شماره‌ی اول/صفحه شروع

04:27 1405/1/26 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من دکتر اسماء دگلی powerful

۱ تنور روشن...

 

ماهنامه‌ تنور

وابسته‌ به

نهاد بین‌المللی سکارنای من

My Sekarna International Organization   

MSIO 🌱

 Beyond NGO   

By Dr.Asma Dagali in 2020

ماهنامه‌ی اینترنتی "نهاد بین‌المللی سکارنای من" با نام دوم تنور و نام پیشین گیتی به عرصه‌ی نشر و حیات بازگشته است.

سردبیر: دکتر اسماء دگلی

سایر اعضاء: تنور تیم

زمان نشر "ماهنامه‌ی تنور" یکم هر ماه به وقت شامگاه ایران میباشد.

لینک عناوین جهت سهولت در دسترسی به مطالب پیشکش می‌شود:

https://mysekarna.blogix.ir/posts

فهرست:

عنوان.........صفحه

با قطعه‌ای هنگامه کنیم.............۱

در پرده‌های اين ماه چه خواهد گذشت..........۲

با هوشمان کلنجار برویم............۳

پژوهش‌های نوین را دریابیم.............۴

معجر شعر روشن باید...............۵

سرکی به سنن عجیب بکشیم............۶

به حفظ محیط زیست خود کمک کنیم.............۷

به‌ عضلات‌ خود توان و رهایی دهیم............۸

داستان دنباله‌دار..........۹

يک فنجان سیاست بنوشیم.............۱۰

چهره‌ای پیشتاز بشناسیم...........۱۱

دانسته‌هایمان را به روز کنیم............۱۲

پند بیاموزیم.........۱۳

آشپزی کنیم و لذت ببریم...........۱۴

نقاط ضعف فرهنگی را به چالش بکشیم...............۱۵

زیبایی در منزل............۱۶

ترفندهای تغذیه‌ای بیاموزیم...........۱۷

دادخواه باشیم..............۱۸

در پیرامونمان قرار یابیم............۱۹

📰جهت تماشای بهتر هر عکس روی آن کلیک کنید(ضربه بزنید و نگه دارید) و گزینه‌ی open image

(preview image) را انتخاب نمایید.

📩تنها پل ارتباطی با "ماهنامه‌ی تنور" بخش ارسال نظر در همین صفحه(صفحه شروع) است.

🌱به احترام خانه‌یمان زمین و به پاسداشت درخت "ماهنامه‌ی تنور" نسخه‌ی کاغذی نخواهد داشت. این نشریه صرفاً اینترنتی(مجازی) و در آدرس درج شده در زیر منتشر خواهد شد:

https://mysekarna.blogix.ir 

🔋powerful

شماره‌ی اول/ صفحه یک

03:54 1405/1/26 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من خانم گل

با قطعه‌ای هنگامه کنیم...

شروع چه آغاز می‌کند

طوفان‌های روزمره به کام می‌کند

درود بر تو سلام می‌کند

هر جواب روز را به کام می‌کند

می‌دانم که خوشخبری می‌خواهی

خورشید روزانه‌ همين به کام می‌کند

زندگی به کام من است و چرخش به کام من

بنشين و ببین دنده‌اش تو را به کام می‌کند

یک نشیمنگاه دریایی یک عالمه درد و لبخند

ديدی چگونه روبهک زمانه به کام می‌کند؟

👩‍🦰خانم گل

شماره‌ی اول/ صفحه دو

03:25 1405/1/26 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من تاریخوار

در پرده‌های اين ماه چه خواهد گذشت...

تقویم تاریخ اردیبهشت ۱۴۰۵

۱. بزرگداشت سعدی_روز نثر فارسی. گرامی باد بر دست به قلمان.

۲. روز زمین پاک. گرامی باد بر فعالان محیط زیست.

۳. روز معماری_بزرگداشت شیخ بهایی. گرامی باد بر اهالی نظم و هنر.

۴. روز شاهچراغ. گرامی باد بر تمام خود زرنگ پندارن.

۹. روز مشاور و روانشناس. گرامی باد بر والدین روانشناس پرور ایرانی.

۱۰. روز ملی خلیج فارس. گرامی باد بر جهانیان.

۱۱. روز جهانی کار و کارگر. خیلی هم خوب.

۱۲. روز معلم. بر هوش مصنوعی گرامی باد.

۱۵. بزرگداشت شیخ صدوق_روز ماما. روز شیخ و قابله‌اش!

۱۸. روز جهانی صلیب سرخ و حلال احمر

۱۹.روز اسناد ملی و میراث مکتوب_بزرگداشت شیخ کلینی.

۲۰. روز گل محمدی. چه روز خوش عطری!

۲۲. روز مشاغل خانگی و تولید خانواده محور. جاست کندی!

۲۴. لغو امتیاز تنباکو به فتوای میرزای شیرازی. بسیار گرامی باد که خوشتر از شراب و دود و دم و کباب نیست.

۲۵. روز فردوسی_زبان فارسی. چه خوش یمن گذری ست.

۲۸. روز موزه و میراث فرهنگی_بزرگداشت حکیم عمر خیام.

۳۰. روز ملی جمعیت. 

۳۱. روز اهداء عضو_روز بوم گردی. توجه شود این روز و این اهداء شامل عضو مغز نمی‌گردد_روز بوم گردی روز دهاتیان مدرنیزه شده‌ی عزیز گرامی باد.

🐒به قلم تاریخوار

 

شماره‌ی اول/ صفحه سه

02:45 1405/1/26 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من مهوش

با هوشمان کنجار برویم...

 

🦐بعد از خط، نیم خط و پاره خط چه شکلی مینشیند؟

دایره

دو ضلعی 

نقطه

🦀 عدد را حدس بزن.

۴×۳=۱۴

۵×۴=۲۲

۶×۵=۳۲

۷×۶=؟

🐟 کلمه‌ی سوم را بگو. 

تبر، سپر، ؟

🍳 مطابق الگو تکمیل کن.

دانه، آب، گیاه، چشم

گوسفند، ؟،  قرمه‌سبزی، ؟

 

خوردن سبزیجات و سه لیوان شیر در روز فراموش نشود.

🦥تنظیم شده توسط مهوش

شماره‌ی اول/ صفحه چهار

02:35 1405/1/26 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من دکتر اسماء دگلی مستر تدی

پژوهش های نوین را دریابیم...

 

تا کنون به هندزفری یا عینک تری دی توجه کرده اید؟ نوع کارکرد این دو وسیله به این صورت است که برای ورود سیگنالها و ارتعاشات به اعصاب حدود و قانون تعیین می‌کنند. برای همین شما موقع گوش فرا دادن به صوت از هندزفری صدای محیط را نمیشنوید و فقط موسیقی مورد نظرتان به گوش شما می‌رسد. عینک تری دی نیز در حیطه‌ی بینایی همین عملکرد را دارد و شما به جای تصاویر محیطی و پیرامونتان فیلم مورد نظرتان را در وضوح و درکی بالاتر می‌بینید.

بدن ما همواره در معرض عظیم‌ترین فرکانسها ست اما فقط بازه‌ی خاصی را می‌تواند ترجمه کند که به آن دیدن، شنیدن، لمس کردن، چشیدن و بوییدن می‌گوییم.

ترجمه‌ی فرکانس‌های غیر قابل درک و خارج از بازه‌ی عمومی،حقایق جالبی را از تاریخ، علم و آینده در اختیار ما قرار میدهد.

عده‌ای از موجودات و نوابغی از انسانها قادر به درک چندین بازه‌ی فرکانسی هستند. یکی بازه‌ی معمولی و همگانی و دیگری سایر بازه‌ها. من معتقدم در عرفان و مذهب به این بازه‌های متفاوت عوالم جداگانه گفته می‌شود مانند دنیای اجنه، ملائک، پریان و ...  که درک پیرامون با معیارهای متفاوت را نیز شامل می‌شود.

چارپایان زلزله و سایر تحرکات ارتعاشی طبیعی را بهتر و سریعتر تشخیص میدهند زیرا قدرت آنان در دریافت و ترجمه‌ی فرکانس‌ها بیشتر است. در واقع به بازه‌ی بزرگتر یا متفاوتی از فرکانسها دسترسی دارند.

📄برگرفته از مقاله‌ی دنیای ارتعاش نوشته‌ی دکتر اسماء دگلی

🧸به کوشش مستر تدی

شماره‌ی اول/صفحه پنج

02:32 1405/1/26 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من مرد جان

معجر شعر روشن باید...

در این شماره با فریدون مشیری هم‌صدا خواهیم شد:
من اینجا ریشه در خاکم
من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم
من اینجا تا نفس باقیست می مانم
من از اینجا چه می خواهم،نمی دانم
امید روشنائی گر چه در این تیره گیهانیست
من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم
من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی
گل بر می افشانم
من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید
سرود فتح می خوانم
و می دانم
تو روزی باز خواهی گشت
***
عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم
اکنون که پیدا کرده ام ، بنشین تماشایت کنم
 الماس اشک شوق را تاجی به گیسویت نهم
گل های باغ شعر را زیب سراپایت کنم
 بنشین که با من هر نظر،با چشم دل ،با چشم سر
هر لحظه خود را مست تر ، از روی زیبایت کنم
 بنشینم و بنشانمت آنسان که خواهم خوانمت
وین جان بر لب مانده را مهمان لبهایت کنم
***
کاش می دیدم چیست
آنچه از عمق تو تا عمق وجودم جاریست
آه وقتی که تو لبخند نگاهت را
می تابانی
بال مژگان بلندت را
می خوابانی
آه وقتی که تو چشمانت
آن جام لبالب از جان دارو را
سوی این تشنه ی جان سوخته می گردانی
موج موسیقی عشق
از دلم می گذرد
روح گلرنگ شراب
در تنم می گردد
دست ویران گر شوق
پر پرم میکند ای غنچه رنگین پر پر….
من، در آن لحظه كه چشم تو به من مينگرد
برگ خشكيده ايمان را
در پنجه باد،
رقص شيطانی خواهش را، در آتش سبز
نور پنهاني بخشش را، در چشمه مهر
اهتزاز ابديت را مي بينم
بيش از اين، سوي نگاهت، نتوانم نگريست
اهتزاز ابديت را يارای تماشايم نيست
كاش می گفتی چيست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاريست

🐯توسط مرد جان

شماره‌ی اول/ صفحه شش

02:24 1405/1/26 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من گیله زن

سرکی به سنن عجیب  بکشیم...


در این شماره از مراسم نارنج زنی خواهیم گفت.
در برخی از استان‌های شمالی کشور، رسمی به‌نام نارنج‌زنی وجود دارد. در مراسم ازدواج، داماد با نقل و سکه به استقبال عروس خانم رفته و بعد نارنج به سمت او پرتاب می‌کند. سپس به همراه یکدیگر، دور چاهی گشته و عروس خانم به امید سفیدبختی، سکه‌ای داخل چاه می‌اندازد. اهمیت ویژه‌ای این مراسم در میان شماری از مردمان خون‌گرم شمال کشور داشته و این مراسم رواج دارد. گفته شده که رسم نارنج‌زنی، در مناطق کوهپایه‌ای سرزمین‌های شمالی کشور رایج بوده و شاید الان رنگ باخته باشد.
رسم نارنج زنی یا پرتقال زنی، از جمله رسوم عروسی عجیب در برخی از شهرهای شمالی کشور بوده و در میان گیلکی‌ها، مرسوم بود. هر چند شاید امروزه، این رسم جایی در فرآیند عروسی‌های رنگارنگ و جذاب و دیدنی مردمان خطه شمال نداشته باشد. رسم و رسوم عروسی و خواستگاری در میان مازنی‌ها و گیلکی‌ها، جالب توجه بوده و می‌توان آن را در فهرست آداب عجیب ایرانیان در سال‌های نه چندان دور قرار داد.
🐔برگرفته از خاطرات گیله زن‌

شماره‌ی اول/ صفحه هفت

02:18 1405/1/26 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من

به حفظ محیط زیست خود کمک کنیم...


این مطلب مخاطبين خاص دارد.

آیا میدانستید برای کمک به طبیعت از طريق بازيافت زباله کافیست زباله‌ها را در سطل زباله بیاندازید و پاکت حاوی را ساعت ۹ هر شب دم در بگذارید زیرا سیستم و فرآیند تفکیک و بازیافت زباله آنها را به چنان مواد سودمندی تبدیل می‌کند که دست سازه‌های خانگی ساخته شده از این مواد تحت عنوان هنر بازیافتی، به پای سود آن نمیرسند؟ هنر و ذوقتان ارزشمند است اما از دور ریختن زباله نهراسید و یا عذاب وجدان نگیرید.
توجه کنید برای ساخت این دست سازه‌ها مواد بسیاری مورد استفاده قرار می‌گیرند و عملاً سودی در پی ندارند اما جنبه‌ی سرگرمی و فان دارند.
اگر می‌خواهید مفيدتر باشید و دغدغمندید کافی ست زباله‌های تر و خشک را جدا کنید. زباله‌های تر زود از بین می‌روند پس از حجم آنها بکاهید اما زباله‌های خشک را به چرخه‌ی بازیافت بسپارید و هدرشان ندهید. آنچه تحت عنوان علمی هنر بازیافت مشهور است نبوغ، جوشش و خلاقیتی است که در این مجرا جاری می‌شود و آموزش یا استفاده‌ی ابزاری از آن نه تنها به صرفه نیست که پسندیده نیز نیست و توهین به نبوغ هنری ست. مثل این است که با کاربن لبخند ژکوند را نقاشی کنید! بدون حس هنری بلکه با ذهنی غیرخلاق که برپایهٔ دودوتا چهارتا یا سهل انگاری تقلید می‌کند.

تصویر زیر نمونهٔ ارزشمندی از هنربازیافت و یا تجسم نبوغ و خلاقیت در مجرای هنر است که ادوات دور ریز را به خدمت گرفته است.

هنر بازیافت در کنار مرمت دو بال پروازند. اولی ایده‌ی ارزشمند را جان می‌بخشد و دومی شیء ارزشمند را.
🖋به قلم سردبیر

شماره‌ی اول/ صفحه هشت

02:12 1405/1/26 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من امیرسام

به عضلات خود توان و رهایی دهیم...


میخواهیم در خصوص یک ورزش خطرناک و البته جذاب صحبت کنیم . پرتاب تبر یکی از ورزش های جالبی است که همانطور که از نامش پیداست شما باید یک یا چند تبر را پرتاب کنید تا به یک هدف برخورد کند .این ورزش بیشتر شبیه به ورزش هایی مثل تیراندازی با کمان و دارت است و شما باید به یک هدف که بیشتر شبیه به سیبل است و دارای چهار حلقه دایره ای است تبر را پرتاب کنید ، هر چقدر که به مرکز هدف نزدیکتر باشد امتیاز شما بیشتر است هر چند تنوع بازی نیز وجود دارد به نحوی که در برخی از اهداف نقاط آبی و قرمزی تعریف می شود که بایستی ورزشکار به ترتیب به آنها تبر را پرتاب کند و این به ترتیب بودن اسم را Sequence می گویند.
محیط انجام این ورزش بصورت چهارگوش و حصارکشی شده است که به دلایل ایمنی این طراحی انجام شده است . هدف پرتاب از یک کنده چوب بسیار بزرگ درست شده است ، جالب است بدانید که پرتاب تبر به عنوان یکی از قسمت های مسابقات جهانی چوب بری ( LumberJack ) نیز استفاده می شود که البته نوع تبر در مسابقات LumberJack دو سر است و با نوع تبری که در پرتاب تبر استفاده می شود متفاوت است .
فاصله پرتاب کننده تا هدف معمولا بین 7 تا 10 متر است ، اصابت به مرکز هدف دارای 5 امتیاز و بیرون هدف اصلی ( خارج از نقطه قرمز مرکز ) دارای یک امتیاز است ، در مسابقات هر بازیکن تا 5 پرتاب می تواند انجام بده دو هر کسی بالاترین امتیاز را کسب کند برنده است .
خواستگاه این مسابقه روستایی در اسکاتلند است که پیشه آنان تبرزنی بوده و هیز بورلون از برندگان این ورزش پرهیجان است.
🌻 نقل از سایت ورزشی golden body
🎩توسط امیر سام

شماره‌ی اول/صفحه نه

01:39 1405/1/26 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من هلی آ

داستان دنباله دار ...


ماه مغربی/ژانر درام_معمایی_جنایی
قسمت اول:


کوچه‌ی پنجم، کوچه‌ پنجم، کوچه‌ پنجم ... باز نشخوار ذهنم شروع شده و این‌روزها برایم عادت است. باز چفت پنجره را نینداخته و باد شیشه‌ها را به هم می‌کوبد. گرفتگی دم کرده‌ی تابستان به همراه گرد و غبار وارد خانه شده و این همان حالتی ست که عصر جمعه را خفه کننده‌تر می‌کند. واقعاً دارم خفه می‌شوم!
خفه شدن. نمی‌دانم آن بعد از ظهر گرم تابستان خفه شدم یا ماه قبلش در ویلای شمال و یا قبلترش در دورهمی تولدش و یا ... من دقیقاً کی خفه شدم؟ چرا یادم نمی‌آید؟
وای خدای من کل خانه را بوی نم گندیده و گرد خاک پر کرده باز باید همه جا را جارو و دستمال بکشم. باید سرم را به کاری گرم کنم وگرنه باز فکر و خیال من را می‌کشد. خفه‌ام می‌کند.
همسایه میگفت اگر یکبار فقط یکبار دیده بودمت می‌گفتم چطور دارد خفه‌ات می‌کند و همه چیز را برایت میگفتم اما تو یکجوری می‌آمدی و می‌رفتی که من هیچگاه ندیدمت.
راست هم میگفت من همیشه مثل گربه بودم ، مثل سایه و دست آخر هم شدم سایه‌ی گربه. میترسیدم به دردسر بیوفتد و آب توی دلش تکان بخورد. مثل مادر هوایش را داشتم. دوران معشوقه‌ بودنم زود به سر آمد. خفه که شدم فهمیدم یک تکه پارچه‌ی کثیف گردگیریم که دورانداخته شده. خیلی دیر شده بود. راهی جز خفه شدن برای من نمانده بود. بیش از این من را نمیخواست. حتی برای مادری و حتی کلفتی و حتی کنیزی و حتی دستمال گردگیری هم به چشمش نمیآمدم. زنانگی من تنها پنج روز دوام داشت و جوابگو بود.
_چرا آمده‌ای؟
_ بیشتر از بیست بار تماس گرفتم اما...
_ این چیست؟
_ کتلت گوشت و سبزی پلو. آورده‌ام با هم بخوریم.
_ همین؟ فقط همین؟ بخوریم؟
_ فکر کردم خوشت می‌آید.
_ از این به بعد بدون هماهنگی با من نیا.
_ از پله آمده‌ام نه با آسانسور.
_دیگر نیا مهرو.
آن روز هم خفه شدم اما به روی خودم نیاوردم. فقط آرام موهایم را باز کردم و کنارش نشستم و او تا نیمه شب کتلت گوشت و سبزی پلو خورد. اما صبح فردا روی مبل وسط نشیمن خانه‌اش بیدار شدم و او نبود. رفته بود. باز هم بیست بار تماس گرفتم و جواب نداد. من هم به خانه باز گشتم تا چفت پنجره را بیاندازم مبادا باد و باران توی خانه بیاید.


_"گلرخ" هم می‌آید؟
_نه. دوست داری بیاید؟
_نه! فقط زود بیا.
_توی کوچه‌یتان هستم.
_از آسانسور نیا...
_ میدانم. همسایه‌ی فضولباشی نفهمد. از راه‌پله می‌آیم.
_فدای خوشکلی تو. بخورم...
_صبر کن دارم می‌آیم.
"فرداد" هر آنچه میخواست برمی‌داشت. خودم هم دوست داشتم توسط او ربوده شوم. باورم نمی‌شد همان "مهرو" بودم. مهروی مغرور، سخت سلیقه، مقیّد و عزیزکرده از این رو به آن رو شده بود.
_سرت داد میکشم بدت نمیآید؟
_دوستت دارم.
_تو مریضی.
_تو مریضم کرده‌ای.
_زود باش. لباسهایت را بپوش و گم شو.
_بدت میآید؟
_ از خانه‌ی من گمشو برو بیرون مهرو.
چرا بار اول با هدیه و گل و سر و صدا از جلوی در حیاط تا داخل خانه آن هم از آسانسور سر دست حلوا حلوایم کرد و از مامور و همسایه‌ی فضولباشی نترسید اما بعد از پنج روز همه چیز عوض شد؟
_دردت نمیآید؟
_نه
_ناراحتت نمی‌کند؟
_نه
_واقعاً؟! پس نوش جانت.
_پیش تو بودن برای من کافی ست.
_ بس کن. در این وضعیت حرفهای عاشقانه نزن.
_ عاشقانه نیست. حرف دلم است.
_ خفه شو تا خفه ات نکرده ام. حالم را به هم زدی. لباسهایت را بپوش و از خانه‌ام گمشو بیرون.
_همسایه‌ی فضولباشی مراسم دارد. در خانه‌اش باز است من را می‌بیند.
_ فقط گمشو برو بیرون مهرو.
_اما همسایه...
پارسال که همسایه‌ی فضولباشی را اتفاقی جلوی در دیدم و گیر داد به این آپارتمان چه کار دارم و گفتم پرستار هستم و او باور نکرد و من را به خانه‌اش کشاند هم خفه شدم. دو دست قوی و گره کرده گلویم را فشردند و او  برایم شربت بهارنارنج آورد تا حالم خوب شود.
_عقدت کرده؟
_نه
_نه؟!
_او را عقد کرده؟
_او را بعنوان همسرش به ما معرفی کرده. هفته‌ی پیش به میهمانی نذری من آمد.
_ از کی؟ چند وقت است؟
_من فقط دو بار تو را دیده‌ام اما او را شبانه روز. به یک میهمانی کوچک دعوتمان کردند. عقدکنانشان جمع و جور بود.
_ اما فرداد مال من است و از اول با من بوده.
_ شاید اول با تو بوده اما حالا او همسرش است و تو یک خرمگس. ببخش اینطوری میگویم.

گلرخ و فرداد هفته‌ی بعد پرواز دارند. جشن خداحافظی نگرفته‌اند و فقط یک دورهمی ساده برگزار کرده‌اند. دوست مشترکشان فوت کرده و به احترام بازماندگان نخواسته‌اند شلوغکاری شود در کنار آن ته دلشان نیز غمگین است هر چند این دوست مشترک کم وسط عشقشان سنگ نیانداخته و حتی زیورآلات گلرخ و مقداری پول از گاوصندوق فرداد سرقت کرده است. زوج با کمالات و با گذشت و البته بزرگمنش و عاشق پیشه ای هستند. راستی! آن دوست مشترک همنام من است. مهرو ...

 🦢 هلی آ

 

شماره‌ی اول/صفحه ده

20:58 1405/1/25 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من

یک فنجان سیاست بنوشیم...

آیا بلوک غرب در تفتیش عقاید شهروندان سایر ممالک با دول، ارگانها و افراد مربوطه همکاری دارد؟

عنوان به شدت صریح است و جواب متأسفانه بله است. مطابق اسنادی که توسط "نهاد بین‌المللی سکارنای من" جمع‌آوری شده بلوک غرب در تفتیش عقاید شهروندان سایر ممالک به طور مستقیم و غیرمستقیم نقش دارد. در لیست این کشورها نام یک کشور کمونیست نیز چند بار تکرار شده است.

بلوک غرب که برای دیگر سرزمین‌ها مدینه فاضله‌ی اندیشه و آزادی معرفی می‌شود در تفتیش عقاید، بایکوت و حتی معدوم سازی شهروندان متفاوت اندیش و آزاد در سایر ممالک با ارگان‌ها و افراد مربوطه اش همکاری دارد.

عجیب است که بلوک غربی که بر پایه‌ی مسیحیت استوار است فرضاً مسیحیان مخفی در سایر ممالک را اصطلاحاً لو می‌دهد. برای مثال بسیاری شهروندان متفاوت اندیشِ نیکو و آزاد در ایرانِ با غلبه‌ی شرع تشیّع دوازده امامی، که در فِرَق متفاوت می‌زیند با اقسام روش‌ها توسط بلوک غرب در سطوح مختلف سیاسی،فرهنگی ،اجتماعی ،هنری و ... اش  چه جمعی و چه فردی تفتيش و حتی ترور می‌شوند. گویی پیوندی نانوشته در پس تمام اختلافات در بوق و کرنا شده،  بین‌ دول، ممالک، عقاید و سیاست‌های مختلف وجود دارد که گاهی تا جنگ زرگری پیش میرود.

نکته۱: چرا در بسیاری موارد دادگاه‌های تفتیش عقاید خصوصاً در خاورمیانه به تهاجم رومیان شبیه است؟

نکته۲: آیا هدف بلوک غرب صرفاً جنگ به هر قیمتی ست یا نباید از ریشه ها، پیوندها و دسیسه های چندین قرنی و نفوذهای فرهنگی و جسمی و گسترش قارچی آنان در سایر ممالک غافل ماند؟

🖋به قلم سردبیر

 

شماره‌ی اول/صفحه یازده

20:54 1405/1/25 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من شیدا

چهره‌ای پیشتاز بشناسیم...

لیانا ساعتی کرباسدهی با نام مستعار رزالین شاعر و نویسنده‌ی کوچک ایرانی ست همچنین تنها فرزند دکتر اسماء دگلی فرهیخته ایرانی و سردبیر تنور است. این بانوی کوچک در ۳۱ شهریور ۱۳۹۵ ه.ش در رشت چشم به جهان گشود و به گفته‌ی خانواده‌ و اطرافیان جهان مادرش را دگرگون کرد.

مادر دردانه دخترش را همچون خود پرورد و نبوغ موروثی او را از ۴ سالگی به قصه‌گویی کشاند و در ۶ سالگی اولین کتابش به نام شهر گلها منتشر شد.

تا کنون ۹ کتاب در دو مجموعه‌ به نام‌های "پالی و پولی" و "قصه‌های من برای دوستان من" از لیانا(رزالین) ساعتی کرباسدهی این نویسنده‌ی کوچک منتشر شده است که توسط خودش تصویرگری و بازگرداندن به زبان انگلیسی نیز شده‌اند. خالی از لطف نیست بدانیم لیانای عزیز با مادرش در گروه صوتی_هنری نقل و قندان به گویندگی و صوتی سازی کتاب می‌پردازد و پادکست‌های هنری_فرهنگی تولید می‌کند.

در ادامه مصاحبه‌ی کوتاهی با این نابغه کوچک خواهیم داشت که توانایی‌های خاصش را در کودکی و معصومیت بروز می‌دهد.

_شما به موسیقی و نقاشی هم میپردازید و علاقمندید اما نه به اندازه‌ی نوشتن.

_بله اما من از نقاشی شروع کردم و سبک خودم را در این هنر دنبال‌ میکنم که به کمیک نزدیک است. مامان نقاشی‌های روی بومم را در سبک اکسپرسیونیسم می‌داند و درموردشان از من می‌پرسد حتی علت انتخاب رنگهایم را.

_پس مادرتان همه کاره زندگی شما ست.

_بله من همه چیز را مدیونش هستم و میخواهم مثل او باشم.

_همین سبک را در انیمیشن سازی و بازی‌سازی هم دنبال کردید.

_بله. از استیک من بازی دوران کودکیم یادش گرفتم.

_رنگ و حیوان مورد علاقه‌تان چیست؟

_صورتی و پاندا.

_شما کودک سختی نیستید و مادرتان همیشه می‌گوید می‌خواهد کودکی کنید و از انتخابتان معلوم است.

_بله من بازی در کوچه و با گربه‌های مادربزرگم را خیلی دوست دارم و مامانم مانع من نمی‌شود.

_پس به حیوانات علاقمندید.

_بله من خرگوش، عروس هلندی، موش و جوجه داشته ام.

_موش؟

_بله. در اتاقم بود و من به او غذا میدادم اما مامان فهمید و خیلی خندید و بیرونش کرد.

_بهترین دوست شما کیست؟

_ملینا که دیگر نیست و رفته است.

_فکر کردم بگویید مادرم!

_نه او می‌گوید با همسالان خودت باش. اما با بابا رابطه‌ام بهتر است.

_جدی؟

_بله. مامان خیلی وقتها سرش شلوغ است و وقت ندارد اما خوب است که باشد اگر نباشد گلویم میگیرد.

_غذای مورد علاقه‌تان؟

_مرغ سوخاری.

_مامان را در یک جمله تعریف کن.

_مامان شبیه رنگ طلایی ست. مثل کانگورو هم است. مو فرفری زیبا.

_شد سه تا.

_بله.

_از آینده‌ات بگو.

_دوست دارم نقاش و آشپز باشم. هر دو را خیلی دوست دارم.

_سپاسگزارم از همصحبتی با شما فرهیخته کوچولو.

با آرزوی سلامتی برای این دختر و مادر هنرمند  لیانا ساعتی کرباسدهی و دکتر اسماء دگلی مصاحبه را با این چهره‌ی نوظهور ادبی_فرهنگی به پایان میبرم.

🐝گزارشگر شیدا

شماره‌ی اول/صفحه دوازده

20:45 1405/1/25 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من هیرام

دانسته‌هایمان را به روز کنیم...

ناسا عکسی را از منظومه «آلفا قنطورس» منتشر کرده که نزدیک‌ترین منظومه ستاره‌ای به خورشید است.

 «آلفا قنطورس»(Alpha Centauri) نزدیک‌ترین منظومه ستاره‌ای به خورشید است. از بین سه ستاره این منظومه، کم‌نورترین آنها موسوم به نام «پروکسیما قنطورس»(Proxima Centauri) نزدیک‌ترین ستاره است.

 ستاره‌های درخشان آلفا قنطورس A و B یک منظومه دوتایی نزدیک را تشکیل می‌دهند زیرا تنها ۲۳ برابر فاصله زمین تا خورشید از یکدیگر فاصله دارند که کمی بیشتر از فاصله بین اورانوس و خورشید است.

منظومه «آلفاسیستم»(Alphasystem) در بسیاری از مناطق نیم‌کره شمالی قابل مشاهده نیست. آلفا قنطورس A که به عنوان «Rigil Kentaurus» نیز شناخته می‌شود، درخشان‌ترین ستاره صورت فلکی قنطورس و چهارمین ستاره درخشان در آسمان شب است.

آلفا قنطورس A یک ستاره از نوع مشابه خورشید ماست و اکنون پروکسیما قنطورس یک سیاره فراخورشیدی به نام قنطورس B دارد که به طور قطع قابل سکونت است. بعبارت بهتر در لیست قابل سکونتها قنطورسB نزدیک‌ترین سیاره، با فاصله‌ی تنها ۴سال نوری، به زمین است.

🌠نقل از ناسا

🐺توسط هیرام

شماره‌ی اول/صفحه سیزده

20:39 1405/1/25 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من پندون

پند بیاموزیم...

زاغکی قالب پنیری دید
به دهان برگرفت و زود پرید
بر درختی نشست در راهی
که از آن می‌گذشت روباهی
روبه پرفریب و حیلت‌ساز
رفت پای درخت و کرد آواز
گفت به به چقدر زیبایی
چه سری چه دُمی عجب پایی
پر و بالت سیاه‌رنگ و قشنگ
نیست بالاتر از سیاهی رنگ
گر خوش‌آواز بودی و خوش‌خوان
نبودی بهتر از تو در مرغان
زاغ می‌خواست قار قار کند
تا که آوازش آشکار کند
طعمه افتاد چون دهان بگشود
روبهک جست و طعمه را بربود
🍁سروده‌ی شاعر فرانسوی قرن هفدهم ژان دو لافونتن و بازگردان حبیب یغمایی

🐭توسط پندون


 

شماره‌ی اول/صفحه چهارده

20:33 1405/1/25 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من

آشپزی کنیم و لذت ببریم...

نام این حلوا "هموطن" است. وقتی می‌پختمش به یاد کشته‌شدگان جنگ بودم و قلبم برای همه‌یشان فشرده بود چه ایرانی، چه آمریکایی و چه اسرائیلی.
جنگی که نه لازم بود پیش بیاید و نه باید پیش می‌آمد و بیشتر به فریبی قدرتمند شبیه است. دامی برای مهاجم! گویی دست تقدیری ست که انتقام می‌گیرد. همان یک کشته‌ اول از ایالات‌متحده آمريکا این زنگ را در ذهن من به صدا درآورد. موضوعیت ایران و بطور کلی خاورمیانه جدا و متفاوت است. ما ملت شهادتیم، ما پارتیزانیم، ما ساکنان خاورمیانه پرتلاطمیم، بی‌ثباتی ثبات ماست، تحول زندگی ماست، ما خیلی زود دلزده می‌شویم و حوصلیمان سر میرود، ما به راحتی پذیرای نویی هستیم و حتی سراغش میرویم. بر عکس آنها، آنها که به ما حمله کردند که به ما ببازند! بنیان آنان بر ثبات است و این‌بارهم به راحتی فریب ما را خوردند و پیش آمدند. تا کنون کودکانی را دیده‌اید که بزرگتر را عصبانی می‌کنند و خندان کتک می‌خورند و می‌روند پی کارشان؟ و قبح عمل برای بزرگسال میماند؟ 
خلاصه که این‌ جنگ از آن اتفاقاتی ست که باید جلویش گرفته می‌شد و نشد. از آن دست حوادثی که عقل را از تمدن ناامید می‌کند و به توحش میدان می‌دهد. زیستن در حیات وحش همیشه زیبا نیست و در واقع مشقاتش زیاد است.
آرد، آب، روغن و شکر همگی با هم مخلوط می‌شوند و محلول حاصل روی حرارت هم زده می‌شود تا وقتی که قوام بیاید و در تابه جمع شود و به دست نچسبد.
در ظرف کشیدم و صافش کردم و با شيره‌ی انگور تزئینش کردم.
دونالد تو سوختی!
🖋به قلم سردبیر


 

شماره‌ی اول/صفحه پانزده

20:27 1405/1/25 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من

نقاط ضعف فرهنگی را به چالش بکشیم...

سالانه توسط بسیاری از مراکز مد و زیبایی و یا بنیادهای مشابه در بلوک غرب لیستهای صد یا چند انتخابی از زنان زیبای جهان ارائه می‌شوند. داورانی که نه آنها را می‌شناسیم و نه متدهایشان بیان یا بررسی می‌شوند برای جهان و جهانیان تصمیمی در راستای سلیقه‌ی شخصی می‌گیرند!

گذشته از اینکه این عمل به شدت ضد انسانی و نقض حقوق بشر و خصوصاً زنان است می‌تواند به وضوح در رده‌ی ترور سرد جای بگیرد.

بعلاوه هر انسانی زیبایی‌های خودش را دارد و فی الواقع هیچکس از دیگری زیباتر نیست خصوصاً زنان که هر زنی در نوع خودش زیبا و حتی زیباترین است پس قبح این عمل واضحتر می‌گردد.

در کنار آن این نیز غیر قابل کتمان و چشم پوشی ست که قائل شدن به مفهوم زیبایی برای موارد اسپشیال، زشتی را نیز به طبع خود برای غیر اسپشیالها می‌رویاند که این موضوع به حدی شرم آور، سطحی، بیمار و حتی مجرمانه است که غیرقابل جبران است.

شاید بسیاری زنان قدرت یا پشتوانه‌ی این را نداشته باشند که از حدود زیبایی خود دفاع کنند آیا این منطقی و انسانی ست که زیر چرخدندههای قدرت با مردان و زنان هوسبازش له شوند چون توان درک زیبایی‌های آنها وجود ندارد و یا منفعتی در پی ندارد؟

 اینکه زنی مورد پسند فردی نیست و زن دیگری هست صرفاً یک سلیقه‌ی شخصی ست. سلیقه‌ی فردی آن هم در زمینه‌ی زیبایی از میزان غلبه‌ی عاطفی و جنسی نشئت می‌گیرد. یعنی هرکس محدوده‌ی اختصاصی گزینشی به نام سلایق شخصی خود دارد که آن نیز بنابر توان جنسی و عاطفی او ست. بیان عمومی این مهم در صورتهای تحمیلی و برتری جویی در نظام عقلمندی، انسانی، حقوقی و مدنی مردود است همچنین در فرهنگ ایرانی بسیار نکوهش می‌شود و فعلی ناپسند محسوب می‌گردد.

وقت آن رسیده کور بودن صاحبان قدرت و تاثیرگذارن در این لاابالی گری بین‌المللی آن هم در حیطه‌ی زنان مرتفع شود و درمانشان سریعتر انجام پذیرد.

دهشناکی این فعل وقتی واضحتر می‌گردد که در زندگی شخصی و روزمره‌ی افراد بسیاری تأثیر مستقیم می‌نهد و تا جا به جا کردن مرزهای جنایت پیش میرود.

جالبتر این جاست که این داوران، دست اندر کاران و منتخبین آنها بعنوان حامیان حقوق زنان شناسانده می‌شوند!

گاهی ابعاد جنایات سیستماتیک بین المللی به حدی وسیع و جا افتاده و پرقدرتند که مغز از فکر کردن به آنها سوت می‌کشد.

یکی از سموم مهلک بلوک غرب همین مسئله‌ی تعیین ملاک‌های زیبایی، انتخاب زنانی تحت عنوان زیبا و نشر حداکثری آن است که زندگی‌های بسیاری را تحت تاثیر منفی خود قرار میدهد.

یادمان نرود آنکس که می‌کشد یکبار جنایت می‌کند و آنکس که زنده نگاه می‌دارد تا تغذیه کند هزاران بار.

هرگونه حمایت از این رویه ی فاسد من را به یاد کلام آن فاجر تاریخی می اندازد که می‌گفت دندونش قشنگه! شاید بتوان محاسنی مانند سودآوری مالی و یا درمان‌های کوتاه مدت در این‌گونه افعال دید اما به زیان آن نمی‌ارزد. از این رو مشمول سفسطه زیبایی دندان سگ گندیده میشود.
بسیار باعث تأسف است.

🖋به قلم سردبیر

 

شماره‌ی اول/صفحه شانزده

20:17 1405/1/25 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من مادمازل نجوا

زیبایی در منزل...


داشتن پوست و موی سلامت و در کنار آن بهره‌مندی از تنوع جزء لاینفک زندگی افراد پر انرژی ست. اغلب ما دوست داریم سلامت، بشاش و زیبا باشیم و در کنار آن یکنواختی را از خود دور کنیم. در ادامه چند رنگ موی طبیعی و سالم بر پایه‌ی حنا آموزش داده خواهد شد که تنوع و سلامت را به ارمغان خواهند آورد.
حنا به تنهایی رنگ موی قرمز آتشین می‌آفریند. کافی ست با آب داغ مخلوط شود و خمیر حاصله در ظرف پلاستیکی در بسته رها شود تا از حرارت بیوفتد و بصورت گرم به موها آغشته شده و سی دقيقه بعد شسته شود.
و اما رنگ موهای متنوعتر که با دستور بالا خمیرشان تهیه شده و استفاده میشود عبارتنداز:
لبو+حنا= رنگ شرابی
قهوه+حنا= رنگ قهوه‌ای بلوطی
زردچوبه+حنا= رنگ بلوطی طلایی
چای+حنا=رنگ بلوطی شرابی
وسمه+حنا= رنگ قهوه‌ای شرابی
طیفهای گوناگون بلوطی زیر نور خورشید و سایر انوار پر قدرت درخشندگی و تنوع ویژه و خیره کننده‌ای دارند که با حنا می‌توان به آن رسید. به این دست رنگ مو در زبان بومی "بور" گفته می‌شود که طیفهای مختلف بلوطی از طلایی گرفته تا شرابی، آتشین و قهوه‌ای را شامل می‌شود و پایه‌ی غالب رنگ موی ايرانيان است.

از حنا می‌توان جهت تراپی مو نیز استفاده کرد. خصوصاً اگر بعد از حناگذاری ساقه‌های مو به کمی روغن نارگیل آغشته شوند.
👱‍♀️به کوشش مادمازل نجوا

 

شماره‌ی اول/صفحه‌ هفده

19:37 1405/1/25 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من آرشاد

ترفندهای تغذیه‌ای بیاموزیم ...


پوست مرکبات پایه‌ی خوشمزهترین تنقلاتند اگر به درستی استفاده شوند. در ادامه روشی بهینه در استفاده از این ماده‌ی ارزشمند ارائه‌ خواهد شد.
پوست مرکبات جدا شده و شسته و خشک می‌گردد سپس خلالی خورد می‌شود. بعد از آن با آب و چوب دارچین روی حرارت میرود تا بجوشد. بعد از دو دقیقه جوشیدن از روی حرارت برداشته شده و به مدت ۲۴ ساعت رها می‌شود.
خلالهای پخته آبکش شده و خشک می‌شوند و در مخلوط شکر، جوهر لیمو و نمک غلتانده می‌شوند.
این پاستیل ترش و شیرین و شور غنی از فیبر، ویتامین سی و روغن معجزه‌گر نرولی ست که نشاط‌آور نیز بوده و برای افرادی که دارای اضافه وزن هستند و یا در رژیم‌های کاهش وزنند تجویز ویژه می‌شود.
می‌توان آب حاصل از آبکشی خلالها را بصورت تونر روی موها پاشید یا در وان ریخت و با آب مخلوط کرد و با این محلول غنی و خوشعطر استحمام نمود.
🦎به کوشش آرشاد 

شماره‌ی اول/ صفحه هجده

18:43 1405/1/25 | Powerful
اسماء دگلی ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من

دادخواه باشیم...

 

🌐 بیانیه‌ی دادخواهی
داد شده توسط  نهاد بین‌المللی سکارنای من با نام بین‌المللی 
My Sekarna International Organization 
و به اختصار MSIO
به مديريت خانم دکتر اسماء دگلی

با موضعیت اعتراض و خواهش بررسی سبب جوایز، جایگاه‌ها و عناوین مختلف جهانی

MSIO به استحضار می‌رساند در خصوص جوایز، جایگاه‌ها و عناوین مختلف جهانی خصوصاً در زمینه‌های همگانی و غیر تخصصی با تأثیرگذاری عمومی و شدید برای مثال و علی‌الخصوص در بستر صلح جهانی و محیط زیست (فرضاً و علی الخصوص جایزه‌ی صلح نوبل) داعیه‌ی دادخواهی دارد.
MSIO معتقد است و تأکید دارد مؤسسات مربوطه موظفند معیارها و اسباب انتخاب موارد برتر و مدنظرشان را شفاف سازی شده و با قابلیت پذیرش و قانع‌کنندگی جهانی و بصورت همگانی ارائه دهند.
صلح جهانی به معنای پذیرش عقیده‌ی عده‌ای خاص نیست بلکه مقوله‌ای ست که باید منفعت، حقوق و توان همگان در آن در نظر گرفته شده، قائل به دخل بوده و طی آن اجحاف صورت نگیرد.
مطابق بررسی‌های MSIO متأسفانه تا کنون این مهم صورت نگرفته است و فرد یا افرادی را در این خصوص مهم بین‌المللی دچار شک و شبهه، سوءظن و بی اعتمادی کرده است که این خود زنگ خطر بزرگی برای صلح جهانی ست.
بی‌اعتنایی مراکز مربوطه به اعتراضات گذشته این نقطه‌ی سیاه عظیم را عمیقتر و پررنگ‌تر کرده و تا مرز غیر قابل جبران پیش برده است‌. امید است طی این دادخواهی این مهم بررسی شده و بدان ترتیب اثر داده شود.
لازم به ذکر است این نهاد دادخواه چرایی عدم تعلق جوایز، عناوین و جایگاه‌های صلح جهانی به مدیریت خود یعنی خانم اسماء دگلی بنابر فعالیتها، منش و رفتار ایشان در قبال مسائل جهانی و قیاس با افراد منتخب است.
نهاد بین‌المللی سکارنای من خواستار توقف سهل انگاری، فریب و اجحاف در زمینه‌ی مزبور خصوصاً در حیطه‌ی صلح جهانی ست.
به امید دنیایی بهتر
هیچ نمی‌ماند جز مهر🌱
اسماء دگلی (هلی آ/آی هو) مؤسس، مدير و ناظر اصلی نهاد بین‌المللی سکارنای من



 

شماره‌ی اول/صفحه‌ نوزده

18:31 1405/1/25 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من ماندانا

در پیرامونمان قرار یابیم...

دیزاین خود و پیرامون می‌تواند اثری شگرف در شخصیت بیافریند. دگرگونی، تکامل و ثبات از موهبتهای ایجاد استایلند. تنوع همیشه بد نیست و اگر به درستی به کار گرفته شود در ایجاد تیپ مطلوب نقطه‌ی قوت است. در این شماره از دکورزنی استونال سخن می‌گوییم.

رنگهای آرام و حدالامکان تیره و نزدیک به هم در اشکالی ساده و کم کنج با زیورات محدود به همراه رعایت اصل لزوم می‌توانند دکور استونال ایجاد کنند. در کلام ساده این دکور به خلوت و تیره، آرام و بسته، کافی و لازم نیز تعبیر میشود.

دکور استونال مناسب اذهان پرتشویش، پرفکر و پرمشغله است و به سبک مینیمال نزدیک است. همچنین می‌توان آن را مینیمال بزرگسال نامید.

از استونال ماتیدگی، عدم خودنمایی، خودگرایی محض، بی‌دغدغگی، غرور، ثبات، سردی، خشکی و... استنباط می‌شود.

شلوارهای راسته با خط اتو، کیفهای مکعبی، پیراهن‌های ساده و تک رنگ، کفش‌های کوتاه پاشنه در پوشش، در کنار محیط کار و منازل خلوت با وسایل لازمه، بدون زرق و برق، گرانقیمت و مدرن در کنار شخصیت ماشینی از نمونه‌های استونال استايل هستند.

🏵به کوشش ماندانا

0 نظر
جستجو
درباره

نهاد بین‌المللی سکارنای من در سال ۲۰۲۰ با رویکردی متفاوت و کارآمدتر از گذشته به جهان، توسط دکتر اسماء دگلی(هلی آ/آی هو/هیاهو) بنیان شده است. اسماء دگلی سردبیر کنونی "ماهنامه تنور" نیز بوده و تنور تیم متشکل از سیزده عضو فعال و زبده‌ بین‌المللی ست.

دفتر مرکزی《نهاد بین‌المللی سکارنای من》،《ماهنامه تنور》و سایر فعالیت‌های علمی_پژوهشی_فرهنگی_هنری_حقوقی_مدنی_سیاسی_محیط‌زیستی_عقیدتی_نیکوکاری وابسته‌ به نهاد بین‌المللی سکارنای من، در ایران_گیلان_رشت واقع است.

تنور زندگیتان همواره گرم و روشن.

هیچ نمی‌ماند جز مهر🌱

☎️ ۰۱۳۳۲۱۱۶۷۸۰ ، ۰۹۳۳۶۳۳۰۰۲۵

📧 https://t.me/Looklookiii

📮 ایران، گیلان، رشت، بلوار گلسار، خیابان ۱۰۴ ****

📩 Dr.asmadagali@gmail.com 

نویسندگان