تمام جغرافیای ایران یافت می‌شود اما مدل موی مجعد متراکم و تیره رنگ فقط در نواحی جنوبی ایران دیده می‌شود.
موهای تیره و صاف جدیدترین نوع مدل مو در سیر تاریخی_ژنومی بشرند و موهای مجعد و روشن قدیمیترینند. بعبارت بهتر در دنیای موها نوع اول جدید و نوع دوم اصیل ست. علت نیز شرایط اقلیمی و تغییرات آن است.
موهای دو یا چند رنگ نوعی طیف رنگی نادر است که در نواحی مرکز جنوبی ایران مشاهده‌ می‌شوند و علتش عدم تقارن در رنگدانه‌ها و بی‌نظمی در فولیکولها ست. این مهم ناشی از تنوع آب و هوایی در این منطقه است. این خاصیت سبب می‌شود موها در تماس با نور روشن دیده شوند و طیفی از بلوطی تا طلایی نمودار گردد و در تاریکی و عدم تماس با نور موها تیره دیده شوند و طیفی از بلوطی تا مشکی پدید آید. مردمان بومی این منطقه این نوع مو را بور می‌نامند. زنان مو بور در فرهنگ ایران محبوبیت ویژه‌ای دارند. تعداد افراد با این رنگ مو درصدی تک رقمی در جهان دارد.
از دیگر مدلهای مو که در ایران نیز دیده می‌شود و البته در جهان نادر است موهای چند مدله است. این مدل مو نه کاملاً صاف است و نه همیشه مجعد. این مدل مو را می‌توان صرفاً با زیاد یا کم کردن سرعت خشک شدن موها بعد از استحمام، به چندین نوع مانند کرلی، اس اسی، بیگودی و سیم تلفنی درآورد و یا با یک شانه کشی ساده به مدل کم حالت رسید. زنان با این مدل مو تحت عنوان زلف پر پیچ و تاب محبوبت ویژه‌ای در تاریخ ایران دارند. تعداد افراد با این مدل مو نیز درصدی تک رقمی در جهان دارد.

اکنون که دسته‌بندی جمعیتی ایران را از حیث رنگ و مدل مو دانستید میتوانید به کمک آینه و بازی با نور و آب نوع و نژاد موی خود را تشخیص دهید و تا حدود زیادی سیر تاریخی_ژنومی خود را درک کنید.

🖋به قلم سردبیر و 🐺به پیشنهاد هیرام

شماره‌ی چهارم/ صفحه چهار

00:38 1405/4/25 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من

یک مطلب فرهنگی بخوانیم...

 

شاخص رفتاری در میان ایرانیان اصیل احترام وافر به دیگران است. محترم شمردن و کنشی سرشار از احترام درقبال دیگران داشتن نشان والامنشی و بزرگزادگی در میان ایرانیان اصیل بوده و است. از این رو میهمانان، خانمها، کودکان، کهنسالان، بزرگترها، کوچکترها، دوستان، همسایگان، آشنایان و غریبان جایگاهی ویژه داشته و دارند.
بطور کلی اساس روابط اجتماعی در میان ایرانیان اصیل، به جای گذاشتن رد خوش و ماندگار در اذهان است. رعایت این اساس برای آقایان واجب است و برای خانمها تأکید یا لزومی وجود ندارد. بعبارت بهتر رعایت این اساس برای آقایان واجب و برای خانمها حُسنی غیرواجب است.

ممکن است عده‌ای متذکر شوند که فلان ادیب یا علیم که از کشوری دیگر به ایران آمده و در این دیار دست به نطق و قلم شده، نقل کرده‌ای نغض دارد که از فلان شاعر ایرانی غنی‌تر است. دو نکته در این خصوص حائز اهمیت است:
۱. فلان ادیب یا علیم بواسطه محیط جدیدش یعنی ایران چنین شخصیت پر و پیمانی یافته که چنین هم نقل کرده وگرنه همدیاران سبکسرش در موطنش حی و حاضرند و خودش نیز تا قبل از نقل مکان به ایران گزارشات سفاهتش موجود است.
۲. موضوعیت در نقل و عمل مسئله‌ی مهمی ست. فردی در ارتباط با مدفوع رساله مینویسد و دیگری در مورد آب. مسلماً لحن و کلمات بکار رفته در دو رساله بواسطه موضوعیت متفاوتند. برای مثال فلان شاعر ایرانی مانند فردوسی عظیم شأن موضوعیت و به طبع آن‌ لحنی حماسی دارد. هر لحن و کلامی بار معنایی خودش را دارد و نمی‌توان به چیزی که خوب نیست توصیفات نیکو چسباند و عکس آن نیز صادق است. خوبی را نمی‌توان با توصیفات نکوهیده معرفی نمود. برای همین است که مقوله‌ی سبک و دسته‌بندی بوجود می‌آید. برای مثال شاهنامه از شاهکارهای ادبیات و تاریخ جهان، شاخص بینظیری جهت بررسی آثار حماسی ست.
از نمونه‌های کلامی ایرانیان اصیل که بین‌شان رایج است چند مثال زیر است:
سلام: سلامتی و شادباش
خوبید؟: به لطف وجود شما
کم پیدایید: زیر سایه‌ی شما
ببخشید به شما خوردم: نفس بهار اومد
ببخشید پشتم به شما ست: گل پشت و رو نداره
بفرمایید میل کنید: نمک پرورده ایم
تشریف بیاورید: مشرف میشویم

🖋به قلم سردبیر

 

شماره‌ی چهارم/ صفحه پنج

00:35 1405/4/25 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من هیرام

یک فنجان جامعه‌شناسی بنوشیم ...

 

روال کار در این نشریه اینگونه است که موضوعات مختلف توسط تنور تیم در جلسه‌ی تیتربندی به شور گذاشته می‌شوند. هیرام عزیز در این شماره ایده داشت در خصوص طبقات مختلف رفتاری صحبت کنیم زیرا اهمال اجتماعی چه عمدی و چه غیر عمدی در خصوص تفکیک آن صورت میگیرد و این سستی شله‌ای شور و تلخ ساخته که عاقبت همه‌یمان را مسموم می‌کند هرچند کار بسیاری را یکسره کرده است و ما خیل عظیمی را از دست داده‌ایم. او توانست تنور تیم را قانع کند و ایده‌اش را به کرسی بنشاند و من در خصوص آن این صفحه را نگاشتم.

 مطلب جالب این شماره را با یک مثال شروع میکنم و پیش میبرم.
آیا هر کسی می‌خندند شاد است؟
شنگول و منگول و حبه انگور و مادر بزی و گرگ می‌خندند. اما بین این پنج حیوان و عملشان یعنی خندیدن تفاوت است. به دسته‌بندی زیر توجه کنید:
۱. شنگول بره‌ای ست که همیشه شاد است. خندیدن روتین زندگی اوست و برایش معمولی ست.
۲. منگول گاهی شاد است و گاهی نیست. خندیدن برای او تفریح است.
۳. حبه انگور بیشتر از آنکه شاد باشد، شاد نیست. خندیدن برای او معجزه است.
۴. مادر بزی هرگز نمیخندد اما یکبار اتفاقی خندید.
۵. گرگ هم هرگز نمیخندد اما آن روز پشت در عمداً خندید.
سایر اعمال و افراد نیز اینگونه اند. گاهی فردی به عملی مداومت دارد و فرد دیگری مقطعی به آن دست میازد. گاهی فردی عملی را به راحتی انجام میدهد اما دیگری اتفاقی و یا اجباری.
اقسام فضیلتها و رذیلتهای اخلاقی_ رفتاری چنیند. گاهی فردی سهواً دچار عملی می‌شود در حالی که فردی دیگر در انجام آن مانعی برای خود نمی‌بیند. عدم تفکیک این افراد می‌تواند ما را در ایجاد و حفظ روابط جمعی دچار مشکل کند. در کنار آن پیرامونمان را از همفکران و همقطارانمان خالی کند و خودمان را بیش از پیش تضعیف کند.
مطابق آمارها عامل اصلی شکست در روابط و تعاملات اجتماعی، بی‌مبالاتی طرفهای رابطه است و عامل برهم زننده‌ی خارجی درصد ناچیزی را به خود اختصاص می‌دهد.
توجه کنیم که بی‌مبالاتی و ولنگاری در افراد مختلف متفاوت است. افرادی به این اعمال به طوری ذاتی و مستمر دچارند و دسته‌ای مقطعی و گذرا انجامش می‌دهند و عده‌ای ناخواسته و اتفاقی به آن آلوده می‌گردند. بین این سه دسته تفاوت بسیاری ست. در قضاوتها و انتخابهایمان دقت کنیم وهیچ چیز را سرسری نگیریم تا بتوانیم از لحظاتمان لذت ببریم.

🖋به قلم سردبیر و ایده‌پردازی 🐺هیرام

شماره‌ی چهارم/صفحه شش

00:31 1405/4/25 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من شیدا

یک فنجان حقوق بنوشیم ...

 

به من خبر داده شده که در ایتالیا برای قانون اخته کردن متجاوزان جنسی تلاش می‌شود. شاید اکنون که این مطلب را می‌نگارم تصویب و اجرا هم شده باشد. متأسفانه مورد مزبور در چک، اندونزی، پاکستان، ونزوئلا و ... اجرا می‌شود.
این قانون از چند جهت دارای ایراد است:
۱. گنه کرد در بلخ آهنگری/ به شوشتر زدند گردن مسگری . گناه و یا جرم را فردی انجام میدهد و تقاص را فرزندان آینده‌ی او پس می‌دهند! فرد و فرزندانش دو موجود با دو شخصیت و نفس متفاوتند و این عمل اشتباهی محض و حتی جرم است.
۲. اخته کردن قاعده‌ای خارج از دایره‌ی مجازات است. این عمل خود نوعی تجاوز محسوب می‌شود و می‌توان آن را قتل غیرمستقیم دانست.
۳. از آنجایی که تقاص ستانی از بیگناهترین و ضعیفترین موجود یعنی فرزند متولد نشده آن هم به شکلی فجیع یعنی قتل غیرمستقیم او ستانده می‌شود، زنگ خطر ابتداء به پدوفیلیا برای افراد خواهان، حامی، گذارندگان و پذیرندگان این قانون به صدا در می‌آید.
۴. بهتر است هرچه سریعتر روند درمان و مجازات افراد خاطی در این کژروی حقوقی و فضاحت قانونی شروع شود و اهمال صورت نگیرد.
ریشه‌های توحش و بیماری گاهی مخفیند و باید آنها را بدون تعلل سوزاند. قابل اهمیت است که‌ کوته فکری نادانی می‌آفریند و نادانی توحش میزاید و توحش بیماری میسازد و بیماری به جرم ختم می‌شود.
لازم به ذکر است من به اعدام متجاوزان جنسی علل الخصوص متجاوزان به کودکان معتقدم. زیرا قاتل یکبار می‌کشد و متجاوز هر لحظه.

🖋به قلم سردبیر و خبررسانی 🐝شیدا

شماره‌ی چهارم/صفحه نه

00:20 1405/4/25 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من مادمازل نجوا

مطلبی در حوزه‌ی مردم‌شناسی بخوانیم...

 

در کشور عزیزمان ایران و در ارتباط با روابط دودویی یا زوجیت موضوعی گزارش می‌شود که در این مطلب به آن می‌پردازم.
موضوع مزبور شکایت خانمها از این است که مورد سوءاستفاده‌ی‌ مادی قرار می‌گیرند و یا در طول رابطه مخارجشان به عهده گرفته نمی‌شود.
برای مثال خانمها بازگو می‌کنند که آقای رابطه‌اش از او خواسته برایش لباس بخرد و یا مبلغی برای تهیه‌ی دارو در اختیارش قرار بدهد و یا پولی به او قرض بدهد حتی در مواردی گزارش شده که آقای رابطه خواسته کادو، خوراکی، زیورآلات و ... برایش تهیه شود.
صریح عرض میکنم این عمل تکدی‌گری ست! توقعات و درخواست‌های مادی آقایان از خانمها طی رابطه مصداق بارز گدایی ست.

علت اینکه بسیاری از خانمها به درخواست مادی آقایان تن می‌دهند نیز فرهنگ جا افتاده‌ی صدقه دادن و مسکین نوازی در میان ایرانیان است. بعبارت بهتر درخواست مادی آقایان از خانمها مصداق واضح گدایی ست و اگر اجابت شود انفاق صورت گرفته است.

حال اگر مظلوم‌نمایی، دروغگویی، ایجاد مخمصه عاطفی یا جنسی و بطور کلی هرگونه از اقسام فریب هم به کار گرفته شود این عمل علاوه بر گدایی کلاه‌برداری نیز است‌. هر چند امروزه بسیاری از گدایان کلاهبردار نیز هستند و همه‌ی ما در طول زندگی خود به آنان برخورده ایم.
هر چند در مواردی هم بعلت امتناع خانمها از انجام درخواست مادی، از آنها دزدی شده و یا مورد آزار یا بی‌مهری قرار گرفته‌اند!
توجه شود که درخواست‌ مادی خانمها از رابطه، معمولاً طلب مهریه برداشت می‌شود زیرا خانمهای ایرانی به روابط خود به چشم زنا و یا دون زنا نمینگرند. اما انجام این فعل توسط آقایان هيچگونه توجيه اخلاقی، شرعی و عرفی ندارد.
علاوه‌بر آن در بسیاری از کشورها و جوامع مترقی و یا در میان متمولین و بزرگان، خصوصاً در کشورمان ایران از دیرباز اختیار نمودن کارگر جنسی و عاطفی مرسوم بوده است. ملیجک، غلام، خادم، نوکر، بنده، ماسماسک، اجیر و ... از القاب آنان در طول تاریخ بوده‌ است. این افراد بنابر شغل خود به خانم‌ها خدمات ارائه کرده و مزدشان را نیز دریافت می‌کنند.
پس خانمهای اصیل ایرانی اگر در روابطتان مورد سوءاستفاده‌ی مالی قرار میگیرید و یا از شما توقع یا درخواست مادی می‌شود از بنده‌نوازی خود دلگیر نشوید زیرا صدقه زندگی و جوانیتان به در شده است. در کنار آن شما مانند یک ملکه، شاهدخت، خان بانو و دیگر بزرگان مدتی فردی را برای برآورد نیازها یا وقت گذرانی و تفریح خود استخدام نموده‌اید و مزدش را هم پرداخت کرده‌اید.

🖋 به قلم سردبیر و به پیشنهاد 👱‍♀️مادمازل نجوا

شماره‌ی چهارم/صفحه یازده

02:17 1405/4/21 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من

در بستر علوم مدنی کنکاش کنیم...

 

خاص بودن ، خود بودن و آزادی همیشه لذت‌بخش است و فقدانش ناآرامی می‌آفریند. گاهی بندها چندان کهنه یا جاافتاده اند که اسارت حس نمی‌شود گاهی هم قدرتمند یا جذابند و ترجیح می‌دهی حس نکنی در زندانی!
همه‌چیز از اندیشه شروع می‌شود. نوع تفکر هر شخص مسیر شخصی و جمعی را تعیین می‌کند.
بطور کلی سه نوع تفکر می‌توان قائل شد که تفاوت‌های شاخص و تفکیک کننده می‌آفرینند. اینکه جزء کدام دسته‌ای مهم و تعیین کننده برای خودت است.
و اما سه دسته به قرار زیرند:
۱.میخواهم برای خودم و مطابق سلیقه‌ی خودم زندگی کنم. من طالب رهاییم پس نوع پوشش و رفتارم را خودم انتخاب می‌کنم. من رئیس و مرئوس خودم هستم.
۲.من بخاطر مسیر استخدامیم و روند شغل یا سایر منافعم پوشش و رفتاری ثابت یا متغیّر بروز میدهم و امکان دارد این نظر خودم نباشد زیرا در حرفه‌ و هدفم برای من تعیین می‌شود چه بپوشم و چگونه رفتار کنم. من مرئوس با دستمزدهای اغلب عالی هستم.
۳.من هنوز به آن حد نرسیده‌ام که انتخاب کنم چه بپوشم یا چگونه رفتار کنم زیرا بی‌هدفم علاوه‌بر آن به حد سنجش منفعت و ضرر نیز نرسیده‌ام اما هرباره پیروی مد و متدی در پیرامونم می‌شوم. من زندگی در زندان را ارج مینهم و در پی آنم به حدی که از آزادی تصوری ندارم و یا میترسم و حتی بیزاری میجویم. من مرئوس بدون مزد و مواجب هستم.
این سه تفکر، سه دسته یا سه سطح خودخواسته در جامعه ایجاد میکنند. در قالب عینی_عملی دسته‌ی اول کارفرمایان، دسته‌ی دوم کارمندان و دسته‌ی سوم مرجوعانند. جوامع مدنی به هر سه سطح نیازمندند و تمدن برای بقاء و پیشروی به هر سه محتاج است.

🖋 به قلم سردبیر

شماره‌ی چهارم/صفحه شانزده

15:16 1405/4/20 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من پندون

سیاست را ورق بزنیم...

 

بانوی اول، دوم، سوم و...!
وجود این شخصیتها در عرصه‌ی سیاست مدرن بین‌المللی مشکوک است و سوءظن حاصله، روند طی طریق جامعه را از دموکراسی و جمهوری به سمت دیکتاتوری و سلطنت هدایت می‌کند. درنتيجه ناهماهنگی فاحشی احساس می‌شود که از چند منظر می‌توان آن را بررسی نمود:
۱. ایجاد طبقه‌بندی واضح اجتماعی در عصر مدرنیته و قانون آن هم از مجرای مردم سالاری و با استفاده از رفراندوم، در این مقوله دیده می‌شود. خصوصاً که بعد از بانوی اول و مرد اول (First Lady & First Gentleman) پای بانوی دوم و مرد دوم و ... نیز به میان می‌آید. اول ، دوم، سوم و ...
عناوین شغلی این افراد مانند رئیس جمهور، معاون اول، معاون دوم، نخست وزیر و ... کافی ست و نیازی به عناوین دیگر که ایجاد طبقه‌بندی اجتماعی می‌کنند نیست و کاملاً مردود و نامعقول است‌ زیرا عینت بخشیدن به شکست مردم سالاری ست که به لفظ هم کشیده شده است.
۲. بانوی اول، دوم، سوم و... در کنار رياست جمهوری بعنوان مرد اول، معاون اول بعنوان مرد دوم، معاون دوم بعنوان مرد سوم و... معرفی می‌شوند.
فردی از طریق رفراندوم از مجرای مردم سالاری انتخاب می‌شود. تا اینجا همه چیز خوب است اما کار از آنجا خراب می‌شود که بطور خود به خود و از قِبل انتخاب فرد منتخب، همسرش نیز به یک انتساب مهم حکومتی میرسد و برج سیاست مدرن بین‌المللی با انتخاب بانوی دوم بواسطه همسری معاون اول، بانوی سوم بواسطه همسری معاون دوم و... کاملاً فرو میریزد.
درست است که همواره در کنار کاندیدا و در کارناوالهای تبلیغاتی رياست جمهوری ، بانوی اول احتمالی نیز حضور دارد اما مسئله اینجا ست که با یک رأی و انتخاب یک نفر، دو نفر بطور قطع منسوب می‌شوند که در حقیقت انتساب دوم یعنی بانوی اول کاملاً زد و بند ست. بانوی دوم و سوم و ... جای خود دارند!

در حقیقت یک تبانی ست که آرام آرام و با جشن و پایکوبی و لودگی، مردم سالاری و در واقع سیاست مدرن را در ایالات‌متحده آمریکا هدف قرار داده‌ است و آن را عملاً به قبل از ۴ جولای ۱۷۷۶ سوق داده است.
۳. از دو مورد قبل بگذریم یک زنگ خطر دیگر نيز وجود دارد. حتمیت در اعلام زوجیت! مسلماً من در این مطلب نمی‌خواهم زوجیت را زیر سوال ببرم اما علت لزوم وجود بانوی اول، دوم، سوم و ... در چیست؟ اعلام زوجیت در دستگاه‌های حکومتی مردمی به چه معنا ست؟
جامعه‌ای که چنین بطلبد بیمار است‌. عقده‌های حقارت کودکی؟ سرخوردگی و خستگی؟ عدم حس حضور کافی والدین؟ نیاز همیشگی به پارتنر؟ الکترا و ادیپ؟ و...
رشد ناکافی یا ناقص و به طبع آن ناتوانی و عدم استقلال، در هر چیز بدنبال روابط دودویی ست. ما همه چیز را جفت آفریدیم. آیه ای از کتاب محمد پیامبر اسلام است و محمد یتیمی تنها و ناراضی ست.
در ختام کلام عارض می‌شوم که لازم است در کنار رفع و رسیدگی به این مقوله که بوی تخمیرش تا اینجا و به من رسیده، این هم در نظر گرفته شود که جامعه‌ی ایالات‌متحده آمريکا نیازمند یک یاری عاطفی عظیم است.

🖋به قلم سردبیر و با همکاری 🐭پندون

شماره‌ی چهارم/ صفحه هجده

15:09 1405/4/20 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من مادمازل نجوا

روانشناسی را ورق بزنیم ...

 

در این صفحه به موضوعی عامیانه و در دیدگاه برخی پیش‌پاافتاده و حتی خنده‌دار می‌پردازم. موضوع مد نظر قطعاً به نارضایتی خانمها مربوط می‌شود که حائز اهمیت است و گرنه جایگاهش در زباله‌دان تفکر است.

مسئله این است که بسیاری از خانم‌ها شاکی می‌شوند که چرا افرادی که هم شأنشان نیستند جسارت نزدیک شدن، ایجاد رابطه یا همکلامی با آنان را به خود می‌دهند.
این موضوع به حدی به خانم‌ها فشار می‌آورد که سبب مشکلات متعدد روانی و حتی فروپاشی یکباره و حاد در آنان می‌شود پس نه پیش‌پاافتاده است و نه خنده‌دار بلکه معقدی فردی ست که میتواند به معضلی اجتماعی بدل شود. فرضاً می‌تواند بطور مقطعی و یا ریشه‌دار ایجاد اضطراب و تنش جمعی کند. علاوه‌بر آن در این مسئله نمی‌توان به خانم‌ها ایراد گرفت زیرا این عکس‌العمل اقضای روحیه‌ی آنها ست که از شرایط فیزیولوژیکی زنانه نشئت می‌گیرد. پس بررسی موضوع مهم است و من در ادامه چند مورد از دلایل آن را بیان میکنم.
۱. عده‌ای از آقایان حقیقتاً قدرت تحلیل خوبی ندارند که از کندذهنی اکتسابی یا ذاتی آنان سرچشمه می‌گیرد. بعبارت بهتر و عاميانه یک دلیل این است که عقلشان نمی‌رسد که تفاوت را درک نمی‌کنند و پیش می‌آیند. مانند کودن علی.
۲. عده‌ای از آقایان ماژوخیسمند و دوست دارند در رابطه زیردست باشند و یا به آنان توهین شود برای همین به خانمهای فراتر از خود جذب می‌شوند. مانند علی خانم.
۳. عده‌ای از آقايان جسارتشان زیاد است‌ که‌ می‌تواند ناشی از اعتماد بنفس بالا و یا وجود مشکلی جسمی یا روانی در آنان باشد مانند سید علی.
۴. عده‌ای از آقایان درنده اند و همینکه می‌بینند خانمی از مادر، خواهر، دختر، همسر و بطور کلی از زن یا دختر محبوبشان فراتر است به نیّت حمله و ضربه زدن به او نزدیک می‌شوند تا تخریبش کنند. مانند کفتار علی.
خانم‌ها خصوصاً آسیب‌دیدگان توجه کنند که هر چهار احتمال بطور هم‌زمان هم می‌تواند وجود داشته باشد اما بنابر آمار مورد چهارم بیشترین و قویترین درصد را به خود اختصاص می‌دهد. بله! متأسفانه وجود دارد و غیرقابل انکار یا چشم‌پوشی ست که عده‌ای با دسیسه دیگران را میآزارند و از این آزردگی مانند زالو تغذیه می‌کنند.
پس مشکل نه از شما ست و نه از عاق والدین! حواستان به پیرامونتان بیشتر باشد. کانون خانواده تا حدودی می‌تواند از خرگوش کوچکش نگهداری کند اما وقتی این خرگوش کوچک خواست دنیای بیرون را تجربه کند باید پوستین گرگ به رو بکشد تا دریده نشود.
و اما راهکار:
۱. ورزش کنید.
۲. مکمل مصرف کنید.
۳. چربی، شیرینی و کربوهیدرات را حذف یا کم کنید.
۴. از طریق تراپی های مختلف اعتماد بنفس خود را افزايش دهید.
۵. مطالعه‌ی خود را افزایش دهید.
۶. به خود، خانواده، نزدیکان و وابستگان خود بیشتر احترام بگذارید.
۷. قهوه بنوشید.
۸. پرانرژی باشید.
۹. استرستان را کنترل کنید.
۱۰. خوابتان را کم کنید.
۱۱. زیاد صحبت نکنید.
۱۲. دایره دوستانتان را افزایش دهید.
۱۳. قارچ، حلزون یا کرم خوراکی پرورش دهید.
۱۴. وقتتان را پر کنید.
هدف کنترل انرژی‌تان به شکلی مفید است تا توسط افراد حقیر و بی‌مقدار شکار نشوید.

🖋به قلم سردبیر و به پیشنهاد 👱‍♀️مادمازل نجوا

شماره‌ی چهارم/صفحه نوزده

15:06 1405/4/20 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من مادمازل نجوا

در بستر علوم اجتماعی کنکاش کنیم...

 

هَلو یا پَیاز؟
مسئله‌ این نیست!
اگر از افراد ناآگاه پرسیده شود هلو یا پیاز؟ همگی هلو را انتخاب می‌کنند غافل از اینکه هلو تا پیاز نشد، نشد که نشد!
از مباحث قدیمی در صنعت زیبایی و شهوت جنگ بین نچرال و آرتیفیشال است. به راستی کدام برنده‌اند وقتی از هر دو سو مثال‌ها و دلایل بسیاری به نشان تصاحب گوی و میدان ارائه‌ می‌شود؟
مسلماً و عموماً نچرالها و آرتیفیشالها هر کدام به برتری خود معتقدند اما سایرین در قبالشان به دو دسته تقسیم می‌شوند.
دسته‌ی اول به بُرد نچرالها معتقدند و دلایلشان در مشت داشتن آرامش، سلامت جسم و روان، دینمداری یا چارچوبگرایی و انضباط و نظافت است که در کنار نچرالها حاصل می‌شود.
دسته‌ی دوم به بُرد آرتیفیشالها معتقدند و دلایلشان غرق شدن در تجدد و تنوع، رهایی و بی مرزی، جسارت و تابوشکنی و تفاوت یا تضاد با پیرامون است که در کنار آرتیفیشالها حاصل‌ می‌شود.
نظر شخصی من بر این است که آرایش، پیرایش و جراحی و... هر گونه متفاوت سازی برای ايرانيان مناسب نیست. زیرا ايرانيان در قیاس با سطح جهانی به اندازه‌ی کافی زیبا و در عین حال عجیب و غریب (متفاوت) هستند و هر روحیه‌ای را ارضاء می‌کنند و هرگونه دستکاری اضافه‌کاری ست.
گذشته از آن مطابق آمار، حداکثر جامعه‌ی آرتیفیشالها علت ایجاد این تغییرات در خود را زمینه‌ای برای رسیدن به افراد یا موقعیت‌های دیگر عنوان می‌کنند. یعنی تغییر را برای تجربه‌ای جدید و بعبارت بهتر تغییر را برای تغییر و یا برای وجود خودشان طالب نیستند بلکه زمینه‌سازی برای رسیدن به هدفی دیگر است. فرضاً برای وارد شدن به رابطه با افراد موفق مادی، تحصیلی، اجتماعی، هنری، ورزشی و ... خود را دچار تغییرات پرهزینه، پردرد و پرریسک می‌کنند. اینجا ست که آرتیفیشالها حقیقتاً میوه‌ی رسیده و پوست کنده و آماده‌اند که خود را برش زده و در بشقاب چیده است تا سرو شود.

این در صورتی ست که نچرالها معمولاً وقت، هزینه و انرژی خود را صرف دستیابی به موفقیت‌هایشان می‌کنند. یعنی به جای اینکه خود را چپ و راست کنند تا لقمه‌ی یک هنرمند شوند و بدان ببالند، تلاش می‌کنند خودشان به درجات مختلف هنری برسند و از این شکوفایی لذت ببرند و جامعه را نیز مستفیذ کنند.
درست است که هر دو عقیده محترم است اما افراد پرغرور و البته پرتوان ترجیح می‌دهند به جای لقمه شدن، شکوفا شوند.
من بعنوان یک هنرمند، سیاستمدار و دانشمند از تمام آرتیفیشالها که خود را این چنین برای جامعه‌ی هنری، ورزشی، سیاسی و علمی فدا می‌کنند سپاسگزارم.
لازم به ذکر است شاید اینجانب را بعد از ۵۰ سالگی که خواستم روند نویی در زندگیم ایجاد کنم به شکل پلنگی دلبر مشاهده کنید شاید هم نه!
در آخر اینکه آنکس که هر روز پیاز خورَد روزی هوس هلو کند و آنکس که هر روز هلو خورَد روزی هوس پیاز!
همگی خوش باشید.

به قلم 🖋سردبیر و به درخواست 👱‍♀️مادمازل نجوا

شماره‌ی سوم/صفحه شش

01:51 1405/3/25 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من شیدا

روانشناسی زوجین را ورق بزنیم...


به طور کلی در روابط زوجین دو نوع پارتنر می‌توان قائل شد.
۱. پارتنر عمومی: پارتنری که اجتماعی بوده و خواهان روابطی در سطح کلونی و فراتر از زوجیت است. این نوع پارتنر محبوب فامیل، دوستان و جامعه است. همیار، همدل، خوشرو و مردمی ست و روحیه‌ی حل شدنش در اجتماع هر قدر بزرگتر باشد بیشتر و بهتر است همچنین می‌تواند نماینده و رهبر باشد.
برای این نوع پارتنر حریم شخصی تعریف نشده و یا بسیار کمرنگ است. او حس مالکیت قوی ندارد و چارچوبش همان چارچوب جامعه‌اش و حتی فراتر از آن است. این مدل در صورتی ایجاد میشود که فرد از پیرامون خود و ارتباط گرفتن با انسان‌ها سیراب نباشد و این ولع خود را حتی در بعد از برقراری رابطه‌ی زوجیت، به این صورت نشان می‌دهد.
عدم مرکز توجه بودن و یا مورد تبعیض و بی‌مهری واقع شدن از سوی والدین خصوصاً در دوران کودکی چنین شخصیتی خواهد ساخت.
این نوع پارتنر می‌تواند در موارد حاد به خیانت‌ نیز رویآورد.
۲. پارتنر خصوصی: پارتنری که غیر اجتماعی ست و خواهان روابطی در حد زوجیت یعنی دودویی و محدود در تمام مقاطع زندگیش است. او مورد احترام فامیل است اما روابطش کم و بسته است و در کمیت معدود است. برای او کیفیت اهمیت بیشتری دارد همچنين می‌تواند بعنوان حاکم و مرجع باشد.
برای این نوع پارتنر حریم خصوصی اهمیت ویژه‌ای دارد و حس مالکیتش قوی ست در ضمن چارچوب او چارچوب خودش است.
این مدل در صورتی ایجاد میشود که فرد از پیرامون خود و ارتباط گرفتن با انسان‌ها سیراب باشد و این حس سیری در او تا دلزدگی و سردی حتی در همان رابطه‌ی زوجیت هم پیش برود.
مرکز توجه بودن و یا مورد عشق و مهر وافر واقع شدن از سوی والدین خصوصاً در دوران کودکی چنین شخصیتی خواهد ساخت.
این نوع پارتنر می‌تواند در موارد حاد به عزلت گزینی نیز رویآورد.
شما چه نوع پارتنری میپسندید؟ کسی که با او شاداب باشید و دنیا را بچرخید و ماجراجویی را تجربه کنید یا کسی که در کنارش به اوج و شکوه برسید و چون ستاره‌ای در آسمان شب بدرخشید؟

🖋 به قلم سردبیر و به درخواست 👱‍♀️مادمازل نجوا

شماره‌ی سوم/صفحه هشت

01:33 1405/3/25 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من شیدا

یک مقاله‌ی فرهنگی بخوانیم...


بیهوده گرایی از دیرباز از معضلات بزرگ زندگی بشر بوده و است و با گذشت زمان این تومور بدخیم بیشتر رشد می‌کند. درست است که در وهله‌ی اول باید ترسید زیرا نشان شکست هوش و توانایی انسان در همگامی با طبیعت است اما آنچه ملموس است بلعیدن انرژی و توان پیرامون است که به شدت و قدرت توسط این دیو مخفی اتفاق می‌افتد.
بیهوده‌گرایی در هر زمینه‌ای می‌تواند ریشه بزند  و رشد کند و مدتی بعد چیره و سائس شود و حتی به دیان برسد. کوچکترین کاهلی صاحب منزلی او را در پی خواهد داشت.
اصولاً رسیدن به بیهودگی در هر چیز نشان ضعف تا قبل از رسیدن است. بسیاری ضعفها غیر قابل جبرانند و بسیاری سخت جبران می‌شوند.
مثال‌های مد نظرم در مبحث بیهوده‌گرایی بررسی چند رشته‌ و گرایش تحصیلی ست که تا مقاطع بالای تحصیلی توسط مراکز آموزشی مختلف و بر پایه‌ی سرمایه‌ی ملی جذب دانشجو دارند و در کنار اتلاف انرژی، وقت و هزینه‌ی فراوان، آنچه بعنوان آموزش ارائه می‌دهند به حدی مبتدی، سطحی و عاميانه است که خروجی عملاً و در بوته‌ی قیاس، با هیچ یکسان است.
با احترام به دوستان عزیزم که سوخته‌های این مسیرند مطلب را پیش میبرم. 
برای مثال اگر خانم خوش سلیقه‌ی زبر و زرنگی هستید که حرفتان در خانه بُرش دارد و هر باره دیزاین خانه‌یتان را با دست‌سازه های زیبایتان تغییر می‌دهید و چشم‌نواز می‌کنید، بنابر زوایای نورپردازی و ایده‌های خلاقانه چیدمانش را عوض می‌کنید، رنگ و مدل دیوارپوش، کفپوش، سقف و ... را به روز می‌کنید و صاحب ایده‌اید، جای دیواری را عوض می‌کنید یا در جایی پنجره می‌نشانید و ... باید گفت منزل شما همواره پروژه‌ی زنده‌ی پایان ترم و ارائه‌ی نهایی شما ست تا بعنوان مهندس معمار داخلی معرفی شوید. بعبارت بهتر این رشته‌ی پرصدای تحصیلی با آن همه هزینه در تمامی ابعاد، خروجیش یک خانم هنرمند و باسلیقه است که نرمال ایرانی ست و مادرش وظیفه داشته تابستانها برای سرگرم کردنش به او هنرهای مختلف بياموزد.
در حقیقت در خصوص بسیاری رشته‌ها و گرایش‌های مربوط به هنرهای دستی و تجسمی، آشپزی و قواعد طب خانگی، روانشناسی، علوم سیاسی و اجتماعی، ادبیات و ... نیازی به تحصیلات دانشگاهی و تکمیلی نیست‌. کافی ست دول مختلف در نهادهای گوناگون در پرورش خلاقیت، منطق، نظم، مهارت زندگی، عقلمندی، هنر دوستی، کتاب‌خوانی، مهرورزی، طبیعت دوستی و ورزش دوستی افرادِ خود بکوشند تا خروجی انسانی باشد که نیاز نباشد برای آماده ساختنش جهت ورود به دنیای نو تا به این‌ اندازه در ابعاد گوناگون و حتی سرسام‌آور هزینه‌ شود و در حق دیگران اجحاف صورت گیرد.قابل توجه است که این بغرنج فرهنگی که به عرصه‌ی عمل رسیده از مصادیق جوجه رنگ کردن و به جای قناری فروختن است. علاوه‌بر آن هزینه در بخش تحصیلات و مدارج علمی بطور چشمگیری زیاد است هر چند عادلانه و همگانی هم نیست.
حائز اهمیت است که‌ آنچه بعنوان آموزش در موارد مزبور ارائه‌ می‌شود زندگی نرمال و روتین خانوادگی عده‌ی کثیری از خانواده‌های هوشمند، کوشا و بهینه‌ی ایرانی ست. کافی ست خط مش آنان آموزش داده شده و الزام شود. نیکی را باید گسترانید.
هر چند ما در ایران در قرنی به سر میبریم که بعد از حذف پادشاهی، رهبر و حتی دولت به ارائه‌ی خدمات الکترونیک رسیده‌ایم و این مهم نوید خوشی برای آینده‌ی ایران و جهان است زیرا بیهوده‌گرایی در ابعاد مختلف کنترل شده و جای خود را به ملزوم گرایی می‌دهد.
🖋به قلم سردبیر و  با همکاری 🐝 شیدا

شماره‌ی سوم/صفحه نه

01:19 1405/3/25 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من مادمازل نجوا

یک فنجان روانشناسی بنوشیم...


سکس تراپی شاخه ای از مهارتهای روان شناختی در مقوله‌ی بهبود روابط بین زوجین است. این شاخه بر این اساس ایجاد میشود که سکس بهینه نه تنها می‌تواند سبب افزایش قدرت جسمی و ذهنی زوجین شود که گره‌های روانی به کمک آن مرتفع می‌گردد. سکس تراپی می‌تواند به اندازه‌ی مشاوره‌ تراپی سطح A، دارو تراپی با طی کامل دوره، بستری شدن و نظارت متخصص و سایر متدهای درمانی برتر جوابگو باشد.
بر عکس آن اگر رابطه‌ی جنسی نامطلوب باشد می‌تواند گره‌های سختی ایجاد کند و ترومای ناشی از آن عمیق باشد. اقسام تجاوز، تعرض، پوزیشنهای غیر لذت‌بخش یا دردناک جنسی در هر کدام از طرفین می‌تواند در او فاجعه بیافریند.
فاجعه‌ی جنسی که در بیشتر موارد توسط مرد(فاعل) ایجاد میشود به دو علت اتفاق می‌افتد:
۱. عمدی
۲. غیر عمدی
مورد اول نشان و ناشی از بیماری‌های روانی خطرناکی ست که یکی از آنها سادیسم است و طرف ایجاد کننده بدان مبتلا ست و باید پیش از ورود به رابطه درمان شود. ایجاد درد، ایجاد آسیب، درخواست‌های نامعقول مانند سکس مقعدی یا دهانی، استفاده از الفاظ رکیک و ... در این دسته جای می‌گیرند.
مورد دوم نشان و ناشی از هوش پایین جنسی و ارتباطی، تازه کار بودن و بی تجربگی، اشتباه سهوی و عوامل خارجی ست.
کشش جنسی به: موارد متضاد یا در تقابل، ضعیفتر برای آقایان، قویتر برای خانمها، معیارهای غیراخلاقی یا عجیب از نقاط ضعف و جزء موارد ترومایی دسته‌بندی می‌شوند. این بیماری سبب تداخل نژادی_عقیدتی و ایجاد گونه‌های جدید اما ضعیف می‌شود.
برای مثال پیوند میان فرد پدوفیل و فرد الکترا یا ادیپ می‌تواند شور عاطفی و جنسی بیافریند اما نتیجه مطلوب نیست زیرا نه تنها سبب درمان در طرفین نمی‌شود که تشدیدشان می‌کند. این کشش بعنوان نوع غالب، سبب ایجاد ناآرامی‌های فردی و اجتماعی می‌شود. بررسی الگوی تهاجمات بلوک غرب به مناطق بومی و رفتارهای ناشی از ناپختگی مانند لجبازی، وابستگی و ... در قبال بلوک غرب از سوی مناطق بومی در این دسته تقسیم‌بندی می‌شوند که باید درخصوص هر دو طرف درمان صورت پذیرد.
ادیان ابراهیمی با اعتقاد به مبحث بهشت بعنوان پاداش و منزلگاه آمال، همچنین با توجه به توصیفات قائل شده نسبت به آن، خصوصاً در زمینه‌ی کامجویی جنسی، از نمونه‌های کامل انحراف اخلاقی و جنسی هستند که باید در خصوصشان همتی جهانی انجام شود.
🖋به قلم سردبیر و به درخواست 👱‍♀️مادمازل نجوا

شماره‌ی سوم/صفحه چهارده

19:58 1405/3/16 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من شیدا

 اقتصاد را ورق بزنیم ...


از دیر باز کسب درآمد هدف، روتین و آمال افراد مختلف جامعه بوده است زیرا با تأمین رفاه ارتباطی مستقیم دارد. بطور کلی درآمد از طریق اشتغال‌ حاصل می‌شود.
اشتغال به چه معنا ست؟ اشتغال یعنی انجام فعلی که شغل نامیده میشود و شغل یعنی ارائه‌ی خدمات و دریافت دستمزد.
ورای اینکه شغل هر فرد چیست و چگونه است تعریف کلی آن به این صورت است که فرد شاغل خدماتی ارائه داده و دستمزد دريافت می‌کند. در حقیقت شغل یک نوع معامله و بده بستان است. مشاغل هر چه باشند  کارفرما، کارمند، کاسب، کارگر، خصوصی، وابسته و ... از این فرمول پیروی کرده و بوجود می‌آیند.
امروزه با ارائه‌ی خدمات الکترونیک مشاغل متنوع و متفاوت شده‌اند.
با توجه به مطلبی که در بالا عرض کردم سایر افعال نیز بر این پایه چنین تقسیم و نامگذاری میشوند:
شغل: یعنی ارائه‌ی خدمات و دريافت مزد. مانند نانوا، معلم، خیاط، وزیر و ... .
اهداء: یعنی ارائه‌ی خدمات و عدم دریافت مزد. مانند اقسام امور عام‌المنفعه و بخشش.
جرم: یعنی عدم ارائه‌ی خدمات و دريافت مزد. مانند اقسام کلاه‌برداری و سرقت.
از وظایف نهادهای مختلف حکومتی در هر جامعه می‌توان به ایجاد مسیرهای مختلف کسب درآمد اشاره کرد.
نهاد بین‌المللی سکارنای من به کسب درآمد غیر وابسته‌ تأکید ویژه دارد. مشاغل آزاد و خصوصی در اولویت توجهند هر چند می‌توان در زمینه های گوناگون و حتی در نهادهای مختلف نیز مشغول شد یا مشغول ماند.

🖋 به قلم سردبیر و 🐝 ایده‌پردازی شیدا 

جستجو
درباره

نهاد بین‌المللی سکارنای من در سال ۲۰۲۰ با رویکردی متفاوت و کارآمدتر از گذشته به جهان، توسط دکتر اسماء دگلی(هلی آ/آی هو/هیاهو) بنیان شده است. اسماء دگلی سردبیر کنونی "ماهنامه تنور" نیز بوده و تنور تیم متشکل از سیزده عضو فعال و زبده‌ بین‌المللی ست.

دفتر مرکزی《نهاد بین‌المللی سکارنای من》،《ماهنامه تنور》و سایر فعالیت‌های علمی_پژوهشی_فرهنگی_هنری_حقوقی_مدنی_سیاسی_محیط‌زیستی_عقیدتی_نیکوکاری وابسته‌ به نهاد بین‌المللی سکارنای من، در ایران_گیلان_رشت واقع است.

تنور زندگیتان همواره گرم و روشن.

هیچ نمی‌ماند جز مهر🌱

☎️ ۰۱۳۳۲۱۱۶۷۸۰ ، ۰۹۳۳۶۳۳۰۰۲۵

📧 https://t.me/Looklookiii

📮 ایران، گیلان، رشت، بلوار گلسار، خیابان ۱۰۴ ****

📩 Dr.asmadagali@gmail.com 

نویسندگان